ایران؛ ‌روزهای تعطیل و مراودات جهانی

ایران بعد از پرو دومین کشور جهان از نظر کثرت روزهای تعطیلی است. از 365 روز کاری تقویم سال، 104 روز به عنوان تعطیلات آخر هفته کسر می‌شود. با توجه به اختلاف تعداد روزهای سال شمسی و قمری، 20 الی 24 روز دیگر به مناسبتهای مختلف از میزان روزهای کار کم می‌شود.
اگر تعطیلات غیررسمی هفته‌های آخر اسفندماه و اوایل فروردین ماه ( تا مقطع سیزده به در) و تعطیلهای توافقی بین دو روز تعطیل متوالی به ارقام فوق اضافه شود، تعداد روزهای تعطیلی سال در کشور ایران از 135 روز تجاوز می‌کند. بنابراین نسبت روزهای تعطیلی به کل روزهای سال حدود 4 به 10 بوده و بیانگر این حقیقت است که در کشور ایران، نیروی کار به ازای هر سه روز کاری سال دو روز استراحت دارند. (فعلاً فرض می‌شود که راندمان کار در روز کاری در حد مطلوب است.)
این نسبت زمانی به مرز فاجعه نزدیک می‌شود که به ترکیب روزهای تعطیلی هفته و تطابق آن با روز و ساعات کاری خارج از کشور دقت شود. در ایران روزهای پنجشنبه و جمعه تعطیل پایان هفته بوده و در اکثر کشورهای خارج برخلاف رویه مرسوم ایران روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل پایان هفته است. بنابراین در طول 7 روز هفته، روزهای شنبه و یکشنبه در خارج از کشور و روزهای پنجشنبه و جمعه در ایران تعطیل است و کلیه فعالیتهای اقتصادی عملاً در طول چهارروز هر هفته سال راکد می‌شود.
در ایران، روز کاری معمولاً از ساعت 30/7 صبح شروع و درساعت 30/15 خاتمه می‌یابد. روز کاری کشورهای اروپایی که بالاترین مراودات اقتصادی با ایران را دارا هستند، با توجه به 5/3 ساعت اختلاف ساعت موجود (مبدأ گرینویچ لندن بدون در نظر گرفتن یک ساعت تغییر زمان اول سال) به وقت ایران از ساعت 30/12 شروع و تا ساعت 19 به وقت تهران ادامه می‌یابد. بنابراین ارتباط ایران با مبادی اقتصادی اروپا در سه روز کاری هفته (دوشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه) روزانه حداکثر 3 ساعت و در جمع روزهای هفته فقط 9 ساعت است.
در علم اقتصاد هزینه‌های سربار باب وسیعی است که هر فعالیت اقتصادی طبعاً با آن سروکار دارد و به اقلامی از هزینه‌ها اطلاق می‌شود که مستقل از تولید، همواره برای روزهای سال اعم از کاری و یا تعطیل تعلق می‌گیرد. در محاسبه قیمت تمام شده هر محصول، این هزینه اجتناب ناپذیر، در صورت کسر با هزینه‌های متغیر جمع شده و به تعداد تولید محصول در سال تقسیم می‌شود. هرگاه تعداد روزهای کاری سال به لحاظ تعطیلی کم شود، در فرمول محاسبه قیمت تمام شده، عدد مخرج (میزان تولید) باوجود متورم بودن صورت کسر کوچکتر می‌شود و به طریق اولی قیمت تمام شده محصول بالاتر می‌رود. بالا رفتن قیمت تمام شده محصول سبب می‌شود که تولید‌کننده قدرت رقابت در بازار پرتحول را از دست دهد و با کوچکترین نسیم و یا چالش رقبا از صحنه فعالیت اقتصادی حذف شود. مصداق بارز این عارضه را می‌توان در عقب‌نشینی صنایع نساجی، پوشاک، کفش، قطعه سازی و صدها عرصه اقتصادی دیگر در قبال هجوم شبیخون وار ساخته های چین، کره جنوبی و اخیراً مالزی بوضوح رویت کرد. عرضه پیراهن چینی با کیفیت نسبتاً مناسب به صورت بسته‌بندی شده معادل یک دلار و یا فرش ماشینی با 50 درصد قیمت تمام شده داخلی نشان می‌دهد که ایران حتی در عرصه محصولات سنتی نظیر فرش، کفش، پوشاک نیز مزیت خود را از دست داده‌ و به محض خشک شدن مرکب سند پیمان ورود به سازمان تجارت جهانی و ممنوع شدن اعطای هرگونه رانت و یا یارانه، این صنایع جز اضمحلال و یا بازنگری بنیادی شرایط کار، افزایش راندمان و بهره‌وری کار و در رأس آنها کاهش روزهای تعطیلی و تطبیق آن با دیگر کشورها با هدف کاهش نقطه سربه سر محصول، چاره دیگری نخواهند داشت .

منبع: ماهنامه تدبیر
نویسنده : مرتضی شأنی

مطالب مرتبط