نفت و جهانی سازی

مارشال هربرت مک لوهان، اندیشمندکانادایی، پیش بینی کرد که پیشرفت ارتباطات، دهکده ای جهانی متشکل از بشر پراکنده در پنج قاره، ایجاد خواهد کرد. با شبکه جهانی که چهارگوشه عالم را به هم مرتبط ساخت، این پیش بینی تحقق یافت که آن را فرآیند جهان گستری نامیده اند.
مقوله globalization در زبان فارسی بیشتر به «جهانی شدن» ترجمه شده است. شاید واژه «جهان گستری» ترجمه دقیق تری برای آن باشد. واژه globalization که به تازگی به یکی از پرکاربردترین و رایج ترین مفاهیم علوم انسانی تبدیل شده، اسم مصدر از مصدر جعلی«to globalize» است که خود از صفت«global» ساخته شده است.
مصدر to globalize با توجه به معنای کلی یا جهان شمول ساخته شده است و فعل آن هم لازم و هم متعدی است و به همین دلیل می توان آن را از یک سو جهان شمول کردن یا یکپارچه کردن و از سوی دیگر، جهان شمول شدن یا یکپارچه شدن ترجمه کرد. معنایی که در حال حاضر در نوشتارها و گفتارهای علوم انسانی از آن یاد می شود، بر یک قول همه جانبه دلالت دارد که نه تنها بعد جغرافیایی کره خاکی را در بر می گیردکه بر همه ابعاد زندگی دنیایی انسان تأثیر می گذارد. به بیان دیگر، ما با پدیده ای روبه رو هستیم که در سراسر جهان واقعاً گسترده شده است. جهانی شدن مفهوم بسیار وسیعی است که زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در بر می گیرد. فروپاشی دیوار برلین، یکپارچه شدن آلمان و سقوط کمونیسم در شوروی و سایر کشورهای اقماری آن در فاصله سال های ۱۹۸۹ تا۱۹۹۱ سبب شد که گام بزرگی به سوی جهان گرایی اقتصاد برداشته شود.

نقش نفت
از آنجا که هیچ گونه فعالیتی در هیچ یک از عرصه های زندگی و در جهان هستی بدون استفاده از انرژی مسیر و امکان پذیر نیست؛ بنابراین به سادگی می توان دریافت که اقتصاد جوامع بشری بدون وجود انرژی ناممکن است. باز هم باید تأکید شود که نفت به عنوان یک منبع انرژی که انسان درقیاس با سایر انرژی ها خیلی سریع و در زمان کوتاه تری به استفاده از آن عادت کرده و در همه شئون زندگی به کارگرفته شده است. نفت همچنین به عنوان ماده ای با موارد استفاده همگانی و عمومی و داشتن فرآورده های متعدد وگوناگون، اهمیت فراوان دارد.
از آنجا که نفت به عنوان یکی از منابع مهم تأمین نیازهای انرژی جهانی به شمار می رود، اقتصاد نفت خام جنبه بین‌المللی پیدا کرده است، هر چند که اقتصاد فرآورده های نفتی مربوط به نیازهای داخلی جوامع و کشورها است، با این حال در زمینه اقتصاد فرآورده های نفتی نیز جنبه جهانی آن آشکار است.
در جهان امروز، نفت نه تنها به عنوان یک عامل تعیین کننده اقتصادی و صنعتی،که به عنوان یک عامل سیاسی و امنیتی نیز مطرح است. در واقع نفت عاملی اساسی برای رسیدن به هدف های اقتصادی، صنعتی، سیاسی وتأمین امنیت ملی به حساب می آید. هدف همه جوامع بشری و به ویژه همه دولت ها دست یافتن به میزانی از رشد اقتصادی است که بتواند رفاه جامعه را تأمین کند. رسیدن به این هدف یا میزان رشد اقتصادی مورد نظر، نیازمند برخورداری و بهره وری از دو عامل سرمایه و انرژی است. از همین جا ارتباط میان رشد اقتصادی و انرژی آشکار می شود. به بیان دیگر، رفاه نیازمند رشد اقتصادی و رشد اقتصادی نیازمند برخورداری از انرژی است.
