واکسیناسیون از نگاهی دیگر

امروزه، واکسیناسیون به بخشی لاینفک از زندگی بشری تبدیل شده است؛ پدیده‌ای که با گذشت زمان و به ویژه در کشورهای پیشرفته با شک و تردیدهایی جدی روبه‌رو شده است. هم اکنون در حالی که اجرای طرح‌های مختلف واکسیناسیون در کشورهای در حال توسعه و فقیر به عنوان یکی از افتخارات مسوولین بهداشتی این گونه کشورها شناخته می‌شود، در کشورهای تولیدکننده و پیشروی این فن‌آوری، نگرانی‌هایی جدی در حال مطرح شدن است.

واکسن‌ها ما را از ابتلا به بیماری‌های عفونی در امان نگه داشته‌اند. دیگر به واسطه‌ی اجرای برنامه‌های گسترده واکسیناسیون، اثری از شیوع آبله و فلج اطفال نیست. در پاییز هر سال، مردم برای زدن واکسن آنفولانزا به مراکز بهداشتی هجوم می‌آورند و کودکان تا پیش از شش سالگی، حداقل بیست و دو واکسن را تجربه می‌کنند. حتی حیوانات خانگی هم در برابر بیماری‌ها واکسینه می‌شوند. دیگر تولید واکسن به یک صنعت مهم و بزرگ تبدیل شده است و مراجعه مردم برای واکسیناسیون خود، فرزندان و حیوانات خانگی‌شان، به کسب و کار پزشکان، متخصصین اطفال و دام‌پزشکان رونق داده است. با این وجود، چرا باید شاهد گسترش فزاینده نگرانی درباره نقش و ماهیت واکسن‌ها و به ویژه پیامدهای آن بر کودکانمان باشیم؟

بیماری‌های ناشی از تزریق واکسن
«بارابارا لوفیشر» مدیر مرکز اطلاع‌رسانی واکسن در ایالات ویرجینیا مدعی است که واکسن‌ها مسوول افزایش شمار کودکان و بزرگسالانی است که به اختلالات عصبی، نقص در سیستم ایمنی، بی‌قراری، اختلالات یادگیری، آسم، خستگی مزمن، روماتیسم، صرع و … دچار می‌شوند. از این روی خواستار آن است تا مطالعاتی با هدف شناسایی و کنترل تأثیرات بلند مدت واکسن‌های پرمصرف صورت پذیرد و از همین رو از پزشکان مسوول هم می‌خواهد تا در روند طرح‌های جامع واکسیناسیون، اطمینان حاصل نمایند که چنین ابزاری با آسیب به مردم همراه نباشند.
هیچ کس نمی‌تواند با وجود چنین شواهدی، منکر خطرات واکسن‌ها شود. واکسن‌های سرخک، اوریون، سرخجه و آبله، حامل ویروس‌های زنده و البته ضعیف شده این بیماری‌ها هستند. اگرچه هم اکنون مسوولین بهداشتی مدعی‌اند که از سال ۱۹۷۹ دیگر اثری از آبله در آمریکا وجود ندارد، اما آنها از بیان این نکته که موارد ثبت شده از این بیماری‌ها در این کشور از آن زمان تا کنون، همه معلول همین واکسن‌ها بوده، سرباز می‌زنند.

آلودگی واکسن‌ها
یکی از مشکلاتی که همواره برای سازندگان واکسن‌ها دردسر ساز بوده است، مسأله آلودگی واکسن‌های تولیدی می‌باشد. در خلال جنگ جهانی دوم، واکسن تب زرد که از خونابه انسان تولید شده بود، ناخواسته به ویروس هپاتیت آلوده شد و پس از آلودگی، به نظامیان ارتش آمریکا تزریق شد. نتیجه این که، در طی واکسیناسیون سربازان این کشور، بیش از پنجاه هزار واکسن آلوده مورد مصرف قرار گرفت.
در دهه ۱۹۶۰ مشخص شد که واکسن‌های آبله از بافت کلیه میمون‌هایی تولید شده بود که به ویروس نوع ۴۰ سیمیان آلوده بوده‌اند. اگرچه آزمایش این ویروس بر روی حیوانات آزمایشگاهی به سرطان در آنها انجامید، اما مقامات پزشکی اصرار می‌ورزند که این ویروس هیچ مشکلی در انسان به وجود نمی‌آورد. هم اکنون بسیاری از دانشمندان، واکسن‌های آلوده به این ویروس را با شمار قابل توجهی از سرطان‌های نادر شش و مغز استخوان مرتبط می‌دانند.
در گزارش منتشر نشده‌ای در سال ۱۹۹۹، فاش شد که در بافت چهار کودک که پس از سال ۱۹۸۲ متولد شده‌اند، آثار این نوع ویروس کاملاً مشخص است که از این چهار نفر، سه نفر مجبور به پیوند کلیه شده و چهارمی هم به تومور کلیه مبتلا شد. آیا با وجود چنین شواهدی، امکان انتقال چنین آلودگی‌ای از والدین به کودکانشان ممکن نیست؟

