فرهنگ خودشیفتگی در عصر کاهش انتظارات

دکتر عبدالکریم رشیدیان

کریستوفر لاش، در تحلیلش از جوامع معاصر بر اساس مفهوم نارسیسیسم در صفحاتی از کتاب خود با عنوان «فرهنگ خودشیفتگی: زندگی در عصر کاهش انتظارات» می نویسد: با ورود سرمایه داری به مرحله تاریخی جدیدی (از تولید به مصرف) شخصیت «خودشیفته» امکان شکل گیری پیدا می کند. در عصر کاهش انتظارات، دیگر فضایل پروتستانی شوری بر می انگیزند. اکنون تورم، سرمایه گذاری و پس انداز را می بلعد و تبلیغات، وحشت از مقروض بودن را از بین می برند و مصرف کننده را ترغیب می کنند امروز بخرد و فردا بپردازد.

تبلیغات هدفی دوگانه را دنبال می کند: مصرف را به عنوان گزینه ای برای اعتراض و طغیان عرضه می کند: تبلیغ مصرف، «ازخودبیگانگی» را به یک کالا تبدیل می کند، یعنی مصرف را به عنوان دوای درد کسالت زندگی مدرن عرضه می کند. چون آینده هراس انگیز است، فقط احمق ها شادی امروز را به فردا می افکنند! «حفظ خود» به عنوان هدف زندگی زمین جای «تکامل خود» را گرفته است.

از سوی دیگر برخلاف قرن نوزدهم که کیش موفقیت تاکید چندانی بر «رقابت» نداشت و موفقیت را نه با مقایسه با دستاوردهای دیگران بلکه با مقایسه با ایده آل مجرد انضباط و ایثار اندازه گیری می کرد، در قرن بیستم بوروکراتیک شدن کار اتحادیه ای، شرایط پیشرفت شخصی را دگرگون کرده و بوروکراسی نوع خودشیفته شخصیت را برجستگی بخشیده است.

در رقابت برای تعداد محدودی پست و مقام، پیشرفت وابسته است به قدرت رقابت برای جلب توجه و تایید مافوق ها، اعتماد به نفس، انرژی و ابتکار و مهم تر از همه تلاش برای اعمال جاذبه شخصی و استفاده از روابط شخصی (هنر گفت وگو، مد و «فرهنگ»). مدیریت کردن روابط با اشخاص و تبحر در تاثیرگذاری بر دیگران جوهره پیشرفت دانسته می شد.

به عقیده لاش، فرد خودشیفته علی رغم این که از اختلال شخصیتی در رنج است اما خصوصیات زیادی دارد که موجب پیشرفت او در نهادها و سلسله مراتب دیوان سالارانه می شود. از جمله: استفاده از روابط شخصی برای ارتقا؛ جلوگیری از وابستگی های عمیق عاطفی و شخصی برای حفظ آزادی عمل خود؛ اراده تاثیرگذاری شخصی بر دیگران؛ خواست شناخته شدن در چشم دیگران به عنوان «برنده»؛ عدم وفاداری حتی به شرکتی که برایش کار می کند؛ ترس از راکد شدن.

به عبارت دیگر نگاه مدیر به جهان نگاه نارسیست است که جهان را آینه ای از خود می بیند و فقط تا جایی به رویدادهای بیرونی علاقه مند است که تصویر خود او را بازتاب دهد.نارسیسیسم معاصر نوعی «خودبودگی» وابسته به تایید دیگران است که در عین حال نارسیست آن ها را خوار می دارد.

برای مدیر موسسه قدرت نه در پول و نفوذ، بلکه در «وزن»، در «تصویر برنده بودن» و در «اشتهار به برنده بودن» نهفته است، زیرا «قدرت در چشمان بینندگان است و هیچ مرجعی عینی ندارد.»

مطالب مرتبط