تا هنگامی که منبع انرژی دیگری یافت نشود، نفت همچنان اثرهای دامنه داری بر اقتصاد جهان خواهد داشت. تغییرات عمده در بهای نفت می تواند زمینه های رشد اقتصادی را فراهم آورد یا مطمئناً تورم زا شود و رکودهای اقتصادی را متوقف سازد. امروزه نفت تنها کالایی است که تحولات مربوط به آن و بحث هایی که در باب جنبه های گوناگون آن در می گیرد، نه تنها در صفحه های تجاری مطبوعات که در صفحه اول نیز به چشم می خورد و مانند گذشته همچنان مولد ثروت های عظیم برای افراد، شرکت ها و تمام یک ملت است. با توجه به این که مالک نفت بودن در جهان امروز به معنای تأمین وکسب سرمایه نیز هست، رشد و اهمیت نفت هم به عنوان یک منبع انرژی و هم به عنوان یک منبع تأمین سرمایه، جایگاه والایی می یابد.
از لحاظ تأمین سرمایه باید به این واقعیت اشاره شود که تجارت نفت خام از نظر ارزش پولی، ۱۰درصد از مجموع تجارت جهانی را به خود اختصاص داده است که در قیاس با کالاهای تجاری دیگر مانند گندم با ۳ تا ۴ درصد سهم ازکل تجارت جهانی، اهمیت آن در تأمین سرمایه برای کشورهای دارای نفت و در جهت رشد اقتصادی بیشتر نمایان می شود. امروزه بیش از۷۰ درصد انرژی مورد نیاز انسان را نفت وگاز و ۱۵ تا۲۵ درصد آن را زغال سنگ و حدود۱۰ درصد آن را برق و اتم تأمین می کند. برای تولید برق نیز باید از انرژی های حاصل از نفت، گاز، آب و یا اتم استفاده شود. انرژی های حاصل از نیروی برق، اتم و زغال سنگ معمولاً تنها به انرژی های حرارتی،گرمایی و مکانیکی تبدیل می شوند. حال آن که نفت به علت کاربرد وسیع در صنایع مختلف، علاوه بر تأمین انرژی های حرارتی و مکانیکی، قابل تبدیل به فرآورده های مختلف شیمیایی و قابل استفاده در شیمی صنعتی نیز هست. به همین سبب، الگوی مصرف انرژی در قرن بیستم در جهت استفاده و مصرف بیشتر از نفت به تدریج و پیوسته تغییر یافته است.
با پایان یافتن جنگ سرد، یک نظم نوین جهان شکل می گیرد. رقابت اقتصادی، مبارزات محلی و رویارویی های قومی جانشین ایدئولوژی به عنوان کانون تعارض های بین المللی و ملی می شود. تعارض هایی که گسترش سلاح های مدرن به آن کمک می کند، اما قطع نظر از تحول این نظم جدید بین المللی، نفت همچنان کالایی راهبردی باقی خواهد ماند و عاملی عمده در راهبردهای ملی و سیاست های بین المللی به شمار خواهد رفت. نفت و صنعت نفت در بنای اقتصادی کشورهای تولید کننده این ماده گرانبها، نقشی اساسی ایفا می کند.

جهانی شدن اقتصاد نفت
پیشینه جهان گرایی اقتصاد سرمایه داری، به بیش از یک قرن پیش بر می گردد؛ هنگامی که کشورهای مسلط بر بخشی از اقتصاد اروپای آن زمان، رویکرد تجارت بین الملل را پیش گرفتند و با استفاده از سرمایه و تشکیلات سازمانی خود در بیرون از مرز کشورها، با سرمایه گذاری های اندک، بهره برداری از منابع و عوامل تولید ارزان قیمت کشورهای عقب مانده از قافله صنعتی شدن را آغاز کردند که به این ترتیب نخستین گام ها به سوی جهانی شدن اقتصاد برداشته شد. نام های آشنایی در اقتصاد، بیش از یک قرن گذشته در تجارت جهانی، مانند شرکت هلند شرقی و یا شرکت انگلیسی هند شرقی، نخستین اقدام های موفق دنیای سرمایه داری به سوی تحمیل کردن سیاست های اقتصادی خود به کشورهای دیگر بوده است.
