سنت و مدرنیته‌ در شرق‌

شکست‌ بریتانیا از فرانسه‌ در جنگ‌ هفت‌ ساله‌ (63-1756) بین‌ این‌ دو کشور، برای‌ کمپانی‌ هند شرقی‌ موقعیتی‌ بسیار عالی‌ برای‌ تجارت‌ با ژاپن‌ فراهم‌ کرد. در همین‌ زمان‌ بود که‌ ژاپنی‌ها دریافتند نیازی‌ فوری‌ به‌ باسازی‌ دارند. در سال‌ 1867 رژیم‌ (توکوگاوا)، که‌ تا حدی‌ از اصلاحات‌ استقبال‌ کرده‌ بود، سرنگون‌ شد و دوره‌ی‌ تازه‌ی‌ پادشاهی‌ می‌ جی‌1، همراه‌ با تغییرات‌ سرسام‌ آور اجتماعی‌ و فرهنگی‌ آغاز شد. این‌ تغییرات‌ زمینه‌ی‌ شد تا ژاپن‌ بتواند ارزشمند اما با سرعت‌ بسیار، خود را مدرن‌ و امروزی‌ کند و پس‌ از شکست‌ روسیه‌ در پیروزی‌ قاطع‌ دریایی‌ در تسوشیما در 1905 شیوه‌ی‌ استعماری‌ را در پیش‌ گیرد.
هجوم‌ قدرت‌های‌ غربی‌ نیرومند در منطقه‌، با سلاح‌ قانون‌، علم‌ جدید، اشکال‌ جدید تعلیم‌ و تربیت‌، اهداف‌ تبلیغی‌، ایدیولوژی‌ لیبرال‌، قدرت‌ کاپیتالیستی‌ و تکبر استعماری‌ باعث‌ شد که‌ این‌ حوادث‌ شتاب‌ بیشتری‌ بیابند.
ژاپنی‌ها خطرات‌ پیش‌ رو را پیش‌ بینی‌ کردند و راه‌ اصلاح‌ و بازسازی‌ جامعه‌ و درس‌آموزی‌ از غرب‌ را پیش‌ گرفتند. از جمله‌ اصلاحاتی‌ که‌ انجام‌ گرفت‌، یکی‌ ایجاد دانشگاه‌هایی‌ به‌ سبک‌ غربی‌ بود و دیگری‌ روی‌ آوردن‌ به‌ فلسفه‌ی‌ اروپایی‌. فلسفه‌ی‌ غربی‌ تقریبا دوشادوش‌ گرایش‌های‌ فکری‌ سنتی‌ ژاپن‌ پیش‌ می‌رفت‌. نخستین‌ بار در اوایل‌ دهه‌ی‌ 1870 اصطلاح‌ تستسوگاکو2 در زبان‌ ژاپنی‌ برای‌ فلسفه‌ وضع‌ شد و در دهه‌ی‌ 1980 غربیان‌ برای‌ تعلیم‌ فلسفه‌ راهی‌ ژاپن‌ شدند.
دوره‌ی‌ می‌ جی‌ شاهد تولد شکل‌ مدرن‌ ملی‌گرایی‌ ژاپنی‌ بود. جدایی‌ معابد شین‌تو3 و معابد بودایی‌ و رسمی‌ شدن‌ شین‌تو به‌ عنوان‌ دین‌ حکومتی‌ بخشی‌ از اصلاحات‌ بود که‌ با احترام‌ به‌ امپراتور، نماد ملیت‌ ژاپنی‌ و تجسد4 کوکوتای‌5 به‌ اوج‌ خود رسید. این‌ جدایی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ چگونه‌ ژاپن‌ هم‌ زمان‌ در دو سو حرکت‌ کرد؛ از یک‌ سو، دنیایی‌ وسیع‌تر را برای‌ جهان‌گرایی‌6 گشود (ایجاد دولت‌ سرمایه‌داری‌ صنعتی‌ ملی‌ نوین‌)، از دیگر سو، پذیرای‌ خاص‌گرایی‌7 میراث‌ ژاپنی‌ (بازگشت‌ به‌ ریشه‌های‌ باستانی‌ کشور) شد. یک‌ چنین‌ دوگانگی‌ای‌ تاحدی‌ در اندیشه‌ی‌ ژاپنی‌ بازتابیده‌ بود که‌ در قالب‌ شین‌توی‌ دولتی‌ به‌ یکدیگر پیوستند.
