یک سال با دیپلماسى هسته‌اى

سال گذشته را در شرایطى آغاز کردیم که زمزمه تصویب قطعنامه تحریمى‌ دیگر ورد زبان غربى‌ها بود. رسانه‌هاى غربى که در نیمه دوم سال 88 رد پیشنهاد تبادل اورانیوم توسط ایران را تبلیغ مى‌کردند، این بار تصویب قطعنامه جدید توسط شوراى امنیت را تنها راه مقابله با آنچه آنان “سرسختى ایران” در نپذیرفتن خواسته‌هاى شوراى امنیت به ویژه تعلیق غنى سازى قلمداد مى‌کردند مى‌دانستند. در چنین جوى دولت ایران عمده فعالیت‌هاى بین المللى خود را در زمینه هسته‌اى بر تعامل با کشورهاى ترکیه و برزیل قرار داد و امیدوار بود با نزدیک ساختن مواضع این کشور‌ها با مواضع خودش در جامعه بین المللى ایجاد شکاف نموده تا بتواند با توجه به عضویت ترکیه و برزیل در شوراى امنیت از تصویب تحریم دیگرى توسط شورا جلوگیرى کند.
در طول سال 1389 چهار تحول عمده در ارتباط با موضوع هسته‌اى ایران در سطح منطقه‌اى و بین‌المللى به وقوع پیوست که هر کدام به نحوى مورد توجه جامعه بین‌المللى قرار گرفت. اولین تحول بر مى‌گردد به موضوع اعلامیه تهران که در 27 اردیبهشت ماه در اجلاس سران کشورهاى ایران، ترکیه و برزیل توسط وزراى خارجه سه کشور به امضاء رسید. بر اساس این اعلامیه از جمله توافق شد که ایران 1200 کیلو از اورانیوم غنى شده 5/3 در صدى خود را با 120 کیلو اورانیوم با غلظت 20 درصد مبادله نماید.
حضور روساى جمهور ترکیه و برزیل در تهران و نهایتا توافق سه کشور با این موضوع پیروزى بزرگى در سطح بین المللى براى ایران قلمداد شد. در آن شرایط بود که نه تنها در ایران بلکه در کشورهاى غربى نیز از این حرکت ایران به عنوان حرکتى در جهت انشقاق در مجموعه شوراى امنیت نام برده شد. ابتکار ایران در توافق با دو عضو غیردائم شوراى امنیت شجاعانه بود و یکى از اقدامات سیاسى در موضوع هسته‌اى بود که توپ را در زمین طرف مقابل قرار مى‌داد تا آنها به انفعال کشیده شوند، ولى یکى از سئوالاتى که دست‌اندرکاران مذاکرات هسته‌ای پاسخ قانع‌کننده اى براى آن نداشتند این بود که چرا ایران در عین اینکه چند ماه قبل با چنین موضوعى مخالفت کرده بود الان موافق آن هستند و اینکه آیا ابتکار ایران هدفى جز مقابله با تحریم‌هاى جدید دارد؟ غربى‌ها درست بر این مطلب متمرکز شده و اعلامیه تهران را نه از روى صداقت بلکه به دلیل اضطرار و براى جلوگیرى از تحریم‌هاى جدید شناسایى کردند.
اعطاى امتیازات لازم به چین و روسیه براى همراهى با سه عضو دائم غربى شورا این امکان را به آمریکا و شرکایش داد که مجموعه کشورهاى عضو دائم را موافق با تحریم‌هاى جدید معرفى کنند. از سوى دیگر تلاش ترکیه و برزیل براى قانع ساختن غربى‌ها در بهره گیرى از اعلامیه تهران و تعویق بحث تحریم نتیجه اى در بر نداشت، اگرچه مقامات این دو کشور اعلام کردند که به دنبال علاقه آمریکا به زنده ساختن بحث تبادل اورانیوم آنها موضوع را با ایران پیگیرى کرده و نهایتا به توافق رسیدند.
در این شرایط بود که دومین تحول مهم در سال گذشته تصویب قطعنامه تحریمى ‌دیگر در شوراى امنیت در تاریخ 19 خرداد 1389 بود. اگرچه ترکیه و برزیل به این قطعنامه راى منفى دادند ولى تصویب آن این امکان را به غربى‌ها داد که ابتکار ایران در تبادل اورانیوم را به کنار زده و دوباره راه تقابل را به عنوان اولویت اول خود در برخورد با ایران انتخاب کنند.
