واژه‌نامۀ توصیفی زبان‌شناسی شناختی

واژه‌نامۀ توصیفی زبان‌شناسی شناختی

ترجمۀ

حدائق رضایی
عضو هیئت علمی گروه زبان‌شناسی دانشگاه اصفهان

مینا قندهاری
دکترای زبان‌شناسی از دانشگاه الزهرا

فهرست
مقدمۀ مترجمان ۱
پیشگفتار ۵
تعاریف واژه‌ها ۱۱
منابعی برای مطالعۀ بیشتر ۲۵۳
محققان ذکرشده در متن ۲۶۳
واژه نامۀ انگلیسی فارسی ۲۶۹
نمایه ۲۸۹

مقدمۀ مترجمان
چند دهه تحول چشمگیر در یافتههای علمی و توسعۀ فناوری‌های نوین، به ویژه در ارتباط با درکِ ماهیت زبان، ذهن و تجربه منجر به ظهور و تثبیت جایگاه رویکرد شناختی در علوم مختلف و ازجمله علم زبانشناسی شده است. از یک سو، در بازۀ زمانی کمتر از نیم قرن اخیر نگاه حوزهای در مطالعۀ نظام زبان به شدت نقد شد و رو به افول گرایید. از سوی دیگر، رویکردهای بینارشته‌ای در مطالعات علمی نیز جان تازه‌ای گرفت: دسترسی‌ها و ابزارهای فنّاورانه در مطالعۀ زبان در ارتباط با مغز و اعصاب به‌طور شگرفی، ارتقا یافت و انگارههای عام، بینارشته‌ای و فراحوزهای در ماهیت زبان و شناخت بشری، همچون بدنمندی، به نقطۀ اوج جذابیت خود رسیدند. در این بین، زبان‌شناسی شناختی، با تأخیری تأمّل‌برانگیز، کم‌کم راه خود را به مطالعات زبانشناختی زبان فارسی نیز باز کرده است. با وجود ضرورت‌ها و جذابیت‌های این رویکرد نسبتاً نو، محدودیت‌ها و مشکلات عدیده‌‌ای بر سر راه توسعۀ این رویکرد زبانشناختی در ایران وجود دارد که ازجملۀ آنها، کم‌توجّهی به ماهیت بینارشته‌ای و در‌حقیقت، تعهد شناختی در این رویکرد است. به‌علاوه، مانند هر رویکرد نوپای دیگری، کمبود منابع به زبان فارسی و نبود اجماع بر سر واژگان کلیدی و فن‌واژهای زبان‌شناسی شناختی، مشکل‌آفرین و گاه، آزاردهنده است. این موضوع از اصلی‌ترین انگیزه‌ها برای ترجمۀ فرهنگ تخصصی حاضر بوده است. ذکر چند نکته دراین ‌خصوص، ضروری به نظر می‌رسد:
۱٫ نویسندۀ پُرکار این واژه‌نامۀ توصیفی، ویوین اِونز، با اِشرافی که محصول نزدیک به دو دهه مطالعه، پژوهش و حتی نظریه‌پردازی در حوزۀ زبانشناسی شناختی است، به‌‌خوبی توانسته است مرجعی نسبتاً جامع و مانع، از فن‌واژه‌های این حوزه را، آن‌هم با توضیحات و نمونه‌های زبانی نسبتاً ملموس، فراروی زبان‌شناسان جوان قرار دهد. اخیراً یک فرهنگ توصیفی زبانشناسی شناختی به زبان فارسی در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. امّا این فرهنگ چه ازنظر کمّی، تنوع، تعداد مدخل‌ها و البته توجه به فن‌واژه‌های نظریه‌های مختلف و متنوع زیر لوایِ زبانشناسی شناختی، و چه ازنظر کیفی، میزان و کیفیت توضیحات و نمونه‌های ارائه‌شده و همچنین شیوۀ ارائه و ارجاعات درون‌متنی به‌هیچ‌‌روی، قابل‌‌قیاس با اثر اِونز، نیست.
۲٫ در انتخاب معادلها برای مدخل‌های این ترجمه روندی مدون و تا جای ممکن دقیق به‌‌کارگرفته‌ شده است. افزون بر فرهنگ توصیفی زبان‌شناسی شناختی (عبدالکریمی، ۱۳۹۳)، واژه‌نامۀ کتب مقدماتی موجود در زبانشناسی شناختی به زبان فارسی شامل درآمدی بر زبان‌شناسی شناختی: نظریه‌ها و مفاهیم (راسخ مهند، ۱۳۹۲)، مبانی معناشناسی شناختی (افراشی، ۱۳۹۵)، مقدمهای بر معنی‌شناسی شناختی (روشن و اردبیلی، ۱۳۹۴) و همچنین واژه‌نامۀ علوم شناختی (خرازی، ۱۳۹۶) نیز مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، در این راستا به مقالات اخیر در حوزۀ زبان‌شناسی شناختی نیز توجّهی خاص شد.