طرفدار اصلی‌ تفکر غربی‌ در اوایل‌ دوره‌ی‌ می‌ جی‌، نیشی‌ امانه‌8 (1829-97) بود. او در دوره‌ی‌ می‌ جی‌ برای‌ تحصیل‌ به‌ غرب‌ فرستاده‌ شد و پس‌ از اصلاحات‌ می‌ جی‌ در نظام‌ تعلیم‌ و تربیتی‌ جدید و در حلقه‌ی‌ متفکرانی‌ قرار گرفت‌ که‌ طرفدار غرب‌ بودند. او که‌ مدافع‌ پوزیتویسم‌9 و سودگرایی‌10 بود اصطلاح‌ تستسوگاکو را باب‌ کرد و به‌ تالیف‌ دائره‌المعارف‌ و آثاری‌ پرداخت‌ که‌ تفکر غربی‌ را به‌ صورت‌ نظام‌مند به‌ ژاپنی‌ها معرفی‌ می‌کرد.
به‌ جز نیشی‌، انگشت‌ شماری‌ از ژاپنی‌های‌ متجدد هم‌ بودند که‌ با الگوگیری‌ از او پیرو اندیشه‌ی‌ غربی‌ شده‌بودند و به‌ طور کلی‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ شیفتگی‌ به‌ علم‌ غربی‌، زمینه‌ی‌ جانبداری‌ از ماتریالیسم‌ و اشکال‌ مختلف‌ فلسفه‌ی‌ تکاملی‌11 شد.
از طرف‌ دیگر، به‌ نظر می‌رسید ملی‌ گرایی‌ به‌ مطالبات‌ دیگری‌ دامن‌ زند؛ ایده‌ آلیسم‌ غربی‌، با پیروی‌ از هگل‌، جذابیت‌های‌ خودش‌ را داشت‌. فیلسوفی‌ که‌ کوشید تا دیدگاه‌ میانه‌ای‌ بین‌ ماتریالیسم‌ و ایده‌آلیسم‌ را رواج‌ دهد، انو تتسوجیرو12 (1944-1855) بود. او اخلاق‌ شدید ملی‌گرایی‌، از جمله‌ حمله‌ای‌ تند و شدید به‌ مسیحیت‌ داشت‌؛ زیرا مسیحیت‌ بیش‌ از هر چیزی‌ (به‌ ویژه‌ بیش‌ از سرسپردگی‌ به‌ امپراتور) به‌ مسیح‌ وفادار بود. او به‌ تکامل‌ واژگان‌ فنی‌ بومی‌ برای‌ فلسفه‌ کمک‌ کرد.
تعدادی‌ از نویسندگان‌ ژاپنی‌ مایل‌ اند تا فردگرایی‌13 غربی‌ را آن‌ طوری‌ که‌ می‌فهمند، ردکنند و این‌ تا حدی‌ نتیجه‌ی‌ احیای‌ ملی‌گرایی‌ بود. برای‌ مثال‌، واتسوجی‌ تتسورو (1889-1960)14، که‌ مشهورترین‌ اثرش‌ اخلاق‌ به‌ مثابه‌ی‌ مردم‌ شناسی‌15 است‌، انسان‌ها را ذاتا اجتماعی‌ می‌داند. او پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ به‌ بازبینی‌ اثرش‌ پرداخت‌ و بعضی‌ از بخش‌های‌ ملی‌ گرایانه‌ی‌ آن‌ را حذف‌ کرد. اما او یک‌ مورخ‌ سرشناس‌ اخلاق‌ ژاپنی‌ بود و اثرش‌ تاثیری‌ ماندگار داشت‌.