قطعنامه 1929 از دو جهت فشار را بر ایران افزایش داد. اول اینکه تحریم‌هاى جدیدى علیه ایران به تصویب رسید و دوم اینکه زمینه را براى تحریم‌هاى دوجانبه توسط آمریکا، اتحادیه اروپا و دیگر کشورهاى غربى تسهیل کرد. تحریم‌هاى قطعنامه 1929 به همراه تحریم‌هاى دوجانبه مذکور فضا را براى فعالیت‌هاى اقتصادى ایران تنگ‌تر کرد و در یک کلام، هزینه تجارت با خارج از کشور را افزایش داد. از سوى دیگر، تصویب قطعنامه در حالى که ایران آمادگى خود را براى معامله در خصوص بزرگترین برگ خود یعنى اورانیوم غنى شده در داخل کشور اعلام کرده بود، ضربه اى مهم بر فرایند تعامل بین دو طرف بود.
راى منفى ترکیه و برزیل به قطعنامه در کوتاه مدت این مانور تبلیغاتى را در اختیار ایران گذارد تا اعلام کند که جامعه بین المللى در برخورد با موضوع هسته‌اى ایران یکپارچه نیست و به دلیل فشار آمریکا و شرکایش بر کشور‌هاى عضو شورا و تطمیع آنان این قطعنامه صادر شده است. اما واقعیت قضیه پس از گذشت چند روز از حمله تبلیغاتى طرفین علیه یکدیگر این بود که مخالفت ترکیه و برزیل با قطعنامه به فراموشى سپرده شد در حالى که قطعنامه تحریمى 1929 به عنوان یک قطعنامه لازم الاجرا بر تحریم‌هاى قبلى شورا علیه ایران افزوده شد. شاید اشتباه ایران این بود که تصور مى‌کرد همراهى ترکیه و برزیل با اعلامیه تهران آنقدر وزن دارد که مى‌تواند شکاف عمیقى در شورا ایجاد کند. در حالى که در طول تاریخ شوراى امنیت همیشه اعضاى دائم شورا بوده‌اند که در تصمیم گیرى‌هاى آن نقش تعیین‌کننده داشته‌اند و دلیل آن نیز حق وتوى آنان بوده است.
تصویب قطعنامه 1929 روابط ایران و 1+5 را براى چند ماه دچار تنش کرد. صحبت از ادامه گفتگوها در شرایطى که غرب دست رد به سینه مذاکرات زده و حاضر نبوده براى اطلاعیه تهران بهاى زیادى بپردازد و به جاى آن تحریم‌هاى جدید بین المللى و دوجانبه وضع کرده دیگر زمینه کار نداشت اگرچه کشورهاى غربى در ادامه سیاست چماق و هویج حتى بلافاصله بعد از تصویب قطعنامه آمادگى خود را براى ادامه تماس با ایران اعلام کردند.
سومین رخداد سال در زمینه هسته‌اى در 15 آذر 89 به وقوع پیوست و آن شروع مجدد گفتگوها در ژنو بعد از حدود 14 ماه بود. سردى روابط طرفین به اندازه اى بود که هیچکس انتظار پیشرفت قابل ملاحظه اى را در روند گفتگو‌ها نداشت. این پیش بینى درست از آب درآمد و بعد از دو روز مذاکره طرفین توافق کردند که ماه بعد در اسلامبول گرد هم آمده و گفتگو‌ها را ادامه دهند.
سوءظن بین طرفین آنقدر زیاد بود که برداشت از دستور کار اجلاس اسلامبول نیز محل اختلاف بود. در حالى که ایران تفاهم در خصوص دستور کار اجلاس استانبول را موضوعات مورد توافق اعلام کرد، مسئول روابط خارجى اتحادیه اروپا موضوع هسته‌اى ایران را از مهمترین موضوعات اجلاس اسلامبول مى‌دانست.
