نوسازی اجباری در خاورمیانه (2)

مقاله حاضر برگرفته از فصلنامه راهبرد شماره 39 بهار 1385 می باشد که به قلم دکتر حسن حسینی نگاشته شده است. بخش دوم این مقاله تقدیم می گردد.

3- اجبار – اجماع- اقناع یا بالعکس
تغییر و دگرگونی در جهان اسلام و خاورمیانه از منظر هر دو رویکرد در دو سوی آتلانتیک به عنوان امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر به رسمیت شناخته شده، اما روش و ابزارهای آن محل مناقشه و اختلاف می‌باشد:

3- 1- اتحادیه اروپا+ نولیبرالیستها و واقع‌گرایان در آمریکا: روش اقناع- اجماع- اجبار
در این رویکرد تأکید بر قدرت نرم و توان ایجاد اقناع و اجماع به منظور القای اجبار و ضرورت تغییر می‌باشد. اولویت بخشیدن به گفتمانهای لیبرالیسم اجتماعی و سکولاریسم فرهنگی و هویتی در این روش اروپایی به عنوان یک ضرورت برای متقاعد ساختن جوامع از طریق تغییر در ذائقه‌ی فرهنگی و هویتی سنتی مطرح می‌شود. این همان رویکردی است که تحت عنوان فرآیند قاعده- القاعده در کتاب «طرح خاورمیانه بزرگ‌تر: القاعده و قاعده در راهبرد امنیت ملی آمریکا (1383) از آن یاد شده است.»]6[

3- 2- نومحافظه‌کارانه در آمریکا، جریان لیکود در اسراییل و صهیونیستهای اروپایی: اجبار- اجماع- اقناع
تغییر از طریق اجبار و مدرن‌سازی و دموکراسی‌سازی غیرداوطلبانه با تأکید بر حوزه‌ی سیاست در این روش و رویکرد مبنا قرار می‌گیرد. خاورمیانه به نحو خاصی با تأکید بر جهان عرب و کشورهای اسلامی به شکل عام باید از طریق فشار و اجبار نسبت به امر تغییر و دگرگونی اقدام نماید.
این جریان نومحافظه‌کارای در اوایل قرن 21 در عین حال دارای سوابق دیرینه‌ی تاریخی در فرهنگ و تمدن غربی است و از اصول زیر نشئت گرفته است.
1. نظریه‌ی امپراتوری خیرخواه لیبرالیستی؛
2. نظریه‌ی علل عقب‌افتادگی جهان اسلام و عرب (نومحافظه‌کاران) و
3. نظریه‌ی دموکراسی‌سازی اجباری و غیردواطلبانه (امپریالیسم دموکراتیک)