البته‌ مارکسیسم‌ نیز در دوره‌ی‌ بین‌ دو جنگ‌ بر تفکر ژاپنی‌ اثر گذاشت‌ و بعضی‌ از هواداران‌ بزرگ‌ آن‌ در دوره‌ی‌ ملی‌گرایی‌ به‌ زندان‌ افتادند. زیرا آن‌ها با چیزی‌ که‌ سیاست‌های‌ فاشیستی‌ می‌دانستند سرسازش‌ نداشتند. این‌ تفکر جناح‌ چپ‌ پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ دوباره‌ سر برآورد. البته‌ جریان‌های‌ غربی‌ دیگری‌ مانند پدیدارشناسی‌، اگزیستانسیالیسم‌، تجربه‌گرایی‌ و پراگماتیسم‌ امریکایی‌ نیز بر فلسفه‌ی‌ ژاپنی‌ تاثیر گذاشتند. گرایشی‌ نیز به‌ پروژه‌ی‌ فلسفه‌ی‌ تطبیقی‌ به‌ رهبری‌ ناکامورا هاجیمه‌16 وجود داشت‌ که‌ به‌ دین‌ تطبیقی‌ انجامید. د. ت‌. سوزوکی‌17 به‌ آسانی‌ در این‌ دسته‌ قرار نمی‌گیرد، اما بی‌شک‌ او هم‌ در ژاپن‌ و هم‌ در غرب‌ شخصیتی‌ تاثیر گذار بود.

د. ت‌. ســوزوکــی‌ و مطالعات‌ تطبیقی‌
سـوزوکـی‌ زنـدگـی‌ استثنایی‌ و نامتعارفی‌ داشت‌. او در حالی‌ که‌ در دانشگاه‌ واسدا18 درس‌ می‌خواند، دوست‌ نزدیک‌ رئیس‌ ذن‌دیرذن‌ در کاماکورا19 شد و یکی‌ از کسانی‌ بود که‌ برای‌ رفتن‌ به‌ پارلمان‌ ادیان‌ جهان‌20 در شیکاگو در سال‌ 1893 انتخاب‌ شد. سوزوکی‌ در اثر تماس‌ با پائول‌ کاروس‌21 شرق‌گرا (مترجم‌ دائود جینگ‌22)، به‌ عنوان‌ دست‌یار در ایلینویس‌23 کارکرد. بدینسان‌ او درباره‌ی‌ جهان‌ غرب‌ به‌ تجربه‌ی‌ خوبی‌ دست‌ یافت‌ و البته‌ با یک‌ امریکایی‌ ازداوج‌ کرد.
ترجمه‌ها و ویراسته‌های‌ او از متون‌ ژاپنی‌ و چینی‌ مهم‌ بودند، اما نوشته‌های‌ متعدد او نیز که‌ ماهیت‌ تطبیقی‌ داشتند، بسیار حیاتی‌ بودند. او قرابت‌هایی‌ بین‌ عرفان‌ بودایی‌ و عرفان‌ مغرب‌ زمین‌، به‌ خصوص‌ عرفان‌ مایستر اکهارت‌، دید. او به‌ نیشی‌دا نیز که‌ دیدگاه‌هایش‌ به‌ او بسیار شبیه‌ بود نزدیک‌ شد و با او طرح‌ دوستی‌ ریخت‌.
