نخستین فیلسوف فرهنگ

نگاهی به کتاب «معرفت و اشراق در اندیشه سهروردی»

محمدرضا مسعودی

 

انتشارات فرزان روز به تازگی کتاب «معرفت و اشراق در اندیشه سهروردی» تالیف دکتر حسین ضیایی، رئیس گروه شرق شناسی مطالعات ایرانی و اسلامی دانشگاه UCLA آمریکا، را با ترجمه سیما نوربخش منتشر کرده است.

دکتر ضیایی از سهروردی پژوهان و صاحبنظرانی است که نوشته های ارزنده ای در حوزه سهروردی پژوهی به صورت کتاب و مقاله به زبان انگلیسی منتشر کرده است. امروزه سهروردی پژوهی به پاس رادمردی های محققان و صاحب نظران داخلی و خارجی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. آلمانی ها، فرانسوی ها، بریتانیایی ها و محققان اسپانیایی و ایتالیایی با کنکاش در آثار و افکار سهروردی به خلق پژوهشهایی مشغولند. اگرچه کوشش محققان ایرانی نیز مانند سید حسین نصر در معرفی سهروردی به غرب، در آثار انگلیسی و فرانسوی زبان وی، بسیار مورد توجه و تقدیر است. بدیهی است که مطالعات مربوط به سهروردی در جهان عرب و شبه قاره هند و ایران حجم گسترده ای دارد. اما می توان اولین رگه های سهروردی پژوهی را از میان دایرة المعارف هایی نظیر دایرة المعارف جهانی فلسفه، فرهنگ اصطلاحات فلسفه به زبان عربی و فارسی سهیل افنان و دایرة المعارف ادیان میرچا الیاده جست وجو کرد. در میان آثار مختلف مربوط به سهروردی، در اوایل قرن گذشته در آلمان، از اشخاصی چون ا. ون کریمر در تاریخ اندیشه های حکومتی در اسلام و اثر دایرة المعارف گونه کارل بروکلمان، به پژوهش بزرگی در مورد سهروردی به وسیله محقق آلمانی، ماکس هرتن در فلسفه اشراق سهروردی بر می خوریم. همچنین اتو اسپایز در کتاب تحقیقی خود، «سه رساله در عرفان از شهاب الدین سهروردی مقتول» سه نوشته صوفیانه سهروردی را معرفی می کند. در ضمن هلموت ریتر، ایران شناس برجسته آلمانی، درباره سهروردی مقاله ای با عنوان «چهار سهروردی» نگاشته که در آن، بحثی کلی درباره سهروردی ارائه می کند و درون مایه و هسته مرکزی فلسفه سهروردی را آشکار می سازد.

