تراژدی-کمدی تحریم های ایران

مذاکرات حول محور ایران و برنامه هسته ای این کشور اخیراً نتایج دور از انتظار و چشمگیری را دربرداشت.
در بیانیه ای مشترک میان ایران، ترکیه و برزیل اعلام شد که ایران 1200 کیلوگرم اورانیوم غنی شده با غلظت پایین را در قبال سوخت هسته ای با غلظت بالا برای راکتور تحقیقاتی پزشکی از طریق کشتی تحویل ترکیه خواهد داد.
این بیانیه اولین گام واقعی در جهت احقاق پیشنهادی بود که یک سال پیش از سوی محمد البرادعی، رئیس سابق آژانس انرژی اتمی، IAEA، ارائه شد و شش ماه پیش مورد حمایت شورای امنیت سازمان ملل قرارگرفت.
شکست در آستانه پیروزی
اما این موفقیت شیرین در تبادل تکنولوژی که پس از مدتها مذاکرات ناموفق به رهبری آمریکا و بین این دو کشور در حال توسعه حاصل شده بود به سرعلت به تلخی گروید.
تنها دو روز پس از این بیانیه هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که این کشور قطعنامه ای را به شورای امنیت سازمان ملل تحویل خواهد داد با این مضمون که دور چهارم تحریم ها علیه ایران را شروع کنند، که البته با مخالفت چین و روسیه مواجه شد، کشورهایی که قبلا نیز با شروع دور جدید تحریم ها مخالف بودند.
این قطعنامه، در صورت تصویب، تحریم هایی وسیع را در حمل تسلیحات توسط کشتی و همچنین علیه بخش بانکداری ایران و ممنوعیت در فعالیت های بین المللی مانند استخراج اورانیوم را بدنبال داشت.
علاقه وافر کلینتون به افزایش تحریم ها نیازی به توضیح ندارد. چیزی که علاوه بر این حائز اهمیت می باشد این است که در پاسخ به حرکت خیرخواهانه ایران نشستی در سازمان ملل به طول یک ماه برگزار شد که هدف آن احیای قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی بود.
این نوع «رهبری» بین المللی است که در آستانه پیروزی شکست می خورد و همچنین تأکیدی است بر ترس های بسیاری از جمله مقاصد آمریکا: وزارت باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، همچون جورج بوش از سیاست «تک روی» تبعیت می کند و با وجود لفاظی های جدید، پیرو همان بی توجهی و تحقیر مذاکرات چند جانبه است.
اینطور که پیداست گزینه ای به نام «صلح» برای برنده جایزه نوبل واژه ای بسیار غریب است. و با چنین رهبری باید گفت که شورای امنیت سازمان ملل بیشتر و بیشتر به سمت خود ویرانگری پیش می رود.

«محاصره» اقتصادی
بیست ودوم ماه می انتخاب مناسبی است، ایران این روز را بعنوان سالگرد محاصره اقتصادی توسط آمریکا تعیین می کند.
پس از حمله به سفارت آمریکا در تهران، سال 1979، جیمی کارتر با تحمیل تحریم ها بر ایران 12میلیون دلار از دارایی های ایران را در خارج مسدود کرد.
با توجه با تلاقی آن با تحولات انقلابی در ایران و کمی قبل از جنگ ایران- عراق، این تحریم ها در ابتدا برای کشوری که در آن زمان با مسائل مهمتری دست و پنجه نرم می کرد، چندان آزار دهنده نبود.
در اکثر مواقع محصولات تولیدی آمریکا با اندکی هزینه معامله توسط اشخاص ثالث خریداری می شد و صادرات ایرانی، اقلام با ارزشی همچون نفت یا محصولات با کیفیت مانند فرش، خاویار و یا پسته، وابسته به هیچ چیزی نبود.
در سال 1995 رئیس جمهور آمریکا بیل کلینتون دامنه تحریم ها را گسترش داد که شامل نفت، گاز و تجارت می شد. در همان سال کنگره آمریکا همچنین برای شرکت های خارجی که بیش از 20میلیون دلار در سال در بخش انرژی ایران سرمایه گذاری می کردند اقدامات تنبیهی تدارک دید.
اگرچه این تحریم ها تا حدودی در سال 2000 فروکش کرد اما در سال 2007 واشنگتن تحریم های سنگینی را بر بانک های ایرانی تحمیل کرد و توجه خود را بر روی نیروی نظامی ایران متمرکز کرد. این اقدام با همکاری سازمان ملل همراه و هدف آن تکنولوژی هسته ای این کشور بود.

