بی‌صداقتی در غرب، بی‌اجماعی در ایران

اهداف اصلی برنامه هسته ای ایران از دید تهران و غرب و چگونگی حل اختلافات فی مابین مشکل اساسی ناظران بین المللی است.
فرق میان گفته و عمل آنقدر زیاد است که نمی توان بر اساس اندوخته های قبلی و تجربیات گذشته از واقعیات هسته ای موجود میان ایران و غرب طرحی ترسیم کرد. غرب هیچ گاه صداقت نداشت تا بحران ایجاد کرده در بحث هسته ای ایران را از طریق گفت و گو و مذاکره و حل و فصل کند. دلیل این عدم صداقت بسیار واضح است. اگر این بحران از طریق مذاکره قابل حل باشد پس باید پرسید که چرا غرب این مساله را به حالت یک بحران تبدیل کرده است. به نظر نمی رسد که غرب هیچ گاه قصد حل مساله هسته ای ایران از طریق گفت و گو را داشته باشد.
شرایطی که در طول شش سال اخیر در منطقه خاورمیانه پیش آمده موجب شد دولت آمریکا در کنار متحدین اروپایی خود و روسیه به این نکته پی ببرد که سیاست هایشان در افغانستان و عراق و لاجرم در قبال ایران نادرست بوده است. آنها به این نتیجه رسیدند که راه های غلط را از طریق مذاکره اصلاح کنند،اما حتی در این رویکرد هم صداقت دیده نمی شود.
غربی ها در روابط بین الملل دو دوتایشان چهارتا نمی شود؛ از یک سو شاهد بودیم غرب ضرورت حل مسالمت آمیز مساله هسته ای ایران را آنقدر عمیق می داند که از کاندیداتوری اوباما که ادعای تغییر در سیاست ها داشت استقبال می کند. اما زمانی که اوباما رای آورد و وارد عرصه شد شاهدیم که او نیز متوسل به همان ابزارها و بهانه هایی شد که سبب بروز بحران هسته ای ایران شد. پس از آن غربی ها در حال مذاکره کارشکنی می کنند و این نشانه عدم صداقت غرب در حل مسالمت آمیز مساله هسته ای ایران است.
از سوی دیگر به نظر می رسد ایران نیز در حل مسالمت آمیز مساله هسته ای خود مشکل دارد؛ به نظر می رسد که اعتقادی در طرف ایرانی برای حل مسائل موجود با غرب از طریق مذاکره دیده نمی شود. در سال های اخیر مقامات مختلف بحث مذاکره با غرب را به صورت مختلف مطرح کردند. در دوران اصلاحات اشتیاق زیادی برای حل مساله هسته ای از طریق مذاکره نشان داده می شد و در این مسیر امتیازها داده شد. حتی در مقطعی که غرب شرط حل مسالمت آمیز مساله هسته ای از طریق مذاکره را تعلیق غنی سازی اعلام کرد، ایران این شرط را پذیرفت و دو سال تعلیق کرد اما در انتها مشخص شد که در داخل اتحاد و اجماع نظری در این زمینه وجود ندارد.
در دولت فعلی نیز شاهد بودیم که برای مدتی آقای رئیس جمهور به طور کلی هر نوع مذاکره با غرب رد می کرد اما بعد از مدتی ایشان از حل مساله از طریق مذاکره سخن گفتند. درست همزمان با طرح موضوع مذاکره از سوی دولت، برخی دیگر بحث مخالف را مطرح می کنند. حتی در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ایران با غرب در مقاطعی وارد مذاکره شد و تا ژنو و وین پیش رفت اما پس از آن دستگاه دیپلماسی همین دولت دست به تحرکاتی برای وارونه کردن همه شرایط پیش آمده زد.
متاسفانه جنگ داخلی میان احزاب و گروه ها بسیار بیشتر از آن است که ایران بتواند با عزم راسخ به سراغ حل مسالمت آمیز مساله هسته ای خود برود. تاکنون هیچ توجیهی برای این مساله پیدا نکرده ام که دولت در سیاست خارجی یک راه را برود و دستگاه دیپلماسی راه دیگری را برود. این شرایط به ما ثابت می کند که اتفاق نظری وجود ندارد به این دلیل که اعتقاد لازم برای حل مساله هسته ای از طریق مذاکره وجود ندارد.
آقای احمدی نژاد اگر به واقع مصمم است از طریق مذاکره به سمت حل مسالمت آمیز موضوع هسته ای پیش برود باید در داخل اجماعی را در این خصوص بدست آورد. ایشان باید دقت کنند که موانع این کار بسیار زیاد است.
تا زمانی که غرب در ادعاهای خود برای حل صلح آمیز مساله هسته ای ایران نشان ندهد، ایران نمی تواند اعتماد لازم را داشته باشد و تا زمانی که در داخل کشور به واقع اعتقاد ملی در این خصوص نداشته باشیم که می توان با غرب از طریق مذاکره، مساله هسته ای کشور را حل و فصل کرد و اجماع ملی در این زمینه ایجاد نکنیم، بهتر است که زمان را از بین نبریم.
باید محافل تصمیم گیری مختلف به این توافق اولیه برسند که روابط خارجی با مسائل داخلی فرق می کند؛ در مسائل خارجی می توان اختلاف نظرها میان احزاب و گروه ها را طبیعی دانست اما در روابط خارجی باید این درک را داشته باشیم که یک کشور تنها می تواند در سایه اتفاق نظر حرکت کند چراکه مسائل مطرح در روابط خارجی مربوط به منافع ملی می شود.
اولویت منافع ملی در روابط و سیاست خارجی لاجرم اتفاق نظر را لازمه اولیه کار می سازد. در این خصوص یک تفاهم اولیه باید وجود داشته باشد که صرف مذاکره برای تسلیم شدن و امتیاز دادن نیست بلکه برای ایجاد توازن و تعادل و مساوات و جلوگیری از زورگویی و خارج کردن بهانه از دست حریف است.
محافلی در ایران هستند که از گذشته این تصور را داشتند که هر نوع مذاکره با ایالات متحده امریکا منجر به امتیازدهی و عقب نشینی می شود. معتقدان این تفکر هر نوع مذاکره با امریکا را مرتبط با حل مشکلات میان دو کشور می دانند در حالیکه صحبت از مذاکره برای حل مشکلات مربوط به مساله هسته ای ایران است. باید بررسی شود که چگونه می توان از طریق مذاکره به جایی رسید که مانع از اعمال زورگویی ها و تحریم ها و اقدامات غیر انسانی علیه ایران شد.

منبع: سایت خبری خبر آنلاین

 

مطالب مرتبط