تأثیر بحران اقتصادی بر بهداشت عمومی

بحران اقتصادی اخیر هیچ یک از حوزه های اجتماعی و اقتصادی آمریکا را ا ز تأثیرات خود بی نصیب نگذاشته است. یکی از مهم‌ترین این حوزه ها، عرصه بهداشت و درمان عمومی است که تعداد بسیار زیادی از مردم این کشور به خدمات آن وابسته هستند. این مقاله که خلاصه ای است از گزارش یکی از افراد مسئول بررسی حجم و دامنه این تأثیرات بر سیستم بهداشت عمومی آمریکا ـ که مصاحبه های گوناگون با سرپرستان ادارات بهداشت و درمان مناطق مختلف این کشور، یافته های آن را مورد تأیید قرار می دهند ـ عمق و گستره اثرات مخرب کاهش شدید بودجه را بر حوزه بهداشت عمومی در ایالات متحده به خوبی نشان می دهد.

تذکر: متن زیر، گفت و گویی است که در کنفرانس «عصر پس از اوج‌گیری قیمت نفت» در دوازده مارس ۲۰۰۹ در دانشگاه «جان هاپکینز» انجام شده است.
امروز من در باره مطالعه ای گزارش می دهم که مقامات بهداشت همگانی در سراسر کشور به عمل آورده اند. این اطلاعات ابتدایی هستند و از طریق مصاحبه های تلفنی و برخی از آنها به صورت مصاحبه های رو در رو گردآوری شده اند. سؤالات مطرح شده در باره بالا رفتن قیمت نفت در هر ثانیه نیست، اگر چه این می تواند خود سرفصل یک مصاحبه کوتاه تر باشد. در واقع، من در حال تحقیق درباره بحران مالی و اقتصادی اخیر هستم که به نظر من، اثرات اجتماعی ـ اقتصادی آن، کمابیش به اثراتی شباهت دارد که می توان از ورود به عصر دوران افزایش قیمت نفت انتظار داشت. در درجه نخست، اگر ما در دوران اوج قیمت نفت قرار داشته باشیم، در این صورت، ما در پایان توسعه و رشد اقتصادی، با تعریفی که از آن داریم نیز قرار داریم. در حال حاضر، بانک جهانی در حال انتشار یک رشته از بازنگری ها از انقباض اقتصادی در بیشتر کشورهای جهان است. با وضعیت موجود در کالیفرنیا و نگرانی تام فریدمن نسبت به کاهش منابع، دیگر افراط نیست اگر بگوییم که این وضعیت، یک رکود نیست.
نظر من این است که افزایش قیمت نفت، عملاً ما را مطمئن می سازد که دیگر نمی توانیم برای خروج از آخرین تله یا مضیقه اقتصادی، بر رشد تکیه کنیم. به خصوص در مقوله بهداشت عمومی، تمام فرض ها در باره رشد اقتصادی در مدل ها و چشم اندازهای تئوریک ما، باید به سطح بیایند و مورد تجدید نظر قرار گیرند. به این دلیل این را می گویم که در نظرات اقتصادانان و تحلیل گران سیاست های بهداشتی که به آن برخورده ام یا خوانده ام، کمتر شاهد بوده ام که این نکته را مسلم و بدیهی گرفته باشند که بازگشت به رشد، همان درمان خاصی است که به دنبال آنیم. در واقع، دولت ما وعده بسته محرکی را داده که بار دیگر توسعه اقتصادی را دامن بزند. در ادامه باز هم به این باور پذیرفته شده باز خواهم گشت. به هر سؤال به طور خلاصه پاسخ خواهم داد و گرایش هایی را که انتخاب کرده ام، گزارش می کنم و بعد با ارائه مختصری از ملاحظاتی که در حرکت نوپا در بهداشت عمومی شاهد هستیم و ضمن اشاره به خطراتی که وضعیت اقتصادی بر سلامت و بهداشت ملت تحمیل می کند، نتیجه گیری خواهم کرد.
