در باب یگانگی سعدی

دکتر علی اشرف صادقی
روزنامه اعتماد، یک‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۹، شماره ۴۶۲۵

سعدی از نظر من یک شاعر اجتماعی است. برخلاف حافظ که شاعری گوشه گیر بوده. این در سفرهای سعدی و سفر نکردن های حافظ مشهود است.  یکی از استادان ما، شاعر معاصر، دکتر لطفعلی صورتگر که همشهری سعدی بود، می گفت به نظر می رسد سعدی وقتی می آمده از بازار شیراز عبور کند، همه جلوی پایش بر می خاستند و به شیخ سلام می کردند. در حالی که رفت و آمد حافظ چنین چیزی را در پی نداشته. چون اصلا کسی او را نمی شناخته و بنابراین حضورش توجهی برنمی انگیخته.  سعدی به گواه «گلستان» و «بوستان»اش که هر دو از نظر من شاهکار است، معلم اجتماعی و معلم اخلاق است. بوستانش دنیایی از درس و پند است و گلستانش هم یکی از قله های ادب فارسی است.  از نظر هنر شاعری هم سعدی در اوج است. غزلیات او به معنای واقعی شاهکار است. در سبک سعدی ما کسی را در تاریخ ادبیات فارسی نداریم که توانسته باشد از دستاوردهای ادبی او تجاوز کند و پیشی بگیرد.  حافظ در سبک دیگری شعر گفته و او هم شاعر بسیار مهمی است. سبک حافظ شبیه سبک خواجو است.

تا جایی که وقتی بعضی از غزل های خوب خواجو را می خوانیم، احساس می کنیم داریم غزل حافظ می خوانیم. در حالی که شعر سعدی را با شعر هیچ کس اشتباه نمی گیریم. در شعر حافظ این هنر است که سرریز می شود. هنر در شعر حافظ بسیار برجستگی دارد. ایهام خصیصه اصلی حافظ است. شعر او نماد و «نماد در نماد» دارد. خصلتی که به شعر او معناهای چندگانه می دهد. چون او نمادها را در معناهای دیگری به کار می برد. سعدی در عوض بیان روان و سلیسی دارد. چیزی که در شعر او اهمیت دارد، چیره دستی او در چیدن استادانه کلمات در کنار هم است. این سلاست به قدری در شعر و نثر سعدی اهمیت دارد که گاهی اوقات آدم فکر می کند کلام روزانه می خواند: «هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر/ که من از دست تو فردا بروم جای دگر». می بینیم که چقدر هنرمندانه و در عین حال ساده گفته شده که زیبایی از آن می بارد. اگر چه منظوم است و باید مقتضیات وزن عروضی را رعایت کند اما ذره ای دشواری و گره در آن نمی بینیم.

به نظرم این سلاست بی نظیر، هنر سعدی را در غزلیات او به خوبی نشان می دهد. هر بار که ما شعری از سعدی می خوانیم، می بینیم باز برای ما تازگی و لذت دارد. مثل یک قطعه موسیقی که بارها و بارها می شنویم و باز هم برایمان تازگی دارد.

همان طور که رزم و حماسه را کسی مانند فردوسی نتوانسته در قالب ابیات عروضی بیاورد، سلاست و روانی کلام سعدی را هم هرگز کسی نتوانسته در آثارش تکرار کند و سعدی از این حیث یگانه است.

مطالب مرتبط