سوزوکی‌ مدافع‌ آیین‌ بودا بود و اثر نیرومند آن‌ را در تحول‌ و تکامل‌ فرهنگ‌ ژاپن‌ نشان‌ داد. در زمانی‌ که‌ او درباره‌ی‌ آیین‌ بودا می‌نوشت‌ با مخالفت‌ رسمی‌ روبه‌رو شد. دیدگاه‌ بودایی‌ تا حدودی‌ ره‌ به‌ ملی‌گرایی‌ می‌برد و تا حدی‌ در قرن‌ گذشته‌ از جدایی‌ قهری‌ و اغلب‌ خسارت‌ بار از شین‌تو آسیب‌ دیده‌بود. اما سوزوکی‌ آیین‌ بودا را تنها یک‌ نیروی‌ فرهنگی‌ نمی‌دید؛ به‌ نظر او آیین‌ بودا در جوهر و تعالیمش‌ علمی‌24 نیز بود. نوشته‌های‌ بعدی‌ او بر اهمیت‌ حیاتی‌ تجربه‌ی‌ مستقیم‌25 نیز تاکید داشت‌. این‌ تجربه‌ را می‌توان‌ معنوی‌ دانست‌. و همچنین‌ با آن‌که‌ جنبه‌ی‌ فکری‌ و فلسفی‌ آیین‌ بودا ممکن‌ است‌ به‌ انحای‌ مختلفی‌ مهم‌ باشد، سوزوکی‌ آرزو می‌کرد تا بینش‌هایی‌ ارایه‌ دهد که‌ ریشه‌ در آیین‌ بودای‌ ذن‌ و عمل‌ ذن‌ داشت‌. روشن‌گری‌های‌ او هم‌ درباره‌ی‌ آیین‌ بودای‌ مهایانه‌ به‌ طور عام‌ و نیز آیین‌ بودای‌ ذن‌ به‌ طور خاص‌، تاثیر بسیار ژرفی‌ بر غرب‌ گذاشت‌؛ به‌ طوری‌ که‌ سوزوکی‌ به‌ مفسر مهم‌ سنت‌ دینی‌ بودایی‌ بدل‌ شد.
او بر نیشی‌دا نیز تاثیر گذاشت‌، درست‌ همان‌ طور که‌ از نیشی‌دا -به‌ خصوص‌ در رابطه‌ با تجربه‌ دینی‌- تاثیر پذیرفت‌. سوزوکی‌، به‌ خاطر سفرهای‌ گسترده‌ به‌ غرب‌ و استقبال‌ از کتاب‌هایش‌، به‌ خصوص‌ پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ دوم‌، در ترجمه‌ی‌ جنبه‌های‌ فرهنگ‌ ژاپنی‌ به‌ غرب‌ و تا حدی‌ در بومی‌کردن‌ آیین‌ بودا برای‌ مصرف‌ غربی‌ شخصیتی‌ مهم‌ بود. عامل‌ این‌ همه‌ موفقیت‌، استقلال‌ فکری‌ او در خلال‌ نیمه‌ی‌ نخست‌ این‌ قرن‌ و عدم‌ پیوند او با ملی‌گرایی‌ ژاپنی‌ در خلال‌ مرحله‌ی‌ ستیزجویانه‌ی‌ آن‌ بود. در هر حال‌، او پل‌های‌ مهمی‌ بین‌ تفکر ژاپنی‌ و غربی‌ زد.

