چاقی مفرط و مک دونالد

از نظرحجم تبلیغاتی در رادیو و تلویزیون انگلستان، کشوری که به طور خاص درگیر مسئله ی چاقی است، شرکت غذای فوری مک دونالد مقام سوم را اشغال می کند. مرغ کنتاکی در این کشور دارای مقام پنجم است. در فرانسه تبلیغات مک دونالد صفحات مهمترین برنامه های این کشور را پر می کند. کشوری که در ظرف ١٥ سال تعداد بزرگسالان چاق آن دو برابر، کودکان سنگین وزن ٥ برابر و کودکانی که با چاقی خطرناک مواجهند به ١٠ برابر رسیده است. مک دونالد برای پاسخ به اتهاماتی که درفیلم سوپرسایز مک ( Super Size Mc ) به وی وارد آمده، دست به کارزار بزرگی برای جلب مشتری زده است. به گفته ی این فیلم ساخته ی مورگان سپورلوک ، مصرف مداوم ساندویچ های بزرگ مک دونالد به عنوان خطر جدی برای سلامت جسم و روان به شمارمی آید. در جواب، این شرکت تولید غذای فوری قصد دارد اذهان عمومی و به اصطلاح تصمیم گیرندگان سیاسی را متقاعد سازد که نه تنها این شرکت هیچ نقشی در گسترش معضل جهانی چاقی بازی نمی کند بلکه از مدتها قبل با تمام قوا علیه آن می جنگد (درمقابل ٨٤٢ میلیون نفر که از سوء تغذیه رنج می برند ٣٠٠ میلیون فرد چاق مفرط در جهان وجود دارد) (١). مک دونالد از طریق آگهی های تبلیغاتی خود از به اصطلاح ابتکارات خویش دم می زند از جمله با به کار بردن جملاتی مثل « همراه فرانسوی ها در جهت تغییر رژیم غذائی» که طرز بیانی است مختص صنایع غذائی که حتی وجود کلمه چاقی مفرط را نیز نفی میکند.
مک دونالد از تمام چنته ی عظیم تبلیغاتی خود بهره می جوید و با شرح جزئیات و با آب و تاب تمام درباره ی نوآوری های غدایی اش از سال ١٩٨٧ به این طرف ، سخن میراند مثل ارائه ی ماست های آشامیدنی – میوه های « اشتهاآور» و جدیدتر ارائه ی سالادهای گوناگون به عنوان یک امتیاز، درست مثل این است که مصرف میوه، سبزیجات و مواد لبنیاتی همیشه رکن اساسی فرهنگ غذایی مک دونالد به شمار می آمده است. تابستان گذشته در انگلستان تعداد تابلوهای تبلیغاتی مک دونالد که همراه با مواد غذایی اش یک دستگاه قدم شمار نیز هدیه می داد، بیداد می کرد(٢). دستگاهی که به هیچ عنوان مضرات غذایی این شرکت را زیر علامت سئوال نمی برد بلکه به آن چهره ای سالم و ورزشکارانه می دهد.
برخلاف تمام این ابتکارات، مک دونالد به این نکته اشاره ندارد که افزایش شمار افراد چاق همزمان با افزایش درآمد شرکت های غذایی فوری بوده است و خلاصه ی کلام این که این کمپانی ها نه تنها به بهبود وضعیت غذایی بشر کمکی نرسانده اند بلکه به رضایت خاطر با ارائه ی غذاهای فوری و به اصطلاح « مناسب » به نیاز « صرفه جویی در وقت » بسیاری پاسخ می دهند. موفقیت مک دونالد برخلاف آن چه که می خواهد بقبولاند در فروش مواد دیگری غیر از ماست و « میوه های اشتها انگیز» است. چون فردی که می خواهد برای نهار این مواد را مصرف کند سراغ مک دونالد نمی رود! این مصرف کنندگان که برخی به تمسخر آنها را « اسلو فود » ( Slow Food ) نامیده اند، مورد توجه شرکت های غذایی فوری نیستند. گردش کار این شرکت ها با ارائه ی غذاهایی مثل منوی « بست آو بیگ مک » (Best of Big Mac) می چرخد که این کمپانی ها می خواهند به هر ترتیب آن را حفظ کنند.