به این ترتیب، دربارۀ معادل‌های رایج و به‌کاررفته در منابع موجود، به جز چند مورد محدود (مانند استفاده از معادل‌های «گذرنده» و «مرزنما» که آن هم با دلایل علمی قابل دفاع است)، در سایر موارد سعی شده است تا رایج‌ترین معادل در این منابع انتخاب شود. برای نمونه، برای اصطلاح embodied cognition، معادل‌های «تجربۀ تنایشی» (در برخی مقالات)، «تجربۀ جسمی‌شده» (در برخی دیگر از منابع از جمله راسخ و عبدالکریمی) و «تجربۀ بدنمندی» (بر اساس روشن و اردبیلی) وجود داشت. اما برایند بررسی نشان داد که بسامد به کارگیری و رواج معادل آخر بسیار زیادتر است و در ترجمه، این معادل ترجیح داده شد. نمونه‌های دیگر که با این روند انتخاب شده‌اند عبارتند از اصطلاحات «شعرشناسی شناختی»، «مفهوم‌پروری» و «نظریۀ عصبی زبان» است که در حوزۀ زبان شناسی شناختی از معادل‌هایی مانند «بوطیقای شناختی» و یا «نظریۀ نورونی زبان» (که وام‌گیری مستقیم و نه ترجمه در آن وجود دارد) بسیار رایج‌ترند. بدیهی است که در مورد اصطلاحات مربوط به نظریه‌های کمترکارشده در فارسی و در صورت نبود معادل، معادل‌های قابل دفاعی ارائه گردیده است.
۳٫ فهرست الفبایی مدخلها در کتاب اصلی، وجود نداشت. اما چون مدخل‌ها در ترجمۀ فارسی به ترتیب الفبای فارسی چیده شده‌اند؛ جهت سهولت دسترسی، فهرست الفبایی انگلیسی به فارسی در انتهای این ترجمه افزوده شده است.
۴٫ در پایانِ توضیحات هر مدخل در کتاب اصلی داخل دو قلاب، خواننده به اصطلاحات مرتبط با مدخل مورد ‌بحث، ارجاع داده شده است. ازآنجاکه این ارجاعات درون‌متنی کمک بزرگی به خوانندگان در درک بهتر یک اصطلاح و فهم بافتی که در آن به‌کار‌رفته، میکنند و همچنین به‌دلیل رعایت امانت در ترجمه، این ارجاعات هم حفظ شده است ولی در متن ترجمه‌شده بعد از نک. (نگاه کنید) آمده است.
۵٫ در توضیح یک اصطلاح گاه از چندین اصطلاح و مدخل دیگر نام برده شده است. پس طبیعی است که برای خوانندۀ غیرمتخصص، فهم توضیحات مدخل‌هایی که اولین‌بار با آن برخورد می‌کند کمی دشوار باشد. در کتاب اصلی برای کاستن از تبعات این مشکل همۀ اصطلاحات زیر یک مدخل که خود مدخلی جدا هستند، درشت‌نویسی شده است تا خواننده برای فهم بهتر آنها به مدخل مربوط، مراجعه کند. در متن ترجمه نیز این امر رعایت گردیده است.
۶٫ از دشواریهای ترجمۀ متون تخصصی‌ای از این دست، ترجمۀ نمونه‌ها و شواهد زبانیِ ارائه‌شده است. جهت رعایت امانت در انتقال محتوای مد نظر نویسنده و نه صرفاً امانتداری صوریِ صرف در ترجمۀ مثالها دقت زیادی اعمال شد. در مواردی که ترجمۀ بی‌دخل‌وتصرفِ نمونهها به فارسی خللی در توصیف پدیدۀ مد نظر ایجاد نمیکرد نمونههای انگلیسی عیناً به فارسی برگردانده شد. دستۀ دوم از نمونه‌ها، با توجه به تفاوت‌های فرهنگی و زبانی و ملاحظات زبان ویژه، قابل برگرداندن مستقیم نبود که در این موارد نزدیکترین معادلها از زبان فارسی انتخاب و پیشنهاد شدند. ترجمۀ برخی از عبارات استعاری نمونه‌ای از این موارد هستند. گروه سومی از شواهد زبانی نیز در ارتباط با ساخت یا مسئله‌ای مطرح شده بودند که یا در زبان فارسی مصداق نداشتند یا ساختار و الزامات چنان ساختی در دو زبان کاملاً متفاوت بود. در این موارد عین مثال انگلیسی، بدون این‌که ترجمه شود ارائه گردید. نمونه‌ای از این موارد، مثال‌های ارائه‌شده برای ساخت انگاشت ناهمخوان است.
در اینجا، لازم میدانیم از همکاری بی‌دریغ و لطف ستودنی جناب آقای دکتر سید علی اصغر سلطانی، مدیر فرهیختۀ نشر وزین لوگوس، کمال سپاس و قدردانی را داشته باشیم. با اذعان به کاستی‌های احتمالی در ترجمۀ اثر، از نظرات مخاطبان، همکاران و اساتید بزرگوار در جامعۀ علمی کشور استقبال می‌کنیم و مشتاقانه منتظر لطف و راهنمایی این بزرگان میمانیم.
حدائق رضایی
مینا قندهاری