3- 2- 1- نظریه امپراتوری خیرخواه لیبرالیستی
پس از حوادث 11 سپتامبر دو تصمیم‌ساز و متفکر انگلیسی به نام‌های رابرت کوپر مشاور ارشد تونی‌بلر و نیال فرگسون، استاد تاریخ دانشگاه هاروارد درحال حاضر، بار دیگر نظریه‌ی امپراتوری خیرخواه لیبرالیستی را برای ایالات متحده آمریکا مطرح ساختند. جالب این است که این دو نظریه‌پرداز انگلیسی با الهام و الگوبرداری از سیاست امپراتوری بریتانیا در طول قرون گذشته به دولت نومحافظه‌کاران در ایالات متحده آمریکا توصیه و پیشنهاد نمودند که همانند امپراتوری انگلیس در قرون 17،18 و 19 میلادی باید در قالب یک امپراتوری لیبرالیستی خیرخواه در قرن 21 عمل نماید. متفکرین یهودی نومحافظه‌کار و همگرا و همسو با حزب لیکود در اسرائیل نیز در آمریکا بر همین نگاه اصرار و تأکید ورزیدند.
در سال 2002، مرکز سیاست خارجی(10) در انگلستان کتابی را به قلم ایهود باراک و مارک لئونارد تحت عنوان «نظم جدید جهان: آثار بلندمدت 11 سپتامبر» (2002)]7[ منشر ساخت. در این کتاب یکی از دیپلماتهای ارشد انگلیسی که نظریات او مبنای سیاست‌گذاری دولت تونی‌بلر قرار می‌گرفت در مقاله‌ای تحت عنوان «دولت پسامدرن»(11) نوشت: عصر حاکمیت مطلق دولتهای ملی به سرآمده و به منظور مقابله با بحرانهای موجود در جهان پس از جنگ سرد و 11 سپتامبر لازم است غرب و ایالات متحده آمریکا شخصاً در قالب یک امپراتوری لیبرالیستی خیرخواهانه در امور داخلی کشورهای ضعیف و در حال فروپاشی که آنها را «دولتهای ماقبل مدرن»(12) می‌نامند مداخله و به شکل اجباری اجماع لازم برای اقناع عمومی را به وجود آورد. کوپر در این مقاله که در 9 آوریل 2002 در نشریه‌ی آبزرور در انگلیس نیز منتشر شد بر یک «امپریالیسم جدید لیبرالی» تأکید ورزیده است.]8[
در همین سال، نیال فوگسون، استاد تاریخ (سابق در دانشگاه نیویورک) دانشگاه هاروارد، در کتابی تحت عنوان «امپراتوری: فراز و فرود نظم جهانی انگلیسی و عبرتهای آن برای قدرت جهان (2002) به دولت نومحافظه‌کاران در آمریکا پیشنهاد نمود که به منظور استقرار و استمرار یک نظم نوین جهانی باید همانند امپراتوری آنگلوساکسون قرون 19 و 18،17 در قرن 21 در نقش یک امپراتوری لیبرالیستی ظاهر گردد.]9[
در همان سال در آمریکا ماکس‌بوت در کتابی تحت عنوان «جنگهای وحشی صلح: جنگهای کوچک و قراز قدرت آمریکا» (2002)]10[ همین امر را به دولت نومحافظه‌کاران در کاخ سفید توصیه نمود. بوت که عضو هیئت سردبیری روزنامه وال استریت ژورنال بوده و در شورای روابط خارجی و در روزنامه لوس‌آنجلس تایمز نیز اقدام به نشر دیدگاه‌هایش می‌نماید در این رویکرد با ویلیام کویستول، سردبیر هفته‌نامه نومحافظه‌کاری و بکلی استاندارد و مفسر شبکه‌ی نومحافظه‌کار فاکس نیوز، همسو و همفکر بود.
اساس تفکر و اندیشه‌ی این مجموعه بر همان رویکرد «مسئولیت مردان سفیدپوست (13) برای متمدن‌سازی جهان وحشی و عقب‌افتاده در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین شکل گرفته است. آمار تیاسن، استاد اقتصاد و فلسفه دانشگاه هاروارد، در مقاله‌ای که در شماره‌ی مارس- آوریل سال 2006 فصلنامه‌ی فارین افرز، ارگان شورای روابط خارجی، تحت عنوان «مرد بدون برنامه» به چاپ رسانیده در نقد کتاب جدید ویلیام استرلی تحت عنوان «مسئولیت مردان» سفیدپوست: چرا تلاشهای غرب برای کمک به دیگر نقاط جهان بسیار کم بهره بوده و بسیار زیاد ضرر به بار آورده است(2006)]11[ به این نگاه و رویکرد اشاره نموده است. در شعری که تحت عنوان مسئولیت مردان سفیدپوست در سال 1899 توسط فردی به نام رودیارد کیپلینگ منتشر شد، نوسازی و دموکراتیزه کردن فیلیپین در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 توسط ایالات متحده آمریکا مورد تأکید قرار می‌گیرد. یکی از بندهای این شعر چنین است:
Take Up the White Man’s Burden
The Savage Wars of Peace
Fill Full the Mouth of Famine
And Bid the Sickness Cease
مسئولیت مردان سفیدپوست را بر دوش بگیر
جنگهای وحشی صلح
دهان قحطی را پرکن
و بیماری را متوقف نما