پس از ظهور نفت در نیمه دوم قرن ۱۹ به عنوان کالای مورد نیاز کشورهای در حال صنعتی شدن، بر مجموعه مبادلات تجاری جهانی افزوده شد و صنعت نفت که نقطه آغاز آن، کشور آمریکا بود، گام های بلندی پس از یک دوره کوتاه حتی پیش از پایان قرن نوزدهم برای بین المللی کردن خود برداشت. از نام های آشنا که در دوره کوتاهی در صحنه بین الملل در بخش انرژی توانستند نقش تعیین کننده ای در تولید، پالایش، مبادلات تجاری و حمل و نقل نفت خام داشته باشند، می توان از شرکت نفت آمریکایی استاندارد اویل و شرکت هلندی شل نام برد، ولی پس ازآغاز قرن بیستم و رخ دادن تحولات عظیم، آن چنان مشکلاتی فراروی بین المللی شدن تجارت در سطح جهانی ایجاد شد که بسیاری از شرکت های بزرگی که زمینه های اولیه بین المللی شدن خود را فراهم کرده بودند، مجبور به ترک بازارهای بین المللی شدند و یا در رقابت با برخی از شرکت های دیگر به طور کامل ورشکسته و از صحنه رقابت های بین المللی به خارج رانده شدند و به همین دلیل، روند سریع رشد تفکر سرمایه داری با مشکلاتی روبه رو شد.
امروزه جهانی شدن به ویژه در بعد اقتصادی آن به سرعت در حال تکامل است و این فرآیند موجب می شود تا بازاری که بدون محدودیت است، به یک نیروی مقاومت ناپذیر و خرد کننده جهانی تبدیل شود که مرزها را در می نوردد، قدرت دولت های ملی برای تنظیم اقتصاد وگرفتن مالیات را ضعیف می کند، شکاف طبقاتی میان کشورها و درون کشورها را افزایش می دهد، به محیط زیست صدمه می زند و اجازه نمی دهد که ملت ها سرنوشت اقتصادی خود را تعیین کنند و به یک اقتصاد جهانی منجر می شود.
ساختار صنعت بین المللی نفت نسبت به اواخر دهه ۱۹۷۰ و قبل از آن تغییرات زیادی را ازسر گذرانده است که مهم ترین آن، روند ادغام ها و تملک های گسترده است. ادغام ها و خریدهای سهام و در نتیجه کاهش هزینه، فرصت افزایش سود را به شرکت ها داد. این شرکت ها از توسعه فناوری اطلاعات و کارآیی هزینه بهره مند شدند. این مسئله، فرصت فعالیت کارآی شرکت های بزرگ و تشریک اطلاعات مفید مدیریتی با هزینه ای کم را ایجادکرد. توسعه فناوری که یکی از پیامدهای جهانی شدن است، سبب کاهش هزینه عرضه نفت از منابع غیر متعارف می شود. با توجه به مقادیر عظیم منابع غیر متعارف، کاهش بیشتر هزینه تولید، چشم اندازهای آتی عرضه جهانی نفت را دگرگون خواهندکرد.
فناوری جدید و گسترش اطلاعات که از پیامدها و فرصت های ایجاد شده جهانی شدن است، روشی را که شرکت های نفتی به خرید و فروش کالاها و یا خدمات می پردازند، تغییر می دهد. این تغییر در تمام زنجیره عرضه از سکوهای تولید نفت تا جایگاه های خرده فروشی را در بر می گیرد. خرید الکترونیک تجارت بزرگی به شمار می آید و انتظار می رود که هزینه های خرید را ۱۰ تا ۵۰ درصد کاهش دهد. اطلاعات موجود در اینترنت درباره عرضه کنندگان این امکان را به خریداران داده است که کارآیی عملیات خرید خود را افزایش و هزینه های خود را کاهش دهند. ظهور شرکت های مختلفی که اطلاعات مربوط به عرضه کنندگان صنعت را در اختیار دارند و عرضه مشاوره های مورد نیاز، هزینه های صنعت را بیشتر کاهش خواهد داد. عرضه کنندگان نیز از فناوری جدید سود خواهند برد، زیرا ارتباطات نزدیک تر با مشتریان به آنها اجازه می دهد که عملیات عرضه کالای خود را در مقادیر و در زمان مناسب، بهینه و کارآتر سازند.
