طبقه‌بندی تحول‌خواهان پزشکی جدید با تأکید بر طب اسلامی

دکتر سید محمد تقی موحد ابطحی

مقدمه

مروری بر تاریخ پزشکی نشان از تحولات مدام پزشکی دارد. گزارشات تاریخی وجود طب گیاهی، جراحی و سوزنی، دعائی و … در تمدن بابل، مصر، یونان، هند و چین باستان از حدود 2-3 هزار سال پیش از میلاد به این سو دارد. در ایران باستان نیز پیشگیری از بیماری، گیاه درمانی، جراحی و روان درمانی دعایی و قوانین مربوط به پزشکی وجود داشته اند.
دین اسلام برای سلامت و علوم مربوط به آن اهمیت قائل شد و در آیات و روایات اهل بیت (ع) مطالب بسیاری در این زمینه بیان گردید. در نهضت ترجمه قرون 2-3 هجری به واسطه توصیه اسلام به سلامتی بدن و علم پزشکی، متون پزشکی شرق و غرب جهان اسلام به عربی ترجمه شد. همچنین در قرن سوم تعداد زیادی کتاب با عنوان کتاب الطب توسط اهل حدیث نگاشته شد. دانشمندان اسلامی پس از شرح متون طبی، تحقیقات خود را در این علم آغاز کردند که به نوآوری هایی در این عرصه انجامید، که البته بسیاری از آنها تحت الشعاع جریان غالب و پزشکی جدید قرار گرفت. الحاوی رازی و قانون بوعلی در قرن 3 و 4 بزرگ ترین دایره المعارف های پزشکی تدوین شده در جهان اسلام بودند.
در جریان نهضت اول ترجمه در اروپا، یعنی قرون 12-13 میلادی، متون علمی جهان اسلام از جمله متون پزشکی به زبان لاتینی ترجمه شد و تا چندین قرن جزء اصلی¬ترین منابع درسی در این رشته بود. با آغاز نهضت دوم ترجمه اروپا، یعنی قرون 14-15 و به دنبال آن رنسانس قرن 16، شاهد دو جریان عقل¬گرایی و تجربه-گرایی قرن 17 و 18 هستیم که همراه است با دوره انقلاب علمی قرن 17 و عصر روشنگری قرن 18. همسو با شعار کلیدی اصحاب روشنگری، یعنی جرأت دانستن داشته باش، پزشکان از شرح متون کلاسیک پزشکی فراتر رفته و تحقیقات جدیدی را در این عرصه آغاز کردند که محصول آن پدید آمدن پزشکی نوین در قرن 19 است. اختراع ابزارهای جدید از جمله میکروسکوپ زمینه کشف میکروب¬ها به عنوان عامل بیماری و به دنبال آن واکسن¬های مختلف را به همراه داشت. با کشف خاصیت رادیو اکتیو شیوه جدیدی برای تشخیص بیماری پدید آمد. با کشف هورمون¬¬ها و ژن¬های مختلف تحلیل دیگری درباره منشأ بیماری¬ها و نحوه درمان آن مطرح گردید. لیزر و انرژی هسته¬ای و … در فرایند درمان به کار گرفته شد. پیشرفت سریع پزشکی در قرن 20 زمینه پیدایش گرایش¬های تخصصی در تشخیص و درمان شد. تخصص قلب، غدد، اعصاب، عفونی، ریه، سرطان، جراحی، پرتو درمانی، شیمی درمانی و … که هر کدام از آنها مجددا به شاخه¬های تخصصی دیگری تقسیم می¬شوند و … که در مجموع از آنها تحت عنوان طب جدید یا مدرن یاد می¬کنیم.
آشنایی با تحولات جدید پزشکی در ایران از دوره صفویه آغاز شد و در دوره زندیه و افشاریه ادامه یافت. اما به صورت نظام¬مند در دوره قاجاریه اولین کلینیک پزشکی (1213)، اولین بیمارستان آموزشی (1233)، اولین کالج پزشکی (1257) در ارومیه و بخش مستقل طب مدرسه دارالفنون و سپس تعداد زیادی بیمارستان در تهران بر مبنای تحولات جدید پزشکی در غرب به خصوص فرانسه تأسیس شدند.
همزمان با رواج پزشکی جدید، از جهات مختلفی این نظام جدید پزشکی با نقدهای چندی روبرو شد: ناتوانی در درمان برخی بیماری¬ها، تشخیص¬ و درمان¬های نادرست، هزینه¬های زیاد تشخیص و درمان، بازگشت بیماری پس از درمان، عوارض ناشی از درمان، تجاری سازی پزشکی، مافیای پزشکی و …
این نقدها با دو گونه واکنش مواجه شد:
الف) جریان غالب پزشکی پاره¬ای از این مشکلات را ناشی از جدید بودن برخی روش¬های تشخیصی و درمانی معرفی کرد که با تخصیص بودجه و توسعه تحقیقات پزشکی این مشکلات قابل رفع یا کاهش است. بخشی دیگر از مشکلات را هم نه ناشی از اصول و روش¬های تشخیص و درمان جدید، بلکه ناشی از عدم رعایت اخلاق توسط پزشکان و نگاه تجاری داشتن به بیمار و بیماری و … دانستند و معتقد بودند که با تدوین اخلاق و حقوق پزشکی و … می¬توان بر این مشکلات غلبه کرد.
ب) در مقابل این جریان غالب، جریان¬های دیگری در عرصه پزشکی ورود یافتند که مشکلات پزشکی جدید را مشکلاتی در ساختار، اصول و روش¬های حاکم بر علم پزشکی می¬دانند و تحول در پزشکی رایج را دنبال می¬کنند و می¬کوشند تا سلطه (هژمونی) پزشکی غالب را از بین برده و جایی برای جریان¬های تحول خواه پزشکی در این زمینه پدید آورند. یکی از این جریان¬های تحول¬خواه قائلین به طب اسلامی هستند. جریان¬شناسی تحول¬خواهان پزشکی؛ با تاکید بر طب اسلامی مأموریتی است که این مقاله بر عهده دارد.

مطالب مرتبط