دانشنامه و تاریخ

درباره سیدصادق سجادی

سید صادق سجادی

– متولد بهمن،۱۳۳۳ کرمانشاه

– آموختن مقدمات علوم متداول حوزوی همزمان با تحصیلات رسمی در کودکی

– ورود به دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران ۱۳۵۳

– آموختن ادبیات عرب، فقه واصول، و فلسفه در سطوح عالی نزد پدر

– پایان دوره لیسانس،۱۳۵۷ و ادامه تحصیل در دوره فوق لیسانس

– انتشارنخستین اثر با عنوان «طبقه بندی علوم در تمدن اسلامی» ۱۳۵۹

– سفر به هندوستان برای تحقیق در نسخه های فارسی شبه قاره هند

– بررسی آثار مربوط به تاریخ ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی به مدت ۸ ماه در کتابخانه های نظام حیدر آباد، دانشگاه عثمانیه و دانشگاه علیگره

– پیوستن به مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی در اوایل دهه ۶۰ به عنوان دستیار مرحوم دکتر زریاب خویی در بخش تاریخ

– اخذ درجه فوق لیسانس بعد از وقفه انقلاب فرهنگی در سال ۶۷

– تدریس در دانشگاه های تهران، الزهرا، آزاد سلامی، و دانشگاه زنجان از اوایل دهه ۶۰

– اخذ دکتری رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران با عنوان رساله «تحقیق در تاریخ برمکیان و رساله اخبار برامکه»

– مدیر بخش علوم و سپس مدیر بخش تاریخ ومعاون پژوهشی و فرهنگی مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی

– همکاری با فرهنگستان زبان وادب فارسی در سمت های عضو ارشد دانشنامه ادبیات فارسی، دانشنامه شبه قاره هند و مدیر دانشنامه اخیر به مدت ۵ سال

– نگارش مدخل های متعدد در حوزه تاریخ برای دانشنامه های فارسی زبان

– برخی از آثار تالیفی و ترجمه های او عبارتند از: تاریخ دولت های اسلامی و خاندان های حاکم بر سرزمین اسلامی، اصطلاحات پزشکی در جهان عرب، م. ح. الخیاط،(ترجمه مشترک به همراه نگار داوری اردکانی)، تاریخ نگاری در اسلام، (تالیف مشترک به همراه هادی عالم زاده)، سفرنامه برزو به هند و منشا کلیله و دمنه، تاریخ برمکیان،تصحیح جغرافیای حافظ ابرو،تصحیح دیوان حافظ و…

«دانشنامه نویسی در ایران و دنیای اسلام سابقه نسبتا طولانی دارد. از اواخر سده ۳ق تاکنون آثار متعددی پدید آمده که می توان آنها را دایرةالمعارف دانست. گرچه در مقام وصف و تعریف، با دانشنامه نویسی امروز در برخی جهات تفاوت دارد ولی موضوعا خیلی مشابه است. مثلا کتاب الحاوی رازی دایره المعارفی پزشکی است. این اثر بزرگ که سالها پیش چاپ شده مشتمل بر کلیه بیماریهای شناخته شده در آن روزگار، نشانه شناسی و آسیب شناسی بیماریها، شیوه های مداوا و انواع داروها است. می توان گفت این دانشنامه تقریبا تمام اطلاعات مربوط به طب قرون وسطی را در بر دارد. در زمینه های دیگر هم همین طور. کتابی چون شفای بوعلی سینا هم یک دایره المعارف فلسفه مشاء است که کلیه مسائل مطرح شده در این مکتب فلسفی اعم از یونانی، به دیده متفکران مسلمان، و دنیای اسلام، دراین کتاب به نحوی بسیار دقیق و مفید بیان شده است. حتی ما در کتاب شناسی هم دانشنامه های متعدد داشتیم؛ مانند الفهرست ابن الندیم. در شاخه های علوم هم همین طور، مثلا جامع العلوم فخر الدین رازی؛ یا کشاف اصطلاحات الفنون که هر دو دانشنامه هایی به شمار می روند که به ایجاز تمام دانشهای زمان خود را طبقه بندی و تعریف کرده اند. دانشنامه نویسی به شیوه جدید گرچه در ایران و جهان اسلام سابقه طولانی ندارد و در حقیقت باید گفت در ایران تا پیش از دانشنامه فارسی که شادروان دکتر مصاحب به تدوین آن همت گماشت، نگارش دانشنامه فارسی شروع شد؛ اما در اروپا، سابقه دانشنامه نویسی به سبک جدید از سابقه بس بیشتری برخوردار است و نقش و تاثیر ماندگاری در ایجاد جامعه و فرهنگ نوین داشته و دارد. در حقیقت دانشنامه های اروپایی، از مهمترین ابزار تفاهم فرهنگی و القای دانایی در طبقات مختلف مردم، از دوران رنسانس به بعد بوده است. تا جایی که اگر مبالغه تصور نشود، بسیاری از تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی اروپا را منبعث از علم و اطلاع و دانایی هایی باید دانست که دانشنامه ها منادی آن بودند. چه نقش و تاثیر دانشنامه در اعتلای فرهنگ عمومی یا به تعبیر امروز «دانایی عمومی» بسیار مهم است.» (۱) این بخشی از سخنان سید صادق سجادی، تاریخ نگار و مورخ و دایرةالمعارف نویس نامدار معاصر است که تسلط و آگاهی و نیز نگرش سازمان یافته در تاریخ نگاری این استاد تاریخ را به نمایش می گذارد. اما کیست این سید صادق سجادی که میهمان امروز صفحه مهرگان شده است؟

