مناسبات ایرانیان با حجاز در دوره های مختلف تاریخ اسلام

مناسبات ایرانیان با حجاز

فصل دوم: مناسبات ایرانیان با حجاز ازصدر اسلام تا آل بویه مناسبات ایران و حجاز در عصر آل بویه
مناسبات ایرانیان با حجاز در دوره های مختلف تاریخ اسلام
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۱/۲۷ بازدید : ۳۸۳۵ پدیدآورنده : سامانی، محمود
ناشر : نشر مشعر
محل نشر : تهران – ایران
سال نشر : ۱۳۹۳
تعداد جلد : ۱
صفحات : ۲۵۱
قطع : رقعی

مناسبات ایران و حجاز در عصر آل بویه
سلسله آل بویه (بویهیان، دیلمیان) با هم‌یارى سه برادر به نام‌هاى على عمادالدوله، احمد معزالدوله و حسن رکن‌الدوله تشکیل شد و از حدود سال ۳۲۰ تا ۴۴۷ ه. ق بر ایران حکومت کردند. در این سال، سلجوقیان با تصرف بغداد به عمر آن دولت خاتمه دادند.۱ آل بویه به عنوان امیرالامراى عباسیان و با داشتن اقتدار، تمام امور سیاسى و نظامى خلافت را از سال ۳۳۴ ه. ق (سال فتح بغداد) تا ۴۴۷ ه. ق به مدت حدود ۱۱۰ سال در اختیار داشتند. آنان در رقابت با اخشیدیان و پس از آنها با فاطمیان به عنوان حاکمان مصر، به حجاز توجه ویژه‌اى مى‌کردند تا از این طریق کسب مشروعیت کنند. آنان با توجه به تسلط کامل بر دستگاه خلافت، وظایف آنان را در امور حج انجام مى‌دادند.

آل بویه پس از تسلط بر بغداد در سال ۳۳۴ ه. ق، با اخشیدیان (۳۲۳-۳۵۸ ه. ق) به عنوان فرمانروایان مصر، در راستاى نفوذ در حرمین و خوانده شدن خطبه به نامشان رقابت داشتند. معزالدوله بویهى در سال ۳۴۲ ه. ق، کاروان حاجیان عراق را با دو امیرالحاج از علویان به نام‌هاى ابوالحسن محمد بن عبدالله و ابوعبدالله احمد بن عمر بن یحیى، به مکه گسیل داشت. آنها در مکه با سپاهیان ابن اخشید که براى

۱) درباره چگونگى تأسیس دولت آل بویه و تاریخ سیاسى آن ر. ک: سلسله‌هاى اسلامى، صص ۳۰۲-۳۰۷؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص ۱۴۹ به بعد.
۸۳دفاع از موقعیت وى به همراه کاروان حاجیان مصر آمده بودند، درگیر شدند و توانستند با غلبه بر آنها به نام معزالدوله خطبه بخوانند.۱ در سال ۳۴۳ ه. ق نیز میان کاروان اعزامى معزالدوله و مصریان درگیرى رخ داد. این بار نیز مصریان مغلوب شدند و در کنار نام خلیفه به نام امراى آل بویه یعنى رکن‌الدوله، معزالدوله و عزالدوله و سپس اخشید خطبه خوانده شد.۲

پس از سقوط اخشیدیان، فاطمیان (سال ۳۵۸ ه. ق) در مصر، سرسخت‌ترین رقیب آل بویه و عباسیان در حرمین، در طول سده چهارم و پنجم ه. ق بودند.۳ فاطمیان که درصدد نابودى دستگاه خلافت عباسى بودند، تلاش داشتند با نفوذ و اثر گذارى بیشتر در تحولات حجاز و حرمین شریفین، مشروعیت و اعتبار لازم را کسب کنند. نزدیکى جغرافیایى مصر به حجاز از یک‌طرف و تأمین بخش عمده نیازهاى عمومى دو شهر مقدس مکه و مدینه از طرف دیگر، فرصت و بستر مناسبى را براى تسلط آنان بر حرمین فراهم ساخته بود. از این رو، آل بویه ناچار بودند براى کاستن از نفوذ فاطمیان در حرمین و نیز کسب اعتبار، به نمایندگى از دستگاه خلافت، با فاطمیان مبارزه کنند. رقابت این دولت‌ها تأثیر خود را در خطبه خواندن و دعا براى خلیفه و سلطان در مسجدالحرام مى‌گذاشت که به تناوب میان آنان دست به دست مى‌گشت. حتى گاهى براى امرِ خطبهخوانى، بین دو گروه، جنگ شدیدى در مراسم حج درمیگرفت که در برخى موارد، آل بویه، موفق‌تر از فاطمیان مصر عمل مى‌کردند.۴

