جنبش های مانی و مزدک: ریشه‌ها‏، اندیشه‌ها و پیامدها (۴)

اثر اندیشه های مانی و مزدک بر عرفان و تصوف ایرانی
مصداق واقعی این تأثیر را می توان در اندیشه های «حلاج» جست. حلاج در هندوستان و چین با بسیاری از پیروان مانی و مزدک دیدار و گفتگو کرد. تأثیر فلسفۀ مانوی – مزدکی و شاخۀ مترّقی بوداییسم در آثار و اندیشه های حلاج به خوبی نمایان است. این تأثیر بیشتر در مورد مقولۀ نور و ظلمت است:
«جمع اجزایم کنید!
از جسوم نیرات، از هوا، آنگه ز آتش،
و آنگه از آب فرات، پس بکاریدش به خاکی، خاک آن خاک موات…
پس چو هفتم روز آید
می روید خیر النبات» (۶۶)
دیگر آثار و نوشته های حلاج نیز نشان دهندۀ اثرپذیری او از مقولۀ نور و ظلمت مانی است. صاحب الفهرست از کتابهای زیر نام می برد: حمل النور و الحیاه و الارواح، نور النور و شخص الظلمات. (۶۷)
سعید نفیسی نیز بر تأثیر فلسفۀ مانوی بر تصوّف ایران و همانندی این دو روند فکری تأکید کرده و افزوده است: «فلسفه های یونانی، یهودی و نصاری بطور غیرمستقیم و از طریق دین مانی بر تصوف ایران اثر گذاشته اند.» (۶۸)

اثر اندیشه های مانی و مزدک بر جنبشهای ملّی ایرانیان پس از اسلام
از جنبشهای ملّی ایرانیان پس از اسلام که از اندیشه های مانی و مزدک اثر پذیرفته اند می توان از قیام قرمطیان، زنجیان، مقفع و حروفیان یاد کرد.

قیام قرمطیان
جنبش قرمطیان در ۲۶۰ هجری آغاز شد. در آن سال ابوسعید جنابی (رهبر قرامطه)، به شهر مکه و بیت الله الحرام حمله کرد و پس از بی حرمتی ها و… حجر الاسود و اشیای گرانبهای خانۀ کعبه را به تاراج برد. (۶۹)
«قرامطه مسلکی نزدیک به مسلک اباحیان (اباحیه)، یا اشتراکیون داشتند که شاید از مزدکیان پیروی کرده باشد و شاید همان مزدکیان بوده باشد. میان مذهب قرامطه و سبک اجتماعی مزدک و بابک، ارتباطی استوار بود… و علمای اسلامی در مسلک قرمطی آثار هجوم مجوسان و مزدکیان و مانویان را برای انهدام اسلام آشکار می دیدند.» (۷۰)

قیام زنجیان
شورش خونین بردگان بین النهرین که در تاریخ به قیام زنج معروف است سخت از اندیشه های اشتراکی مزدک اثر پذیرفته بود. این قیام نیز همزمان با شورش قرمطیان در ۲۶۰ هجری آغاز شد. از دید تاریخی، این قیام را با قیام اسپارتاکوس سنجیده اند، با این تفاوت که در قیام اسپارتاکوس ۱۲۰ هزار برده شرکت داشتند و در قیام زنج بیش از ۵۰۰ هزار تن. (۷۱)

قیام مقفع
از بزرگترین جنبشهای روستایی در سدۀ دوم هجری که از دید اقتصادی – اجتماعی، زیر تأثیر افکار و عقاید مزدک قرار داشت، قیام مقفع بود. ابوریحان بیرونی درآثار الباقیه می نویسد: «مقفع ادعای خدایی می کرد و بر اتباعش حکم کرد که پیروی از کلیه قوانین، آراء و احکام مزدک بر آنها فرض واجب است. آنچه را که مزدک تشریح کرده بود او هم امضا کرد.» (۷۲)

قیام حروفیه
هدف اصلی حروفیه مبارزه با حکومت فئودال تیموری، نیرومندترین حکومت در سدۀ هشتم هجری بود. از دید اقتصادی و اجتماعی، حروفیه برابری و از میان رفتن هرگونه ظلم و ستم را تأکید و تبلیغ می کردند. (۷۳)
توماس هاید از دانشمندان سدۀ ۱۷ میلادی، فرقۀ حروفیه را تجلی تازه ای از مذهب مانی می دانست و حتی از آنهم فراتر می رفت. (۷۴)
ولی طبری نظر دیگری دارد و می نویسد: «اگر از جهت محتوای فکری، جنبش حروفیه غیرمعقول و خرافی است، از جهت مضمون تاریخی خود یعنی از جهت جنبۀ ملی مترقی است. جنبش درویشان حروفی بیش از هر چیز دیگری پس از حمله مغول از عناصر تعالیم مزدک اشباع است و اگر جنبش سربداری شیوه عیاران و جوانمردان قرنهای سوم و چهارم را با صوفیگری در آمیخته بود، جنبش حروفیه آمیزه ای از اندیشه مزدکی و تعالیم صوفیانه است.» (۷۵)