«در بهمن ماه ۱۳۳۳ شمسی در کرمانشاه،درخاندانی اهل علم وادب زاده شدم. پدرم دکتر سید جعفر سجادی، که در آن زمان در جامه روحانیت و از فضلای ایشان بود، و سالیانی پیش از آن به خواست و دعوت مرحوم آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی، همراه چند تن از فضلا مانند مرحوم اشرفی اصفهانی، برای تاسیس و ترویج حوزه علمیه کرمانشاه، در آن شهر اقامت گزیده بود، چندی بعد به تهران آمد و همانجا ماند. من از خرد سالی، همزمان با تحصیلات رسمی در دوره های ابتدایی و متوسطه در تهران، به آموختن مقدمات علوم متداول حوزوی پرداختم. در سال ۱۳۵۳ شمسی وارد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران شدم و در کنار تحصیلات دانشگاهی و استفاده از درس استادان برجسته آن عهد، به آموختن ادبیات عرب، فقه واصول، و فلسفه در سطوح عالی نزد پدرم که در آن زمان از استادان نامدار دانشگاه تهران بود،اشتغال یافتم. در سال ۱۳۵۷ شمسی، پس از فراغت ازدوره لیسانس، بلافاصله در دوره فوق لیسانس پذیرفته شدم.» اما انقلاب فرهنگی تحصیلات عالیه سید صادق سجادی را نیمه تمام می گذارد تا او از فراغت به دست آمده، به تحقیق و تفحص در آنچه دغدغه اش بوده است، بپردازد: «انقلاب فرهنگی و تعطیل دانشگاه ها، گرچه وقفه ای چند ساله در تحصیلات رسمی دانشگاهی من پدید آورد، ولی فرصت بیشتری برای پرداختن به فلسفه اسلامی و ادبیات عربی و فارسی در اختیارم نهاد. نخستین اثر من در همین ایام زیر عنوان طبقه بندی علوم در تمدن اسلامی منتشر شد. در آن سالها هر روز همراه جمعی از استادان جوان دانشگاه ها، در کتابخانه پدرم گرد می آمدیم و از محضر او استفاده می کردیم. در آن دوره کتابهایی چون شرح الفیه ابن مالک سیوطی، مطول تفتازانی، اشارات بوعلی سینا، فراید الاصول شیخ انصاری را نزد ایشان خواندیم.» در این ایام است که سجادی برای تحقیق در نسخه های فارسی شبه قاره هند به آن سرزمین سفر می کند و مدت ۸ ماه در کتابخانه های نظام حیدر آباد، دانشگاه عثمانیه و دانشگاه علیگره «به بررسی آثار مربوط به تاریخ ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی در شبه قاره می پردازد. پس از بازگشت به ایران، مدتی به عنوان ویراستار در برخی مراکز فرهنگی به کار پرداختم و آنگاه به خدمت مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی در آمدم. در ۱۳۶۵ شمسی به ادامه تحصیل پرداختم و پس از دو سال با اخذ درجه فوق لیسانس فارغ التحصیل شدم. مدتی بعد در امتحانات ورودی دوره دکتری همان دانشکده در رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی پذیرفته شدم و سه سال بعد با دفاع از رساله خود زیر عنوان تحقیق در تاریخ برمکیان و رساله اخبار برامکه، درجه دکتری گرفتم.» سجادی در خلال سالهای تحصیل، تدریس و تحقیق را به موازات هم پیش برده و در دانشگاه های تهران، الزهرا، آزاد سلامی، و دانشگاه زنجان نیز تدریس کرده و در تمام این دوران در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی در سمت دستیار مرحوم دکتر زریاب خویی در بخش تاریخ، آنگاه در سمت مدیر بخش علوم، و سپس به عنوان مدیر بخش تاریخ به کار مشغول بوده است. گرچه سابقه تالیف و ترجمه سید صادق سجادی به قبل از این دوران بازمی گردد و نخستین کتاب او تحت عنوان طبقه بندی علوم در تمدن اسلامی در سال ۱۳۵۹ شمسی منتشر شد، لیکن بعد از آن سجادی در حوزه های تاریخ ادبیات فارسی و ادبیات عرب بیشتر کار کرده است. همچنین او بیش از پنج سال نیز در فرهنگستان زبان وادب فارسی در سمت های عضو ارشد دانشنامه ادبیات فارسی، دانشنامه شبه قاره هند و مدیر دانشنامه اخیر فعالیت داشته است. سجادی اکنون معاونت پژوهشی و فرهنگی مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی و مدیریت بخش تاریخ را بر عهده دارد و عضو و دبیر شورای عالی علمی نیز هست.