آل بویه تا زمان عضدالدوله مناسبات گسترده‌اى با حجاز نداشتند و فاطمیان با

۱) الکامل، ج ۸، ص ۵۰۶؛ اتحاف الورى، ج ۲، ص ۳۹۸٫
۲) الکامل، ج ۸، ص ۵۰۹٫
۳) ر. ک: رقابت عباسیان و فاطمیان، ص ۱۴ به بعد.
۴) الکامل فى التاریخ، ج ۸، ص ۵۰۶٫
۸۴تلاش‌هاى خود توانستند خطباى حرمین را متقاعد کنند که نامشان در خطبه جاى‌گزین نام خلیفه عباسى شود۱ ، اما با استقرار عضدالدوله در بغداد (سال ۳۶۷ ه. ق)، وى تلاش گسترده‌اى را براى نفوذ و تحکیم موقعیت خود در حجاز انجام داد که عبارتند از:

۱٫ خطبه‌خوانى در مکه: عضدالدوله نخست، کاروانى را به امیر الحاجى ابواحمد موسوى (پدرشریف رضى) به مکه فرستاد و به او دستور داد در آن شهر به نام امیر آل بویه خطبه خوانده شود که با رضایت امیر مکه این هدف عضدالدوله تحقق یافت و نام او همراه خلیفه عباسى در خطبه آورده شد. سال بعد دوباره، نام خلیفه فاطمى در خطبه جاى‌گزین خلیفه عباسى شد۲ ؛

۲٫ لغو عوارضى که به عنوان راهدارى از حاجیان عراق گرفته مى‌شد؛

۳٫ اصلاح راه عراق به مکه و اهتمام به راه حج؛۳

۴٫ توزیع مبالغ فراوان میان خاندان‌هاى بانفوذ مکه و مجاوران خانه خدا؛۴

۵٫ بازسازى و اصلاح چاه‌ها، راه‌ها و شهرهاى مسیر حج؛

۶٫ ارسال جامه کعبه: بنا به گزارش ابن مسکویه، عضدالدوله در سال ۳۹۶ ه. ق پس از تسلط بر بغداد، پوششى براى کعبه فرستاد۵ ؛

۷٫ حصار کشیدن دور مدینه: برخى، عضدالدوله را نخستین کسى دانسته‌اند که به دور شهر مدینه حصار کشید.۶ این اقدامات در پى ناکامى عضد الدوله در حذف

۱) ر. ک: الکامل، ج ۸، صص ۶۴۷ و ۶۶۷؛ اتحاف الورى، ج ۲، صص ۴۱۰-۴۱۷ و صص ۶۳۰ و ۶۳۱؛ البدایه و النهایه، ج ۱۱، ص ۲۷۷٫
۲) تاریخ ابن خلدون، ج ۴، ص ۱۳۰٫
۳) الملاحم الجغرافیه لدروب الحجیج، صص ۱۸-۱۹٫
۴) تجارب الامم، ج ۲، ص ۳۶۹؛ الکامل فى التاریخ، ج ۸، ص ۷۰۴؛ نهایه الارب، ۲۶، ص ۲۱۸٫
۵) تجارب الامم، ج ۲، ص ۴۰۷؛ الکامل فى التاریخ، ج ۸، ص ۷۰۴٫
۶) تحفه الازهار، ج ۲، ص ۳۶۷٫
۸۵نام رقیب خود، خلیفه فاطمى از خطبه در حرمین انجام شد؛