پیشگفتار
دربارۀ زبانشناسی شناختی
زبانشناسی شناختی رویکردی نوین در علم زبانشناسی است که در اوایل دهۀ ۱۹۷۰ م. شکل گرفت. به‌صورت عمیقی، ریشۀ این رویکرد در شکل‌گیری علوم شناختی نوین در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، به‌ویژه در مطالعات مرتبط با مقوله‌سازی بشری، و در سنتهای قدیمی‌تری مانند روان‌شناسی گِشتالت است. زبانشناسی شناختی در درجۀ نخست، با مطالعۀ رابطۀ زبان، ذهن و تجربه‌های اجتماعی- جسمانی بشر سروکار دارد. پیشگامان زبان‌شناسی شناختی کار خود را تا حدودی با پاسخگویی به نارضایتی‌ها از رویکردهای صوری به زبان، آغاز کردند. مطالعات اولیه در این حوزه به‌ویژه در دهۀ ۱۹۷۰، عمدتاً به دست گروه نسبتاً کوچکی از محققان در سواحل غربی ایالات متحده انجام شد. در طول دهۀ ۱۹۸۰، مطالعات زبانشناسی شناختی کم‌کم در کشورهای اروپای شمالی به‌ویژه، بلژیک، هلند و آلمان ریشه دواند. تا اوایل دهۀ ۱۹۹۰، رشد چشمگیری در تحقیقات این حوزه در سرتاسر اروپا، آمریکای شمالی و در گروه بین‌المللی نسبتاً بزرگی از محققان که خود را زبان‌شناس شناختی، می‌دانستند به‌ وجود آمد. طی سال‌های ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰، انجمن بین‌المللی زبانشناسی شناختی همراه با نشریۀ زبانشناسی شناختی، ایجاد شد که این اتفاقات به تعبیر رانِلد لنگکِر ([۱۹۹۱] ۲۰۰۲: xv) «نشان‌دهندۀ تولد زبانشناسی شناختی به‌عنوان یک جنبش فکری خودآگاه و فراگیر» بود. امروزه زبانشناسی شناختی یکی از مکاتب زبانشناسی نظری است که سریعاً درحال‌‌توسعه بوده و دارای یک انجمن بینالمللی موفق و انجمن‌های ملی در بسیاری از کشورها است. زبانشناسی شناختی به‌دلیل ماهیت بِینارشتهای خود، یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های مطالعه در علوم شناختی است.
جزئیات بیشتر درزمینۀ زبانشناسی شناختی شامل مراحل تکوین تاریخی و اصول و فرضیه‌های اساسی آن و برخی از رویکردهای نظری که در آن جای دارند، در مروری در حد یک مقاله در اِونز، برگن و زینکن (۲۰۰۷) ارائه شده است. برای مقدمه‌ای مفصل به کتاب اِوِنز و گرین (۲۰۰۶)، مراجعه شود.