«زمینه اصلی فعالیتهای پژوهشی من، تاریخ و تمدن ایران و ملل اسلامی در نخستین سده های هجری، و بررسیهای تطبیقی ادبیات فارسی و عربی است. در عین حال از سالها پیش در زمینه تاریخ طب نیز به صورت تفننی به تحقیق پرداختم و در آن زمینه نیز مقالاتی منتشر کرده ام» وقتی از او بخواهید از آثاری که تالیف و ترجمه کرده است بیشتر بگوید، معیار انتخاب را سنجش مخاطبان می داند و می گوید: «تعدادی از آثار من که بیش از بقیه آثار از طرف خوانندگان و محققان مورد استقبال واقع شده، به اجمال این کتاب هاست: نخست «تاریخ دولت های اسلامی و خاندان های حاکم بر سرزمین اسلامی» است که ترجمه و تلفیقی است از کتاب های استنلی لین پو، برتولت و خلیل ادهم. در حقیقت سلسله های اسلامی بر حسب سال شمار در این اثر دو جلدی به ترتیب مورد وصف و معرفی قرار گرفتند. کتاب «سفرنامه برزو به هند و منشا کلیله و دمنه» هم ترجمه است نوشته محقق ارجمند فرانسوا دوگلوا که کتابی است بسیار محققانه درباره کلیله و دمنه و منشا کلیله و دمنه که نویسنده محقق نشان داده است، بخش مهمی از کلیله و دمنه مشتمل است بر داستان های کاملا ایرانی. نویسنده متون کهن سریانی، عبری، عربی و حتی لاتین و اسپانیایی و فارسی را با هم مقایسه کرده و به نتایج درخشانی درباره منشا کلیله و دمنه دست یافته است. نویسنده دراین کتاب ثابت می کند که متن موجود عبری کلیله و دمنه از روی متن عربی ترجمه نشده، بلکه از روی متن پهلوی ترجمه شده است. از کتاب های متاخر تر بنده هم یکی کتاب «تاریخ نگاری در اسلام» است که شامل بحثی نظری درباره دیدگاه های تاریخ نگاری توسط مورخان عصر اسلامی و مکتب های تاریخ نگاری و شیوه های ضبط و درج حوادث تاریخی است.»

کتاب تاریخ نگاری در اسلام نوشته سید صادق سجادی و دکتر هادی عالم زاده در سال ۱۳۷۵ و به همت سازمان مطالعه و تدوین کتاب درسی دانشگاهی منتشر شد، کتابی بسیار دقیق و مرجع که در فصول متعدد آن، ابعاد مختلف تاریخ نگاری اسلامی تشریح شده است. این اثر برای دانشجویان تاریخ کتابی آموزشی و برای مخاطبان عمومی، یک مرجع همیشگی است.