دکتر مهدی امین رضوی، محقق و پژوهشگر فلسفه اسلامی در دانشگاه های آمریکا، در مقاله ای مبسوط درباره سهروردی در غرب و جهان نگاشته است: قدیمی ترین اثر درباره سهروردی، به زبان فرانسه توسط کارا دو وو در سال ۱۹۰۲ تحت عنوان «فلسفه اشراق» نوشته شد و در آن، ساختار نظریه اشراق سهروردی مورد بحث قرار گرفت. در میان نسل بعدی محققان فرانسوی، شخصیت برجسته ای چون هانری کربن را می یابیم. نخست باید از تحقیق او روی آثار فلسفی عمده سهروردی در دو مجلد یاد کنیم؛ آن هم در زمانی که شخصیت سهروردی چه در ایران و چه در غرب بسیار مورد غفلت بود. ترجمه های او از آثار اصلی سهروردی، شامل ترجمه آزاد از «حکمت الاشراق» و «آواز پر جبرییل» است که در آن ها با پاول کراوس همکاری کرده است. به کارنامه بلند آثار کربن می توان «اسلام ایرانی» را افزود که در مجلد دوم آن، سهروردی و پیوندهایش با افلاطونیان و نو افلاطونیان را به بحث می گذارد. همچنین در «تاریخ فلسفه اسلامی» و نیز در کتاب «مرد نورانی در تصوف ایرانی» کربن که به زبان های انگلیسی، آلمانی و ایتالیایی ترجمه شده است، می توان بحث از سهروردی را یافت. دریافتهای معنوی سهروردی، موضوع مقاله کوتاه کربن با عنوان «عرفان و اخلاق از نظر شیخ الاشراق سهروردی» است. کربن همچنین تحلیل دقیقی از زندگی و افکار سهروردی در اثر بزرگش،«سهروردی بنیان گذار مکتب اشراق» ارائه می کند. از میان فرانسوی نویسان می توان به داریوش شایگان اشاره کرد که در کتاب «ساختار معنوی اسلام ایرانی» رشته پیچیده ای از روان شناسی، اسطوره شناسی و مضامین فلسفه اروپایی معاصر را به کار می برد تا درون مایه های اصلی فلسفه سهروردی را بازتاب دهد. از دیگر محققان فرانسوی نویس جورج قنواتی کتابی نگاشته با عنوان «ابن سینا: مابعد الطبیعه شفا» که در آن، از میزان تاثیر ساختارشناسی ابن سینا بر سهروردی بحث می کند. همچنین عبد الرحمن بدوی، شاهین عثمان و محمد رضا فشاهی آثاری را درباره سهروردی نگاشته اند. البته در این جا باید به سهم لویی گارده اشاره کنیم. در میان آثار قابل توجه او می توان از مقاله وی درباره «وجوه اشراقی اندیشه سهروردی» که بر جنبه های معنوی پارادایم فکری او تاکید دارد، یاد کرد.

در میان پیشتازان سهروردی پژوهی در غرب، بی گمان برجسته ترین فرد، دکتر سید حسین نصر است که در اواخر دهه پنجاه میلادی سهروردی را به اهالی مغرب زمین معرفی کرد. مهمترین اثر او در این زمینه «مجموعه آثار فارسی سهروردی» است. در این میان ضروری است که از ماجد فخری نیز یاد کنیم که علاوه بر مقالات متعدد به زبان عربی درباره سهروردی، از او به اختصار در کتابش تاریخ فلسفه اسلامی بحث می کند. وی همچنین در کتاب «فلسفه، جزمیت و تاثیر اندیشه یونانی در اسلام» بخشی را به نقد سهروردی بر مشاییان اختصاص داده است. ریچارد نتون، فیلسوف انگلیسی، نه تنها در شماری از آثار خود، به سهروردی اشاره دارد، بلکه ساختار نو افلاطونی نظام هستی شناسانه سهروردی را مورد مطالعه و بررسی قرار داده، وی را یک فیلسوف صوفی به شمار آورده است. در این زمینه از اقبال لاهوری باید یاد کرد که در «سیر فلسفه در ایران»، بخشی را به تصوف اختصاص می دهد و در آن، از سهروردی و مکتب اشراق بحث می کند.

اغلب رساله های فارسی صوفیانه سهروردی، نخستین بار توسط محقق دانشگاه هاروارد، ویلیام م. ثاکستون ترجمه و منتشر شد و اخیرا این مجموعه برای دومین بار به چاپ رسید. مرحوم مهدی حائری یزدی، در یکی از مهم ترین آثار در زمینه فلسفه اسلامی به زبان انگلیسی، شرح و تفسیری دارد بر اندیشه سهروردی در باب علم حضوری. عنوان این اثر چنین است: «اصول معرفت شناسی در فلسفه اسلامی: علم حضوری». در میان دیگر نویسندگانی که در زمینه مطالعات سهروردی شناسی قلم زده اند، باید از جان والبریج، آراگوس جان مانوئل، فیلسوف اسپانیایی، آندریا دو ویتا، محقق جوان آرژانتینی و توشیهیکو ایزوتسو و آکیرو ماتسو موتو که نزد استاد آشتیانی تلمذ کرد و رسالة الوجود جلال الدین دوانی را ترجمه نمود یاد کرد. همچنین فیلسوف ایتالیایی، پیو فیلیپان رونکنی، اثر مهمی در باره حکمت سهروردی نگاشته، ساختار اندیشه سهروردی را با ارجاع به وجه صوفیانه نظریه اشراق او مورد بحث قرار داده است.