سلطه تبلیغاتی
نتیجتا تبلیغ جدید مک دونالد قصد دارد که « ذهنیت منفی » را بزداید و نشان دهد که در واقعیت « بیگ مک » چاق نمی کند چرا که این منو ٩٨٧ کالری همراه دارد که فقط ٣٥ تا ٤٠ درصد نیاز روزمره ی بدن به کالری را تامین می کند. پس چرا از آن محروم شویم ؟ افسوس که اطلاعات مک دونالد حد اقل ٣٠ سال عقب است. مصرف کننده ی غربی که روز به روز کم تحرک تر می شود به طور متوسط در روز زیر ١٨٠٠ کالری مصرف می کند (در مقایسه با ٥٠٠٠ کالری شکارچی دوران ماقبل تاریخ و ٣٠٠٠ کالری کشاورز قرن نوزدهم). با مصرف سودا ، شکلات و دیگر تنقلات اصطلاح انرژی زا ، شهروند غربی حداقل ٢٠٠ کالری هله و هوله در روز مصرف می کند. نتیجتا فقط ١٦٠٠ کالری غذا احتیاج دارد تا تعادل انرژی اش تامین گردد و چاق نشود.
حساب آن خیلی ساده است. اگر در ظهر یک منوی « Best of Big Mac » به همراه سیب زمینی سرخ کرده مصرف کنید برای صبحانه و شام ٦٠٠ کالری برایتان می ماند. صبحانه ای که به زغم فروشندگان کمپانی بزرگ کلوکس و نستله البته بدون ارائه ی هیچ پایه و اساس علمی حداقل یک چهارم جیره ی غذایی ما را تشکیل می دهد یعنی همان ٦٠٠ کالری.
خلاصه اینکه برای شام به خصوص این غذاهای کوچک حاضری به اصطلاح « سبک » را نخورید. غذاهایی که توسط همین شرکت های غذایی تهیه می شوند و اغلب بیش از آنچه که در خانه تهیه می شود دارای کالری ، چربی و نمک است(٣). به این ترتیب پس از مصرف هپی میل مک دونالد (یا غذای شادی آور مخصوص بچه ها ) که دارای ٧٦٠ کالری، یعنی ٥٠ درصد نیاز انرژی یک کودک ٥ ساله است ، شما باید فرزندتان را تحت رژیم غذائی قرار دهید به خصوص اگر صبحانه کورنفلکس پرشکر و چربی مصرف کرده باشد.
پس چه باید کرد ؟ آیا می بایستی جلوی تبلیغات تلویزیونی برای مصرف این مواد غذایی وآن هم در ساعات برنامه ی کودکان را گرفت ؟ تهیه کنندگان برنامه های کودکان پاسخ می دهند « مسلما نه » چرا که منابع مالی آنها ٤٠ درصد کاهش می یابد. آنها به دلایل گوناگون ازدیاد وزن نزد کودکان را چنین بر می شمارند : عدم حضور والدین هنگام صرف غذا ، کمبود فعالیت های بدنی که بخشی از آن به خاطر نگاه کردن تلویزیون است و البته جائی که مواد غذایی حاضری در تغذیه ی روزانه اشغال می کند. ولی در مقابل ، انجمن مبتلایان به مرض قند در انگلستان که از مقامات دولتی می خواهند در این زمینه وارد عمل شوند معتقد به وضع مقررات و حتی ممنوعیت کامل این گونه تبلیغات غذایی برای کودکان است. با قبول این نظریه باید چند رقم را خاطر نشان ساخت : از ٢٢ دقیقه تبلیغاتی که کودکان انگلیسی هر روز نگاه می کنند، یک پنجم آنها مربوط به کورنفلکس و نوشیدنی های پرشکر، چیپس – آب نبات و دیگر محصولات شرکت های غذای فوری است. در حالی که درآمد حاصله از تبلیغات این مواد ٥٩ درصد کل گردش کار تبلیغات تلویزیونی را تشکیل می دهد، این رقم در ساعات برنامه های کودکان به ٧٧ درصد و اگر مواد لبنیاتی را هم به آن اضافه کنیم این رقم به ٧٨ درصد کل برنامه و ٩٦ درصد برنامه های خاص کودکان می رسد(٤). به این صورت بدون اینکه بتوان دلیل آن را دقیقا ثابت کرد به نظر می آید که کودکانی که زیاد تلویزیون نگام می کنند مقدار بیشتری از این نوع خوراکی های را مصرف می کنند(٥).