پیگفتار
بی گمان، ندانسته های ما دربارۀ مانی و نیز مزدک، بسیار بیش از دانسته ها است. در ۱۹۶۹ در شمال مصر یک دست نوشت خطی کهن یونانی متعلق به ۴۰۰ پس از میلاد کشف شد که امروزه «نسخۀ مانی کلن» خوانده می شود، زیرا در دانشگاه کلن نگهداری می شود. این نوشته، شرح زندگانی مانی و نمو روحانی او همراه با اطلاعاتی دربارۀ آموزه های دینی مانی و شامل بخش هایی ای انجیل زندۀ او و نامۀ او به ادسا است. در پی پژوهشهای گستردۀ خاور شناسان غربی، سرانجام در آغاز سدۀ بیستم، نوشته های بسیاری از پیروان مانی در معابد مانوی (مانستان های) مدفون در شنزارهای منطقۀ تورفان چین کشف شد که بخش بزرگی از آنها در انستیتو خاروشناسی برلین نگهداری می شود. با وجود تلاشهای بسیار تا لحظۀ نگارش این سطور موفق به دریافت این متون از این دست نوشته ها خوانده شده و تلاش برای خواندن بقیۀ آنها همچنان ادامه دارد. آنها به زبانهای گوناگون و به خط مانوی که از نوآوریهای خود مانی بوده نوشته شده است. بیشتر این نوشته ها به زبان فارسی میانه (پهلوی) و پهلوانیگ (پهلوی اشکانی) است. ترجمه هایی قبطی در مصر و ترجمه هایی یونانی نیز از کتاب های مانی بر جا مانده است. شاید روزگاری با تلاشهای بیشتر، حقایق بیشتری دربارۀ این دو مکتب بر ما آشکار گردد.

