برآمدن میرزا تقی خان

تاریخ معاصر ایران

 امید پارسانژاد

میرزا تقی خان فراهانی که بعدها لقب امیرکبیر گرفت و به یکی از مشهورترین شخصیت های تاریخی دوران سلطنت قاجاریه تبدیل شد، در روستای هزاوه از توابع فراهان اراک به دنیا آمده بود. پدر میرزا تقی خان (کربلایی قربان) سرآشپز خاندان قائم مقام فراهانی بود و بزرگان همین خانواده امکان تحصیل او را فراهم آوردند. از سوی دیگر فراهان از جمله نقاطی بود که تعداد باسوادهایش زیاد بود و منطقه ای به اصطلاح منشی پرور محسوب می شد. قائم مقام بزرگ (میرزا عیسی) و پسرانش – از جمله میرزا ابوالقاسم- طبعا مایل بودند اعضای دیوان تحت سرپرستی خود را از میان هم ولایتی هایی برگزینند که به وفاداری آنها اعتماد بیشتری داشتند.گفته می شود میرزا تقی خان در هنگام مرگ میرزا عیسی قائم مقام (میرزا بزرگ) حدود هجده سال داشته است. او گویا کار دیوانی خود را تحت نظر میرزا بزرگ آغاز کرده است. روایت هایی وجود دارد که میرزا تقی خان را دستیار مستقیم میرزا بزرگ در آخرین روزهای عمر معرفی می کند. اما مسلم این است که میرزا ابوالقاسم فراهانی (قائم مقام دوم) توجه و نظارت جدی تری به امر تعلیم و پرورش میرزا تقی خان داشته است. در واقع میرزا تقی خان را باید برکشیده قائم مقام دوم دانست.

•صعود

نامه ای از میرزا ابوالقاسم قائم مقام خطاب به برادرزاده اش اسحق در دست است که میزان توجه و نوع پیش بینی او را نسبت به آینده میرزا تقی خان به خوبی نشان می دهد. از قرائن پیداست که این نامه در دوران نوجوانی میرزا تقی (هنگامی که هنوز به لقب میرزا شناخته نمی شد و کربلایی تقی خطاب می گرفت) نوشته شده و به دوران آموزش او مربوط است. میرزا ابوالقاسم در این نامه نوشته است: «دیروز کربلایی تقی کاغذی نوشته بود موجب حیرت حاضران گردید. همه تحسین کردند و آفرین ها گفتند… یکی از آن میان سر بیرون آورد تحسینات او را به شان شما وارد کرد که در واقع ریشخندی به من بود! گفت: «درخت گردکان بر این بزرگی – درخت خربزه الله اکبر؛ نوکر این طور چیز بنویسد، آقا جای خود دارد.» من چون از تو مایوس نبودم آن تمجید ریشخندی را تصدیق نمودم لکن جهالت محمد (پسر قائم مقام) روحم را آزرده می دارد. باری حقیقت من به کربلایی قربان حسد بردم و بر پسرش می ترسم… از [پسرانم] محمد و علی مایوسم، تو اگر مرد میدانی دستی از آستین بیرون آر و قلم کربلایی بچه را از میان بردار. خلاصه این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می گذارد. باش تا صبح دولتش بدمد.» (نقل شده در «امیرکبیر و ایران»، فریدون آدمیت)نخستین سال های خدمت میرزا تقی خان در دیوان استیفای آذربایجان گذشت. او پس از پایان جنگ های ایران و روسیه و در واقعه قتل گریبایدوف به همراه خسرو میرزا (پسر عباس میرزا) مامور سفر به روسیه شد تا از حادثه پیش آمده عذرخواهی کنند. همچنین در دورانی که شاهزاده عباس میرزا و قائم مقام در کار انتظام خراسان و ولایات شرقی ایران بودند، میرزا تقی خان در آذربایجان ماند. عباس میرزا در این دوران پسرش فریدون میرزا را نایب حکومت آذربایجان کرد و محمدخان زنگنه را به نیابت قائم مقام گمارد. از مکاتبات این دوره پیداست که میرزا تقی خان اوضاع آذربایجان را به نایب السلطنه و قائم مقام گزارش می کرده است. او سپس استیفای نظام آذربایجان را به عهده گرفت و به این ترتیب گام مهم دیگری در روند پیشرفت خود برداشت.

•نظام

به نوشته عباس امانت در کتاب «قبله عالم»؛ «راز موفقیت میرزا تقی خان، گذشته از استعدادهای شخصی، تسلط او بر نظام جدید یعنی لشکر [سبک] اروپایی آموزش دیده آذربایجان بود. این سپاه قهارترین نیروی نظامی مملکت و نیز چشمگیرترین عامل تجدد در ایران آن زمان به شمار می رفت و عملکرد امیرنظام نمونه بارزی بود از بهره گیری اصلاح طلبان از تشکیلات نظامی برای چیرگی بر نهادهای سیاسی. امیرنظام از ستایندگان محمدعلی پاشا نایب السلطنه مصر بود و همانند او از پایگاه خود در قشون برای پیشبرد مقاصدش بهره می جست.»جالب اینجاست که میرزا آقاخان نوری که بعدها به جدی ترین رقیب و خطرناک ترین دشمن میرزا تقی خان بدل گشت نیز از این امتیاز برخوردار بود. او در دوران سلطنت محمدشاه قاجار سمت وزارت لشکر داشت و در مورد تسلط او به این کار و حافظه عجیبش داستان ها نقل شده است.نکته قابل توجه دیگر در مورد میرزا تقی خان فراهانی این است که ورودش به امر استیفای نظام آذربایجان در هنگام سفر قائم مقام به خراسان و تحت نظارت امیرنظام زنگنه اتفاق افتاد. امیرنظام زنگنه در آن هنگام از جمله جدی ترین رقبای قائم مقام بود و شاید همین مسئله باعث شد پس از سقوط و قتل میرزا ابوالقاسم قائم مقام، صدمه ای به منزلت میرزا تقی خان وارد نشود.به عهده گرفتن ریاست هیات نمایندگی ایران در کنفرانس ارزروم توسط میرزا تقی خان، گام بعدی او در ورود به عرصه کلان سیاست بود. این ماموریت توسط حاجی میرزا آقاسی به او سپرده شد و چهار سال به طول انجامید. هدف کنفرانس بررسی و حل اختلافات میان ایران و عثمانی، به ویژه دشواری های سرحدی بود. میرزا تقی خان در این ماموریت طولانی مشکلات فراوانی را از پیش پا برداشت که یکی از آنها شورش مردم شهر علیه او بود. اما سرانجام نتایج کار به گونه ای بود که جایگاه میرزا تقی خان را در عرصه سیاست کشور تثبیت کرد. او حالا باید منتظر فرصتی می ماند تا گام بعدی را بردارد. مرگ محمدشاه این فرصت را در اختیار او گذاشت.

مطالب مرتبط