محمد‌امین قانعی راد

محمد‌امین قانعی راد

درباره محمد امین قانعی راد

– سید محمد امین قانعی راد متولد ۱۳۳۴ شهرری

– نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه

– اخذ درجه لیسانس پژوهشگری اجتماعی از دانشگاه تهران با مقام اول (۱۳۶۴)

– اخذ درجه فوق لیسانس در رشته جامعه شناسی از دانشگاه تهران با مقام اول (۱۳۶۸)

– اخذ درجه دکترای جامعه شناسی از دانشگاه تهران با مقام اول

– عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

– استاد مدعو دانشگاه های الزهرا، تربیت معلم و تربیت مدرس

– دبیر دومین تا ششمین دوره جشنواره جوان خوارزمی (۱۳۸۳-۱۳۷۹)

– عضو اولین هیات مدیره انجمن آموزش عالی ایران

– عضو هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران

– عضو هیات تحریریه مجلات علمی، پژوهشی مطالعات اجتماعی ایران و رفاه اجتماعی

– انجام پروژه های تحقیقاتی و تالیف کتب و مقالات متعدد علمی

برخی از آثار تالیفی او عبارتند از:

– جامعه شناسی رشد و افول علم در ایران

– ناهمزمانی دانش

– تبارشناسی عقلانیت مدرن

– تعاملات و ارتباطات در اجتماع علمی

– جامعه شناسی تولید و کاربرد دانش در ایران

– تحلیل فرهنگی صنعت

 

او اولین مطالعه جدی و قابل استناد در جامعه شناسی تاریخی ایران برای درک و فهم چگونگی رشد علم در قرون سوم تا پنجم هجری قمری و عوامل مؤثر بر زوال فعالیت های علمی پس از این دوران، را انجام داده است. اثر او با عنوان «جامعه شناسی رشد و افول علم در ایران» با کاربرد روش تاریخی، الگوی بدیعی را برای مطالعات مشابه در حوزه جامعه شناسی تاریخی ایران فراهم آورده است. او در کتاب «تبارشناسی عقلانیت مدرن» آرای دکتر علی شریعتی را به عنوان روشنفکری با گرایش تاریخی مورد باز تفسیر قرار می دهد که بیش از پیشبرد دانش انتزاعی در باب «جامعه کلی» دغدغه های جامعه ملموس خویش را دارد و از فراروایت های جامعه شناسانه می گریزد.

سیدمحمد امین قانعی راد در بیست و پنجم مردادماه ۱۳۳۴ در کهریزک متولد شده است. دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهر ری می گذراند و در سال ۱۳۵۲ دیپلم طبیعی خود را از دبیرستان عظیمیه اخذ می کند… از دوران کودکی به خواندن و نوشتن علاقه زیادی داشته و اولین اثر چاپی او شعری است که در دوم دبستان در مجله پیک دانش آموز منتشر شده است. پدرش سیدعلی اشرف قانعی راد با عرفان میانه ای داشت و اهل ذوق و شعر بود و چندین متن عرفانی کلاسیک را پس از تصحیح و تحشیه به چاپ رساند. کتابخانه این پدر اولین در های آشنایی با متون ادبی، تاریخی و عرفانی را بر روی او گشود. اما آشنایی با کتاب از این کتابخانه فراتر رفت. قانعی راد در دوران دبیرستان بسیاری از آثار ادبی و تاریخی معاصر را مطالعه کرد و با نویسندگانی چون هدایت، جمالزاده، چوبک، آل احمد و شعرای نوپردازی چون نیما، سپهری، فرخزاد، شاملو، کدکنی و آثار کافکا و سارتر آشنا شد. در ۱۲ سالگی کتاب «امیل» روسو را مطالعه کرد و تاثیر این کتاب در نقدهای کنونی او از شیوه های آموزش مدرسه ای آشکار است… با شروع دوره لیسانس و در کنار آموزشهای جامعه شناختی، مطالعات فلسفی و عرفانی خود را گسترش داد. در این دوره علاوه بر آثار کلاسیک فلسفی یونان، هند و چین با اندیشه های هگل، کانت، شوپنهاور، نیچه، فروید، یونگ و فروم آشنا شد و مطالعات خود در تاریخ اندیشه های اجتماعی، فلسفی و دینی ایران را گسترش می دهد و به طور خاص آرای اندیشمندان و روشنفکران ایران معاصر همچون طباطبایی، مطهری، بازرگان، طالقانی، نصر، زرین کوب، شایگان و شریعتی را مطالعه می کند. در دوره لیسانس در دروس اساتیدی چون دکتر صدیقی، توسلی، نراقی، آشتیانی، روح الامینی، ساروخانی، امینی، میرزایی، نظامی، نیک گهر و صفی نژاد شرکت کرده است.