تحولات فناوری، اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، دنیای جهانی شده جدیدی را به وجود آورده اند که انتقال آزاد وبی حد و حصر دانش و اطلاعات از جمله ویژگی های آن محسوب می شود. بیشترین تعاریفی که از «اقتصاد نوین» ارائه می شود، بر فناوری، رسانه ها و ارتباطات راه دور تأکید می کند و شامل نفت نمی شود، با این حال صنعت نفت یکی از پیشرفته ترین استفاده کنندگان از فناوری اطلاع رسانی (از کاربردهای مستقیم فناوری مانند لرزه نگاری سه بعدی و چهار بعدی و سیستم های کنترل تولید تا استفاده روزمره از فناوری اطلاعات در سیستم های اطلاعات مدیریتی و ویدئو کنفرانس ها) است. در نتیجه صنعت نفت جزء جدایی ناپذیر و پویا از اقتصاد جهانی جدید محسوب می شود. می توان صنعت نفت را به عنوان صنعتی که از یک قرن گذشته جهانی شده معرفی کرد. جهانی شدن اقتصاد سبب می شود تولید کنندگان و مصرف کنندگان یکدیگر را بهتر درک کنند و منافع خود را در بازار بین المللی نفت سهم بندی کنند. گفتمان سازنده میان مصرف کنندگان و تولید کنندگان عادی شده، زیرا بحث وابستگی متقابل پذیرفته شده است.

اوپک و جهانی شدن
سازمان اوپک یکی از باسابقه ترین سازمان های بین المللی تشکیل شده در کشورهای درحال توسعه است که پس از گذشت بیش از۴۰ سال هنوز هم به فعالیت خود ادامه می دهد و درپیشینه اقدام های خود ثابت کرده است که هرگاه عزم سیاسی کشورهای عضو تقویت شده، توانسته نقش خود را به خوبی در بازار نفت ایفا کند. در سال های اخیر، کشورهای عضو اوپک، واکنش محدودی در برابر جهانی شدن سریع و گسترده تجاری- فنی از خود نشان داده اند. اگر بازار به توسعه خود ادامه دهد، تقاضای زیادی برای نفت گاز اوپک ایجاد خواهد شد و این احتمال وجود دارد که بازارهای جهانی به نفع اوپک عمل کنند، به ویژه اگر در بلند مدت،کشورهای عضو اوپک درهای خود را به روی سرمایه و تجارت بین المللی بگشایند.
تلاشی برای کاهش جریان نفت، در چارچوب سایت های مالی زیست محیطی و انرژی رخ نموده اند و تجارت فرآورده های نفتی، وضع مالیات های سنگین در کشورهای عمده مصرف کننده روبه رو هستند.
تولیدکنندگان اوپک باید درباره قوانین تبعیض آمیز بر ضد نفت خام و فرآورده های نفتی، در کشورهای توسعه یافته در چارچوب سازمان تجارت جهانی(WTO) و هماهنگ عمل کنند. با حذف مالیات های تبعیض آمیز، اوپک دیگر مجبور به مدیریت بازار نخواهد بود و کشورهای مصرف کننده مجاز نخواهند بود که بر نفت، مالیات داخلی اعمال کنند و از این طریق سهم عمده قیمت های نفت را نصیب خود سازند.
امروزه جهانی شدن به ویژه در بعد اقتصادی آن به سرعت در حال تکامل است. این فرآیند با توجه به گستردگی و پیچیدگی ذاتی آن، الزام های بسیاری را به کشورها وارد ساخته است. کشورها اعم از توسعه یافته و در حال توسعه به ناچار مجبور به پذیرش الزام های آن و مشارکت در این فرآیند هستند.
