جهت اطلاع کاخ سفید

انتشار خبر سوخت‌گذاری نیروگاه بوشهر طی روزهای آینده و راه‌اندازی این نیروگاه در نیمه دوم شهریور ماه جاری، مقامات کاخ سفید را به واکنش شتابزده واداشت و سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد: آمادگی ایران برای راه‌اندازی نخستین نیروگاه هسته‌ای خود با حمایت روسیه نشان می‌دهد که تهران نیازی به پیگیری طرح‌های جنجال‌برانگیز خود برای غنی‌سازی اورانیوم ندارد.
در این باره نکات زیر شایسته توجه است:
1ـ فعالیت‌های چرخه سوخت هسته‌ای از جمله غنی‌سازی اورانیوم نه در معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) و نه در اساسنامه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، مادامی که انحراف به سمت مقاصد غیرصلح‌آمیز نداشته باشد مشمول هیچ گونه محدودیتی نیست.
مطابق مفاد معاهده NPT، فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای نه‌تنها محدودیتی ندارد بلکه براساس برخی مواد این معاهده، آژانس و کشورهایی که دارای این فناوری هستند موظفند به کشورهای فاقد این فناوری کمک کنند.
بهره‌برداری از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای از جمله غنی‌سازی اورانیوم هیچ ارتباطی به داشتن نیروگاه ندارد و کشورها می‌توانند بدون داشتن نیروگاه و به دلیل داشتن مزیت‌های نسبی دیگر، اقدام به غنی‌سازی اورانیوم کنند.
بنابراین، اظهارنظر سخنگوی کاخ سفید فاقد وجاهت قانونی است.
2ـ با توجه به مقررات بین‌المللی موجود، هیچ سند بین‌المللی الزام‌آور حقوقی برای تأمین سوخت نیروگاه‌های هسته‌ای وجود ندارد.
در دهه 80 میلادی دو جریان مذاکره تقریبا بصورت موازی یکی در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و دیگری در سازمان ملل پیگیری شد تا کشورها به تضمینی در این جهت دست یابند، ولی هر دو مذاکره پس از حدود یک دهه، به دلیل اعمال نظر کشورهای ذی‌نفوذ، بدون نتیجه پایان یافت. اتفاقا همین مسأله موجب شد برخی کشورها و از جمله جمهوری اسلامی ایران برای تأمین سوخت نیروگاه های مورد نظر خود در زمینه غنی‌سازی اورانیوم به فکر سرمایه‌گذاری مستقیم بیفتند.
3ـ موضوع غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران ارتباطی صرفا با نیروگاه بوشهر ندارد و با توجه به تکلیف مجلس شورای اسلامی به دولت برای دستیابی به 20 هزار مگاوات برق هسته‌ای طی حدود 15 سال آینده، دولت مکلف است مقدمات این مسأله، از جمله تأمین سوخت مورد نیاز را در دستور کار خود داشته باشد.
بدیهی است اطمینان از امکان غنی‌سازی اورانیوم و تأمین سوخت مورد نیاز، نیازمند دوره زمانی طولانی‌مدت است و نمی‌توان یک‌باره به آن دست یافت.
به‌طور مثال یک نیروگاه 1000 مگاواتی آب سبک مانند بوشهر برای راه‌اندازی، نیازمند جاگذاری حدود 90 تن (82 تن) اورانیوم در قلب رآکتور آن است که سالانه 30 تن آن مصرف و بقیه بتدریج جایگزین می‌شود و برای تولید فقط 30 تن اورانیوم مورد نیاز سالانه نیروگاه بوشهر، 54000 سانتریفیوژ نسل P1 باید یک سال مداوم کار کند. حال اگر 1000 مگاوات به 20000 مگاوات افزایش یابد، میزان اورانیوم غنی شده مورد نیاز معلوم می‌شود. شایان ذکر است که جمهوری اسلامی ایران، صرفا برای اطمینان از عدم توقف نیروگاه‌های هسته‌ای خود و برای تأمین بخشی از اورانیوم مورد نیاز خود برنامه‌ریزی کرده و بقیه را از بازار جهانی تأمین خواهد کرد.
4ـ اگر سخنگوی کاخ سفید تأمین سوخت نیروگاه بوشهر از سوی روسیه را دلیلی برای توقف غنی‌سازی ایران می‌داند باید به این سوال‌ها پاسخ دهد که اولا در طول چندین سال تأخیر روسیه از تحویل سوخت، چرا آمریکا ضمن کارشکنی در روابط روسیه و ایران با غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران مخالفت کرده است؟ علی‌القاعده این تأخیر باید مجوزی برای ایران محسوب می‌شد. ثانیا چه تضمینی وجود دارد که روسیه همواره به تأمین سوخت نیروگاه بوشهر ادامه دهد و اگر به هر دلیلی ارسال سوخت از سوی روسیه متوقف شد، میلیاردها سرمایه‌گذاری ایران در نیروگاه بوشهر یا نیروگاه‌های مشابه چه سرانجامی خواهد داشت؟

منبع: روزنامه جام جم
نویسنده : مهدی فضایلی

 

مطالب مرتبط