دوران تحصیلات دانشگاهی او با اشتغال در وزارت بهداشت همراه بود که از کار در آزمایشگاه و سپس ۱۴ سال مدیریت مراکز آموزشی و درمانی و عضویت در کمیته های پژوهشی را در برمی گرفت و در همان سال که با رتبه اول دوره دکترای دانشگاه تهران را به پایان رساند همزمان به عنوان مدیر نمونه در دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزیده شد.

در دوره فوق لیسانس با نظر دکتر غلامعباس توسلی به عنوان یکی از همکاران اصلی و درکنار دکتر علی اسدی و دکتر حسن سرایی در طرح پژوهشی «بررسی جامعه شناختی روابط صنعتی در ایران» با مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی و سازمان نوسازی و گسترش صنایع ایران همکاری کرد و سرپرستی گروه مطالعاتی در شهرهای تهران، اراک و تبریز را به عهده گرفت. بررسی جامعه شناختی نگرشها، مشارکت و مناسبات صنعتی در ایران در قالب این پروژه کاری جدید با نتایج جالب توجه بود که با در نظرگرفتن ابعاد آن هنوز نیز منحصر به فرد است. قانعی راد در ۱۳۶۸ از پایان نامه فوق لیسانس خود در حوزه جامعه شناسی صنعتی دفاع کرد و پس از آن به تدریس دروس جامعه شناسی صنعتی و روش تحقیق در دانشگاه تربیت معلم پرداخت و اجرای طرح پژوهشی «رفتارشناسی کارگران صنعتی» را برای مرکز تحقیقات استراتژیک به عهده گرفت. در همین سالها و در طول دهه ۷۰ در کنار سایر مشغله های خود به عنوان نویسنده و روزنامه نگار فعالیت می کرد و مقالات متعددی را در باب تفکر اجتماعی، فلسفی و دینی معاصر در صفحات «اندیشه» برخی از مطبوعات می نوشت.

او که در دوره فوق لیسانس در انتخاب بین «ماکس وبر» و «تالکوت پارسنز» مانده بود در دوره دکترا تحت تاثیر سابقه مطالعاتی و علایق فکری خود به جامعه شناسی تفهمی و پدیدارشناختی توجه بیشتری نشان می دهد و در رویکرد او نگاه فرهنگی تقویت می شود. به نظر قانعی راد جامعه شناسان باید سه نقش نظریه پرداز، روشنفکر و کارشناس را ایفا کنند و اندیشه های پارسنز بیشتر در این نقش اخیر کارساز است. دغدغه دیرینه در مورد دلایل عقب ماندگی علمی ایران با گذراندن دروس فلسفه علم و جامعه شناسی علم نزد دکتر سروش و دکتر توکل در دوره فوق لیسانس مجددا زنده می شود و او به نگارش چندین مقاله در مورد «دلایل عدم رشد علوم تجربی در ایران» می پردازد.

شروع دوره دکترا با تمرکز بر این مطالعه به عنوان رساله تحصیلی همراه بود که با عنوان «دلایل معرفتی و عوامل اجتماعی رشد و افول علم در ایران» در سال ۱۳۷۶ با درجه عالی پذیرفته شد و دکتر غلامعباس توسلی آن را با صفت «جاه طلبی علمی» توصیف کرد. کتاب «جامعه شناسی رشد و افول علم در ایران» گزارشی از این پژوهش را دربرمی گیرد. قانعی راد در مورد دلیل رشد علم در ایران می گوید: رویکرد متمایز روش شناختی علوم در دوره اسلامی حاصل عملکرد فرهنگی خاص بود که به ویژه در دوران حکومتهای مستقل ایرانی فضای زندگی اجتماعی را شکل می داد. این فرهنگ حامل تنشی خلاق بین ارزشهای بومی و جهانی گردید. در این دوره موقعیت سیاسی و اجتماعی ایرانیان با تفسیری از ارزشهای دینی که دیدگاه جهانی را نافی علاقه به سرزمین، تاریخ و خاطره ملی نمی دانست پیوستگی یافت. در شرایطی که متعصبین عرب بر جنبه عربی دین جدید تاکید می کردند و جنبش های قومیت گرای مردم غیرعرب مقابل این تعرب مقاومت می کردند، جنبش ایرانی با تاکید بر جنبه جهانی اسلام از زندگی مستقل فرهنگی و سیاسی اقوام و ملل مختلف در یک فضای چندگرایی فرهنگی حمایت کرد. این تفسیر دینی و تفکر اجتماعی متناظر آن، یکی از گرایش های فرهنگی نهضت شعوبیه را تشکیل می داد که هنجارهای تعلق ملی، برابری قومی و نژادی، تفاهم و همدلی و شناخت متقابل اقوام و ملیتها از عناصر اساسی آن بود. اخلاقیات شعوبی علاوه بر رفتارهای روزمره و روابط بین اقوام و ملتها، از طریق ایجاد فضای فرهنگی خاص خود ویژگی های فکری و معرفتی را نیز متاثر ساخت و در این میان قلمروی فعالیتهای علمی نیز از اخلاقیات مزبور تاثیر پذیرفت. توسعه رویکرد علم تجربی یکی از این نتایج بود که از همگرایی طراحی نشده دو دنیای «فرهنگ و اخلاق» و «علم و روش» حکایت می کرد. در این فضای فرهنگی، گروهی از روشنفکران پیدا شدند که به طور ناخواسته مشی اخلاقی خود را به حوزه معرفت گسترش دادند و مشغولیتی را آفریدند که امروزه علم تجربی نامیده می شود. این مطالعه از حیث روش شناختی از ماکس وبر جامعه شناس برجسته آلمانی تاثیر پذیرفته است و با کاربرد مفاهیم نوع آرمانی و رویکرد تاریخی در پی درک کلیت منحصر به فرد یک دوره تاریخی و چگونگی تکوین فعالیت های علمی در این دوران برمی آید.