عایق
با این وجود تکنولوژی هسته ای ایران با سرعتی بیش از حد تصور پیشرفت کرد و بنا به گزارشی که توسط اداره حسابرسی دولتی آمریکا (GAO) در سال 2007 تهیه شد «کشور ایران از سال 2003 حدود 20بیلیون دلار قرارداد با شرکت های خارجی با هدف توسعه منابع انرژی خود امضا کرده است. بعلاوه بانکهای تحریم شده ایرانی امکان دارد فعالیت های خود را با پول رایجی بجز دلار انجام دهند.
چیزی که گزارش GAO نتوانست پیش بینی کند این بود که تحریم های سال 2007 آمریکا بطور شگفت انگیزی بانک های ایران را از بحران مالی جهانی مصون داشت. ایران از جمله معدود کشورهایی بود که مورد اصابت توپ بحران واقع نشد.
بانک های کوچک اقتصادهای در حال توسعه، بانکداری اسلامی و راه های غیررسمی برای پرداخت های بین مرزی از جمله پول نقد و حواله، برای کشورهایی که بعنوان تنبیه از سیستم بانکداری مریض غربی محروم بودند! نقش یک عایق بسیار مستحکم را بازی کرد.
گزارش مذکور همچنین خبر از رشد صادرات این کشور از 5/8 بیلیون دلار در سال 1987 به 70 بیلیون دلار در سال 2006 می دهد که نشان دهنده رشد 824 درصدی این کشور است.
صادرات ایران درحال رشد است و واحد اطلاعات اقتصادی (EIU) انتظار دارد این رشد امسال به 82 بیلیون دلار در سال برسد. بزرگ ترین بازار صادرات ایران، پس ازچین، عراق است.
جالب توجه است که تجارت ایران با هر دوی کشورها از هنگامی که آمریکا در سال 2003 به عراق حمله کرده است افزایش یافته.
با وجود تحریم ها جریان سرمایه گذاری مستقیم اینترنتی (FDI) به سوی کشور ایران رشدی یکنواخت و پیوسته داشته است EIU. تخمین می زند که FDIی اینترنتی ایران تا چهار سال آینده به میزان 100درصد رشد کند.
این امر تا حدودی می تواند به دلیل اعتماد موفق و روزافزون تجارت «جنوب- جنوب» ایران باشد که می توان گفت به گونه ای تحریم ایران علیه غرب محسوب می شود.
به عنوان مثال شرکت پترولیوم ملی چین (CNPC) در آستانه آغاز حفاری در پارس جنوب می باشد که بخش کوچکی از پروژه 5 بیلیون دلاری امضا شده سال گذشته می باشد CNPC. شریک جدیدی است که به جای شرکت مردد نفتی «Totalس فرانسه انتخاب شده است.

فرصت های از دست رفته
و اما این تحریمات بیش از همه برای مسافران خط هوایی داخلی ایران گران تمام شد- صدها نفر از کسانی که جان خود را در طی چند دهه اخیر در سوانحی از دست دادند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با هواپیماهای بویینگ سالخورده ایران مرتبط است و یا حداقل چنین تصور می شود. امنیت هوایی ایران به سختی مورد تأثیر تحریم های آمریکا واقع شد که طبق استانداردهای CAA با بند 44 قرارداد شیکاگو، قوانینی که برای امنیت هوایی و هواپیمایی تصویب شده است، مغایرت دارد.
علاوه بر این فرصت هایی نیز به همراه این تحریمات از دست رفتند. با وجود اینکه رشد واقعی پنج درصدی ایران در هر سال، به مدت حدود یک دهه، از اقتصاد غرب پیشی گرفت اما از اقتصادهای درحال رشد سریع دنیا مانند چین، برزیل، هند و ویتنام عقب ماند.
در ضمن و با توجه به تحریم های گسترده تعدادی از شرکت های نفتی چندملیتی اخیرا عرضه پترولیوم تصفیه شده را به ایران متوقف کرده اند.
دسترسی به تکنولوژی خارجی متوقف شده است و همکاری علمی با برخی کشورهای غربی نیز مورد تأثیر واقع شده اند.
امارات متحده عربی و سنگاپور به عنوان دو شریک تجاری و سرمایه گذار بزرگ برای ایران محسوب می شوند که البته کشورهای اروپایی نیز روی هم رفته شریکی خوبی تلقی می شوند.
دولت ایران با کاهش دیگر هزینه های مبادلاتی برای صادرات خود سعی کرده است تا به هزینه های رو به رشد پاسخ دهد. این هزینه ها شامل هزینه حمل کشتی و مالیات برای اجناس خاص و همچنین استفاده بیشتر از مناطق آزاد تجاری و مناطق مقرون به صرفه خاص می باشد.
طبق گزارش صندوق بین المللی پول (IMF) ایران به عنوان شانزدهمین کشور بزرگ اقتصادی دنیا محسوب می شود که از نرخ رشد و تراز تجاری خوبی برخوردار است و بار قرضه ملی کمی را به دوش می کشد.
با وجود داشتن جوانترین جمعیت در طی دو دهه گذشته، نرخ بیکاری در ایران از حدود یک دهه پیش در 12درصد ثابت مانده است. اقتصاد این کشور نیز یکی از متنوع ترین ها در منطقه به حساب می آید، که پس از ترکیه دوم است.
صادرات پتروشیمی ایران از سال 2000 پانزده برابر رشد کرده است و دارای بزرگ ترین صنایع استیل و ماشین در منطقه است که در چندین کشور سرمایه گذاری های خارجی دارد.
از همه مهمتر ایران در بین معدود کشورهایی است که در فناوری مدرن به اوج رسیده است، همچون نانو تکنولوژی، تکنولوژی هسته ای و اکتشافات فضایی.
به علاوه این کشور با وجود داشتن بودجه بسیار پایین نظامی، مجهز به یکی از پیشرفته ترین صنایع نظامی در منطقه است.

نظام جدید جهانی
برقراری ارتباطات موفق به خصوص با برزیل و ترکیه چیزی بیش از یک جستجو برای پیدا کردن راه گریز از محاصره اقتصادی غرب به نظر می رسد. آنها با یک حرکت نه تنها در مقابل ناسازگاری سیاسی اوباما واقع نشدند بلکه نشان دادند که با عقیده و نظر جهانی همگون و همرنگ هستند. آنها با رویارویی با آمریکا نظامی جدید را برای جهان طرح ریزی کردند. این حرکت فراخوانی بود برای انجام بهتر تجارت با یکدیگر در نسل جدیدی از ارتباطات و در این میان آنها برای بهبود شورای امنیت سازمان ملل خواستار اصلاح آن نیز شدند.

¤ این مقاله پیش از تصویب تحریم های جدید علیه ایران از سوی آمریکا در پایگاه اینترنتی الجزیره منتشر شده است.
* منبع: الجزیره

منبع: روزنامه کیهان
مترجم : محمد جعفری

 

مطالب مرتبط