ارزروم

 امید پارسانژاد

روابط ایران و عثمانی از هنگام تشکیل دولت ملی ایران توسط سلسله صفویه همواره پرتنش و آشوب زا بود. صفوی ها تشیع را به عنوان وجه تمیز و جوهر هویت ملی – سیاسی ایران انتخاب کردند و در کوشش برای پدید آوردن حکومتی مستقل مبتنی بر ایدئولوژی تشیع توفیق یافتند. طبیعی بود پس از آن روابط دو کشور همسایه (که یکی خود را میراث دار پیشینه تاریخی ایران و نگهبان شیعه گری می دانست و دیگری خود را تداوم خلافت عباسی و صاحب حق تسلط بر دنیای اسلام معرفی می کرد) پربرخورد و خصومت آمیز باشد.

روابط ایران و عثمانی تا سه قرن پس از تشکیل سلسله صفویه عملا در جنگ های خونین و انتظارهای توام با بی اعتمادی گذشت. اما از اواسط قرن دوازدهم هجری که نشانه های روشن انحطاط دو کشور به تدریج آشکار شد، ماهیت این روابط به تدریج تغییر کرد. ایران گرفتار درگیری های داخلی شد و انسجام خود را تا حدود زیادی از دست داد. دولت عثمانی نیز در مواجهه با اروپای جدید به تدریج عقب رانده شد و نقش خود را به عنوان یک امپراتوری بزرگ و قدرتمند از دست داد. از سوی دیگر تهدید روسیه در همسایگی دو کشور، روابط را به مثلثی پیچیده وارد کرد که ائتلاف های شکننده و توافق های پشت پرده از خصوصیات آن بود. این رابطه سه گانه از جمله در ماده سری پیمان صلح بخارست نمود یافت که طبق آن عثمانی ها متعهد شدند به سپاهیان روسیه که در قفقاز علیه ایران می جنگیدند مهمات و آذوقه برسانند. افشای این اقدام عثمانی ها روابط آنها را با ایران بار دیگر تیره کرد و سرانجام به جنگ های محدود سال ۱۲۳۶ه. ق منجر شد.

•پیمان اول

سپاه آموزش دیده و توپخانه منظم و مجهز عباس میرزا در برابر نیروهای عثمانی نمایش موفقی داشت و در چند مرحله پیروز شد. اما نه ایران و نه عثمانی توانایی و انگیزه یک جنگ فراگیر و جدی را نداشتند؛ بنابراین دامنه این نبردها به سرعت برچیده شد. طرفین با وساطت کانینگ سفیر انگلستان در استانبول، بر سر یک معاهده صلح توافق کردند. به موجب این معاهده که به نام پیمان اول ارزروم شناخته می شود، ایران نواحی فتح شده را به عثمانی بازمی گرداند، مرز دو کشور بر اساس معاهده ۱۱۵۶ه.ق میان نادرشاه و سلطان محمود پذیرفته می شد، اختلافات گمرکی از میان می رفت و حقوق روشنی در اختیار ایلاتی که در سرحد زندگی می کردند قرار می گرفت.

اما با وجود امضای این پیمان، هنوز موارد مبهم و مورد اختلافی میان دو کشور باقی بود. از جمله این موارد می توان به مسئله زوار و حجاج ایرانی، موضوع پناهندگان سیاسی و از همه مهمتر ابهاماتی که در معاهده ۱۱۵۶ه.ق در مورد سرحدات وجود داشت، اشاره کرد. افزون بر این اختلافات، حمله یکی از پاشایان عثمانی به محمره (خرمشهر فعلی) در زمانی که محمدشاه قاجار هرات را در محاصره داشت، آتش دشمنی میان دو کشور را بار دیگر فروزان کرد. به نظر می رسد این حمله به تحریک دیپلمات های بریتانیایی صورت گرفته باشد که کوشش می کردند به هر ترتیب مانع از گسترش نفوذ ایران در سرزمین افغانستان شوند. محمدشاه که همزمان خبرهایی از اشغال جزیره خارک و تحرکات نظامی بریتانیا در جنوب نیز شنیده بود، از محاصره هرات منصرف شد و به تهران بازگشت.

• پیمان دوم

مدتی بعد تحولاتی در عثمانی اتفاق افتاد که دولت آن کشور را در مواجهه با ایران در موضع ضعف قرار داد. عثمانی ها پیشنهاد کردند حمله به محمره را با پرداخت غرامت جبران کنند. این پیشنهاد را صارم افندی که به عنوان سفیر به تهران آمده بود با خود آورد. او در گفت وگو با حاجی میرزا آغاسی دریافت که ایران چهار یا پنج کرور تومان غرامت می خواهد. مذاکرات صارم افندی با حاجی در تهران به جایی نرسید و او به کشورش بازگشت. ابهام در روابط دوطرف مدتی ادامه داشت تا اینکه بار دیگر دشمنی بر سر حکومت شهر زور (که از قدیم مورد اختلاف ایران و عثمانی بود) بالا گرفت. محمدشاه سپاهی بسیج کرد و به سوی سرحد عثمانی فرستاد. دو کشور در آستانه جنگ بودند که نمایندگان سیاسی روسیه و انگلیس در ایران و استانبول فعال شدند و قرار شد کنفرانسی با حضور نمایندگان چهار کشور ایران، عثمانی، روسیه و انگلستان در ارزروم تشکیل شود و به مسائل مورد اختلاف رسیدگی کند. دولت ایران تصمیم داشت میرزا جعفرخان مشیرالدوله سفیر پیشین در استانبول را به نمایندگی از خود به کنفرانس اعزام کند، اما جعفرخان به شدت بیمار شد و حاجی میرزا آقاسی، میرزا تقی خان فراهانی (امیرکبیر بعدی) را به جای او فرستاد. شرکت در این کنفرانس در رشد سیاسی میرزا تقی خان نقشی بسیار حیاتی ایفا کرد. علاوه بر این، به نوشته فریدون آدمیت در «امیرکبیر و ایران»: «کنفرانس ارزروم که بیش از چهار سال طول کشید و پیمان ارزروم که در سال ۱۲۶۳ بسته شد، نماینده آخرین دوره تحول روابط ایران و عثمانی است. از یک سو مجموع اختلافات قرون گذشته دو کشور در آن نمایان است و از سوی دیگر پایه روابط جدید دو دولت را، حتی تا زمان به وجود آوردن دولت عراق پس از جنگ جهانی اول، همان عهدنامه بنیان گذارد. از این رو کنفرانس ارزروم در تاریخ ایران و عثمانی پرمعنی و بااهمیت است».

مطالب مرتبط