۱٫ کاهش بودجه چه اثراتی بر سیستم های بهداشتی از قبیل پرسنل،عملکرد، مسائل اخلاقی و دامنه پوشش خدمات می گذارد؟
همانطور که بیشتر شما می دانید، فقط چهار ایالت در سال جاری توازن بودجه خواهند داشت. به دنبال این وضعیت، هر مقام بهداشت عمومی که مورد مصاحبه قرار گرفته، ابراز کرده که با تقاضای فزاینده ای برای خدمات بهداشتی مواجه شده اند، در حالی که همزمان، بودجه آنها به اجبار کاهش یافته و برخی از آنها تا سال ها این کاهش بودجه را خواهند داشت. در سطح محلی، معدودی از ادارات در این کاهش بودجه ها، فرصتی را برای باز تعریف، افزایش کارآیی و انجام سایر تغییرات سازمانی مفید برای خود می بینند. اما بیشتر آنها با بن بست مواجه شده اند. یکی از مدیران روستایی گفته است: «ما دستمال توالت و خودکار را جیره بندی کرده ایم. از نظر پرسنلی چنان در مضیقه ایم که کم کردن یک نفر دیگر، بر دو تا سه برنامه از برنامه های ما تأثیرگذار خواهد بود. مأموران محلی به شدت در این اندیشه اند تا به ایالت اطلاع دهند که ما بودجه لازم برای برآوردن نیازهای خود را نداریم.» پرسیدم، آیا منظورتان این است که باید اداره بهداست محلی خود را تعطیل کنید؟ او پاسخ داد که در سال آینده، احتمال رخ دادن چنین اتفاقی هست. یک مدیر دیگر از اداره بهداشت یک شهر بزرگ به من گفت که این اداره دچار محدودیت های بسیار جدی در محل کار هست و یک مدیر در یک اداره روستایی گفت: «اکنون دیگر ما به ته خط رسیده ایم. دیگر هزینه ای وجود ندارد که بتوان از آن زد.» مفهوم واضح این حرف ها این است که اگر وخامت وضعیت اقتصادی تداوم یاید، برخی از این ادارات از نظر کیفی با شرایطی به کلی متفاوت مواجه خواهند شد.
۲٫ آیا شما شاهد الگوهای اپیدمیک در حال تغییر و تهدیدهای در حال ظهوری هستید که تصمیمات اجتماعی بهداشتی را مورد تهدید قرار دهد؟ آیا موردی هست که هنوز مشهود نباشد و شما را نگران کند؟
پاسخ کوتاه به این پرسش این است که نه. اما همگی نفس ها را در سینه حبس کرده اند. بعضی ها تذکر می دهند که برخی فعالیت ها در مراحل اولیه یا گرایش های احتمالی قرار دارند، ولی آنها نمی خواهند در نبود اطلاعات کافی، این موارد را مورد بررسی قرار دهند
۳٫ آیا کاهش بودجه ها، تهدیدات و نیازهای تخصصی و محلی مثل تفاوت های شهری ـ روستایی، کمبود آب آشامیدنی، کاهش زباله های سمی، مسائل مربوط به آب و هوا، آلودگی،آسیب پذیری ها و فشارهای جمعیتی و از این قبیل را به دنبال داشته است؟
همانند پرسش قبلی، در این زمینه نیز نگرانی هایی وجود دارد، اما اطلاعات عمده ای در اختیار نداریم. در اینجا نیز نگرانی اصلی و عمده این است که اگر همین الآن یک بازسازی اقتصادی در مسائل بهداشت عمومی محلی که کمابیش تحت کنترل باشد، انجام نگیرد، خطر این موارد افزایش می یابد.
۴٫ آیا شما برای سیستم کوتاه مدت و دراز مدت، قابلیت اجرایی برنامه و حتی حفظ این سیستم، ایده ها و راهبردهایی دارید؟ مثلاً آیا در اندیشه هماهنگی و همگرایی بیشتر درمان (مراقبت بهداشتی حاد و مزمن) و پزشکی بازدارنده (بهداشت عمومی) هستید؟
در این ارتباط، دو گرایش وجود دارد: اول، برخی از مدیران یعنی در حدود نیمی از آنها به شکلی ناتوانی خود را نسبت به برنامه ریزی و اجرای فراتر از دوره کوتاه مدت این برنامه ها ابراز کرده اند، اگر چه آنها از خطرات چنین رویکردی مطلع هستند. این موضع، بازتاب فقدان منابع نزد آنان، تقاضای فزاینده بر روی وقت و خدمات ادارات آنها و عدم اطمینان نسبت به بودجه های آتی است. به طور خلاصه، آنها می گویند، چرا یک طرح دراز مدت را به اجرا بگذاریم، وقتی که اجرای طرح های کوتاه مدت با مشکلات فراوانی رو به رو هستند، ثبات لازم را ندارند و هر چه می گذرد، بیشتر غیر قابل پیش بینی می شوند؟
واکنش دوم این است که مأموریت بهداشت عمومی در جهانی که با چنین کمبود منابعی در آن مواجه هستیم، بازاندیشی شود. یکی از مدیران در یک اداره شهری بزرگ، خاطر نشان کرده است: «به نظر من، ما به سطوح پیشین بازنخواهیم گشت. من امیدوارم که بتوانیم خود را در سطح هفتاد و پنج درصد جایگاهی که تا قبل از بحران سال ۲۰۰۸ قرار داشتیم، تثبیت کنیم.»