آزمایش‌های مخفیانه
استفاده از کودکان به عنوان خوکچه‌های آزمایشگاهی در آزمایش‌های خطرناک مرتبط با واکسن، تبدیل به یکی از نگرانی‌های جدی والدین شده است. چنین مواردی واقعاً در خلال سال‌های ۱۹۹۱ ـ ۱۹۸۹ توسط نهادهای بهداشتی آمریکا و با استفاده از واکسن سرخک اتفاق افتاد. در همین سال‌ها بود که واکسن سرخک تولید شده در یوگسلاوی، بر روی ۱۵۰ کودک فقیر و عمدتاً هم سیاه‌پوست و یا کودکان آمریکای لاتین و نیز بر روی کودکان ساکن در محله‌های فقیرنشین شهر لوس‌آنجلس، مورد آزمایش قرار گرفت. سازمان بهداشت جهانی نیز همواره بر آن بوده تا چنین آزمایش‌هایی را بر روی کودکان کشورهایی همانند مکزیک، هائیتی و یا کشورهای آفریقایی پیاده نماید که البته در سال‌ها اخیر و به دنبال مرگ و میر شمار زیادی از کودکان در این کشورها، دیگر اجازه چنین آزمایش‌هایی به آنها داده نمی‌شود.
نکته عجیب دیگر آنکه، واکسن آزمایشی سرخک در چنین مناطقی با پیامدهای روحی و جسمی در مدت شش ماه تا سه سال بر روی کودکان همراه بوده است. در نتیجه، چنین کودکانی با آسیب‌پذیری و مرگ و میر بیشتری نسبت به کودکانی که در همین مناطق از واکسن استفاده نکرده بودند، مواجه شدند. نکته‌ تأسف آور دیگر آن که، میزان واکسن مصرفی بر روی دختران آفریقایی بیش از پسران بوده و نتیجتاً آمار مرگ و میر آنها هم بیشتر از پسرها بوده است. ماحصل چنین پیامدهایی بود که بالاخره سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۲، این نوع واکسن را از بازار جمع‌آوری نمود.
از دیگر نمونه‌های عجیب واکسن، می‌توان به واکسن سرخک E- Z اشاره نمود که نتایج آن در بیستم ژوئن ۱۹۹۶ در نشریه لوس‌آنجلس تایمز افشا شد. در این گزارش که پنج سال پس از شروع واکسیناسیون منتشر شد، آمده است که شمار زیادی از کودکان ساکن مناطق فقیرنشینی که مورد آزمایش این واکسن قرار گرفتند، به طور فزاینده‌ای به آسم مبتلا شدند. گزارش‌ها حکایت از آن دارد که همه ساله پنج هزار نفر مبتلا به آسم، جان خود را در آمریکا از دست می‌دهند. هم اینک ۳/۱۷ میلیون نفر در آمریکا به آسم مبتلا هستند که ۸/۴ میلیون نفر از آنها را کودکان تشکیل می‌دهند و البته رقم مبتلایان به آسم در سال ۱۹۸۰ تنها ۷/۶ میلیون بوده است. آسم که غالباً در سنین پیش از شش سالگی فرد را مبتلا می‌سازد، در بین سیاه‌پوستان ۲ تا ۳ برابر سفیدپوستان است و تنها در منطقه برونکس و هارلم نیویورک که مناطق فقیرنشین و عمدتاً محل سکونت سیاه‌پوستان است، میزان بستری شدن مبتلایان به این بیماری، ۲۱ برابر بیش از ساکنان مناطق متمکن این شهر است.
اما به رغم چنین شواهدی، تاکنون به هیچ وجه مقامات مسوول اقدامی برای بررسی گسترش چنین بیماری‌ای ـ که دقیقاً پس از انجام واکسیناسیون مذکور در چنین مناطقی شیوع یافته ـ به عمل نیاورده‌اند.
انجام طرح‌های آزمایشی واکسیناسیون که پیش‌تر بر روی آفریقائیان و امروزه بر روی سیاهان آمریکا در حال انجام است، وضعیتی یافته که هم اکنون ۲۵ درصد آمریکاییان آفریقایی‌تبار معتقدند که ایدز محصول طرحی برای قتل عام جمعیت سیاهان جهان بوده که توسط دولت آمریکا طراحی و اجرا شده است.
