چارچوبی برای بررسی و تدوین دیپلماسی تجاری در دوران جهانی شدن و وابستگی متقابل (3)

3) سخن پایانی: ضرورت بازنگری در مفهوم دیپلماسی
چنان که دیدیم، جهانی شدن و گسترش وابستگی متقابل از یک سو گستره موضوعی یا دستور کار دیپلماسی تجاری را توسعه بخشیده است و دیپلماسی تجاری دیگر به اقدامات مرزی محدود نیست و طیفی گسترده از اقدامات و سیاست‌های داخلی را هم دربرمی‌گیرد و از سوی دیگر شمار بازیگران ذی‌نفع یا دخیل در دیپلماسی تجاری بسیار افزایش یافته است و این بازیگران دولتی و غیردولتی و ملی و فراملی برای به دست آوردن منابع و بازارها و پشتیبانی و مشروعیت به رقابت یا همکاری با یکدیگر می‌پردازند. این وضع، بازنگری در مفهوم دیپلماسی و نقش دیپلمات ها و وظایف وزارت امور خارجه را ایجاب می‌کند.
برخلاف دیپلماسی سنتی که ملک طلق دولت‌ها بود، روابط دیپلماتیک در دوران پست مدرن دچار گسستگی و پیچیدگی‌های فزاینده است. گستردگی و پیچیدگی دیپلماسی تجاری باعث شده است که در عمل، بسیاری کسان با دیپلماسی تجاری درگیر شوند و به سخن دیگر شمار «دیپلماتهای تجاری» بسیار افزایش یابد. آشکارترین گروه از دیپلمات‌های تجاری را دست‌اندرکاران در زمینه بازرگانی و سرمایه‌گذاری تشکیل می‌دهند. گروه بزرگتر را کارگزاران رسمی دیگر دستگاه‌های دولتی درگیر با مسائل تجاری مانند دستگاه‌های مسئول امور خارجه، امور مالی، کشاورزی، صنعت، امور کارگری، بهداشت، محیط زیست، امور بانکداری، ارتباطات از راه دور، ترابری و … تشکیل می‌دهند. گروه دیگر از دیپلمات‌های تجاری عبارتند از مدیران امور بین‌الملل اتحادیه‌ها، شرکت‌ها و سازمان‌های غیردولتی. به این فهرست باید مدیران شرکت‌های مستقر در خارج را هم که تعامل گسترده‌ای با دولت میزبان دارند افزود؛ و سرانجام، کارکنان سازمان‌های بین‌المللی درگیر با تجارت و سرمایه‌گذاری را نیز باید در شمار دیپلمات‌های تجاری دانست. (18)
اکنون در درون دولت‌ها نیز وزارت امور خارجه نه تنها با بازیگرانی تازه روبه‌روست، بلکه دیگر متولی تام و انحصاری دیپلماسی هم نیست و تخصصی شدن حوزه‌های گوناگون از جمله سیاستگذاری اقتصادی و در نتیجه پیچیده‌تر شدن کار سازمان‌های چند جانبه مسئول سیاست اقتصادی مانند سازمان جهانی بازرگانی، صندوق بین‌المللی پول یا سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، دخالت و مشارکت وزارتخانه‌های تخصصی مسئول امور اقتصادی، امور بازرگانی، امور مالی، ارتباطات از راه دور و … در دیپلماسی افزایش و نقش وزارت امور خارجه کاهش یافته یا به هماهنگ کننده فعالیت‌های دیگر وزارتخانه‌ها تقلیل یافته است. برای نمونه، آمریکا با ایجاد «دفتر نمایندگی تجاری آمریکا» در 1962 به متمرکز کردن تصمیم‌گیری‌ها در مورد مذاکرات تجاری در چارچوب گات و سپس سازمان جهانی بازرگانی پرداخت. از سوی دیگر، بویژه در کشورهای توسعه یافته، شاهد گونه‌ای تمرکززدایی و تفویض اختیارات از دولت مرکزی به دولت‌های محلی یا منطقه‌ای بوده‌ایم (مانند اسکاتلند و ویلز در بریتانیا، لاندر در آلمان و کانتون‌های سوییس)، به گونه‌ای که این دولت‌های محلی یا منطقه‌ای گاه به طور مستقل به تنظیم روابط خارجی خود برای برآوردن نیازهای محلی خود و گشایش دفتر نمایندگی در خارج می‌پردازند.
