تقلید از غرب و عقب ماندگی شرق

یکی از عوامل مهم عقب ماندگی شرق، اقتباس نادرستی است که از تمدن کنونی غرب نموده اند. هر سرزمینی شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی خاص خود را دارد، و هر گونه تقلید از ممالک بیگانه، باید با شرایط محلی و فرهنگ بومی وفق داده شده و جنبه های سازگار آن با اجتماع مورد استفاده قرار گیرد. ‏
شرقی ها در اثر برخورد با پیامدهای انقلاب و رشد صنعتی غرب، نتوانسته اند ارزیابی صحیحی از فرآورده های تمدن غربی نمایند و از آن به طور عاقلانه و منطقی که با دانش علمی و هنجارهای جامعه خویش منطبق باشد اقتباس نمایند و این دنباله روی ها و تقلید غلط باعث نوعی اسارت و سردرگمی کشورهای شرقی گردیده است. ‏
تولیدات و صنایع غربی، اسباب راحتی و پیشرفت برای تولیدکنندگان خود هستند نه برای مصرف کنندگان نیازمند شرقی. مردمان شرقی یا اصلاً نباید صنایع غربی را به کشور خود راه می دادند یا می باید تلاش می کردند خود تولیدکننده محصولات صنعتی مورد نیاز باشند.
زیرا این اقتباس نادرست، ضربه بزرگی بر استقلال اقتصادی و فرهنگی این کشورها وارد کرده و آنها را به صورت یک عضو وابسته و انگل در نظام جهانی در می آورد. ‏
استعمار اقتصادی کشورهای شرقی در این نظام جهانی از آنجا شروع شد که این کشورها به ارز خارجی نیازمند شدند. خرید مصنوعات و کالاهای غربی که جزئی از زندگی جوامع شرقی شده، آنها را مجبور به تهیه ارز این کشورها کرد، زیرا غربی ها برای فروش کالاها و تولیدات خود، تنها پول خود را می شناسند و به این ترتیب شرقی ها مجبور شدند برای تهیه پول خارجی از طریق فروش مواد اولیه ومنابع پر ارزش خود به نازلترین قیمت، ارز مورد نیاز را تهیه کرده و به اصطلاح از این راه “ذخیره ارزی” برای خود فراهم سازند. ‏
از طرف دیگر صنایع وارده از خارج در جوامع شرق را می بایست کارشناسان و مهندسان غربی راهنمایی و اداره کنند.
این مسئله، پای کارشناسان غربی را که با هزار گونه تسهیلات و حقوق و مزایای اقتصادی و اجتماعی (قدرت، ثروت، احترام) همراه بود، به شرق گشود. پس از آن، پیشرفت صنایع، مسائل نظامی را نیز شامل می شد و به دنبال آن به خرید اسلحه های پیشرفته و مستشاران نظامی غرب وابسته شدند. ‏
کشورهای شرقی در ازای از دست دادن استقلال اقتصادی و فرهنگی (به خیال خود) جامعه ای صنعتی شده و توسعه یافته در عرصه جهانی برای خود ساخته اند.
در حالی که کوچک ترین قطعات یدکی این صنایع با هزینه های سرسام آور می بایست از خارج وارد شود و برای اداره و پیشبرد این صنایع، ناچار شدند جوانان شرق را راهی دیار غرب کنند تا تکنیک و اصول صنایع را یاد بگیرند.
ولی این جوانان پس از چند سال اقامت در این کشورها و استفاده از امکانات جوامع غربی، زندگی در این کشورها را بر زندگی به اصطلاح عقب مانده وطن خود ترجیح می دادند و بدین ترتیب، مغزهای توانا و به ثمر رسیده از ارزهای شرقی، کشور خود را از نظر ذخایر فکری فقیرتر، و غرب را غنی تر می ساختند. ‏
تا زمانی که شرقی ها خود تولیدکننده وسایل صنعتی مورد نیاز کشورشان نیستند، مجبورند از مصنوعات دیگران به کلی چشم بپوشند یا در استفاده از این صنایع، تقلید و اقتباس صرف را در نظر نگیرند بلکه این نوآوری و فرآورده های صنعتی را با شرایط بومی و محلی خود سنجیده و جنبه های سازگار را انتخاب نمایند. راه عملی تر این است که خود تولید کننده نیازمندی های صنعتی کشور خویش باشند.
با ایجاد تسهیلات و امکانات آموزش عالی برای جوانان و تلاش همه جانبه برای به کارگیری استعدادها و مغزهای فعال و توانا در عرصه های مختلف صنعتی و فناوری و حمایت دولت از این قشر، کشورهای شرقی نیز می توانند خود تولید کننده نیازهای صنعتی خود و دانش لازم برای آن باشند.

منبع: روزنامه رسالت

مطالب مرتبط