رسانه جایگزین

شاید بارها از خود پرسیده باشیم رادیو چیست؟ امروزه چه جایگاه و کاربردی دارد و دارای چه ویژگی های خاصی است؟ و آیا می تواند به نقش و نقش آفرینی خود ادامه دهد؟ مطلبی در این زمینه تهیه شده که می خوانید:
درام نویس معروف آلمانی «برتولت برشت» هنگام فرار از نازی ها در باره «رادیو» چنین گفته است: «ای جعبه کوچکی که به هنگام فرار، تو را به سینه ام می فشارم، تا مبادا وجودت کمترین آسیبی ببیند، من تو را همراه خود از خانه به کشتی و از کشتی به قطار می برم، تا دشمنانم بتوانند از طریق تو در هر موقعیتی مرا بیشتر بیزارند، در کنار تختخوابم، در اوقات دردمندی هایم و تا آخرین لحظات شب و از اولین لحظه بیداری صبح، مدام برایم از پیروزی هایشان بگویند و بدبختی هایم را به رخم بکشند، اما به من قول بده که ناگهان خاموش نشوی» (۱)
رادیو ویژگی‌هایی دارد که باعث می شود این رسانه در آینده به طور کامل از بین نرود و این ویژگی های خاص موجب استمرار و بقای نقش و کارکرد آن در آینده خواهد بود.
عمده ترین ویژگی رادیو، این است که تنها با کانال ارتباطی این رسانه در برقراری ارتباط با مخاطب، گوش و صداست؛ این یعنی آزاد گذاشتن حواس دیگر مخاطب، تا او قادر باشد همزمان، چندین کار را انجام دهد. بنابر این گوش دادن به رادیو یک فعالیت به حساب می آید، البته نه فعالیت اصلی چرا که زمانی که مخاطبان به تلویزیون نگاه کرده و یا با اینترنت کار می کنند، به لحاظ نیازمندی به سایر حواس، هیچ فعالیت دیگری نمی توانند انجام دهند. بنابر این هر کار مهم تر و یا بی اهمیت تری که روی دهد، آنها باید واقعه اصلی را که تماشای تلویزیون است کنار گذاشته و حواسشان را صرفاً به آن فعالیت معطوف کنند. به هر حال قطع جریان مشاهده از یک سو باعث قطع رابطه مخاطب با رسانه شده و از سوی دیگر، موجب ایجاد تنش روانی در آنها می شود. در واقع، مهم ترین ویژگی رادیو این است که خود، فعالیتی جنبی است؛ یعنی گوش دادن به رادیو، فعالیت اصلی را تحت الشعاع قرار نمی دهد. در شرایط کنونی از یک طرف ورود فناوری های نوین ارتباطی مشغول شدن مخاطبان بالقوه به رسانه های دیگر، تغییر در شیوه زندگی مردم و… تغییراتی به وجود آمده که نهایتاً منجر به تغییر جایگاه رادیو شده است و از طرف دیگر، مخاطبان بالقوه رادیو، اینک شرایط متفاوتی نسبت به۲۰ سال گذشته پیدا کرده اند. افراد سعی می کنند با به کارگیری فناوری های نوین ارتباطی، از اوقات محدود خود، حداکثر بهره برداری را داشته باشند و بدین لحاظ ،حداکثر بهره وری با توجه به دسترس بودن رسانه های جدید و علایق مردم به آنها، افزایش پیدا کرده است. اینک مخاطبان، علاوه بر «شنیدن»، «دیدن» را نیز جزء ضروری مصرف رسانه ای تلقی می کنند. بنابر این تمایلاتشان بیشتر به سمت فرهنگ شنیداری- دیداری معطوف شده است. در این شرایط، در کشورهای پیشرفته، رادیو با تکیه بر توانایی ها و قابلیت های ویژه اش، به سمت پر کردن فضاهای خالی یعنی پاسخگویی به نیازهای جدید، حرکت کرده است و از این طریق، به حفظ جایگاه خود در بین سایر رسانه ها مبادرت می ورزند. ویژگی جالب تر رادیو آن است که تاکنون هیچیک از رسانه ها به لحاظ سرعت با رادیو برابری نکرده است، رادیو می تواند در مدت زمان بسیار کوتاه، اخبار مختلف را در سطوح ملی و بین المللی به مخاطبان خود برساند. حال آن که سایر رسانه ها مثل تلویزیون و ماهواره برای تولید یک برنامه و یا پخش اخبار، نیازمند فراهم آوردن مقدماتی هستند که مستلزم صرف زمان بیشتری است. سرعت زیاد به عنوان یک ویژگی منحصر به فرد این امکان را به رادیو می دهد که با امکاناتی بسیار محدود، در حداقل زمان بهترین کارایی را داشته باشد و این یکی از مهم ترین عوامل بقای رادیوست.