کلیه پاسخ گویان بر اضطرار تدوین برنامه های پیش گیری و هماهنگی بیشتر سیستم های پزشکی و بهداشت عمومی در کنار اصلاحات بودجه صحه گذاشته اند. اما این باور نیز وجود دارد که بحران اقتصادی ممکن است دولت را وادار کند تا بودجه بیشتری را به سمت بهداشت عمومی هدایت کند. یک مدیر گفته است:
«مردم واقعاً نمی دانند که بهداشت عمومی چیست. آنها فکر می کنند که بهداشت عمومی مساوی است با هزینه کردن مقادیر زیادی پول در خدمت به مردم فقیر که اکنون ضرورت بیشتری یافته است. مسائل مربوط به پیش گیری در زمینه بهداشت عمومی باید به آنها گفته شود.»
۵٫ تمرکز بر مفهوم پایایی اجتماعی بهداشت عمومی چه نقشی می تواند در مشارکت در واکنش ملی دراز مدت نسبت به بحران جاری که مردم با آن مواجه هستند، ایفا کند؟
منظور از این واکنش در این سئوال این است که بهداشت عمومی به طور تاریخی از مشارکت در حوزه های مقتضی در سیاست گذاری ها غایب نبوده است. مثال هایی که می توان ارائه داد عبارتند از: بیانیه های اثرات زیست محیطی، برنامه ریزی شهری، شکل گیری سیاست استفاده از زمین و مصارف کشاورزی، حمل و نقل و محیط زیست سازی. این اجماع وجود دارد که بهداشت عمومی چیزی نامرئی است که از این حوزه های سیاست گذاری کنار گذاشته یا مستثنی شده است. به ویژه در ساحل غربی، این آگاهی وجود دارد که مسائل مربوط به پایایی را دیگر نمی توان نادیده گرفت یا به عنوان سرفصل های بهداشت عمومی در حاشیه قرار داد. از این نظر، برخی از افرادی که مورد مصاحبه قرار گرفته اند، از مقوله اوج قیمت نفت ـ اگر چه با ابهام ـ مطلع هستند و همه نیز از تغییرات آب و هوایی آگاه هستند.
۶٫ شما در اجرای مأموریت بهداشت عمومی، در شرایط کمبود منابع و انقباض اقتصادی موجود، با چه مسائل اخلاقی مواجه شدید؟
مسأله مهمی که در اینجا وجود دارد، حل تناقض موجود بین کاهش بودجه در زمانی که به رشد نیاز است و تهدیدات متعاقب آن که متوجه عوامل تعیین کننده اجتماعی بهداشتی ـ درمانی است، می باشد. همانطور که در بالا اشاره شد، این مدیران نگران هستند که اگر شرایط اقتصادی کشور وخیم تر شود، ممکن است آنها با چالش هایی غیر قابل پیش بینی و شاید همه جانبه از جمله گسست های سیستماتیک مواجه شوند.
این اجماع وجود دارد که حرفه ای های بهداشت عمومی باید صدای خود را به گوش مردم برسانند و از طریق آن، خطراتی را که در اثر تنزل بیشتر سیستم های بهداشت عمومی متوجه مردم خواهد شد، به اطلاع مردم و دولت برسانند.
در این زمینه، یکی از مدیران گفته است:
«مجامع بهداشت عمومی حرفه ای موجود بر این نظرند که هر کاری که آنها انجام می دهند، به طور خودکار برای بهداشت مردم خوب است. این امر ضرورتاً حقیقت ندارد. ما بیشتر از یک سازمان، به یک جنبش نیازمندیم.»
من پرسیدم، به این دلیل که یک سازمان حرفه ای به ناگزیر دستور جلسه ای را برای خود تدوین می کند که می تواند با منافع جامعه در تضاد باشد؟ او پاسخ داد، دقیقاً. این امر در مورد یک مدیر شهری که اداره او اخیراً با کاهش بودجه شدیدی مواجه شده نیز مصداق داشت. یک مدیر دیگر در شهری که دارای یک دانشکده بهداشت عمومی بود، گفت: «بعضی از آنها خود را متعهد به کمک به ما کرده اند. اما این یک چیز شخصی است. هیچ حمایتی از سوی نهادها از ما به عمل نمی آید، کارمندان من به شوخی می گویند که وقتی افراد این دانشکده سرو کله شان جایی پیدا می شود، معلوم می شود که آنها تقاضایی دارند.»
بزرگ ترین مانعی که در سال ۲۰۰۹ بر سر کاستن از اثرات زیان بار مشکلات مریوط به انرژی در قرن بیست و یکم وجود دارد چیست؟ ممکن است پاسخ این سؤال شما را شگفت زده کند. این مانع، بانک ها ی ورشکسته و اقتصاد رفوزه شده ماست. برای توضیح تأثیر بسیار شدید بانکداران سیتی بانک ورشکسته سابق که سمت های کلیدی در دولت اوباما به آنها سپرده شده، هیچ دسیسه ای لازم نیست. مشکل این است که آنها نمی توانند خارج از چهارچوب اقتصاد رفوزه کنونی بیندیشند.

منبع: ماهنامه سیاحت غرب ۱۳۸۸ شماره ۷۲
به نقل از: http://mfile.akamai.com
نویسنده : دن بدنارز

مطالب مرتبط