۸٫ کشتن برخى سران قبیله بنوشیبان: این قبیله به کاروان حج عراقیان در مسیر راه جبل حمله مى‌کردند. از این رو، عضدالدوله با تشکیل سپاهى بزرگ، عملیاتى بر ضد آنان ترتیب داد که منجر به کشته شدن برخى سران بنوشیبان شد و بدین‌ترتیب، بغداد و سرزمین عراق از دست آنان آسایش یافت.۱

از میان حکمرانان آل بویه، نام عضدالدوله به دلیل خدماتش در آبادانى راه‌هاى حج، بازسازى چاه‌هاى آب در مسیر حاجیان، یارى رسانى به مجاوران مکه و مدینه، فراهم ساختن جامه کعبه از دیباى شوشتر و ساختن دیوارى گرداگرد مدینه براى پیش‌گیرى از حمله راهزنان در تاریخ حرمین ثبت شده است.۲

در اواخر حکومت آل بویه، بنى‌مزید (از تیره‌هاى بنى‌اسد) به عنوان سلسله‌اى شیعى در حله عراق سر برآوردند که در قسمت‌هایى از جنوب ایران نفوذ داشتند. آنان با دفاع از کاروان‌هاى حجاج در برابر تجاوز قبایل غارتگر و سرکوب قبیله خفاجه از بنى عقیل امنیت را به راه‌هاى حج بازگرداندند.

در این دوره، راهداران متعددى براى مراقبت از راه حج تعیین مى‌شدند که وظیفه داشتند افزون بر حفاظت راه‌ها براى تعمیر و تسطیح آنها هم بکوشند.۳

بدر بن حسنویه در دوره آل بویه که بر بخش جبال ایران حاکم بود، با دادن مالیات راه به اعراب و قبایل میان راه، امنیت حج‌گزاران را فراهم مى‌ساخت. وى در سال ۳۸۶ ه. ق که ابوعبدالله بن عبید علوى، امیر الحاج بود، پنج هزار دینار با بزرگان کاروان حج خراسان فرستاد تا در عوض مالیاتى که در مسیر حج از حجاج مى‌گرفتند، پرداخت شود و این کار هر ساله رسم شد و بعدها به نه هزار دینار

۱) تجارب الامم، ج ۲، ص ۳۹۸٫
۲) تجارب الامم، ج ۶، ص ۴۵۷؛ احسن التقاسیم، ص ۲۵۴؛ وفاء الوفاء، ج ۳، ص ۱۰۶؛ مآثر الملوک، ص ۱۱۷٫
۳) الملاحم الجغرافیه لدروب الحجیج، صص ۱۸ و ۱۹٫
۸۶افزایش یافت.۱ ابن‌اثیر نیز درباره اقدام بدر بن حسنویه در سال ۳۸۸ ه. ق چنین نوشته است:

در این سال، کار بدر بن حسنویه شأن و منزلتى بزرگ یافت و از دیوان خلیفه ملقب به لقب ناصرالدین و الدوله گردید. نسبت به حرمین (مکه و مدینه) بسیار صدقات ببخشید و خرج بسیار در مورد اعرابى که در راه مکه بودند، مى‌کرد که حجاج از آزار آنها ایمنى داشته و دست از آزار آنان بکشند و یارانش را از تباهى و فساد نهى و منع کرد و راهزنى آنان موقوف داشت، مقامش بزرگ و نامش شهره شد.۲

قابل یادآورى است که با ضعف آل بویه در نیمه اول سده پنجم، روابط آنان با حجاز به حداقل رسید. افزون بر ارتباطات رسمى و سیاسى در عصر آل بویه، ایرانیانى نیز در حرمین حضور داشتند که صاحب مناصبى دینى بودند. ابوحسین احمدبن محمد بن عبدالله نیشابورى از بزرگان مذهب حنفى از آن جمله است. وى از سال ۳۲۶ ه. ق نه و یا ده سال در منصب «قاضى الحرمین» بود.۳

نام و مدت زمام‌دارى امیران دیالمه فارس
۱) تجارب الامم، ج ۷، ص ۳۳۹٫
۲) الکامل، ترجمه، ج ۲۱، ص ۲۵۷٫
۳) المنتخب من کتاب السیاق، ص ۱۰۲؛ تاریخ الاسلام، ج ۳۰٫

مطالب مرتبط