ویژگی دیگر رادیو، بهره گیری از قوه تخیل مخاطب در بازسازی واقعیت هاست، زیرا اثرات شنیدن بسیار بیشتر است و این گوش دادن به رادیو باعث به کارگیری مشارکت مخاطبان و استفاده از قدرت تخیل آنها می شود، همچنین تأثیرات صدا به رشد ذهنی بسیار کمک می کند اما دیدن یا ندیدن چندان به رشد ذهنی کمک نمی کند و این امتیاز بزرگی برای رادیو محسوب می شود. فرایند تخیل سازی در رادیو آنقدر مهم و اساسی است که برخی آن را «رسانه تخیل ساز» می دانند و کار واقعی آن را بارور کردن تخیلات و رؤیاها ذکر می کنند. به دلیل آن که رادیو در یک فضای باز، پیام خود را می فرستد و آن پیام، ممکن است کامل نباشد، این نقص پیام به مشارکت مخاطب در برنامه های رادیویی کمک می کند؛ یعنی شنونده منفعل نیست و برای درک پیام مشارکت می کند. علاوه بر این، زمانی که مخاطب به یک برنامه رادیویی گوش می دهد، مختار است خود را در هر زمان و مکانی که برای او مطلوب تر است، در نظر بگیرد. در واقع عالم تخیل این امکان را در اختیار او می گذارد؛ اما در تلویزیون چارچوب های زمانی و مکانی کاملاً مشخص است و اینها نوعی تقلید را برای مخاطب ایجاد می کنند. این مقایسه را می توان درباره شنیدن یک نمایشنامه از رادیو و یا تماشای یک فیلم از تلویزیون نیز مطرح کرد. شما می توانید تمام صحنه های نمایشنامه را در تخیل خود مجسم کنید اما ناچارید یک فیلم را از زاویه دید کارگران و با توجه به عناصر زیبایی شناختی مورد توجه وی، تماشا کنید در حالی که ممکن است به بسیاری از ابعاد مسأله، توجه نشده باشد. شاید بتوان گفت تخیل زمینه ساز بسیاری از خلاقیت ها و نوآوری هاست و پیام های رادیویی می توانند زمینه ساز نوآوری ها و اطلاعات بسیاری باشند. مثالی دیگر آن که قدرت نفوذ و اقناع گویندگان رادیو و برتری آنها بر گویندگان تلویزیون برخاسته از همین ویژگی رادیوست. آنها شخصیت خود را سوار بر امواج و کلمات کرده و بر ذهن شنوندگان وارد می شوند. هر شنونده با تخیل خود برحسب نوع صدا و چگونگی اجرا و دیگر عناصر برنامه، تصویری از گوینده یا مجری رادیو می سازد که همیشه همراه اوست و بنابر این مسأله به تعداد شنوندگان، تصاویری از گوینده یک برنامه به وجود می آید، درست برخلاف تلویزیون که همه بینندگان فقط یک تصویر و عموماً یک تصور از گوینده برنامه در چشم و ذهن دارند که اگر شخصیت این تصویر با پیام برنامه همراه و همساز نباشد، از تأثیر پیام خواهد کاست؛ یعنی در تلویزیون تصویر منعکس شده بر صفحه، شخصیت سازی می کند و تا حدی خود را بر مخاطب یا بیننده تحمیل می کند، حال آن که امواج صدا موجب تحریک مغز و ایجاد تخیل می شود و مخاطب فعالانه تصویری ایده آل در ذهن خویش می سازد و حتی گاهی با صدای گوینده غرق در رؤیاها می شود. پس می توان اذعان کرد که حضور گویندگان رادیو بر صفحه تلویزیون یک اشتباه حرفه ای و کاری ناشیانه است و هر دو رسانه از این اشتباه متضرر می شوند. رادیو قهرمان خود را از دست می دهد و تلویزیون قهرمان شکست خورده ای را به صحنه می آورد. شکست این قهرمانان، زمانی است که تصویر او در صفحه تلویزیون با تصور و تخیل ما از او سازگار نباشد که اغلب اوقات چنین است.(۲)
یکی دیگر از ویژگی های رادیو قابلیت تحرک آن است و به نوعی ساختار معماری داخل منزل را به هم نمی زند ولی تلویزیون این گونه نیست. یا افراد برای رفتن به سینما زمان محدود خود برای خرید بلیت و… هزینه می کنند اما گوش دادن به رادیو این هزینه زمانی را ندارد.