دربارۀ این واژه‌نامۀ توصیفی

این واژه‌نامۀ توصیفی مقدمهای بر دو حوزه از زبانشناسی شناختی که تاکنون به‌خوبی، توسعه یافته‌‌اند یعنی: معناشناسی شناختی و رویکردهای شناختی به دستور، ارائه کرده است. به عبارتی، این فرهنگ مقدمه‌ای بر اصطلاحاتی که در زبان‌‌شناسی شناختی جایگاه ویژهای دارند، فراهم می-کند. براین‌اساس، کتاب حاضر را نباید واژه‌نامهای برای اصطلاحات زبانشناسی همگانی و یا علوم شناختی، تلقی نمود. باتوجه‌به این نکته، اثر حاضر اصطلاحاتی را که خارج از حوزۀ زبانشناسی شناختی رایج هستند شامل نمی‌شود، مگر اینکه چنین واژه‌هایی جایگاه یا تعبیر خاصی در زبان‌شناسی شناختی داشته باشند.
یکی از مشکلات تدوین کتابی از این نوع، ریشه در این حقیقت دارد که زبان‌شناسی شناختی (و دو زیرشاخۀ مهم آن) یک «رویکرد» در مطالعۀ زبان را به‌جای یک نظریۀ واحد منسجم ارائه می‌کنند. اکنون، نتیجۀ چنین امری این است که پس از سپری شدن نزدیک به سه دهه از انتشار کتاب لیکاف و جانسون با عنوان استعاره‌هایی که با آنها زندگی می‌کنیم در سال ۱۹۸۰، طیف گستردهای از چارچوب‌های نظری زبان‌شناختی متمایزی وجود دارند که ماهیتاً شناختی هستند و واژگان و اصطلاحات خاص خود را دارند.
بی‌شک اصطلاحات فراوانی در زبانشناسی شناختی به کار ‌می‌روند که از رواج بسیاری در این رشته برخوردارند. بااین‌حال، اصطلاحات بسیاری نیز هستند که فقط در قلمرو یکی از دو زیرشاخۀ اصلی زبانشناسی شناختی، کاربردی خاص دارند. اصطلاحاتی نیز وجود دارند که فقط در حیطۀ رویکرد یا نظریۀ خاصی استفاده شده‌اند. ازاین‌رو، اگر بخواهیم مجلّدی از این نوع، بسیار حجیم نباشد، دشواری‌هایی ذاتی در انتخاب اصطلاحاتی که تمام موارد یادشده را پوشش دهند، وجود دارد.
برای محدود کردن نوع و دامنۀ اصطلاحاتی که این فرهنگ پوشش می‌دهد، گزینش آنها بر اساس کتاب مقدمه‌ای بر زبانشناسی شناختی نوشتۀ ویون اِوِنز و میلانی گرین، انجام گرفته است. به عبارتی عمدتاً، از اصطلاحات استفاده‌شده در آن کتاب البته با تعدادی اضافات، به‌عنوان مبنای این واژه‌نامه بهره برده‌ام. ناگزیر، این نکته بدین معناست که مجلّد حاضر بعضی واژههای نسبتاً مهم را پوشش نداده است. هرچند این مشکلی است که حتی واژهنامهای با دوبرابر حجم این مجلّد نیز با آن مواجه خواهد بود. منطقی که در پس گزینش اصطلاحات بر مبنای کتاب اِوِنز و گرین، وجود دارد این است که می‌توان از این فرهنگ به‌‌تنهایی، به‌عنوان یک مرجع استفاده کرد، علاوه بر اینکه اساتید و دانشجویان می‌توانند آن را به‌عنوان کتابی کمک‌آموزشی، همراه کتاب اِوِنز و گرین به کار گیرند. امیدوارم محاسن این گزینش بیش از معایب آن باشد. یکی از محاسن نه‌چندان کم‌اهمیت آن، فراهم‌آوردن فهرست سودمند الفبایی از بسیاری واژگان کلیدی مورد استفاده در کتاب اِوِنز و گرین است.
