تغذیه جرم و جنایت

نویسنده در این مقاله با بررسی تأثیراتی که رژیم غذایی بر سلامت روانی و رفتاری انسان و به ویژه کودکان دارد، با توجه به تأثیر آگهی های تجاری بر نحوه تغذیه کودکان، سیاست های دولت انگلیس را در وضع مقررات نادرست برای جلوگیری از پخش آگهی های مربوط به مواد غذایی بی ارزش در برنامه هایی که برای کودکان ساخته می شود، به نقد می کشد.

آیا تلویزیون عامل جرم و بزه است؟ این نظریه که افراد خشونتی را که بر صفحه تلویزیون میبینند تقلید میکنند، موجب بحث و جدلهای بی پایانی در میان جرم شناسان شده است. اما این مقاله نگران انگاره ای عجیب تر و شاید جالب تر است: اگر جرم از این جعبه جادو بیرون میآید، این برنامههای تلویزیون نیست که مسئول این وضع است، تبلیغاتی که در لابلای این برنامهها جای داده می ـ شوند، بیشتر مسئول این اوضاع هستند. این نظریه قائل به این است که جرم و بزه از میان این تصاویر خوش آب و رنگ ظاهر میشود؛ تصاویری که چشم اندازی از زندگی خانوادگی سعادتمندانه را به نمایش میگذارند؛ تصاویری که تاریکیها را به کنار میزنند و ما آنها را در قالب آگهیهای تجاری میبینیم. اجازه دهید برای بنا کردن یک استدلال قوی، حرف خود را با مقاله ای آغاز کنم که به تازگی در یک نشریه پزشکی به چاپ رسیده است. این مقاله با ارائه شواهد عینی، از این موضوع دفاع میکند که کودکانی که تلویزیون تماشا میکنند، بیشتر خوراکیهایی را میخورند که در تلویزیون تبلیغ میشود. یکی از یافتههای این مقاله این است که هر یک ساعت اضافی در تماشای تلویزیون، به معنای دریافت صد و شصت و هفت کیلو کالری اضافه در هر روز است. بیشتر این کالریهای اضافی، از طریق خوردن غذاهای بی ارزش و هله هولههایی مثل نوشابههای گازدار، چیپس، بیسکویت، آبنبات و شکلات، برگرها و ناگت مرغ به بدن رسانده میشود. بر اساس آمار این مقاله، «تماشای تلویزیون نقش گسترده ای در عدم مصرف میوه و سبزیجات دارد». امروزه دیگر هیچ بحث و جدل جدی ای بر سر این موضوع وجود ندارد که یک رژیم تلویزیونی چه بر سر بدن انسان میآورد. یک مطالعه دولتی که ماه قبل انتشار یافت، نشان داد که در انگلیس، تعداد کودکانی که در دوره راهنمایی تحصیل میکنند و از نظر کلینیکی چاق محسوب میشوند، در ده سال گذشته تقریباً دو برابر شده است.امروزه بیست و هفت درصد دختران و بیست و چهار درصد پسران یازده تا پانزده ساله از این مشکل رنج میبرند و این امر بدین معناست که احتمال ابتلای آنها به دیابت و مرگ، قبل از رسیدن به پنجاه سالگی، بسیار بیشتر است. اما پرسش جالب تر این است که این رژیم غذایی با ذهن انسان چه میکند؟ هم اکنون انبوهی از مطالعاتی وجود دارد که حاکی از آن هستند، این رژیم غذایی به همان اندازه که به قلب و پانکراس آسیب میرساند، برای مغز نیز مضر است. در کنار سایر عوامل یافت شده، اکنون میدانیم که بین رژیم غذایی نامطلوب و خشونت یا رفتارهای ضد اجتماعی، ارتباط وجود دارد. چشم گیرترین نتایج حاصله در این زمینه در «جورنال پزشکی تغذیه ای و زیست محیطی» در سال 1997 گزارش شده است. پژوهش گران آزمایش کنترل شده ای را در یک زندان برای افراد سیزده تا هفده ساله به اجرا گذاشتند که به پرخاشگری حاد مبتلا بودند. در بدن بسیاری از پسران حاضر در این آزمایش، مواد غذایی خاصی به میزان کافی وجود نداشت. آنها به طور میانگین، فقط شصت و سه درصد آهن، چهل و دو درصد منیزیوم، سی و نه درصد روی، سی و نه درصد ویتامین ب، دوازده درصد فولیت در قالب برنامه غذایی روزانه توصیه شده دولت آمریکا مصرف میکردند. پژوهشگران به نیمی از این زندانیان کپسولهایی خوراندند که حاوی این مواد غذایی ناکافی در بدن آنها بود و به نیمی از آنان دارونما دادند. آنها همچنین به تمام زندانیان، نسبت به بهبود رژیم غذایی خود