ویژگی دیگر رادیو، کم هزینه بودن تولید برنامه های رادیویی است. کلام، موسیقی، افکت و گاهی سکوت، عناصر اصلی ساخت یک برنامه رادیویی هستند. بنابر این برای تولید یک برنامه رادیویی نیازی به مقدمات وسیع و ابزار و وسایل فراوان نیست، در حالی که حتی برای تولید یک برنامه ساده تلویزیونی امکانات بسیار زیادی لازم است که این امر مستلزم تخصص های مختلف و هزینه های بالایی است. یکی دیگر از تفاوت های رادیو و تلویزیون، مسأله تحریف است. تحریف عمدی، زمانی است که فرستنده پیام، با توجه به اهداف خاصی که مد نظر دارد، محتوای پیام را در جهت آن اهداف خاص هدایت کند و تحریف غیرعمدی و ناخودآگاه، زمانی رخ می دهد که مخاطب، مسأله را از زاویه دید کارگردان ببیند. به هر حال، در هر دو صورت، میزان تحریف رادیو کمتر است و به غیبت نزدیک تر است؛زیرا رادیو به دلیل سرعتی که در ارسال خبر و انتقال اطلاعات دارد فرصت تفسیر و تحلیل ندارد، لذا مخاطبان خود به تفسیر و تحلیل می پردازند که از عوامل تحریف و دگرگون شدن واقعیت است پس تحریف در رادیو عمدتاً از سوی مخاطب آن است.یکی دیگر از ویژگی های رادیو، توانایی برقراری ارتباطی صمیمانه است؛ زمانی که ابزار ارتباطی، حایل میان ۲ نفر می شوند، ارتباط حالتی رسمی و قالبی پیدا می کند؛ ولی رادیو از طریق امواج نامریی و غیرمحسوس، در زمانی کوتاه می تواند ارتباطی راحت و صمیمانه با مخاطبش برقرار کند، در واقع، برقراری ارتباط صمیمانه در رادیو، در بین وسایل ارتباطی جمعی استثنایی است.
با توجه به تمام ویژگی هایی که برای رادیو برشمردیم امکان ندارد رادیو از بین برود و تأثیرات خود را از دست بدهد. فقط ممکن است که درجه و میزان استفاده اش در بین مخاطبان به دلیل افزایش رسانه ها، کمتر می شود که آن هم مطلق نیست؛ یعنی رادیو می تواند تدابیری اتخاذ کند که کماکان خود را بیشتر در صحنه نگه دارد و برخی از این تدابیر می توانند کاملاً فنی باشند. مثلاً در حال حاضر رادیوهای اینترنتی از جمله این مواردند. حال همان طور که سازمان رادیو و تلویزیون یکی است، دستگاهشان هم می تواند یکی باشد یعنی اگر ما تلویزیونی داشته باشیم که رادیو هم باشد و اگر آن رادیو برای رسیدن به ایستگاه های مختلف احتیاج به پیچاندن یک پیچ نداشته باشد، خود باعث جذب مخاطب است، زیرا پیچ رادیو برای رسیدن به ایستگاه های رادیویی، خود یکی از پارازیت های مهمی است که باعث می شود مخاطب اصلاً سراغ رادیو نرود. برخلاف آن در تلویزیون، مخاطب می تواند با فشار دادن یک دکمه، به راحتی از برنامه های شبکه ها استفاده کند. زمانی که برنامه های تلویزیون قابل استفاده نیست، اگر رادیو همان جا و با یک کنترل در دسترس باشد و علاقه ما هم به تصویر باعث شود که کماکان آنجا بنشینیم، می توانیم صدای تلویزیون را کم کرده و تصویر را دیده و به رادیو گوش دهیم. یعنی یکسری امور فنی وجود دارد که باعث می شود رادیو به زندگی مخاطبان وارد شود و مثل گذشته در زندگی آنها باقی بماند. در گذشته رادیو می توانست نیازهای حیاتی مخاطبان را برآورده کند؛ ولی در حال حاضر تلویزیون آمده و این نیازها را به خود اختصاص داده در حالی که واقعاً این رسانه هم به آن اندازه نمی تواند تمام نیازهای افراد را برآورد کند. بنابراین مسایل فنی یکی از کلیدهای زندگی رسانه ها محسوب می شود؛ یعنی اگر رسانه ها نتوانند در رقابت با یکدیگر و مطابق با تحولات و فناوری ها، خود را حفظ کنند، اهمیت شان کمتر می شود.
