محمد آقانخجوانی

چهره های تاریخ

محمد آقانخجوانی
 محمود فاضلی

حاج محمد نخجوانی از چهره های خوش نام و از فضلای صاحب نام آذربایجان در سال ۱۲۹۷ ه.ق در تبریز متولد شد. در سال ۱۳۱۶ به همراه پدر به مکه رفت و سپس برای زیارت عتبات عالیات به عراق سفر کرد و در کشورهای هند، ترکیه، مصر، پاکستان و اروپا به سیر و سیاحت پرداخت و در تمام سفرها از خرید نسخ خطی غافل نماند و در این راه نهایت علاقه و شوق وصف ناپذیری از خود نشان داد. برای تهیه و جمع آوری «نسخ خطی» از شهری به شهر دیگر رفت و تمام عمر خود را به جمع آوری و خدمت به فرهنگ ایرانی سپری کرد تا گنجینه های مختلف به ویژه نسخه های خطی که توسط سودجویان از ایران خارج شده بود به ایران بازگردد. همین توجه به خرید کتاب، خاصه نسخه های خطی موجب شد تا به مرور کتابخانه ای نفیس و ارزشمند ایجاد کند که مورد استفاده اهل فضل و دانش قرار گیرد.

برخلاف کسانی که کتاب های دستنویس مهم را از ایران به کشورهای خارج می بردند و به بهای گزاف می فروختند در طی سفرهای تجاری خویش، کتاب های دستنویس را خریداری کرده و به ایران می آورد. وی در ادب فارسی، تحقیق و جمع آوری نسخ خطی زحمت ها کشید و به واقع متخصص بود. عشق به وطن و فرهنگ و ادب و تاریخ سرزمین اهورایی ایران، او را چنان به و جد و شوق می آورد که بی شک هرگونه مرارت و سختی را برای یافتن نسخه ای خطی به جان می خرید و عاشقانه به سیر و سفر می پرداخت.استاد نخجوانی شخصیتی بود درد آشنا و آگاه به مسائل سیاسی روز و ستمی را که از طرف حاکمیت و ایادی شرور آن بر ملت ستمدیده ایران تحمیل می شد، به خوبی درک می کرد. او همگامی و همفکری با آزادیخواهان و روشنفکران را وظیفه انسانی و اخلاقی خود می دانست. از این رو هنگامی که حرکت پرجوش و خروش ملت ایران را جهت مبارزه با ظلم و استبداد و به دست آوردن حریت و آزادی و نیل به آرمان های انسانی مشاهده کرد، در دوره مشروطیت به صف آزادیخواهان پیوست. در راه آزادیخواهی قدم ها برداشته بود ولی در آن باب تاکید بیش از حد نمی کرد. در دوران یک ساله حکومت دموکرات ها در تبریز، برخلاف دیگر روشنفکران تبریز را ترک نکرد.نخجوانی هرگز داعیه ادیب یا مورخ بودن نداشت، اما از سر شوق می نوشت و می خواند و در عرصه ادب فارسی مطالعات عمیقی داشت. گواه این مدعا مقالاتی است که در زمینه های مختلف نوشته است. وی در کتابشناسی و شناخت انواع خطوط از استادان بنام عصر خود به شمار می رفت، اما هرگز مدعی نبود. عاشقی بود بی تکلف و از اطلاعات عمیقی که در زمینه های مختلف اندوخته بود، هرگز سخن به میان نمی آورد. قلمی شیرین، روان و ساده داشت. چون به نقد می پرداخت تواضع، فروتنی و ادب نفس را در حد اعلا منعکس می ساخت و غرور در نوشته هایش نبود. وی نه پرحرف خسته کننده بود و نه همیشه صامت.نخجوانی همواره در دل دوستان خود جای داشت و ارباب فضل به دیده احترام به وی می نگریستند. فروتنی، تواضع و مهمان نوازی وی زبانزد دوستان بود. در میان ادبا و فضلای شهر تبریز از محبوبیت خاصی برخوردار بود. با حضور وی «انجمن ادبی هفتگی» تشکیل می شد. با مرگ نخجوانی این انجمن از هم پاشیده شد. وی علاوه بر عضویت در اغلب مجامع خیریه از جمله دارالتربیه، شیر و خورشید، انجمن های ادبی و اتاق تجارت تبریز به کارهای فرهنگی و خلق آثار ادبی نیز همت گماشت.مهم ترین ارمغانی که وی به جهان دانش این سامان تقدیم داشته است کتابخانه بسیار نفیسی است که صرف نظر از کتب چاپی از نظر نسخه های خطی بسیار ارزشمند است که در نوع خود بی نظیر است و از جهت حیث اعتبار در ردیف بزرگترین کتابخانه های جهان قرار داد. کتابخانه استاد اعم از خطی و چاپی که بالغ بر حدود ۳۷۰۰ جلد کتاب می شد، طبق وصیت و سندی به همت استاندار وقت آذربایجان به کتابخانه ملی تبریز منتقل شد. وی آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشت که از جمله می توان به چاپ دیوان حیران خانم دنبلی از روی تنها نسخه ای که در اختیارش بود، چاپ اشعار معجز شبستری شاعر پرآوازه آذربایجان و تهیه فهرست کتب خطی کتابخانه و تربیت و تصحیح دیوان ابومنصور قطران تبریزی اشاره کرد.

فقید سعید محمد آقانخجوانی شمع فروزان تبریز و آفتاب درخشان فضلای این سرزمین پس از ۸۴ سال زندگی پربار در ۱۴ مردادماه ۱۳۴۱ درگذشت و در تبریز به خاک سپرده شد. نام نخجوانی بر صحیفه گیتی و جریده عالم دانش به بزرگی و مردانگی ثبت شده است. مرحوم نخجوانی مصداق واقعی «زنده جاوید» است. خزانه گرانبهای نخجوانی نام این رادمرد عالی مقام را برای ابد پایدار نگاه می دارد. گلستان کتب نخجوانی را خزانی نیست و گل های آن را روزبه روز طراوت و تازگی جدیدی خواهد بود.

منبع: زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی محمدآقانخجوانی

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی _ اسفند ۸۴