از دیگر آثار سید صادق سجادی می توان به کتاب تاریخ برمکیان اشاره کرد که به بررسی تاریخی خاستگاه، رشد و عصر وزارت برمکیان و تاثیری که این خاندان دیوان سالار مشهور بر تاریخ، ادب و فرهنگ ایران و اسلام داشته اند، اختصاص دارد. تصحیح نسخه ای از دیوان حافظ شیرازی نیز از آثار دیگر پژوهشی سید صادق سجادی است که بر اساس نسخه مورخ ۸۰۳ قمری یعنی اندک سالی پس از فوت خواجه شیراز تهیه شده که بر این اساس نسخه منحصر به فردی است و ضبط بسیاری از ابیات و کلمات که مورد اختلاف میان محققان است نیز در تهیه این نسخه مدنظر قرار گرفته است. این نسخه را سیدصادق سجادی به همراه علی بهرامیان تهیه کرده و به دست ناشری سپرده است که شرح ابیات را به کاظم برگ نیسی سفارش می دهد و اکنون این نسخه بیشتر با نام برگ نیسی شناخته می شود. جغرافیای حافظ ابرو نیز اثر تصحیح شده دیگری توسط صادق سجادی است. حافظ ابرو مورخ و جغرافیا دان قرن ۹ هجری از ملازمان امیر تیمور گورکانی است که جغرافیای تاریخی سرزمین های اسلامی را مورد بحث قرار داده است. چون خود حافظ ابرو غالبا در جنگ های امیر تیمور همراه او بوده اطلاعات دست اولی درباره موقعیت های طبیعی شهرهای اسلامی که همراه امیر تیمور به آنجاها سفر کرده و هم مختصات تاریخی آنها را در این کتاب وصف کرده است.

سیدصادق سجادی علاوه بر این پژوهشی جامع درباره واژگان فارسی در متن های عربی را نیز در دست تالیف دارد.

در این اثر، هر جا واژه ای یا عبارتی در متن های عربی دیده شده که ریشه فارسی دارد، با ارجاع به آن متن ها، آن واژه ها و عبارت ها استخراج شده است.

این اثر در نوع خود نخستین گام برای پژوهشی گسترده است و با ۶۴۳ ارجاع و ۹۸ منبع، از مهمترین متن های تاریخی و ادبیات به زبان عربی است. اشتغال سجادی در مراکز مهم دایرة المعارف نویسی در ایران به تجربیات و مطالعات وسیعی در زمینه دایرة المعارف نویسی نیز منجر شده و او را در زمره بهترین های دایره المعارف نویسی در ایران قرار داده است.

سجادی درباره شیوه دایرة المعارف نویسی دیدگاه های سارنده و مهمی دارد: «درباره شیوه دایره المعارف نویسی و فواید آن نظرات مختلف است، بعضی از محققان معتقدند هدف از دایرة المعارف نویسی ارائه اطلاعات موجز و مستند به خواننده است. در دایره المعارف جای اظهار نظر درباره یک موضوع نیست، یعنی نمی توان در آن تز ارائه داد نویسنده باید قبلا نظر خود را در جایی بپروراند، منتشر کند و در معرض نقد و سنجش بگذارد تا بعد از آنکه پخته شد در دایرة المعارف به عنوان فاکت ارائه دهد، ولی بسیاری از آقایان معتقدند که دایره المعارف محل ارائه نظر نو هم هست این است که درباره فواید دایرة المعارف یا حتی مخاطبان دایرة المعارف بنا بر همین دو عقیده نظر ها هم متفاوت می شود.

در دانشنامه هایی که در ایران منتشر می شوند، بخصوص در دایرة المعارف بزرگ اسلامی هر دو جنبه را می توان دید، یعنی ما مقالاتی را داریم که بسیار مستند، دقیق و عالمانه هستند اما فقط ارائه اطلاعاتند. در کنار آن باز هم مقالاتی وجود دارد که نویسنده یا واقعا در آن صاحب نظر است یا خود را صاحب نظر می داند و برای نخستین بار نکته ای را مطرح کرده است اگر چه آنها هم به دلایلی مستند هستند ولی به نظر ما هنوز این نظر، نظریه یا این تحلیل در جایی منتشر نشده که مورد سنجش قرار بگیرد و ارائه شود. این به هر حال اختلاف نظری است که در دایرة المعارف نویسی در ایران بخصوص در دایرة المعارف بزرگ اسلامی وجود دارد اما درباره تربیت محقق در دانشگاه ها باید بگویم که تاکنون کاری صورت نگرفته است و این مساله جای انتقاد دارد. دانشگاه اگر بتواند به وظیفه اصلی خود بپردازد کار زیادی انجام داده است و آن هم تربیت محقق یا دانشجوی فاضل باسواد در حوزه های دانشگاهی است که متاسفانه در این زمینه هم در بسیاری از موارد با شکست مواجه شده است. بنابراین دانشگاه ها نه تنها به تربیت محقق برای دانشنامه نویسی عنایتی ندارند بلکه در کمیته های ترفیعات دانشگاه ها نیز به مقالات دانشنامه ای نمره نمی دهند یا اگر نمره ای هم بدهند بسیار کم است در حالی که دایرة المعارفها تا امروز توانسته اند محققانی را در حوزه دانشنامه نویسی تربیت کرده و پرورش دهند.»