قانعی راد بر پیوند جامعه شناسی، تاریخ و ادبیات تاکید می کند و به نظر او تکوین جامعه شناسی ایران تنها در درون این مثلث ممکن می گردد. پیوند جامعه شناسی با تاریخ و ادبیات آن را به زمینه های ملموس زندگی ایرانی نزدیک می کند و امکان درک جنبه های بی همتای فرهنگ و اجتماع ما را فراهم می سازد. تاریخ و ادبیات پیش از این رایج ترین شیوه های اندیشیدن متفکران قوم بوده اند و نمی توان بدون مراجعه بدانها الگوهای فرهنگی و رفتاری این مردم را شناخت و مستند کرد. او در کلاسهای جامعه شناسی، دانشجویان خود را با این فضای سه بعدی تفکر اجتماعی آشنا می کند و به این دلیل در دروس او می توان از نظریه جامعه شناسی به متن تاریخ و یا ادبیات کلاسیک و معاصر گذر کرد و آنها را در پیوند با همدیگر قرار داد.

او در سالهای اخیر از جامعه شناسی صنعتی به تحلیل فرهنگی صنعت گذر کرده است و با دیدگاهی فرهنگی به بررسی وضعیت رشد صنعت در جامعه معاصر ما همت گماشته است. یکی از برنامه های پژوهشی او ارزیابی ارتباطات بین اهل علم است و به این امر تاکید دارد که تا اجتماع علمی در ایران شکل نگیرد توسعه علمی اتفاق نمی افتد: علم در وهله اول با یک ساختار اجتماعی و فرهنگی در ارتباط است و صرفا یک پدیده ذهنی نیست. به اعتقاد من دانش فقط مجموعه ای از اطلاعات و دانسته ها نیست. بنابراین یکی از برنامه ها و اهداف ما باید توسعه اجتماع علمی باشد:قانعی راد بر ضرورت گسترش جامعه پذیری علمی تاکید دارد و معتقد است تا زمانی که هنجارها و نمادهای علمی در فرآیندهای جامعه پذیری تکوین نیابند و همچون یک فرهنگ درونی نشوند، دانشجویانی با نگاه و منش علمی پرورش پیدا نمی کنند. او به این نتیجه رسیده است که برای موفقیت در تولید دانش و نیز تولید صنعتی و تکنولوژیک ما باید بتوانیم بین این فعالیت ها و سبک زندگی خودمان ارتباط برقرار کنیم. او شکل گیری اجتماع علمی و ظهور جنبش های اجتماعی طرفدار علم را جزء پیش شرط های رشد علم در ایران قلمداد می کند.

او درکتاب«تبارشناسی عقلانیت مدرن» هم تلاش می کند به بازاندیشی اندیشه های دکتر شریعتی بپردازد و برداشت متفاوتی از او ارائه می دهد که از دوگانه اندیشی مدرنیسم وسنت گرایی فراتر می رود. او در این کتاب دیدگاه شریعتی در مورد «کارکردهای نابیانگرانه معرفت» و «جغرافیای اندیشه و اکولوژی اصلاح» را توضیح می دهد و مفهوم «ایدئولوژی» را به مثابه یک روایت محلی در خدمت کنشگری تاریخی روشنفکران تفسیر می کند. قانعی راد در پروژه مشترکی به بررسی تاثیر هابرماس بر روشنفکران ایرانی می پردازد و با نگاهی جامعه شناختی می کوشد نقش بازی ها و اندرکنش های اندیشه را در تکوین دریافت های گوناگون مشخص سازد.

محمد امین قانعی راد مطالعات ادبی و تاریخی خود را با نگاه فرهنگی و رویکرد جامعه شناختی پیوند داده است تا مشکلات اجتماعی به ویژه در عرصه تولید فرهنگی را شناسایی کند و گرچه آگاهی یافتن از این مشکلات گاه ناراحت کننده و اضطراب آفرین می شود ولی او همچنان درحد زیادی نگرش خوشبینانه خود را حفظ کرده است./