جهانی شدن و اثرات آن بر جامعه و خانواده 2

 کی وی سون 
مترجم: عاطفه سیدنا

•ممکن است چند مثال بزنید؟

ما جشن سال نو چینی اخیر را همراه با مراسم چایی در حضور مهمانان در خانه مان برگزار کردیم. مراسم چایی چینی به هنگام سال نو چینی رسم مهمی است که به افتخار و به احترام بزرگترهایمان برگزار می شود و حاکی از فروتنی و تواضع مان در کسب ثروت و دانش است. متاسفانه بسیاری از مردم دیگر این رسم را به جا نمی آورند حتی اظهارات دلسردکننده ای هم در این روز می شنویم. در عوض سال نو چینی با لباس های فاخر، نوشابه های گازدار و شکلات های دیگر جشن گرفته می شود.

خوشبختانه هنوز در بعضی خانه ها شیرینی های سنتی یافت می شود اما این تا چه زمانی ادامه خواهد داشت من نمی دانم. منظور من از، از دست دادن هویت و ارزش هایمان همین است. پیامی که در روند جهانی شدن دریافت می کنیم حاکی از ناکافی بودن زندگی خودمان است. چیزی که فکر می کنیم در جایی دیگر می بایست به دنبال آن گشت یعنی رویای آمریکایی مبهمی که به جمعیت جهانی فروخته می شود. این موقعیت فرد را بر آن می دارد که زندگی اش را در جست وجوی ثروت و ثروتمندان متمرکز کند. از دست دادن ارزش ها و هویت مان چیز بسیار ترسناکی است. زندگی مان را تهی می سازد و درونمان دائما در جست وجوی چیز باارزشی است که هرگز نخواهیم دانست واقعا چیست.

مثال دیگر جشن های هزاره اخیر است که به طور ۲۴ساعته در سراسر دنیا از طریق شبکه های تلویزیونی پخش شد. فکر می کردم باید جالب و دیدنی باشد. وقتی که کشورهای متفاوت همزمان با هم حلول سال نو را جشن می گیرند. اما اندکی بعد خسته شدم وقتی دیدم در همه کشورها رقص، موسیقی پاپ و پارتی های خیابانی اجرا می شود. در هندوستان نمایشی اجرا شد که سراسر موسیقی پاپ بود. چه اتفاقی بر سر هزاران سال تمدن و میراث فرهنگی هند آمده بود؟ به استثنای ژاپن که مراسم ناقوس های کلیسا را نمایش داد و یکی از منحصر به فردترین صحنه های جشن بود در بقیه نقاط جهان همه مشغول پارتی گرفتن بودند. جنبه ترسناک این است که ما به نقطه ای رسیده ایم که تقریبا هویت فرهنگی مان را از دست داده ایم و این هویت فرهنگی ارزش های فرهنگی ما را استحکام می بخشد.

•ما به عنوان پدر و مادر چه کاری می توانیم انجام دهیم؟

شاید اولین چیزی که می توان انجام داد این باشد که به جای اینکه هر چیز را عادی و معمولی بدانیم بفهمیم در اطرافمان چه چیزی اتفاق می افتد. قبل از بیرون رفتن و خریدن هر چیز از خود سئوال هایی بپرسیم و آگاهانه کوشش کنیم بدون اینکه نگران باشیم دیگران درباره ما چه می گویند. به طور موثری روند جهانی شدن ما را از فردیت خود تهی می سازد و ما هر روز بیش از روز پیش به حیوانی اجتماعی تبدیل می شویم که به جای پاسخ های آگاهانه با ذهن روشن فقط می تواند به موقعیت های خارجی واکنش نشان دهد زیرا آنچه در بیرون است بهتر به نظر می رسد. کوشش آگاهانه گامی است به سوی نگاه به درونمان. ما باید از خویش به عنوان والدین درک درستی داشته باشیم. نقاط قوت مان را، ضعف مان را، آنچه ما را خوشحال می کند و سایر چیزها را بشناسیم. شناخت ویژگی های فردی خودمان بر چگونگی رشد فکری فرزندانمان موثر است. یکی از خصوصیات جامعه مدرن امروزی که به وسیله نیروهای جهانی شدن برانگیخته شده تمرکز بر منابع بیرونی سرعت و رفاه است. نیازی نیست ما خودمان کاری انجام دهیم حتی مراقبت از بچه هایمان. ما به نتایج فوری و سریع نیازمندیم زیرا جهان نمی تواند منتظر بماند. به همین دلیل باید دیگران کارهایمان را انجام دهند. یکی از ناراحت کننده ترین مناظر را من زمانی دیدم که برای صرف شام به همراه خانواده ام به رستورانی رفته بودم. خانواده دیگری را هم دیدم که آنها هم به اتفاق فرزندانشان و مستخدمه شان آنجا بودند. وقتی کودکشان سر و صدا می کرد یا نمی توانست خود غذا بخورد و به مراقبت احتیاج داشت والدین به مستخدمه دستور دادند که او مراقبت از فرزندشان را انجام دهد و برای توجه و مراقبت از او حتی تکانی به خود نمی دادند. ۱۵سال بعد هنگامی که این کودک تصمیم می گیرد فرار کند یا معتاد شود برای تشخیص اشتباه خیلی دیر است. خیلی دیر است که بفهمیم ما باید بیشتر برای پدر یا مادر بودن واقعی تلاش می کردیم تا اینکه رئیسی باشیم برای مستخدم مان. در آن صورت اوضاع ممکن بود متفاوت باشد.

به طور خلاصه باید زمان بیشتری را با خودمان و برای خودمان صرف کنیم و سپس آن سکوت و آرامش را با بچه هایمان و آنها که دوستشان داریم قسمت کنیم. این تمرین باعث خواهد شد که ما به چیزهای مهمتری در زندگی ارزش بگذاریم که به نوبه خود خیلی چیزها را عوض خواهد کرد. ما یاد خواهیم گرفت که نیازی نیست به طور غیرارادی بلافاصله پس از شام تلویزیون را روشن کنیم. می توانیم به جای آن زمانی را با خانواده مان بگذرانیم. هر چند بسیار باارزش است که اوقاتی را با هم صرف کنیم اما قدرتمندترین ابزار در مواجهه با حمله بی امان مصرف گرایی نگاه به درون خویش است. کسب ثروت مادی به عنوان مهمترین چالش، مهار زندگی بیشتر مردم را در دست گرفته است و این به علت از دست دادن تماس ما با خویشتن است. به عنوان والدین و حتی در بسیاری مواقع به عنوان یک کارمند یا یک شهروند به جای اینکه وقت و انرژی مان را صرف خودمان کنیم صرف منابع بیرونی و انسان های دیگر می کنیم. ما نیازمندیم که متوجه توانایی ها و ضعف ها و ناامنی هایمان باشیم. حتی در مواقعی عطش مان برای ثروت و منابع مادی سرپوشی است برای مخفی کردن احساس ناامنی مان. اکنون زمانی است که می بایست به درون نگریست و بر آن تمرکز کرد.

مطالب مرتبط