سجادی درباره مشکلات و موانع دایرة المعارف نویسی در ایران و در مقایسه با اروپا معتقد است: «ما در ایران اولا نیاز به کتابخانه داریم ثانیا بخشهای علمی می خواهیم که هر کدام از این بخشها، استاد با دستیار و معاون داشته باشند. ما به طور مستقیم از ابزار تحقیق بی نیاز نیستیم برای مثال، همین کتابخانه ۵۰۰ هزار جلدی را که ما امروز در مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی داریم، در طی بیست و دو سال با خون دل تهیه کرده ایم، در حالی که در اروپا اینطور نیست و دسترسی به کتابها به سهولت امکان پذیر است اما در ایران دسترسی به کتاب بخصوص مجموعه های خطی مراکز علمی و فرهنگی، به دشواری ممکن است. به همین دلیل ما ناچار هستیم ابزار تحقیق را به طور مستقیم در اختیار نویسنده بگذاریم. تشکیل پرونده علمی هم به همین دلیل است که البته در عین حال مضرات زیادی دارد و من شخصا با این شیوه مخالفم و دلیل آن هم این است که وقتی ما منابع را در یک پوشه در اختیار نویسنده می گذاریم اگر نویسنده صد در صد متخصص و اهل نظر نباشد، در نخستین برخورد با موضوع فقط به آن منابعی استناد می کند که ما به او داده ایم بنابراین در همان وهله اول خود را در همان چهارچوب محصور می کند، دیدگاه او تنگ می شود و از آنجا که منابع دیگر را نمی شناسد، تنها به همان چند مقاله ای که در اختیار او گذاشته ایم، اکتفا می کند در حالی که ما به نویسندگان درجه یک دایرة المعارف پرونده علمی نمی دهیم و خود آنها هم تقاضا نمی کنند. لازم است اضافه کنم اگر چه یکی از مضرات کار تحقیق، پرونده علمی است ولی در عین حال خیلی هم مفید است. مفید به این معنا که چون در ایران کتابخانه های متعدد و قابل دسترس برای همگان وجود ندارد، وقتی که ما مطلب را برای محققی که در شهرستان هست و به این منابع دسترسی ندارد می فرستیم، آن محقق برای آنکه یک مقاله بنویسد از اینکه به کتابخانه های متعدد مراجعه کند بی نیاز می شود.

مساله ویرایش دایره المعارف نیز مساله بسیار مهمی است. ویرایش فردی و صوری باعث می شود که مقالات یکدست باشند، ناهمواری تعدد نثرها، بیانها و زبانها از بین بروند ضمن آنکه به لحاظ علمی نیز موجب می شود تا سندیت مقاله حفظ شود که در این زمینه بخصوص در دایرة المعارف بزرگ اسلامی بسیار دقت می شود اگر چه به رغم همه دقت باز هم مقالات مجهول کمابیش مشاهده می شوند.»(۲)

سجادی شناخت گذشته را امری بدیهی و ضروری در یافتن راهی به آینده می داند و از این منظر بر دایرة المعارف نویسی در ایران و توجه ویژه به زبان و فرهنگ پارسی، تاکید می کند: «قبل از اینکه دایرة المعارف نویسی به این صورت در ایران رایج شود، اطلاعاتی که درباره گذشتگان داشتیم بسیار کلی بود هرچند که اکنون هم بسیار ناچیز و اندک است. بنابراین پرداختن به گذشته نبش قبر نیست بلکه پرداختن به گذشته اولا اعتماد به نفس فرهنگی ایجاد می کند، ثانیا ایده ایجاد می کند. مثلا اگر شما بدانید که در عرصه فلسفه چه فعالیتهای عظیمی شده است، این ایده رابه شما می دهد که کار گذشتگان را با اصول نوین و دیدگاه های جدید و مفاهیم نو پرورش دهید تا به ایجاد عرصه های جدید منتهی شود.» سیدصادق سجادی دیرزمانی است که نامش در کنار نام معدود دانشنامه نویسان معاصر ایران ثبت شده و افتخاری به افتخارات فرهنگی ایران افزوده است. برایش آرزوی طول عمر و توفیق داریم.

پی نوشت:

۱- بنیاد دایرة المعارف اسلامی

۲- خبرگزاری میراث فرهنگی، میزگرد کتاب