دولت‌ها همچنین برای پیشبرد فرایند توسعه اقتصادی خود می‌کوشند از شرکت‌های خود پشتیبانی کنند (برای نمونه با کمک به تأسیس شرکت‌های فرعی در خارج، مشاوره صادراتی، دادن کمک‌های حقوقی، ایجاد انگیزه‌های صادراتی و …) و در همان حال به جذب شرکت‌های خارجی علاقمند به سرمایه‌گذاری در داخل بپردازند. افزون بر این، دولت‌ها با درک اهمیت تجارت بین‌الملل و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در توسعه اقتصادی، به تقویت نمایندگی تجاری خود در کشورهای عمده طرف تجارت خود پرداخته‌اند. اکنون، گذشته از وظیفه سنتی وابسته‌های بازرگانی، به سازمان‌های شبه دولتی یا سازمان‌های عمومی مأموریت داده شده است که برای گسترش بازرگانی و هدایت دیپلماسی تجاری به توسعه خدمات، قلمرو و حضور خود در خارج بپردازند.
در واقع، باید گفت که وابستگی متقابل و پیچیدگی‌های جهان امروز باعث کمرنگ شدن مرز «دیپلماسی‌های» بازیگران گوناگون شده و همین، تعامل و همکاری بازیگران گوناگون را ضرورت بخشیده است. از یک سو دولت‌ها، شرکت‌ها، دانشگاه‌ها و سازمان‌های غیردولتی در جامعه مدنی به تخصص و تجربه یکدیگر نیاز دارند و برای بازی کردن نقشی موثر در همه حوزه‌ها و در بازار جهانی باید به مبادله دانش فنی و تجربه خود با دیگران بپردازند و از سوی دیگر، این بازیگران برای هموار کردن راه موفقیت خود در مجامع و حوزه‌های گوناگون به همکاری و کمک سیاسی یکدیگر نیاز دارند. این وضع سبب شده است که از یک سو دولت‌ها افراد ماهر و با تجربه را از شرکت‌ها، دانشگاه‌ها یا سازمان‌های غیردولتی به کار گیرند یا عضویت آنان در هیأت نمایندگی کشورها در مجامع بین‌المللی را بپذیرند و از سوی دیگر شرکت‌ها و سازمان‌های غیردولتی هم به شیوه‌های گوناگون دولتمردان پخته و زبردست را به کار گیرند یا از نظرات آنان بهره جویند. نمونه‌های این جابه‌جایی نیروی انسانی در میان بازیگران گوناگون بسیار است و همین، نشان می‌دهد که می‌توان ویژگی‌ها و صلاحیت‌های مشترکی برای انواع دیپلمات‌های بازیگران گوناگون قایل شد. بر همین پایه، سانر وییو معتقدند که همه دیپلمات‌های اقتصادی یا تجاری، دولتی یا غیردولتی، باید توانمندی‌های زیر را داشته باشند:
1 – شناخت دیپلماسی و روابط بین‌الملل: آشنایی با روابط بین‌الملل و دیپلماسی دوجانبه و چندجانبه و داشتن آگاهی و تجربه دست اول در موردچگونگی کارکرد نهادهای بین دولتی مانند سازمان جهانی بازرگانی، سازمان بین‌المللی کار، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، سازمان ملل متحد، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول و همچنین دولت‌های مرکزی و وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های کلیدی در کشورهای بزرگ همچون آمریکا، اعضای مهم اتحادیه اروپا، ژاپن و کشورهای بزرگ در حال توسعه مانند چین، هند، برزیل، آفریقای جنوبی و کمیسیون اروپا و سازمان‌های مربوط؛