سهروردی را به معنای امروزین، می توان نخستین «فیلسوف فرهنگ» در تاریخ فلسفه اسلامی توصیف کرد. او به جای توضیح و تفسیر اندیشه های فلسفی عصر خود در سه حوزه تمدنی و قدسی اسلام و ایران و یونان، آنها را به گفت وگو با یکدیگر واداشت؛ لذا به آنها نه به عنوان ابزار بلکه به عنوان پدیداری که در جوهر خود مشترکاتی دارند، التفات کرد و این که او خود را احیاء کننده فرهنگ ایران می داند ناظر به این استحضار و اشتراک است. از این منظر، فلسفه اشراق سهروردی، جعل نیست، ابداع است. سهروردی به نقد فلسفی سیاست و اجتماع عهد خود پرداخت. او این سخن افلاطون را که «شرف و فضیلت سیاست به فلسفه است» در زندگی و مرگ خود متحقق کرد. از سخنان سهروردی در مقدمه حکمه الاشراق پیداست که او در زمان خود زندگی می کرده و بنیان های متافیزیکی موجب نگردیده تا از «اکنون» غفلت کند و بیش از اندیشیدن درباره آینده و دلبستن به آنچه در آن وضعیت رخ خواهد داد به «حال» فکر می کرد و موفق شد تا بر خلاف بسیاری از دلباختگان مدینه فاضله، «اکنون» را فدای آینده نکند. تفاوت عمده سهروردی با کسانی که به آسانی کمر به قتل او بستند در این بود که در حکمت وی ایمان و اندیشه به تقابل با یکدیگر پافشاری نمی کنند و این حقیقتی است که مخالفان وی از آن بی بهره بودند. اگر ایمان و اندیشه به تقابل با یکدیگر پافشاری کنند یکی به خشونت و دیگری به الحاد تبدیل می شود. مرگ اندیشه، احیای خشونت است.

«کتاب معرفت و اشراق در اندیشه سهروردی» حاصل تحقیقات چندین ساله مؤلف درباره ساختار و مبانی منطقی فلسفه اشراق است که بار اول پانزده سال پیش در سلسله انتشارات دانشگاه براون به چاپ رسید. مؤلف در پیشگفتار کتاب هدف از تالیف کتاب معرفت و اشراق در اندیشه سهروردی را شناساندن نظام فلسفی شهاب الدین سهروردی فیلسوف و عالم شهیر ایرانی به اهل فلسفه غرب دانسته است. همچنین هدف دیگر این است که فلسفه اسلامی را به گونه ای درست و با زبانی فنی به اهل فلسفه در غرب معرفی کند تا از این طریق بتوان گفت وگویی واقعا فلسفی را با آنها آغاز کرد. به علل مختلفی فلسفه اسلامی و ساختارهای فنی و تحلیلی آن کمتر در غرب شناخته شده است. یکی از علتها این است که اکثر مستشرقین و نیز برخی از مورخین فلسفه در تالیفات خود در باب فلسفه اسلامی از زبانی غیر فنی و غیر فلسفی استفاده کرده و نیز چون خود ساختارهای فلسفی را به درستی نمی شناسند و اکثرا فلسفه نمی دانند و با تحلیل فلسفی سرو کار ندارند از عهده بیان چیستی فلسفه ما بر نیامده اند. اکثر کتابهای آنها در حد توصیفاتی کلی است و یا تعریف و تمجیدی غالبا سطحی و دور از تحلیل های واقعا فلسفی است.

کتاب معرفت و اشراق در اندیشه سهروردی که ترجمه یکی از مهمترین نوشته های دکتر ضیایی و نیز از مهمترین نوشته های سهروردی پژوهی است به طور مختصر از دو جنبه نظری و پژوهشی قابل بررسی است. از حیث نظری شاخه اصلی آن بررسی زیربنای معرفتی و منطقی اندیشه سهروردی است. این مبنا به تنهایی منحصر در حکمةالاشراق نبوده و برای طرح عمیق آن نه تنها از نوشته های منطقی بلکه از مجموعه آثار و شروح نوشته های او مانند: التلویحات اللوحیة و العرشیة، المقاومات، المشارع و المطارحات و حتی از اغلب نسخه های خطی استفاده شده است. انگیزه این تتبع، مسبوق به این نظر مؤلف است که اندیشه سهروردی مجموعه نظام یافته ای است که منطق و الهیات آن مرتبط با یکدیگر بوده و بررسی یک جنبه از این اندیشه ها، نه تنها ما را از بررسی جنبه های دیگر بی نیاز نمی کند بلکه اساسا چنین رویکردی بدون حاصل است.