این بحث باز است و مسلما یکی از موضوعات اصلی بازبینی قوانین اروپایی در زمینه ی تبلیغات تلویزیون خواهد بود(٦). تا آن هنگام اگر به راستی مک دونالد و دیگر کمپانی های غذای فوری می خواهند حرکتی در زمینه ی بهداشت عمومی انجام دهند ، بهتر است عادت غذائی مشتریان حود را تغییر دهند تا اینکه خود را در پشت ارائه ی غذاهایی مثل سالادهای متنوع پنهان کنند که بیشتر بدنبال جذب اقشار جدید مثل خانم های شاغل است که قبلا هیچ گونه نوجهی به این گونه رستوران ها نداشتند . این کمپانی ها می بایستی از میزان کالری در مواد غذایی مهم خویش بکاهند مثلا کمتر از مایونز و چربی در ساندویچ ها استفاده کنند مثلا منوی بیگ مک می تواند زیر ٨٠٠ کالری باشد یعنی ٢٠ درصد کمتر از ساندویچ فعلی به خصوص اگر بشود این سیب زمینی های سرخ کرده های مقدس را با مواد نشاسته دار سرخ نشده دیگری جایگزین کرد.
مگر اینکه این شرکت ها دلایل کافی برای انجام ندادن این اقدامات داشته باشند. متخصصین تغذیه کاملا با این واقعیت فیزیولوژیک آشنا هستند که همانطور که مغز انسان قادر است میزان انرژی در مواد غذایی را تخمین و بر اساس این متغیر اساسی اشتها را تنظیم کند اگر تراکم انرژی در یک ماده خوراکی از حد معینی فراتر باشد مغز دیگر قادر به بر آورد صحیح انرژی نمی باشد. (٧). حتی اگر شکلات های بزرگ اسنیکرز فقط ١٠٠ گرم وزن داشته باشد بیش از یک استیک ٤٠٠ گرمی با سیب زمینی و بروکولی ، کالری به همراه دارد. با استفاده از این مواد غذایی غنی از کالری، مغز انسان که کاملا سردرگم شده است دیگر نمی تواند نیاز طبیعی بدن را حساب کند. این « ناخونک زدن ها» به عنوان غذایی واقعی به حساب نمی آید (مثل مصرف سوداهای غنی از فروکتوز و سوکرز که محتوای آن از نظر کالری برای مغز ناشناخته است) پس آیا به این دلیل است که اغلب غذاهای رستورانهائی از این نوع از حد کالی لازم فراتر می روند ؟ به این صورت هر چه مواد پر کالری تر باشد کمتر سیر می کند و نتیجتا بدن به مصرف بیشتر نیاز پیدا می کند. چه کسی می تواند در برابر یک میلک شیک بیشتر که فقط ٣٦٥ کالری دارد مقاومت کند؟ نتیجتا برای نظارت بر پدیده ی چاقی، باید صنایع غذایی را مجبور ساخت تا از محتوای انرژی زای مواد غذایی خود بکاهند.
حال شرط ببندیم که در میان لیبرال های انگلیسی – اولترا لیبرال های آمریکایی یا طرفداران اقتصاد سرمایه داری در فرانسه کدامیک جرات این را خواهند داشت تا به این گروه های غذایی پرقدرت حمله کنند ؟ عملی که بخش لاینفک و مسلما ناکافی طرح همه جانبه ی مبارزه با چاقی را تشکیل می دهد.
چاقی مفرط به طور خاص بیماری نیست (که ازنابسامانی بیولوژیک بدن ناشی می شود) بلکه پاسخ « عادی » بدن در یک محیط بیمارگونه است. زندگی مدرن ما مصرف ٣٠٠ کالری اضافی در روز را به همراه دارد، در صورتی که هیچ اقدامی برای تغییر شرایط زندگی بشر انجام نگیرد، افزایش مبالغه آمیز چربی در غذاها با تمام زیان هایی که برای سلامتی و طول عمر به همراه دارد به صورت پدیده ای همه گیر در می آید(٨). البته مشخصات ژنتیک هر نفر میتواند تاثیرات محیط زیست را محدود و یا بر عکس تشدید کند. مثلا برخی از افراد خوشبختانه از ازدیاد وزن در امان هستند در صورتی که کودکان بسیاری ار سن ٥ سالگی به بعد با خطر چاقی مفرط مواجه می شوند. درک ریشه های بیولوژیک بیماری چاقی فقط با برنامه ریزی کلی اجتماعی برای بهبود شرایط زندگی افردا بی بضاعت امکان پذیر است. برنامه ریزی ای که هدف آن تنظیم تعادل میان فعالیت بدنی و میزان انرژی مورد نیاز است.