عبارت جنگهای وحشی صلح که عنوان کتاب ماکس بوت در سال 2002 بود از همین شعر گرفته شده و بدین معناست که فیلپین و مستعمرات اسپانیا در امریکای لاتین و اقیانوسیه که پس از جنگ به تسخیر آمریکا درآمد، اینک نیازمند متمدن‌سازی و نوسازی است. الگوی نوسازی اجباری و استبدادی براساس همین رویکرد و اندیشه‌ی مسئولیت مردان سفیدپوست شکل گرفته است (متن کامل شعر در کتاب طرح خاورمیانه بزرگ‌تر: القاعده و قاعده در راهبرد امنیت ملی آمریکا در صفحات 86 الی 88 آمده است). در قالب این رویکرد مسئولیت مردان سفیدپوست است که متفکرین انگلیسی و آمریکایی امپریالیسم و امپراتوری لیبرالیستی خیرخواهانه و نیکوکار را مطرح و مورد تأکید قرار دادند.] 12[

3- 2- 2- نظریه‌ی علل عقب‌افتادگی جهان اسلام و عرب
برنارد لوئیس که در خانواده‌ای یهودی در انگلیس متولد شد در دوران جنگ جهانی دوم افسر اطلاعاتی در ارتش انگلستان بود و از سال 1938 به عنوان استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه لندن کار خود را آغاز نمود و تا سال 1974 در این دانشگاه لندن کار خود را آغاز نمود و تا سال 1974 در این دانشگاه باقی ماند. اما سپس به دانشگاه پریسنتون در آمریکا نقل مکان نمود و تابعیت آمریکایی دریافت نمود و تا سال 1986 در این دانشگاه مشغول به تدریس بود. وی حوادث 11 سپتامبر را در قالب نفرت جهان اسلام و عرب از حوزه‌ی تمدن غرب به دلیل عقب‌افتادگی و حقارت تفسیر نموده و به دولت نومحافظه‌کاران در قالب «دکترین لوئیس»(14) توصیه نمود در قالب یک امپراتوری خبر و نیکوکار لیبرالیستی به عراق حمله نمایند. چرا که تمدن دیرینه‌ی عربی در این کشور با آغوش باز دموکراسی تحمیلی آمریکا را در خواهد پذیرفت و این همان امپریالیسم لیبرالی و امپراتوری نیکوکار و خیرخواهانه لیبرالیستی است که در آغاز قرن 21 باید محور و مرکزیت عمل ایالات متحده آمریکا در استقرار و استمرار نظم نوین تلقی شود.]13[