2 – آمادگی کنار آمدن با فرهنگ‌های گوناگون: شناخت و ارج‌گذاری به تنوع فرهنگ‌ها و افکار و عقاید کشورها و توانایی گفتگو و تعامل با رهبران و سیاستمدارانی که اندیشه‌های دینی، سیاسی و فرهنگی یکسره متفاوت دارند؛
3 – مهارت‌های سیاسی: توانایی دفاع از منافع موکلان در گفتگو با رهبران خارجی، در رسانه‌ها و دیگر راه‌های ارتباطی دیگر مانند روزنامه‌ها و کنفرانسها؛
4 – توانایی رهبری و سازماندهی: توانایی برقراری رابطه و تعامل با همتایان و بازیگران در دیگر کشورها، مناطق و حتی قاره‌ها برای اثرگذاری و جلب همکاری دیگران و خنثی کردن اعمال نفوذ مخالفان.(19)
اگر به تعبیر یکی دیگر از نویسندگان، دیپلماسی تجاری را زنجیره‌ای از تجزیه و تحلیل‌ها، بسیج و سازماندهی و ائتلاف سازی، و گفتگو برای بستن و اجرای موافقت‌نامه‌های بین‌المللی در مورد مسائل مرتبط با بازرگانی بدانیم، یک دیپلمات تجاری باید بتواند به تجزیه و تحلیل همه عوامل موثر در سیاستگذاری تجاری در داخل و خارج مانند: منافع تجاری دخیل، تأثیر اقتصادی کلان سیاست‌های گوناگون، نفوذ سیاسی همه طرف‌های ذی نفع، مسائل داخلی مرتبط با مسائل تجارت خارجی، قوانین و مقررات داخلی و بین‌المللی مرتبط، و چند و چون افکار عمومی از جمله تأثیر رسانه‌ها بپردازد. در واقع، پیچیدگی و گستردگی دیپلماسی تجاری ایجاب می‌کند که یک دیپلماتیک تجاری دانش و آگاهی بسیار در زمینه‌های زیر داشته باشد: اقتصاد، بازرگانی، سیاست، حقوق و نهادهای تجاری داخلی و خارجی، مسائل تجاری جاری، روابط بین‌الملل، فنون گفتگو و حل اختلاف، روابط عمومی و رسانه‌ها، مطالعات منطقه‌ای و زبان‌ها و فرهنگ‌های خارجی. او با این دانش و آگاهی باید بتواند به تجزیه و تحلیل مسائل گوناگون بپردازد، راهکار یا استراتژی یا سیاست تدوین کند و سرانجام در پرتو مهارت در بسیج و اتئلاف سازی و گفتگو به جلب پشتیبانی و اجماع سازی در مورد پیشنهاد خود بپردازد. (20)
سانر و ییو هم معقتدند که در دوران پست مدرن، همه دیپلمات‌ها برای پاسداری از منافع اقتصادی و توسعه‌ای موکلان خود باید از پس هدف‌ها و وظایف بنیادی زیر برآیند:
1 – اثرگذاری بر تصمیمات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای ایجاد شرایط مناسب در راستای توسعه اقتصادی، با در نظر گرفتن نیازها و خواسته‌های دیگر طرف‌های ذی‌نفع؛
2 – همکاری با نهادهای قانونگذار بین‌المللی که تصمیماتشان بر مقررات تجاری و مالی بین‌المللی اثر می‌گذارد؛
3 – جلوگیری از کشمکش و اختلاف با دیگر دولت‌ها، سازمان‌های غیردولتی و بازیگران اقتصادی گوناگون برای هر چه کمتر کردن مخاطرات سیاسی و اقتصادی؛
4 – بهره‌گیری از مجامع بین‌المللی و رسانه‌های گوناگون برای حفظ شهرت و اعتبار کشور، شرکت‌ها و سازمان‌های غیردولتی خودی (سرمایه شهرت ((reputation capital)؛