تقریبا یک ماه و نیم بعد از گفتگوهاى ژنو، در 30 دى ماه گفتگوها مجددا در اسلامبول آغاز شد و این چهارمین تحول عمده در زمینه موضوع هسته‌اى ایران در سال 89 بود. میزبانى ترکیه و علاقه آن کشور به فراهم آوردن زمینه براى پیشرفت در گفتگوها این انتظار را ایجاد کرده بود که این بار گفتگو‌ها به جایى خواهد رسید. اگرچه موضوع تبادل سوخت و امکان پیشرفت در آن حوزه مورد توجه ناظران و رسانه‌هاى بین المللى بود، اما مدت زیادى طول نکشید تا مشخص شد که این دور از گفتگوها نیز سرنوشتى مشابه دورهاى قبلى دارد. گفتگو‌هاى اسلامبول نیز بدون نتیجه گیرى به پایان رسید و اگرچه طرفین اظهار آمادگى کردند که تماس خود را ادامه دهند ولى تاریخ مشخصى براى دور بعدى گفتگو‌ها تعیین نشد.
در مجموع سال 1389 سال موفقى براى سیاست خارجى کشورمان در زمینه بین المللى موضوع هسته‌اى نبود. تصویب قطعنامه 1929 و وضع تحریم‌هاى دوجانبه دیگر توسط غرب فضاى سیاسى را چنان تیره و تار ساخت که امکان حصول به توافق کار آسانى نبود. انتظار ایران این بود که غرب از اعلامیه تهران استقبال نموده و روند تصویب تحریم‌هاى جدید را متوقف سازد. از سوى دیگر کشورهاى غربى که مى‌خواستند در مذاکرات دست بالا را داشته باشند و توافق تهران را ترفندى براى تعویق تصویب تحریم‌هاى جدید مى‌دانستند بدون توجه به آن توافق عزم خود را جزم کرده و به سیاست تقابل خود ادامه دادند.
شاید مهمترین عامل در عدم پیشرفت در گفتگوهاى هسته‌اى در سال 1389 استنباط طرفین از این بود که با گذر زمان در موقعیت بهترى براى مذاکره قرار مى‌گیرند. غرب احساس مى‌کرد که با ادامه و تشدید تحریم‌ها، ایران را نهایتا وادار به سازش خواهد کرد. از طرف دیگر ایران معتقد بود که از طریق ایجاد شکاف در مجموعه غرب مى‌تواند با فشار غرب مقابله کند و تحریم‌ها را دور بزند.
تا زمانى که به این واقعیت پى برده نشود که تنها از طریق تعامل مى‌توان موضوع هسته‌اى را حل کرد، معضل فعلى ادامه خواهد یافت. غرب باید این واقعیت را بپذیرد که با کشورى مذاکره مى‌کند که در زمینه هسته‌اى به پیشرفت‌هاى قابل ملاحظه اى دست یافته که غیر قابل بازگشت است. علاوه بر اینکه ایران محق است به عنوان عضو “ان.پى.تى” از مزایاى این معاهده بهره بردارى کامل نماید، امکان معکوس کردن برنامه صلح آمیز هسته‌اى ایران اصلا وجود ندارد. از طرفى ایران نیز از طریق تعامل با جامعه بین المللى به درخواست‌هاى مشروع در چارچوب تعهدات بین المللى خود عمل کند. در صورت وجود اراده سیاسى در طرفین رسیدن به تفاهم در این زمینه غیرمحتمل نیست. تحولات اخیر خاورمیانه و گسترش موج آزادى خواهى و مقابله با استبداد در این کشورها لزوم دستیابى غرب به یک نوع تفاهم با ایران در زمینه موضوع هسته‌اى را دوچندان کرده است. غرب مى‌پندارد که وضعیت در خاورمیانه آن چنان سیال است که وقوع هر گونه واقعه جدید در منطقه، آینده آن را مبهم‌تر خواهد کرد. لذا مایل است گفتگوها با ایران از سر گرفته شود. ایران باید از وضعیت موجود بهره بردارى کرده و امتیاز لازم را گرفته و در چارچوب مواضع هسته‌اى‌اش مذاکرات را پیش برده و به نتیجه برساند.

منبع: روزنامه جمهوری اسلامی

نویسنده : سید صادق خرازی

مطالب مرتبط