اما نکته ای که قابل تأمل و توجه است آن است که ما باید این واقعیت تلخ را قبول کنیم که یکی ازکم مطالعه ترین کشورهای دنیا هستیم و حد متوسط مطالعه برای هر ایرانی یک ورق است با توجه به این که در کشور ما فرهنگ شفاهی نسبت به سایر فرهنگ ها برتری دارد، رادیو در این زمینه می تواند کارکردهایی ویژه داشته باشد و با احساس مسئولیت بیشتر سعی کند که خلأ ناشی از کمبود مطالعه در جامعه را پر کنند و اطلاعات و آگاهی های عمیق تر و جامع تری را به مردم انتقال دهند و با بالا بردن کیفیت برنامه سازی جایگاه خود را در میان سایر وسایل ارتباط جمعی ارتقا دهد. رادیو باید بتواند ویژگی های مخاطب خود را آنچنان در ساختار پیام خود لحاظ کند که پیام با مخاطب سازگار باشد و در آنها تغییراتی را به سوی وضع مطلوب ایجاد کند و اینها محقق نخواهند شد مگر آن که مطالعاتی دقیق و علمی انجام دهیم. باید از سر هم بندی کردن، فرمایشی، کلیشه ای و سلیقه ای عمل کردن پرهیز کنیم و سعی کنیم اعمالمان به دنبال یک تحقیق صورت گیرد و باید تحقیقات علمی مقدم بر هر عملی باشد تا بتوانیم رسانه مان را حفظ کنیم.
در نهایت آنکه رادیو نه آنچنان که برخی فکر کرده اند، رسانه ای بی تأثیر و کم پوشش است و نه آنچنان که برخی دیگر به غلط پنداشته اند تنها و مهمترین رسانه جمعی است، بلکه می توان گفت یک وسیله ارتباط جمعی است که در مجموعه سپهر رسانه ای هر کشوری، نقش و جایگاه خاص خود را ایفا می کند. نقشی که سایر رسانه ها به سختی قادر به ایفای آن هستند و یا در انجام آن ناتوانند. رادیو زمانی به خوبی نقش آفرین است که دست اندرکاران آن، از خصوصیات و ویژگی های شناخت کامل داشته باشند و نحوه ارسال پیام از رادیو را به خوبی بشناسند و به ویژگی های کمی و کیفی مخاطبان توجه کنند. در غیر این صورت، ارتباط با مردم که از طریق این رسانه به سهولت و سادگی صورت می گیرد، کاری بس سخت و دشوار خواهد بود و زحمات و تلاش ها به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.

منابع و مأخذها:
۱- مک لوهان، هربرت مارشال. برای درک رسانه ها. ترجمه سعید آذری، تهران: انتشارات مرکز تحقیقات و مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما، ۱۳۷۷
۲- خجسته، حسن. درآمدی بر جامعه شناسی رادیو،تهران: تحقیق و توسعه صدا ، ۱۳۸۰

منبع: روزنامه همشهری
نویسنده : بهاره نصیری

مطالب مرتبط