5 – ایجاد سرمایه اجتماعی (توانایی بازیگران برای بهره‌گیری از ساختارها، شبکه ها و عضویت اجتماعی خود) از راه گفتگو با همه طرف‌های ذی نفع که ممکن است از فرایند توسعه اقتصادی و جهانی شدن آسیب ببیند؛
6 – حفظ اعتبار و مشروعیت نهادها و نمایندگان خودی در نظر همگان و جامعه خود. (21)
فشرده سخن این که یکی از پیامدهای جهانی شدن، مشارکت بازیگران غیردولتی در دیپلماسی است. بر خلاف گذشته که دیپلماسی قلمرو انحصاری سفیران و نمایندگان وزارت امور خارجه بود و دیگر دستگاه‌های دولتی نها به کارهای دولتی می‌پرداختند، اکنون مدیریت روابط اقتصادی بین‌المللی به دولت‌ها محدود نیست و به شرکت‌ها و جامعه مدنی هم مربوط می‌شود. امروزه وزارتخانه‌های امور خارجه باید دیپلماسی را با دیگر وزارتخانه‌ها تقسیم کنند و برای تضمین مشروعیت و اجرای سیاست‌ها باید مشارکت بازیگران غیردولتی را بپذیرند. در دورات پست مدرن کنونی، مدیریت موثر روابط اقتصادی بین‌المللی نیازمند مشارکت طرف‌های اصلی ذی‌نفع از جمله وزارتخانه‌های امور خارجه، دیگر وزارتخانه‌های مرتبط با سیاست‌های اقتصادی، شرکت‌ها و سازمان‌های غیردولتی است.(22)

یادداشت‌ها:
1 – استادیار موسسه مطالات و پژوهش‌های بازرگانی
2 – عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی و مدرس دانشگاه پیام نور
3 – برای مطالعه تعریف‌های گوناگون از دیپلماسی، از جمله، ر.ک. به ک هالستی 1373، فصل هفتم؛ مورگنتا 1374، ص 846؛ فرانکل 1370، ص 172؛ و Nicolson 1939
4 – از جمله ر.ک. به بهزادی 1368، مورگنتا 1374 و Johari 1989,p. p. 194 – 219
5 – از جمله، ر.ک. به مقاله روزنا درباره منافع ملی در: Rosenau 1971
همچنین، ر.ک.به: Frankel 1970
6 – بهزادی 1368، صص 100 – 97.
7 – از جمله، ر.ک. به ارگانسکی 1355، فصل سوم؛ هالستی 1373؛ مورگنتا 1374؛ مقاله آرنولد ولفرز در باربر و اسمیت 1374، صص 246 – 235؛ و Rosecrance 1973, pp.163 – 164
8 – هالستی 1373، صص 85 – 166.
9 – از جمله، ر.ک، به هالستی 1373، فصل چهارم.
10 – برای آشنایی با ابعاد و آثار گوناگون جهانی شدن و وابستگی متقابل، از جمله ر.ک.به: موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی و دفتر نمایندگی تام‌الاختیار تجاری ج.1.ایران 1382؛ هلدومگ گرو 1382، ص 1؛ روزنا 1384؛ Held, et al. 1999 and Keohane and Nye 1977
11 – Cantori and Spiegel 1970.
همچنین ر.ک. به مقاله معروف دیوید سینگر درباره سطح تحلیل در روابط بین‌الملل در:
Knorr and Verba 1965, pp. 77 – 92.
12 – Keohane and Nye 1977, pp. 24 – 29 and 32 – 33.
13 – برای بررسی تاریخی دستاوردهای استراتژی‌های تجاری درونگرا و برونگرا، ر.ک. به مقاله دومینیک سالواتوره در: اخوی 1384، صص 258 – 229.
14 – Feketekuty 2007, p. 2.
15 – Bayne and Woolcock 2003, pp. 167 – 168.
16 – Ibid., pp. 15 – 17 and 164 – 168.
17 – Ibid., pp. 45 – 62 and Saner and Yiu 2003, pp. 4 – 9.
18 – Feketekuty 2007, p. 3.