نیشی‌ دا کیتارو 26 و مکتب‌ او
به‌ این‌ دلیل‌ که‌ فلسفه‌ در ذات‌ خود، جهانی‌ -یا لااقل‌ فراگیر- و در عین‌ حال‌ به‌ لحاظ‌ فرهنگی‌ خاص‌ است‌، آنانی‌ که‌ دنباله‌رو وارد کردن‌ فلسفه‌ از غرب‌ در مقیاسی‌ وسیع‌ بودند، خاص‌گرایی‌27 مخصوص‌ به‌ خودشان‌ را داشتند و این‌ غیر از خاص‌گرایی‌ خود سنت‌ ژاپنی‌ است‌. سوزوکی‌ به‌ طورکلی‌ راه‌ تطبیق‌ را اختیار کرد. اما جالب‌تر از هر پوزیتویست‌ یا اگزیستاسیالیست‌ یا مارکسیست‌ یا سنت‌گرای‌ ژاپنی‌ آنان‌اند که‌ در واقع‌ ترکیبی‌ جدید را وجه‌ همت‌ خود قرار دادند. از بین‌ این‌ متفکران‌، بی‌شک‌ نیشیدا کیتارو (1870-1945) در ژاپن‌ متجدد مشهورترین‌ است‌. او از آیین‌ بودای‌ ذن‌ بسیار تاثیر پذیرفته‌بود. با آن‌که‌ او در کالج‌ جونیور28 سالیانی‌ تحصیل‌ کرد، هم‌ به‌ مراقبه‌ی‌ ذن‌ پرداخت‌ و هم‌ به‌ تاریخ‌ فلسفه‌ی‌ غرب‌. او نتیجه‌ی‌ تامل‌ مدیدش‌ را با عنوان‌ ذن‌ نو کن‌ کیو29، که‌ به‌ “مطالعه‌ درباره‌ی‌ خوبی‌”30 ترجمه‌ شد، انتشار داد. این‌ کتاب‌ درسال‌ 1911 (و ترجمه‌ی‌ آن‌ در سال‌ 1960) منتشر شد. بسیاری‌ از خوانندگان‌، آن‌ را به‌ حق‌ نخستین‌ اثر خلاق‌ یک‌ ژاپنی‌ یافتند. او از 1910 تا 1928 در دانشگاه‌ کیوتو31 درس‌ خواند. در آن‌جا او انجمن‌ دانشجویان‌ عالی‌ را شکل‌ داد که‌ به‌ مکتب‌ کیوتو شهرت‌ یافت‌، و مکتبی‌ ساده‌ و خام‌ به‌ معنای‌ توافق‌ محض‌ نبود. برجسته‌ترین‌ پیرو او نقادی‌ مهم‌، یعنی‌ تانابه‌هاجیمه‌32 بود. نیشیدا در بررسی‌ و بحث‌ از تضاد بین‌ ذهنیت‌33 و عینیت‌34 راهی‌ بسیار بدیع‌ پیش‌ گرفت‌. او تجربه‌ی‌ ناب‌ را مقدم‌ بر هر دو می‌دانست‌ و امید داشت‌ تا از این‌ راه‌ بر بعضی‌ از مشکلات‌ دیرپای‌ فلسفه‌، مانند این‌ سئوال‌ که‌ چگونه‌ خود، در حالی‌ که‌ با تجربه‌ آغاز می‌کند، می‌تواند به‌ بیرون‌ حرکت‌ کند و چیزهایی‌ درباره‌ی‌ جهان‌ بیرونی‌ بداند، چیره‌ شود. او معتقد بود که‌ تجربه‌ی‌ ناب‌35 زهدانی‌ است‌ که‌ هم‌ ذهنیت‌ و هم‌ عینیت‌ از آن‌جا پیدا می‌شوند. او همچنین‌ با مفهوم‌ خودآگاهی‌36 به‌ عنوان‌ راه‌ دیگر بیان‌ تجربه‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ کرد و سپس‌ آن‌ مفهوم‌ را با اراده‌ی‌ آزاد مطلق‌37 یکی‌ دانست‌، که‌ خود مطلق‌ در کنه‌ آن‌ قرار دارد.
دشواری‌ نظر نیشی‌دا درباره‌ی‌ این‌ مطالب‌ تا حدی‌ ناشی‌ از این‌ واقعیت‌ است‌ که‌ خود تامل‌38 نتیجه‌ی‌ فرقی‌ است‌ که‌ مقدم‌ بر اراده‌ یا خودآگاهی‌ یا تجربه‌ی‌ ناب‌ وجود دارد. تامل‌ همانند دستی‌ است‌ که‌ در تلاش‌ است‌ تا به‌ خودش‌ بچسبد.