البته چنین آزمایش‌هایی در دهه نود، به سیاهان محدود نشد. زنان مکزیکی و نیکاراگوئه‌ای که مورد آزمایش واکسن کزاز قرار گرفتند، با میزان گسترده‌ای از سقط جنین و یا عقیم شدن مواجه شدند. در سال ۱۹۹۵، یکی از سازمان‌های طرفدار حقوق بشر در آمریکا، سازمان بهداشت جهانی را متهم نمود که با تزریق واکسن کزاز آلوده به نوعی هورمون خاص، در پی قتل عام زنان و کودکان است. پس از این اتهام، مشخص شد که سه ماه پیش از افشای این مطلب، میزان استفاده از این واکسن در مناطقی از آمریکا با پنج برابر رشد روبه‌رو بوده و نکته جالب توجه این که، این واکسن تنها بر روی زنانی که توانایی باردار شدن داشته‌اند، انجام شده است. پس از آن که تعدادی از این زنان با سقط جنین مواجه شدند، آزمایش‌های به عمل آمده نشان داد که عامل این میزان گسترده سقط، همین واکسن آلوده به این نوع هورمون بوده است. شواهد حکایت از آن دارد که ظاهراً سازمان بهداشت جهانی در پوشش این نوع واکسن، در پی دست یافتن به نوعی واکسن ضدبارداری بوده است. البته در موارد تزریق شده بر روی زنان، علاوه بر ایجاد مقاومت در آنها علیه کزاز، با اختلال‌های گسترده در بارداری آنها نیز همراه شد. در فیلیپین نیز تحقیقات انجمن پزشکی این کشور فاش ساخت که بیست درصد واکسن‌های ارسالی سازمان بهداشت جهانی به این کشور، به این نوع هورمون ضدبارداری آلوده بوده است.
نسل جدید واکسن‌ها هم از این گونه خطرات در امان نیستند. در اکتبر سال ۱۹۹۹، نوعی واکسن با هدف مقابله با نوعی عفونت که به اسهال در کودکان می‌انجامد، مورد استفاده قرار گرفت، اما ناگهان از بازار جمع‌آوری شد. در سال ۲۰۰۰ استفاده از واکسن روتاشیلد که بر روی بیش از یک میلیون کودک آزمایش شده بود، به واسطه افزایش خطر ابتلا به انسدادهای شکمی در کودکان، ناگهان متوقف شد.
نکته دیگر درباره واکسن‌ها، به مسأله آلودگی آنها مربوط می‌شود. عمده مردم تصور می‌کنند که واکسن‌ها ضدعفونی شده و عاری از هر گونه میکروبی‌اند، اما ضد عفونی کردن واکسن، خود به نابودی پروتئین‌های لازم در واکسن می‌انجامد و از این رو شاهد وجود واکسن‌های ضدعفونی نشده و البته آلوده هستیم. شواهد چنین ادعایی، امروزه در بیماری ایدز آشکارا قابل استناد است.
تعدادی از محققین بر این باورند که ویروس HIV در خلال آزمایش واکسن هپاتیت B در سال‌های ۱۹۸۱ ـ ۱۹۷۸ به هزاران هم‌جنس باز در لوس‌آنجلس، سانفرانسیسکو و نیویورک تزریق شد که شیوع ناگهانی آن در سال ۱۹۸۱ و دقیقاً در همین شهرها، شاهدی بر این مدعا است و حقیقت آن است که اصولاً نشانه‌های این بیماری، در آمریکا پیش از آفریقا گزارش شده است.
واکسن هپاتیت B که از بافت نوعی شامپانزه تولید شد، با هدف مقابله با گسترش این بیماری که عمده انتقال آن هم از طریق جنسی بود، مورد استفاده قرار گرفت. اولین آزمایش‌های این واکسن نیز به واسطه نگرانی همجنس‌بازها بر روی آنها صورت پذیرفت که البته آلودگی آن به چنین ویروسی، با پیامدهای ناگوارتری همراه شد.
یکی دیگر از نظریات مطرح درباره منشأ ایدز، به واکسن آبله مربوط می‌شود که به ویروس‌های میمون و شامپانزه آلوده بوده است و برای نخستین بار در دهه ۵۰ در آفریقا مورد آزمایش قرار گرفت. شرح دلایل و شواهد چنین فرضیه‌ای توسط «ادوارد هوپر» در کتاب خواندنی و مستندش با عنوان «سفری به منشأ ویروس HIV و بیماری AIDS» آمده است.
برخی دیگر از صاحبنظران بر این باورند که منشأ ایدز با طرح‌های گسترده واکسیناسیون سازمان بهداشت جهانی در خلال دهه هفتاد در آفریقا مرتبط است و خود من هم بر این عقیده‌ام که منشأ این بیماری، ارتباطی تنگاتنگ با واکسن‌های آبله آلوده‌ای که در دهه‌های قبل در آفریقا مورد آزمایش قرار گرفته، دارد و ویروس آبله، البته ویروسی بسیار مستعد و قابل استفاده در عرصه مهندسی ژنتیک هم محسوب می‌شود.