همچنین کشورهای توسعه یافته به دلیل توانمندی ساختارهای اقتصادی، اجتماعی وسیاسی و قرار داشتن در بطن اقتصاد جهانی از توانایی نفوذ بر قوانین اقتصاد جهانی و همچنین کنترل فرآیند ادغام خود در این عرصه برخوردار هستند، اما کشورهای در حال توسعه یا توسعه نیافته مشارکتی ناچیز در این فرآیند دارند. این جوامع به دلیل ضعف زیر ساخت های اقتصادی و نبود تجربه نهادینه شدن الگوهای تاریخی توسعه، نه تنها در ایجاد، تقویت یا تغییر قوانین سیستم اقتصاد جهانی نقش یا تأثیر ندارند بلکه مدیریت مؤثری نیز بر مشارکت یا ادغام خود در این فرآیند ندارند.
با این حال کشورهای در حال توسعه، ملزم به ادغام در فرآیند جهانی شدن اقتصاد و پذیرش الزام های آن هستند. ادغام مؤثر در فرآیند جهانی شدن اقتصاد و توسعه اقتصادی دو روی یک سکه است. در این زمینه بهترین راه پیوند تدریجی برنامه ریزی شده و سازنده است که به طور عینی در جذب بیشتر سرمایه گذاری های مستقیم خارجی و ارتقای منزلت در تجارت جهانی تبلور می یابد. آینده کشورهای اوپک فقط و فقط به مذاکرات و روابط تجاری با کشورهای ثروتمند بستگی ندارد. گشایش بازارهای کشورهای صنعتی به روی محصولات کشورهای در حال توسعه همراه با کاهش نرخ موانع گمرکی، شرط لازم برای شکوفایی کشورهای در حال توسعه است، اما کافی نیست.
اگر این کشورها قادر نباشند محصولاتی با کیفیت و با قیمت مناسب ارائه کنند، حذف موانع گمرکی در ورودی کشورهای پیشرفته به هیچ کاری نمی آید؛ بنابراین ضروری است که سرمایه گذاری های خارجی در این کشورها افزایش یابد، بخش خصوصی داخلی تقویت شود و مدیریت اقتصادی در این کشورها بهبود یابد که مسیری پیچیده است و باید پیموده شود. سرمایه گذاری های خارجی سبب رشد اقتصادی نمی شود بلکه به دنبال رشد اقتصادی، سرمایه های خارجی از راه می رسد.
درآستانه قرن۲۱، به یقین صنعت نفت نسبت به گذشته رقابتی تر است. در۲۰ سال گذشته رقابت در این صنعت افزایش یافت و شاید درسال های آینده این صنعت به طور فزاینده ای رقابتی شود. هم اکنون بازارهای انرژی بسیار گسترده اند و برای هر بازیگری این امکان ذاتی وجود دارد که در هر بخش از این زنجیره رقابتی فعالیت کند. در این حال، مقررات زدایی و حذف کنترل ها در سطح جهان بر ارتقای فضای رقابتی تمرکز می یابد و برای حفظ انگیزه رقابتی در تمام بازارها، تلاش می شود. در شرایطی که بیشتر کشورهای عضو اوپک به عضویت سازمان تجارت جهانی نیز درآمده اند و یا در حال عضویت هستند، باید این کشورها از تجربیات گذشته استفاده کنند و با ایجاد ائتلاف ها و گروه هایی در درون این سازمان، قدرت چانه زنی و تأثیر و وزن خود را افزایش دهند. برای نمونه، همانند گروه ۷۷ که در دل سازمان ملل و به وسیله کشورهای در حال توسعه جنوب شکل گرفت و نقش انکارناپذیری در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های سازمان ملل دارد.کشورهای تولید کننده و صادرکننده نفت و درکل کشورهای در حال توسعه می توانند بر اساس اصل هر کشور یک رای، با یکدیگر در قالب سازمان تجارت جهانی ائتلاف کنند و قدرت چانه زنی خود را افزایش دهند، درنتیجه خواهند توانست قوانین تبعیض آمیز را برای مثال بر ضد انرژی تغییر دهند و بازارهای کشورهای پیشرفته را به روی نفت و فرآورده های نفتی خود بدون اخذ مالیات بازکنند.