* نگاه کنید به شاهنامۀ فردوسی، قطع رحلی، دفتر هشتم، انتشارات ققنوس. صفحۀ ۴۶۰٫

منابع:
۱٫ راوندی، مرتضی. تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۸۳، انتشارات نگاه. جلد اول. صفحۀ ۶۶۱٫
۲٫ کریستین سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان. ترجمه رشید یاسمی، چاپ پنجم. ۱۳۷۷، انتشارات دنیای کتاب. صفحۀ ۱۷۰٫
۳٫ راوندی. پیشین، صفحه ۶۶۲٫
۴٫ کریستین سن، پیشین، صفحه ۱۴۹٫
۵٫ عطایی فرد، امید. «فتنه مزدک». روزنامۀ شرق. ۱۳۸۴٫ سال سوم. شمارۀ ۶۴۸٫ صفحۀ ۱۹٫
۶٫ میخائلوویچ دیاکونوف، میخائیل. تاریخ ایران باستان. ترجمه روحی ارباب، چاپ سوم. ۱۳۸۳٫ انتشارات علمی فرهنگی. صفحۀ ۳۴۰٫
۷٫ مینوی، مجتبی. نامه تنسر. ۱۳۱۱٫ انتشارات تهران. صفحۀ ۵۶٫
۸٫ کریستین سن، پیشین، صفحۀ ۱۴۹٫
۹٫ همان.
۱۰٫ راوندی، پیشین، صفحۀ ۶۸۰٫
۱۱٫ دیاکونوف، پیشین، صفحۀ ۳۲۰٫
۱۲٫ راوندی، پیشین، صفحۀ ۶۹۱٫
۱۳٫ کریستین سن، پیشین، صفحۀ ۱۷۶٫
۱۴٫ راوندی، پیشین صفحۀ ۶۹۳٫
۱۵٫ کریستین سن، پیشین، صفحۀ ۱۷۶٫
۱۶٫ همان، صفحۀ ۱۹۳٫
۱۷٫ گیرشمن، رومن. تاریخ ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمود بهروزی. ۱۳۷۹٫ انتشارات جامی. صفحۀ ۳۳۰٫
۱۸٫ کریستین سن، پیشین، صفحۀ ۱۹۴٫
۱۹٫ راوندی، پیشین، صفحۀ ۷۵۴٫
۲۰٫ کریستین سن، پیشین، صفحۀ ۱۹۶٫
۲۱٫ همان. صفحۀ ۱۹۷٫
۲۲٫ گیرشمن، پیشین، صفحۀ ۳۳۴٫
۲۳٫ راوندی، پیشین، صفحۀ ۷۰۲٫
۲۴٫ گیرشمن، پیشین، صفحۀ ۳۳۵٫
۲۵٫ راوندی، پیشین صفحۀ ۶۹۰٫
۲۶٫ همان، صفحه ۸۳۷٫
۲۷٫ همان
۲۸٫ همان، صفحۀ ۷۷۱٫
۲۹٫ کریستین سن، پیشین، صفحۀ ۳۶۳٫
۳۰٫ وسکایا، پیگولو. تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸٫ ترجمه کریم کشاورز، ۱۳۵۳٫ انتشارات تهران.
۳۱٫ کریستین سن، پیشین، صفحۀ ۳۶۳٫
۳۲٫ سایکس، پرسی. تاریخ ایران. ترجمه سید محمدتقی فخر داعی گیلانی. چاپ هفتم. ۱۳۸۰٫ انتشارات افسون. جلد اول. صفحۀ ۵۵۰٫
۳۳٫ گرانتوسکی، ا. آ. وم. آ، داندامایو. تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز. ترجمه کیخسرو کشاورزی. ۱۳۸۵٫
انتشارات مروارید.
۳۴٫ گیرشمن، پیشین، صفحۀ ۳۰۹٫
۳۵٫ راوندی، پیشین، صفحۀ ۷۶۵٫
۳۶٫ گرانتوسکی، ا. آ. وم. آ، داندامایو. پیشین.
۳۷٫ گیرشمن، پیشین، صفحۀ ۳۱۰٫
۳۸٫ راوندی، پیشین، صفحۀ ۷۶۰٫
۳۹٫ همان، صفحه ۷۷۱٫
۴۰٫ همان.
۴۱٫ همان، صفحه ۷۷۲٫
۴۲٫ همان.
۴۳٫ کریستین سن، پیشین، صفحۀ ۲۵۶٫
۴۴٫ همان، صفحۀ ۲۵۷٫
۴۵٫ همان، صفحۀ ۲۵۸٫
۴۶٫ همان، صفحۀ ۲۵۹٫
۴۷٫ قاضی، نعمت الله. تاریخ سیاسی اسلام. انتشارات پیروز. صفحۀ ۴۴۷٫
۴۸٫ سایکس، پیشین، صفحۀ ۶۰۵٫
۴۹٫ همان، صفحه ۶۰۶٫
۵۰٫ همان، صفحه ۶۰۸٫
۵۱٫ همان، صفحه ۶۰۷٫
۵۲٫ راوندی، پیشین، صفحۀ ۷۰۷٫
۵۳٫ کریستین سن، پیشین، صفحۀ ۲۷۶٫
۵۴٫ فرای، ریچارد نلسون. تاریخ باستانی ایران. ترجمه مسعود رجب نیا. انتشارات علمی فرهنگی. صفحۀ ۵۲۰
۵۵٫ دیاکونوف، پیشین، صفحۀ ۴۴۰٫
۵۶٫ سایکس، پیشین، صفحۀ ۶۰۸٫
۵۷٫ گیرشمن، پیشین، صفحۀ ۲۹۶٫
۵۸٫ عطایی فرد، پیشین.
۵۹٫ وسکایا، پیشین.
۶۰٫ گیرشمن، پیشین صفحۀ ۳۱۰٫
۶۱٫ سایکس، پیشین، صفحۀ ۶۰۷٫
۶۲٫ کریستین سن، پیشین، صفحۀ ۲۵۶٫
۶۳٫ همان، صفحه ۲۵۹٫
۶۴٫ سایکس، پیشین، صفحۀ ۶۰۸٫
۶۵٫ کریستین سن، پیشین صفحۀ ۲۶۰٫
۶۶٫ حلاج، حسین بن منصور. اشعار حلاج. به ک. شش بیژن الهی. انتشارات انجمن فلسفه ایران. صفحۀ ۲۶٫
۶۷٫ ابن ندیم. الفهرست. به کوشش محمدرضا تجدد. انتشارات ابن سینا.
۶۸٫ نفیسی، سعید. سرچشمه تصوف در ایران. انتشارات فروغی. صفحۀ ۴۷٫
۶۹٫ میرفطروس، علی. حلاج. ۱۳۳۷٫ انتشارات کار. صفحۀ ۱۳۷٫
۷۰٫ بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین. به کوشش سعید نفیسی. انتشارات سنائی. جلد دوم. صفحه ۸۴۷٫
۷۱٫ میرفطروس، پیشین، صفحۀ ۱۶۵٫
۷۲٫ بیرونی، ابوریحان. آثار الباقیه. به کوشش اکبر دانا سرشت. انتشارات ابن سینا.
۷۳٫ پطروشفسکی. نهضت سربداران خراسان. به کوشش کریم کشاورز. انتشارات پیام. صفحۀ ۴۶۵٫
۷۴٫ براون، ادوارد. تاریخ ادبی ایران. ترجمه عل پاشا صالح. انتشارات دانشگاه تهران. جلد اول. صفحۀ ۶۷٫
۷۵٫ طبری، احسان. برخی بررسیها درباره جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران. صفحۀ ۳۴۰٫

پاورقی:
* این نوشتار در پاسخ به مقالۀ «درنگی بر سیاست دینی ساسانیان (فرجام مانی، شهزادۀ نورآور اشکانی)» که در شمارۀ ۲۴۸-۲۴۷ به چاپ رسیده بود، در اختیار ماهنامه قرار گرفته است.

منبع: ماهنامه اطلاعات سیاسی اقتصادی ۱۳۸۷ شماره ۲۴۹-۲۵۰، خرداد و تیر
نویسنده : حنیف رضا گلزار

مطالب مرتبط