مشاوره دادند. شمار حوادث خشونت آمیز که زندانیان حاضر در گروه کنترل شده (کسانی که دارونما مصرف میکردند) باعث آن بودند، تا پنجاه و شش درصد کاهش یافت و در میان گروه مصرف کننده مواد غذایی، تا هشتاد درصد. اما در میان زندانیان حاضر در گروه مصرف کننده دارونما که از بهبود تغذیه خود امتناع کرده بودند، هیچ کاهشی مشاهده نشد. این پژوهش گران، نمونههای خود را به یک دستگاه الکتروانسفالوگرام (که امواج مغزی را ثبت میکند) نیز متصل کردند و کاهش قابل ملاحظه موارد ناهنجار را پس از سیزده هفته مصرف مواد غذایی یاد شده کشف کردند. در مقاله مشابهی که در سال 2002 انتشار پیدا کرد، یافتههای آزمایشی اعلام شد که در بین زندانیان نوجوان که مواد غذایی شامل ویتامینها، مواد معدنی و اسیدهای چرب در بدن آنها ناکافی بود، انجام شده بود. در نتیجه این آزمایش، رفتارهای غیر انضباطی در گروه آزمایشی، تا بیست و شش درصد کاهش یافت و در گروه کنترل شده چنین اتفاقی رخ نداد. در ماه مارس سال جاری، نویسنده ارشد گزارش سال 2000 برنارد گش، به مجله «اکونومیست» گفت: «امروزه میدانیم که داشتن یک رژیم غذایی نامناسب، تأثیر بیشتری در رفتارهای خشونت آمیز آینده دارد تا رفتارهای خشونت آمیزی که فرد در گذشته مرتکب شده است… به همین ترتیب، در ارتباط با فردی که جامعه ستیز بودن او محرز است، عموماً این طور برداشت میشود که بررسی رژیم غذایی او بهتر از بررسی سابقه همراه با جرم و بزه او، پیش بینی کننده وضعیت آینده او خواهد بود. این موضوع هنوز جای بررسی بیشتر دارد که شما میتوانید صرفاً با مشاهده نوع چیزهایی که یک نفر میخورد، رفتار آینده او را پیش بینی کنید.»
شما هر چه بیشتر مواد غذایی بی ارزش را بخورید، فضای کمتری را برای آن دسته از مواد غذایی باقی میگذارید که حاوی مواد شیمیایی مورد نیاز مغز هستند. نمیخواهم بگویم که تبلیغات تلویزیونی مربوط به مواد غذایی، تنها مسئول کاهش دریافت مواد مغذی است که ما مصرف میکنیم. همان گونه که گراهام هاروی در کتاب جدید خود «ما خواهان مواد غذایی واقعی هستیم» نشان میدهد، مزرعه داری صنعتی و وابستگی به بارور کننده های مصنوعی، میزان مواد معدنی در سبزیجات و کیفیت گوشت و شیر را به شدت کاهش داده اند. این یافتهها نیز نمیگویند که صرفاً داشتن رژیم غذایی نامناسب موجب جرم و بزه و رفتارهای ضد اجتماعی هستند. اما مطالعاتی که من دارم، حاکی از آن هستند که دولتی که مدعی است جرم و بزه را جدی میگیرد، باید برای این گونه تبلیغات کاری کند. در حالی که دولت ما عقب نشسته است و سازمان مسئول مقررات تلویزیونی، یعنی «آفکام»، با صنعت غذایی مماشات میکند.
آفکام بیست و نه جلسه با تولید کنندگان مواد غذایی و سازندگان آگهیهای تجاری برگزار کرده و فقط چهار نشست با گروههای بهداشتی و مصرف کننده داشته است. نتیجه این امر را میتوان در نتیجه رایزنیهایی که این سازمان انتشار داده، مشاهده کرد. این سازمان پیشنهاد میکند که درباره آگهیهای بین برنامههایی که برای کودکان نه سال به بالا ساخته میشود و در مورد آگهیهایی که نوجوانان، بیشتر از بقیه تماشاگر آنها هستند نیز لازم نیست کاری انجام گیرد. محبوب ترین برنامههای گروه سنی دو تا نه سالهها، «رقصیدن روی یخ»، «خیابان کورونیشین» و«امردیل» هستند؛ اما آفکام در نظر دارد، فقط برنامههایی را مشمول قوانین خود کند که اختصاصاً برای گروه سنی نه سال به بالا ساخته میشوند. این سازمان ادعا میکند که وضع مقررات سختگیرانه تر، هزینه بیشتری را متوجه این صنعت میکند. آفکام خود را آماده کرده تا برای حفظ منافع تلویزیونهای تجاری، سلامت جسمانی و روانی کودکان ما را قربانی کند.

منبع: ماهنامه سیاحت غرب 1388 شماره 72، تیر
به نقل از: www.monbiot.com
نویسنده : جورج مونبیت

مطالب مرتبط