هنگامی که استرس سهمی از زندگی ما می شود

 محبوب اربابی

 

کار، بچه ها، همسر، خانه و… در زمانه ای که مجبوریم به سرعت برق زندگی کنیم طبیعی است که مدام دچار استرس باشیم. وقتی بر این باوریم «وقت ندارم به کارهایم برسم»، «روزها خیلی زود می گذرند» و… چگونه آرامش خود را حفظ کنیم و ارزش هر روز را دریابیم بدون اینکه دغدغه مشکلات کوچک روزانه را داشته باشیم؟ البته کار آسانی نیست. هنگامی که استرس سهمی از زندگی ما می شود، احساس می کنیم وقت کافی برای به پایان رساندن کارهایمان نداریم در نتیجه وقتی کارها به همان سرعتی که انتظارش را داریم پیش نمی رود، آرامش خود را از دست می دهیم و چه بسا دلسرد و سرخورده شویم. راه حل هایی که این روزها برای کم کردن فشارهای روحی ارائه می شوند معمولا عبارتند از: ورزش، یوگا، تکنیک های ریلکسیشن، مدیتیشن و… اما آیا راه دیگری وجود ندارد؟ مسلما بله.

در مقام یک انسان، همه ما دچار هیجاناتی می شویم اما آیا درک و برداشتی که از حوادث و پیشامدها داریم باعث ایجاد استرس هستند و یا خود آن پیشامد؟ مثلا شما فراموش کرده اید لباسی را که باید فردا بپوشید از خشک شویی تحویل بگیرید؛ تصمیم با خودتان است که به آن فکر نکنید و با خود بگویید اهمیت چندانی ندارد، چیز دیگری می پوشم، یا شب تا صبح با فکر این موضوع خواب را بر خود حرام کنید. در این گونه موارد بهتر است از خود بپرسید پیامدهای این فراموشی چه هستند؟ آیا تا شش ماه آینده همچنان برای شما اهمیت دارد؟

دلسردی های روزانه خود را به ترتیب اهمیت از یک تا ۱۰ طبقه بندی کنید، مورد اول را به موضوعی اختصاص دهید که از همه مهمتر است. با مجبورکردن خود به انجام این تمرین، عادت خواهید کرد موضوعات کم اهمیت را راحت تر مورد بررسی قرار دهید و عواقب آن را در نظر بگیرید. آیا یک حرف زیادی و انتقادی از شما که تمام شب روی آن فکر کرده اید به راستی لاینحل است؟ اگر نه، پس دیگر به آن نپردازید. پزشک زمان همه چیز را به خوبی جبران می کند.بگذارید ندای کوچکی که شما را به شک می اندازد و می گوید موفق نمی شوید، خاموش شود. به جای اینکه خود را ملامت کنید دوباره ذهن خود را برای اندیشیدن به روشی مثبت آماده سازید. سعی کنید بیندیشید اگر دوستتان چنین موقعیتی داشت شما چگونه به او کمک می کردید و محکم و استوار به او می گفتید چنین و چنان کند، آنگاه همین کار را برای خود انجام دهید.اگر عصبانی و برافروخته هستید چون همسرتان فراموش کرده بگوید شیر تمام شده است یا از اینکه کارفرمایتان شغلی را که مشتاق آن بودید به دیگری داده است احساس سرخوردگی می کنید، فراموش نکنید که دیگران لزوما مانند شما فکر نمی کنند و نگرانی های آنان با شما یکی نیست. اگر به طور واضح آنچه را احساس می کنید بیان نکنید، آنها همیشه نمی توانند حدس بزنند.

دیگران نیز می توانند مانند شما مرتکب اشتباه شوند، فراموش کنند، تشکر کنند یا به وعده خود عمل کنند و… زندگی مملو از اتفاقات غیرقابل پیش بینی است که باید آنها را پذیرفت. شما نمی توانید در برابر چراغ قرمزهایی که همیشه وقتی عجله دارید قرمز هستند کاری بکنید. شما نمی توانید چیزی را تغییر دهید؛ چنانچه فیلمی که به تماشای آن رفته اید ۱۰ دقیقه دیرتر از ساعت مقرر شروع می شود؛ بهتر است همان طور آن را بپذیرید و برای برقراری آرامش خود از تماشای فیلم بهره ببرید.

بیاموزید که در زمان حال از زندگی بهره ببرید به جای آنکه مدام تکرار کنید: «هر گاه پول بیشتری به دست آورم استراحت خواهم کرد» یا «هر وقت این کار را تمام کنم یا در آن کار موفق شوم» در غیر این صورت سال های سرشار از استرس در انتظار شما خواهد بود. برعکس قدر چیزهایی را که به دست آورده اید بدانید، ارزش هر روزی را که می گذرد دریابید و به خود بگویید: زمان بسیار گرانبها تر از آن است که با دلسردی ها و نگرانی های بی فایده آن را هدر دهیم.