نیشی‌دا، در تلاش‌ برای‌ فراروی‌ از ذهنیت‌، به‌ کانت‌39 توسل‌ می‌جوید. اما به‌ جای‌ اشیا-در-ذات‌40 و نومن‌41 کانت‌، بیشتر در پی‌ چیزی‌ خیال‌وار42 است‌. در یک‌ سطح‌ او آن‌ شی‌ء خیال‌وار را به‌ عنوان‌ مکان‌ وصف‌ می‌کند، و دل‌ مشغولی‌ او آن‌ است‌ که‌ یک‌ نوع‌ نظریه‌ی‌ “میدان‌های‌ منطقی‌” دراندازد. تجربه‌های‌ ناب‌ در چارچوبی‌ یا نظامی‌ از مکان‌ها واقع‌ می‌شوند و مفاهیم‌ ناظر به‌ اشیاء متاخر از این‌ شبکه‌اند. اگر چه‌ او از پیشنهادات‌ نئوکانتی‌ استفاده‌ می‌کرد، به‌ نحو کاملا طبیعی‌، به‌ فلسفه‌ی‌ بودایی‌ یا، به‌ طور خاص‌، به‌ افکار ذن‌ توسل‌ می‌ جست‌. در تجربه‌ی‌ ناب‌، فرقی‌ بین‌ شناسا و شناسه‌ وجود ندارد. و حوزه‌ای‌ که‌ تجربه‌ی‌ ناب‌ در آن‌ رخ‌ می‌دهد از هیچ‌43 ساخته‌ شده‌ است‌. او با استفاده‌ از هـیچـی‌ به‌ تنظرت مـی‌رسـد بر مشکلات‌ لاینحل‌ نومن‌ (اشیا-در-ذات‌ کانت‌ غلبه‌ مـی‌کنـد. آن‌هـا، همانند هیچی‌ در سنت‌ بودایی‌، نه‌ باید فرد باشند، نه‌ جمع‌. طرح‌ نیشی‌دا بی‌ هیچ‌ تصنعی‌، بعضی‌ از اندیشه‌های‌ غربی‌ را در قالبی‌ شرقی‌ می‌ریزد. در اثر اخیر او، قرابت‌ بیشتری‌ با هگل‌ و دیالکتیک‌ وجود دارد؛ زیرا نیشی‌دا تناقض ‌های‌ در تجربه‌ی‌ انسان‌ را ناشی‌ از بیرون‌ آمدن‌ آن‌ از تجربه‌ی‌ ناب‌ می‌دید. از این‌رو، پارادوکس‌های‌ دین‌ را از منظر ذن‌ دید.
مشهورترین‌ پیرو و جانشین‌ و منتقد نیشی‌دا، تانابه‌ هاجیمه‌44 (1962-1885) بود، که‌ در فری‌ برگ‌45 در اوایل‌ قرن‌ بیست‌ تحصیل‌ کرد و نخستین‌ کتابش‌ را درباره‌ و به‌ نام‌ الاهیات‌ کانت‌ نوشت‌ اما مشهورترین‌ اثر او سوری‌ تستوگاکو46درباره‌ی‌ فلسفه‌ی‌ متافیزیک‌ بود، که‌ او را معروف‌ترین‌ فیلسوف‌ علم‌ در ژاپن‌ کرده‌ است‌. کتاب‌ بعدی‌ او، شو نو رونری‌47 (یا منطق‌ انواع‌48)، که‌ در 1939 منتشر شد، نقدی‌ بر نظریه‌ی‌ “میدان” نیشی‌دا بود. به‌ نظر او، دیدگاه‌ نیشی‌دا یک‌ نوع‌ فردگرایی‌ شبح‌ وار بود. در واقع‌، آیین‌ بودا فردباوری‌ را تایید می‌کند. طبق‌ تعالیم‌ بودایی‌ این‌ هم‌دردی‌ فرد است‌ که‌ همبستگی‌ را به‌ وجود می‌آورد؛ نه‌ پیوند ذاتی‌ یا جوهری‌ با موجودات‌ همگن‌. چنین‌ دیدگاهی‌ با غیرذات‌گروی‌49 هم‌سوست‌. اما به‌ نظر تانابه‌، واقع‌گرایانه‌تر آن‌ است‌ که‌ به‌ وجود حقیقی‌ انواع‌ فی‌ نفسه‌ توجه‌ کنیم‌. این‌ خط‌ تفکر البته‌ بیشتر با ملی‌گرایی‌ این‌ دوره‌ هم‌سوست‌.
