لباس متحد

 امید پارسانژاد

در میان پادشاهان سلسله قاجاریه، محمدشاه بیش از همه به درویشی و علاقه به زهد شهرت دارد. به نظر می رسد این روحیه تحت تاثیر آموزه های حاجی میرزا آقاسی در او شکل گرفته باشد. حاجی که خود را عارف و اهل طریقت معرفی می کرد، آموزش محمدمیرزای نوجوان را در دستگاه شاهزاده عباس میرزا به عهده گرفت و توانست نفوذ خود را تا پایان عمر محمدشاه بر او حفظ کند. جهانگیر میرزا قاجار در «تاریخ نو» رفتار محمدمیرزا را در آن دوران چنین توصیف کرده است: «[محمدمیرزا] در اکثر اوقات لیل و نهار به نان و سرکه ای قلیل… قناعت می فرمودند و از ماکولات و ملبوساتی که از ولایت فرنگ می آوردند مجتنب شدند و از آن تاریخ… قند روسی میل نفرمودند و ملبوس از اقمشه فرنگ را بدون شستن نمی پوشیدند.»

محمدشاه این شیوه ساده زیستی را در دوران سلطنتش نیز تا حدودی حفظ کرد. بی پیرایگی موجود در نقاشی هایی که از او و دربارش باقی مانده است آشکارا با شکوه و جلال تصاویر عهد فتحعلی شاه مغایرت دارد. در واقع او از این جهت نقطه مقابل پدربزرگش بود. فتحعلی شاه علاقه ای عجیب و عطشی سیری ناپذیر برای نمایش حشمت و جبروت خود داشت. همیشه با لباس های بسیار فاخر و جواهرات فراوان در حضور دیگران حاضر می شد. عده ای از نمایندگان خارجی که او را ملاقات کرده بودند، در یادداشت های خود نوشته اند که لباس شاه به حدی جواهردوزی شده و سنگین بود که گاه احساس می شد او هر لحظه ممکن است توان تحمل آن را از دست بدهد. اما محمدشاه به عکس گاه بیش از اندازه ساده به نظر می رسید.
•منشور

از جمله تصمیمات جالبی که محمدشاه به واسطه همین روحیه ساده پسند گرفت و آن را با انتشار بیانیه ای اعلام کرد، ترویج نوعی لباس نظام میان بزرگان و سرکردگان سپاهش بود. او در آخرین روزهای محاصره هرات در سال ۱۲۵۵ه.ق. این بیانیه را منتشر کرد که در کتاب های تاریخ قاجاریه ثبت شده است. متن این منشور «که به خط خویش نگاشت و حکم داد» چنین است:

«لباس نظام بهترین لباس است و حکم، این است که همه نوکرهای شمشیربند در این لباس باشند و منفعت هایی که منظور می شود یکی این که همه مردم به صورت توحید می شوند و در نظر دشمن مهیب و جنگی و با نظام می آیند. [این لباس] سبک است و در پوشیدن و درآوردن آسان است. خرجش کمتر است، البته از قیمت یک دست لباس سابق دو دست لباس نظام دوخته می شود. اگر آن لباس قدیم پنج ماه دوام می کرد و در بدن تازه بود، این یک سال دوام می کند. البته [هر سال] دو کرور به [عنوان] قیمت شال به کشمیر و هند می رفت و در صندوقخانه تنها هر سال سه هزار طاقه شال خریده می شود. همچنین مردم برای جبه و کمر بستن و ارخالق (نیم تنه) و کلیجه (سرداری) مبلغ های گزاف در بهای آن تبذیر و اسراف می کردند و پول از ایران بیرون می رفت و حال به جهت لباس نظام این همه چیز از مردم ایران رفع شد و شال هیچ لازم نیست. مردم متکبر و متفرعن به شال و خز و لباس های بلند فخر می کردند و بر امثال و اقران تفوق می جستند و مردم نجیب از زخارف دنیوی بی نصیب هم لازم می شد که لباسشان را آن طور کنند. بایستی دویست تومان خرج نمایند تا جبه ترمه یا پوست بخارا تمام کنند و راه روند. [اما] این لباس نظام همگی از قدک و دارایی (دو نوع پارچه ابریشمی و پنبه ای) و شال ساده کرمانی خواهد بود و پوست های شیرازی در کلیجه ها و کلاه ها استعمال می شود که پول بی جهت به کشمیر و هند نرود. و بهترین اصناف مردم سربازها بودند و بزرگان شبیه به آنها نبودند. حالا که رخت سربازی متداول شده، همه در لباس به آن مردمان غیور و یاران دولت و رواج دهندگان شریعت شبیه شدند. حسن دیگر آنکه [از این پس] مردم نوکر (کارگزاران دولت) لباسشان تفاوت با اصناف رعیت و خراجگزار و تجار دارد. رخت قدیم ایران همین لباس نظام بود، چنانکه در تخت جمشید در صورت های سنگی که کشیده اند [دیده می شود و] البته اکثر مردم در آنجا ملاحظه کرده اند.» («ناسخ التواریخ»، محمدتقی لسان الملک سپهر)

•استدلال

در میان استدلال های محمدشاه برای رواج دادن لباس جدید، جنبه های اقتصادی که در نظر داشته جالب به نظر می رسد. نمی دانیم رقم دو کرور (یک میلیون تومان) که به نوشته او صرف خرید پارچه های گرانبهای کشمیری می شده یا عدد سه هزار طاقه شال که صندوقخانه سلطنتی هر سال می خریده رقم های دقیق و از سر تحقیقی است یا هدف از به کار بردن آن، افاده تکثیر است. هر چه باشد نشان می دهد که بزرگان ایران مبلغ گزافی صرف خرید این گونه پارچه ها می کرده اند.نکته جالب دیگر ابراز ناخرسندی شاه از روحیه تفاخر و تفرعن محتشمان است که در شیوه پوشش آنها نمود می یافته. ناگفته پیداست که حاجی میرزا آقاسی، اگر خود محرک این اقدام شاه نبوده باشد، کاملا با او همراه بوده است. او مهر تاییدش را هم به شیوه خود پای منشور ملوکانه گذاشته است: «چون این منشور را شاهنشاه غازی رقم کرد، حاجی میرزا آقاسی این حکم را با آیتی چند از قرآن مجید محکم نمود و [با ذکر و تفسیر چند آیه] گفت… این همه دلالت بر آن کند که جامه را کوتاه باید داشت که نه موجب کبر شود و نه با پلیدی ها آلوده گردد.» (همان)

مطالب مرتبط