سندروم خلیج فارس
عامل اصلی این بیماری هنوز هم ناشناخته است. سال‌هاست که مقامات پنتاگون از پرداختن به این بیماری سرباز می‌زنند و این در حالی است که محققین معتقدند که این بیماری به همسران این سربازان، دیگر اعضای خانواده‌شان و حتی به حیوانات خانگی آنها هم منتقل شده است. برخی بر این باورند که واکسن‌های چندگانه و به ویژه واکسن سیاه زخم، در بروز این بیماری مؤثرند. دکتر «گریت نیکلسون» و همسرش «نانسی نیکلسون» در خون نیمی از مبتلایان به این بیماری، نوعی میکروب باکتریایی یافته‌اند که به نحو شگفت‌آوری با ویروس HIV همراه است و مجموعاً به ویروسی شکل داده که به طور طبیعی توان تولید شدن ندارد و تنها می‌تواند محصول دستکاری بشری و استفاده از مهندسی ژنتیک باشد.

سؤالات پیش رو
«گرچون وگل» در نشریه ساینس، طی مقاله‌ای خاطرنشان می‌سازد که اعتماد به واکسن، اعتمادی متزلزل است. هم اکنون در کشورهای ولز، والدین مخالف واکسیناسیون، ترتیب برگزاری جشن‌هایی را می‌دهند تا کودکانشان در کنار مبتلایان به سرخک قرار گیرند تا عمداً به این بیماری مبتلا شوند.
در سال‌های اخیر، دانشمندان با هدف کاهش نگرانی‌های مردم، در تولید واکسن‌های سرخک، سرخجه و آبله یعنی واکسن‌های سه‌گانه‌ای که به طور معمول به کودکان تزریق می‌شود، به تیره سلولی انسان به جای استفاده از جنین جوجه و کلیه میمون روی آورده‌اند. وگل در مقاله خود به این مسأله اشاره می‌کند که استفاده از تیره سلولی انسان، به مراتب می‌تواند خطرناک‌تر از واکسن‌هایی با منشأ بافت حیوانات و پرندگان باشد.
حال با توجه به مسایلی از این دست، این سؤال مطرح می‌شود که به راستی ترس از واکسن، آیا ترسی موجه نیست؟ شکی نیست که واکسن با خطرات بسیاری همراه است. آلودگی آنها یک حقیقت است و آزمایش آنها نیز بر روی انسان‌ها، خطری برای سلامت بشریت محسوب می‌شود. آیا با وجود چنین شرایطی، امکان ظهور بیماری‌ای جدید همانند بیماری ایدز که تا دو دهه پیش اصلاً وجود نداشت و امروزه در حال تبدیل به یک بیماری عالمگیر است، وجود ندارد؟ در صورت تحقق چنین امری، بی‌شک این طاعون‌های جدید، به مراتب خطرناک‌تر از بیماری‌هایی خواهد بود که به دنبال برنامه‌های واکسیناسیون در خلال قرن بیستم تقریباً ریشه‌کن شده‌اند.

منبع: www.whale. to/ v/contwell

منبع: ماهنامه سیاحت غرب ۱۳۸۳ سال دوم، شماره
نویسنده : الن کانت ول