19 – Saner and Yiu 2003, pp. 28 – 29.
20 – Feketekuty 2007, pp. 1 – 7.
21 – Saner and Yiu 2003, p. 20.
22 – برای آشنایی با ابعاد پیچیده دیپلماسی اقتصادی یا تجاری در عصر حاضر، ر.ک.به:
Bayne and Woolcock 2003, Feketekuty 2007 and Saner and Yiu 2003.

منابع
– اخوی احمد، ویراستار (1384) کندوکاوی در نظریه و سیاست جدید تجارت بین‌الملل. تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی.
– ارگانسکی، ای. اف. ک. (1355) سیاست جهان. ترجمه حسین فرهودی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
– باربر، جیمز و مایکل اسمیت (1374) ماهیت سیاستگذاری خارجی در دنیای وابستگی متقابل کشورها. ترجمه سید حسین سیف زاده. تهران: قومس.
– بهزادی، حمید (1368) اصول روابط بین‌الملل و سیاست خارجی. تهران: انتشارات دهخدا.
– جیمز روزنا (1384) آشوب در سیاست جهان. ترجمه علیرضا طیب. تهران: روزنه.
– فرانکل، جوزف (1370) روابط بین‌الملل در جهان متغیر. ترجمه عبدالرحمن عالم. تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی.
– مورگنتا، هانس جی. (1374) سیاست میان ملت‌ها. ترجمه حمیرا مشیرزاده. تهران: موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
– مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی و دفتر نمایندگی تام الاختیار تجاری ج. ا. ایران (1382) مجموعه مقالات همایش جهانی شدن اقتصاد. تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی.
– هالستی، کی.جی. (1373) مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل. ترجمه بهرام مستقیمی و مسعود طارم سری. تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
– هلد، دیوید و آنتونی مک گرو (1382) جهانی شدن و مخالفان آن. ترجمه مسعود کرباسیان. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
– Bayne, Nicholas and Stephen Woolcock (2003) The New Economic Diplomacy: Decision – Making and Negotiation in International Econimic Relations. Hampshire (England) and Burlington (USA): Ashgate Publishing Limited.
– Cantori, Louis J. an d Steven. L Spiegel (1970) The International Politics of Regions: A Comparative Approach. Englewood Cliffs, N. J.: Prentice – Hall.
– Feketekuty, Gaza (2007) “Training Professionals in Trade Policy Development: Advocacy and Negotiation.
– The Training Challenge in Commercial Diplomacy” <http: // www. commercialdiplomacy. org/ atricles – news/ articles – professionalizing – training.htm.
– frankel , Joseph (1970) National Interest. London: Macmillan.
– Held, David, et al. (1999) Global Transformations: Politics, Economics and Culture. Stanford, CA.: Stanford University Press.
– johari, J. C. (1989) International Relations and Politics. New Delhi: Sterling Publishers Private Limited.
– Keohane, Robert O. and Joseph S. Nye (1977) Power and Interdependence: World Politics in Transition. Boston: Little, Brown and Company.
– Knorr, klaus and Sidney Verba, eds. (1965) The International System: Theoretical Essays. Princeton, N.J.: Princeton University Press.
– Nicolson, Harold G. (1939) Diplomacy. New York: Harcourt, Brace and Company.
– Rosecrance, Rochard (1973) International Relations: Peace or War? New York: McGraw – Hill.
– Rosenau, James N. (1971) The Scientific Study of Foreign Policy. New York: Free Press.
– Saner, Raymond and Lichia Yiu (2003) “International Econimic Diplomacy: Mutations in PostModern Times”. Discussion paper no. 84. Netherlands Institute of International Relations “Clingendeal” http://www.Clingendael.Nl/cli/ bub1/diplomacy/pdf.

منبع: ماهنامه اطلاعات سیاسی اقتصادی 1387 شماره 248 – 247، فروردین و اردیبهشت
نویسنده : وحید بزرگی
نویسنده : محمدرضا عابدین

مطالب مرتبط