رادیو، شنوندگانش را انتخاب می‌کند

از جمله چیزهایی که واگیر مثبت دارد؛ یکی و شاید مهم‌تر از همه رادیوست. حالا چرا واگیر؟ حتما بارها و بارها دوستان یا خانواده‌تان را ترغیب کرده‌اید که فلان فیلم را ببینند یا حتی به زور هم که شده یک کپی از فیلم محبوبتان را به دوستتان داده‌اید تا حتما ببیند؛ اما تمام اصرارها به بارننشسته است؟
حالا این کار را در مورد رادیو امتحان کنید. اگر صادق باشید و با‌ آن همه حرارتی که از فیلم و سینما برای دوستانتان یا خانواده‌تان حرف می‌زدید، در مورد یک برنامه رادیویی بزنید؛ اغلب آنها به سمت رادیو می‌روند حتی در یک فرآیند طولانی یعنی از زمان پیشنهاد شما و سپس اصرارهایتان تا وقتی که طرف به رادیو گوش دهد و به شما این مهم را خبر دهد ممکن است سه‌چهار ماه طول بکشد و این دیگر البته به معجزه رادیو بستگی دارد و بهتر است به خودتان نگیرید که شما باعث اول و آخر این رویداد مهم شده‌اید.
خود رادیو، شنوندگانش را انتخاب می‌کند و رد خور ندارد که کسی نمی‌تواند از این انتخاب‌ها شانه خالی کند.
اما پس از این انتخاب است که شما شایستگی‌تان را نشان می‌دهید که شنونده‌ای خوب و فعال باشید یا شنونده‌ای منفعل و نامنظم؛ ولی هر چه باشد شما دیگر نمی‌توانید از این رسانه دست بکشید. در هر سن و سالی باشید رادیوی نازنین یقه‌تان را خواهد گرفت و شما را روبه‌روی خود خواهد نشاند. اگر 60 ساله شده‌اید و هنوز نمی‌دانید رادیوی منزلتان کجاست عیبی ندارد. خود رادیو شما را پیدا خواهد کرد و آن وقت است که شما جای رادیو را به دیگران نشان می‌دهید یا آن را به محل دلخواهتان می‌برید و این بده بستان ادامه می‌یابد. رادیو آنقدر وفادار است که وقتی یقه‌تان را گرفت دیگر چیزی از شما نخواهد، حتی اگر برنامه‌هایش را بدقت گوش ندهید. این مهم نیست که رادیو 3 یا 4 ساعت باز باشد و شما چیزی از آن نفهمید یا در واقع به آن گوش نکرده باشید. مهم اینجاست که شما با روشن کردن رادیو، خود را در فضای امواج رادیویی قرار می‌دهید.
پشتیبانی از این مهم‌تر؟ دست برقضا در یکی از همین روزهاست که به هر حال بسته به سلیقه‌تان و ذوقتان بالاخره یک برنامه این بار مچ شما را می‌گیرد و چنان به آن دلبسته می‌شوید که اگر یک هفته آن را از دست بدهید، غصه‌دار می‌شوید. رادیو رسانه مهربانی است. اگر 20 سال خاک و غبارش را نگرفته باشید و یکهو سراغش بروید، همان طراوت اولیه‌اش را به شما هدیه می‌دهد از اینجا به بعد است که داستان یقه‌گیریش شروع می‌شود، همان‌گونه که در بالا ذکر کردم. اطلاعات مفیدی از عرش تا فرش برایتان ارائه می‌کند. در جا به شما اطلاع می‌دهد که در شهر چه خبر است و 4 تا خیابان بالاتر از خانه شما و محل زندگی‌تان مثلا چه اتفاقی روی داده، چه نمایشگاهی بر پا شده یا فرهنگسرای محله‌تان این ماه چه برنامه‌ای دارد و چیزهای دیگر. اگر برای روزها فقط این امواج بسیار ملایم از یک گوش شما وارد و از دیگری خارج شوند، باز هم رادیوی شما ملول نمی‌شود که هیچ، شما را هم ملامت نمی‌کند. چون می‌داند راه دیگر وجود ندارد. رادیو عاشق شماست و شما هم روزی سرانجام عاشق دلخسته آن می‌شوید.

منبع: روزنامه جام جم
نویسنده : مهدی تهرانی

مطالب مرتبط