مدخل‌های واژگانی ارائه‌شده در این فرهنگ به طریقی نوشته شده‌اند که هنگام مطالعه، اصطلاحات مرتبط درون یک نظریه، در متن نیز در ارتباط با یکدیگر باشند و از این طریق، مجموعهای از ویژگی‌های کاربردی انگارههای مرتبط و دارای همپوشانی معرفی شود و صرفاً فهرستی لغتنامه‌وار فراهم نگردد. براین‌اساس، هر مدخل ممکن است شامل واژه‌هایی باشد که درشت‌نویسی شده‌اند و خواننده را به مدخلهای جدیدی رهنمون میکنند. انتظار میرود خواننده بتواند با دنبال کردن کلمات درشتنویسی‌‌شده در این فرهنگ، فهمی بنیادین از نظریات، رویکردها، اصول و دیگر انگارههای اصلی در زبانشناسی شناختی و بعضی از مفاهیم نظری عمدۀ درون هریک از این نظریات و رویکردها به دست ‌آورد. خواننده میتواند برای کسب جزئیات، توضیحات و مثالهای بیشتر به کتاب مقدماتی اِوِنز و گرین، مراجعه کند.
به‌جای آن، خواننده علاقه‌مند می‌تواند این فرهنگ را به‌عنوان ابزاری برای کاوش در ادبیات زبانشناسی شناختی به کار بگیرد که اکنون بسیار حجیم شده است. برای کمک به این فرایند، فهرستی تشریحی برای مطالعۀ بیشتر در پایان واژهنامه قرارگرفته است. این فهرست شامل کتاب‌ها، آثار مرجع و ادبیات مقدماتی ضروری است که تمام حوزه‌های زبانشناسی شناختی را که این فرهنگ پوشش میدهد، دربردارند. به‌علاوه، پژوهشگران مهمی که آثارشان مرتبط با ساختارها یا نظریه‌هاست، مشخص شدهاند. فهرستی از نام تمام این پژوهشگران اصلی همراه با کلمات مرتبط کلیدی که به حوزه‌های تحقیقات آنها مربوط‌اند، در پایان فرهنگ قرار گرفته است. انتظار می‌رود خواننده بتواند از این فهرست به‌عنوان ابزاری برای شناسایی و محدود کردن موضوعات و پژوهشگران موردعلاقه برای مطالعات بعدی، بهره ببرد.
زبانشناسی شناختی نگاه‌های اجمالی جذابی را بر جنبه‌های تاکنون پنهان ذهن و تجربیات بشری و درنتیجه، آنچه بشر، انگاشته میشود انداخته است. امیدوارم با در دسترس قراردادن بیشتر زبان فنی مربوط به زبانشناسی شناختی دانشجویان، خوانندگان علاقه‌مند و پژوهشگران رشته‌های علمی مرتبط با این رشته، از آنچه که همۀ ما علاقه‌مندان تحقیقات زبانشناسی شناختی را این‌چنین برانگیخته است، شناختی اجمالی به دست‌ آورند.
ویون اِوِنز
برایتون، سپتامبر ۲۰۰۶
www.vyvevans.net

 

 



منابع:

Evans, V and Melanie Green. (2006). Cognitive Linguistics: An Introduction. Mahwah, NJ and

Edinburgh: Edinburgh University Press/Lawrence Erlbaum Associates.

Evans, V, Benjamin Bergen and Jörg Zinken. (2007). ‘The Cognitive Linguistics Enterprise: An Overview, in V. Evans, B. Bergen and J. Zinken (eds), The Cognitive Linguistics Reader. London: Equinox. 

Lakoff, George and Mark Johnson (1980). Metaphors We Live By. Chicago: University of Chicago Press.

Langacker, Ronald ([1991] 2002). Concept, Image, Symbol, (2nd ed). Berlin: Mouton de Gruyter.