خلاصه‌ آن‌ که‌ دغدغه‌ی‌ اصلی‌ اندیشه‌ ژاپن‌ این‌ بوده‌است‌ که‌ چگونه‌ سنت‌ را با شکلی‌ جدید از فرهنگ‌ تلفیق‌ کند که‌ بر پایه‌ای‌ ملی‌ گرایانه‌ و از راه‌ بازسازی‌ اجتماعی‌، با خطر سلطه‌ی‌ بیگانه‌ سروکار دارد. فرهنگ‌ و دین‌ ژاپنی‌ دوره‌ای‌ طولانی‌ برای‌ طرح‌ چنین‌ برنامه‌ای‌ در بافتی‌ فلسفی‌ نداشته‌ است‌. ژاپن‌ از ملی‌گرایی‌ قومی‌ اش‌ در رنج‌ بود، و در خلال‌ دوره‌ی‌ جنگ‌ داخلی‌ به‌ فاشیسم‌ گرایش‌ داشت‌. اما علی‌ رغم‌ این‌، یکی‌ از بدیع‌ ترین‌ کارها صورت‌ گرفت‌. تجربه‌ی‌ ژاپن‌، چون‌ که‌ در به‌ دست‌ گرفتن‌ زمام‌ روش‌های‌ تعلیم‌ و تربیت‌ غربی‌ بسیار موفق‌ بود، به‌ روشنی‌ بسیار تعارض‌ ترکیب‌ را طـرح‌ کـرد؛ چگـونـه‌ فلسفه‌ی‌ گذشته‌ به‌ طور موفقیت‌آمیزی‌ با ایده‌های‌ بسیار خلاق‌ در غرب‌ تلفیق‌ شد؟
تا این‌جا ثمربخش‌ترین‌ تلفیق‌گر نیشی‌دا بوده‌ است‌. اما فرهنگ‌ ژاپنی‌ بی‌شک‌ نمایشی‌ قوی‌ در این‌ حوزه‌ داشته‌ است‌ و متفکران‌ جوان‌تر در حال‌ تغییر نتیجه‌ برای‌ مکتب‌ قدرت‌مند کیوتواند.

منبع‌:
smart ninian, WORLD PHILOSOPHIES, routledge, 1999.

پی‌ نوشت‌:
1. Meiji
2. Testsugaku
3. Shinto
4. incarnation
5. Kukutai
6. Universalism
7. Particularity
8. Nishi amane
9. Positivism
10. Utilitarianism
11. Evolutionary
12. Inoue tetsujiro
13. Iindividualism
14. Watsuji tetsuro
15. Ethics as anthropology
16. Nakamura hajime
17. D. T. suzuki
18. Waseda
19. Kamakura
20. World parliament of religions
21. Paul carus
22. Tao-the-ching
23. Illinois
24. Scientific
25. Direct experience
26. Nishida kitaro
27. Particularism
28. Junior
29. Zen no kenkyu
30. A study of good
31. Kyoto
32. Tanabe hajime
33. Subjectivity
34. Objectivity
35. Pure experience
36. Self-consciousness
37. Absolute free will
38. Reflection
39. Kant
40. Tthings-in-themselves
41. Noumena
42. Phanton-like
43. Nothingness
44. Tanabe hajime
45. Freiburg
46. Suri testsugaku
47. Shu no ronri
48. Logic of species
49. Non-substantialism

منبع: ماهنامه اخبار ادیان 1384 شماره 14، تیر و مرداد
مترجم : حبیب‌ دوستدار
نویسنده : نینیان‌ اسمارت‌

مطالب مرتبط