از شاخصه های دیگر این کتاب توجه به تمایز اندیشه فلسفی سهروردی با فیلسوفان بزرگ پیش از خود است. یکی از آن تمایزات که در واقع بخش عظیمی از کتاب را به خود اختصاص داده مساله «تعریف» است. نیز سهروردی در این موضوع با مبانی معرفتی تعریف نزد ارسطو و ابن سینا مخالفت کرده است. اگر چه سخن او مسبوق به آرای افلاطون است اما در نوع خود بدیع است. سهروردی در ورای این نقد به دنبال تعین بخشیدن به عناصر تشکیل دهنده حکمت اشراق است. در اندیشه او گونه ای تمایل به برجسته کردن مسائلی است که به طور کلی متفاوت با نمونه های شبیه به خود در حکمت مشاء است. لذا در این نوشته سعی شده ضمن تقسیم بندی خاصی که از آثار سهروردی شده تقریبا مسائل فلسفی با تحلیل آن در حکمت مشاء و به گونه ای متفاوت با آن مطرح شوند. به همین دلیل یکی از بخشهای مهم نظری این کتاب، غایت شناسی منطق و معرفت در نظام مشائی ارسطو و ابن سینا است. در واقع ماهیت این اندیشه با به کارگیری اجزایی که فلسفی و اشراقی اند تشخص می یابد. این اجزای زبان خاص اشراق و شهود فلسفی است که در حوزه معرفت شناسی بر اساس شهود و تجربه بررسی شده اند. وحدت اندیشه سهروردی موجب شده است تا مؤلف، برای نخستین بار جزئی دیگر از این اندیشه را ارزیابی و تحلیل کند. به نظر او این جزء، منطق است که موجب وحدت اندیشه سهروردی گردیده است. لذا تحلیل مبانی با بررسی منطق در آثار سهروردی آغاز شده است. این که ویژگی مقام منطق در اندیشه سهروردی متکی به قابلیت بالقوه نفس است و روح قدسی نیز آن را تایید می کند از بدایع این بررسی است.

اما دسته بندی مؤلف کتاب، از چهار اثر سهروردی یعنی: التلویحات اللوحیة و العرشیة، المقاومات، المشارع و المطارحات و حکمة الاشراق مطابق طرح هانری کربن با عنوان «خطوط اصلی جزم اندیشی» است. اما مؤلف قصد دارد از آنچه کربن پیشنهاد کرده فراتر رود. یعنی اگر این چهار اثر با هم ملاحظه شوند در واقع یک اثر واحد و یکپارچه را شکل می دهند. سهروردی کوشیده در آنها به طور روشمند تدوین جدیدی از فلسفه و حکمت را شکل دهد. تکیه گاه این تدوین که زبان تخصصی ویژه ای دارد تاکید بر عمل بدیع شهود است. کربن همچنین این موضوع را که خود آگاهی اساس و نقطه آغازین شناخت به عنوان موضوع اولیه است، مبنای استدلال قرار می دهد. انگیزه سهروردی از بررسی مبنای شهودی برای بازسازی حکمت مشاء هدف هر یک از چهار کتاب مذکور است. این چهار کتاب با یکدیگر مرتبط اند و مجموعه ای را که آغاز آن حکمت بحثی و پایان آن حکمت ذوقی است، تشکیل می دهند.

کتاب معرفت و اشراق در اندیشه سهروردی از چهار بخش تشکیل شده است: ۱- حکمت اشراق، ۲- مقام منطق در حکمت اشراق، ۳- نظریه اشراقی تعریف روش صوری و علم، ۴-معرفت و اشراق و جهان شناسی.

مطالب مرتبط