چرا که خود را گول نزنیم، چاقی در درجه ی اول متوجه افراد فقیر است به استناد تحقیقی منتشر شده از طرف وزارت امور اجتماعی، چاقی ١٠ بار بیشتر نزد کودکانی مشاهده می شود که پدر آنها کارگر غیرمتخصص است (٤.٧ ) تا نزد فرزندان کارمندان عالیرتبه (٠.٧ درصد)(٩) . این اختلاف بیانگر شیوه های متفاوت زندگی از جمله وجود فعالیت های ورزشی برای برخی و تفاوت در تغذیه است البته این به این معنا نیست که کودکان مرفه با چاقی مواجه نیستند. اگرنه فقط به پدیده ی چاقی مفرط بلکه به اضافه وزن توجه کنیم می بینیم که میزان آن ٢٢.٤ درصد نزد کودکانی است که پدر آنها کارگر و ١٠.٨ درصد در میان فرزندان کارمندان عالیرتبه است. هر دو گروه تغذیه ی بد دارند و مواد شکلاتی و نوشیدنی های پرشکر مصرف می کنند. ولی همه ی آنها تغذیه یکسانی در محیط خانه ، امکانات ورزشی مشابه و نگاه واحدی بر پدیده چاقی مفرط و عواقب آن در رابطه با بهداشت عمومی ندارند.
این نابرابری های اجتماعی در سطح جهانی نیز به چشم می خورد. اگر مبارزه با گرسنگی به صورت یک اولویت به جای خود باقی است ولی در عوض سازمان بهداشت جهانی از افزایش تعداد افراد چاق در کشورهای در حال رشد ابراز نگرانی می کند. مهاجرت به شهرها با تغییر عادات غذایی همراه است چرا که غذای پرچربی و شیرین شهرها با قیمت نازل جایگزین غذای سنتی شده است.
در چین ثابت شده که بهبود سطح زندگی میزان مصرف روغن را به طرز چشمگیری افزایش داده است. با این وجود مصرف مواد پرچربی خیلی بیشتر نزد افراد بی بضاعت مشاهده می شود(١٠). پس به این نتیجه می رسیم که اشکال خطرناک چاقی ریشه های بیولوژیک و اجتماعی دارند و تنها با انجام تحقیقات عمیق می توان از بروز آنها جلوگیری کرد و مداوای آن را به عهده گرفت و در این رابطه کارزار تبلیغاتی اخیر مک دونالد را می توان دست کم نا بجا ارزیابی کرد.

* کاترین اسماجا و فلیپه فروگول: Philippe FROGUEL -Catherine SMADJA

پی نوشت ها:
١) انتشارات سازمان بهداشت جهانی در رابطه با چاقی
www.who.int/dietphysicalactivity/publications/facts/obesity/en/
٢) دستگاه سبک کمربندی که قدم های فرد را در عرض روز می شمارد. مسئولین بهداشتی انگلستان ١٠ تا ١٢ هزار قدم در روز را توصیه می کنند. انتشارات سازمان بهداشت جهانی در رابطه با چاقی
٣) چرا این همه نمک در غذاهایشان اضافه میکنند؟ برای تشویق نوشیدن سودا و آب گازداری که متعلق به گروه صنعتی خودشان است؟ شاید هم برای پوشاندن صعم نا خوشایند مواد غذائی با کیفیت نازلشان.
٤) بررسی های نیلسن در رابطه با مقررات مربوط به رسانه ها و مخابرات انگلستان : « کودکان و چاقی مفرط، تبلیغات غذائی» لندن ٢٢ ژوئیه ٢٠٠٤.
٥) همانجا
٦) رجوع شود به مقاله « از فرزند – سالار تا فرزند- طعمه » نوشته فرانسوا برون ، لوموند دیپلماتیک سپتامبر ٢٠٠٤
٧) Andrew Prentice et Susan Jebb, “ Fast foods, energy density and obesity : a possible mechanistic link ”, Obesity Reviews, Oxford, novembre 2003, vol. 4, n° 4.
٨) مطابق داده اپیدمیولوژیک اخیرا انتشار یافته در نشریه انجمن پزشکان امریکا، شیکاگو مارس ٢٠٠٤: چاقی یکی از دلایل اصلی مرگ و میر در ایالات متحده و به اندازه سیگار خطرناک است.
٩) Etudes et résultats, n° 283, janvier 2004, DREES, ministère des affaires sociales. Données pour l’année scolaire 2000-2001. http://www.sante.gouv.fr/drees/etude-resultat/er-pdf/er283.pdf
١٠) Barry M. Popkin, “ The nutrition transition and obesity in the developing world ”, Journal of Nutrition, Bethesda, 2001

منبع: روزنامه همشهری
مترجم : نازک نادری
نویسنده : فلیپه فروگولن
ویسنده : کاترین اسماجا

مطالب مرتبط