جهانی شدن بازارهای نفت، گاز، کالا و سرمایه سبب شده است که نظم بازار جهانی، حتی منزوی ترین تولیدکنندگان نفت وگاز را تحت تأثیر قرار دهد. در همین حال که آینده کوتاه مدت تولید نفت و گاز بسیار عالی به نظر می رسد، اما چشم اندازهای بلندمدت آن به ارزیابی محتاطانه ای نیاز دارد. بررسی تاریخ عملکرد اوپک، یکی از مهم ترین نقص های این سازمان را نشان می دهد که عبارت است از این که تلاش اوپک همواره، برای حل مسائل کوتاه مدت و روزمره بوده است. چالش جدید اعضای اوپک این است که بیاموزند از امتیاز قوانین تجارت آزاد در چارچوب سازمان تجارت جهانی استفاده کنند. اگر همه بازیگران به جای این که هر کدام منافع محدود ملی خود را دنبال کنند، در یک مجمع جهانی جمع شوند، به نظر می رسد مشکلات به نحو بهتری حل و فصل شوند و اگر چنین شود، دست کم بعضی از کشورهای هر دو طرف ممکن است با یکدیگر به توافق برسند. هر چند ممکن است این کار مشکل باشد، به ویژه برای اعضای اوپک که هدف های مختلفی را دنبال می کنند.
یکی دیگر از چالش های بزرگ پیش روی این کشورها، مسئله نیروی انسانی متخصص و با تجربه است که متأسفانه این کشورها به دلیل ماهیت جهان سومی خود تاکنون نتوانسته اند نیروی انسانی مورد نیاز خود را آموزش دهند و حتی در مواردی نادرکه چنین امکانی فراهم شده است، نیروهای آموزش دیده خود را پس از کسب تجربه به دلیل ساختار بسیار بیمارگونه و نارسای اداری یا تقدیم کشورهای رقیب کرده و خود از نبود و یا کمبود نیروی انسانی متخصص به شدت رنج برده اند. کشورهای عضو اوپک باید در کنار سایر کشورهای در حال توسعه در روند تصمیم سازی و تصمیم گیری های مهم درباره مسائل و مشکلات جهانی زیست محیطی حضوری فعال و راهبردی داشته باشند تا در قالب نشست های زیست محیطی منافع جمعی خود را لحاظ کنند.
هدف کشورهای عضو اوپک همواره و بدون از دست دادن زمان بیشتر، باید مسئله جذب و توسعه فناوری باشد و عقب ماندن از قافله فناوری، مهم ترین چالش فراروی آنهاست. یکی از مهم ترین برنامه های سازمان کشورهای صادرکننده نفت، باید آموزش و جذب نیروی انسانی متخصص و نخبه باشد، زیرا در دنیای جهانی شده امروز، سرمایه انسانی بالاترین و با ارزش ترین سرمایه مورد نیاز بازیگران عرصه بین المللی است.
جهانی شدن بازارهای نفت، گاز، کالا، سرمایه و سایر بازارهای مالی سبب شده که نظم بازار جهانی حتی منزوی ترین تولید کنندگان نفت و گاز را تحت تأثیر قرار دهد. آنها دیگر نمی توانند نیاز خود را به فناوری اکتشاف و تولید نفت که همواره در حال پیشرفت است، نادیده بگیرند. دسترسی به تأمین مالی بین المللی در مناطق حاشیه ای که هزینه بالایی دارند، بسیار اساسی است. حتی کشورهای دارای ذخایر غنی خلیج فارس از ریسک عقب افتادن در مسابقه فناوری سخت نگران شده اند و همه آنها تا حدودی در زمینه تأمین مالی طرح های خود دارای مشکل هستند. با توجه به این که نفت اصلی ترین منبع درآمد ارزی بیشترکشورهای اوپک محسوب می شود و در آینده میان مدت نیز چنین خواهد بود، پیوستن به سازمان های مختلف باید با در نظر گرفتن جایگاه نفت و امکان حداکثر منافع این کشورها صورت پذیرد.

منبع: خبرگزاری شانا

مطالب مرتبط