3- 2- 3- نظریه‌ی دموکراسی اجباری و غیرداوطلبانه
ناتان شرانسکی (آناتولی شرانسکی) یهودی متولد اوکراین در سال 1948 که پس از تحصیل در رشته‌ی فیزیک و ریاضیات در سال 1973 به دلیل ممانعت از مهاجرت وی به اسراییل شهرت یافت. اما سناتور یهودی ایالات نیویورک هنری جکسون و دستیاران و مرتبطین با وی یعنی ریچارد پرل، الیوت آبرامز، داگلاس فایث، آبرام شولسکی و پل ولفوویتز (همگی از نومحافظه‌کاران یهودی که در دولت جورج‌بوش در مدیریتهای وزارت دفاع و شورای امنیت ملی در کاخ سفید مشغول به کار بودند) در دوران جنگ سرد موضوع ممانعت از مهاجرت شرانسکی و دیگر یهودیان به اسراییل را به عنوان عاملی در روابط ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی مطرح ساختند. در سال 1988 شرانسکی گروه مهاجرین یهودی روسیه را راه‌اندازی و در سال 1995 با تشکیل حزب افراطی به جریان لیکود پیوست. وی در سال 1996 به عضویت کنست (پارلمان اسراییل) درآمد و در دولت بنیامین ناتانیاهو از حزب لیکود وزیر تجارت و صنعت و در دولت باراک وزیر امور داخلی و در دولت شارون وزیر امور مهاجرین و بیت‌المقدس شد.
شرانسکی در کتاب خود تحت عنوان «دفاع از دموکراسی: قدرت ازادی برای غلبه بر استبداد و ترور»،]14[ تأکید می‌نماید که به منظور تضمین امنیت، ثبات و رفاه، اشاعه دموکراسی و آزادی در خاورمیانه و جهان اسلام امری ضروری و اجتناب‌پذیر است. بدون اشاعه دموکراسی غرب روی ثبات و امنیت را نخواهد دید. جورج‌بوش رئیس جمهور آمریکا کتاب شرانسکی را در سال 2004 مبنای سیاست خارجی داشته باشید کتاب شرانسکی دفاع از دموکراسی را بخوانید من این کتاب را برای مطالعه به مقامات دولتی و به ویژه به تصمیم‌سازان پیشنهاد می‌نمایم. کتاب کوتاه و خوبی است. این مرد یک قهرمان است.»]15[
شرانسکی در سال 2003 تأکید نمود که استقرار صلح و ثبات در گروه تشکیل یک دولت دموکراتیک فلسطینی است، اما شرانسکی آزادی را بر دموکراسی مقدم می‌شمرد و تأکید می‌نماید که بدون تغییر در فرهنگ اجتماعی و سیاسی جوامع برگزاری انتخابات و استقرار دموکراسی باعث سلب امنیت و ثبات خواهد شد. شرانسکی که در سال 2001 به عنوان قائم مقام نخست‌وزیر اسرائیل شناخته می‌شد، در سال 2005 در اعتراض به سیاست عقب‌نشینی شارون از سرزمینهای اشغالی استعفا نمود. در 5 مارس سال 2006 شرانسکی در مقاله‌ای تحت عنوان «آیا دموکراسی استبداد را پایان می‌بخشد» نوشت وی چندین سال قبل در نامه‌ای به شارون تأکید نموده بود که حداقل برای سه سال دیگر نباید در سرزمینهای اشغالی فلسطینی انتخابات برگراز نمود. چرا که دموکراسی بدون استقرار آزادی و لیبرالیسم اجتماعی و فرهنگی باعث سلب صلح، امنیت و ثبات خواهد شد. گروههای مبارز فلسطینی از طریق فرایندهای دموکراتیک مشروعیت یافته و باعث از میان رفتن آزادی خواهند شد.]16[
رویکرد و نگاه دموکراسی سازی اجباری و غیرداوطلبانه که در سال 2003 توسط محافل نومحافظه‌کاری و متفکرین فعال در این رویکرد مانند استانلی کورتز تحت عنوان «امپریالیسم دموکراتیک» مطرح شد نخستین الگوی خود را امپراتوری انگلستان در هند می‌داند و تأکید می‌نماید که ایالات متحده آمریکا مانند امپراتوری بریتانیا باید برای یک دوره‌ی زمانی با اشغال سرزمینی در قلب جهان عرب با رویکرد اجبار- اجماع- اقناع نسبت به نشر و حفظ آزادی و دموکراسی در خاورمیانه و شمال آفریقا اهتمام ورزد. کورتز تأکید می‌نماید جان استوارت میل از اندیشمندان لیبرالیسم نیز بر الگوی امپراتوری دموکراتیک لیبرالی انگلستان تأکید داشت که نباید قبل از تغییر الگو و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی در جوامع شرقی نسبت به برگزاری انتخابات آزاد و مشروع اقدام نمود، براین اساس، لیبرالیسم مقدم بر دموکراسی تلقی شده و بدون آزادی برگزاری انتخابات منجر به روی کار آمدن مخالفان آزادی خواهد شد.]17[

ادامه دارد …

منبع: فصلنامه راهبرد 1385 شماره 39، بهار
نویسنده : حسن حسینی

 

مطالب مرتبط