بررسی جامعه شناختی باورهای فرهنگی و جامعه پذیری در تصور انسانها از مرگ(مورد مطالعه شهروندان شهر تهران )

دانلود فایل


فرزانه معززی خنده روی یزدی

دکترای جامعه شناسی

 

Sociological Study of Cultural Beliefs and Socialization in the Concept of Human Beings of Death (Case Study of Citizens of tehran)

2-1- نوع کارتحقیقاتی (بنیادی، نظری، کاربردی یا عملی):

این پژوهش  در زمره تحقیقات کاربردی است زیرا این تحقیقات با استفاده از زمینه و بستر شناختی و معلوماتی که از طریق تحقیقات بنیادی فراهم شده برای رفع نیازمندی های بشر  در جهت توسعه رفاه و آسایش و ارتقای سطح زندگی انسان مورد استفاده قرار می گیرند.

2-2بیان مساله:

یکی از بدیهی ترین و یقینی ترین مراحل زندگی انسان ،رخداد بزرگ واقعه مرگ است.انسان همواره به مرگ به منزله یکی از نخستین و پایدارترین دغدغه های خویش می اندیشیده است (صنعتی،2:1384).

     مرگ مساله ای است مربوط به زندگان.از میان مخلوقات بسیاری که در این کره خاک می میرند،تنها انسان ها هستند که نزد آنها مرگ یک مساله است.آنها در تولد،بیماری،جوانی،بلوغ،سالخوردگی و مرگ،با حیوانات سهیم اند.ولی از میان جانوران ،تنها آنها می دانند که خواهند مرد؛تنها آنها قادرند پایان کار خویش را انتظار کشند،و ازاین نکته آگاه اند که بالاخره زمان اش فرا خواهد رسید،و تدابیر و دور اندیشی های خاصی در قالب فرد یا گروه به خرج می دهند تا از خود در برابر خطر نابودی محافظت کنند(الیاس،29:1395).

    مرگ یک انسان صرفا یک پایان نیست،بلکه فرایندی با معناست.انسانها در زندگی اجتماعی خود تماس های معناداری را بر سر مرگ با یکدیگر شکل می دهند.تاریخ بشر نشان میدهد که مرگ انباشتی از فرهنگ و اداب وسنن که آن را احاطه کرده اند،همواره در زندگی ما حاضر است و نمی توانیم انکارش کنیم و از نقشی که درزندگی ما دارد بگذریم.

     «جامعه شناسی مرگ»،در حقیقت،شاخه ای نوپا و البته پر دامنه از جامعه شناسی که در تلاش است تا به موضوع مرگ و جامعه بپردازد و در این میان،به پرسش های جامعه شناختی در این باره پاسخ گوید.اگر چه این حوزه از جامعه شناسی در ایران چندان مورد توجه نبوده است،ولی در غرب توجه به این موضوع زیاد است.

تاکید این موضوع بر این است که مرگ فارغ از واقعیت بیولوژیکی،بر انبوهی از مسائل فرهنگی و اجتماعی استوار است  که از جایی به جای دیگر متفاوت است و همین امر سبب شده که مرگ دارای معنای واحدی نباشدبرای مثال جامعه سنتی مرگ را به گونه ای معنا می کند که با یک جامعه مدرن متفاوت است.پاسخ به این پرسش  که ماهیت مرگ چیست،در روند تحول اجتماعی تغییر می کند(الیاس،31:1395)

مرگ آگاه بودن انسان،ذهن ژرف اندیش او را با انبوهی از مسائل مهم روبرو کرده است.موضوع معنای زندگی و نسبت آن با مرگ، و شمار زیادی از سوالات و ابهامات دیگر از جمله بحث های مناقشه برانگیزی هستند که مرگ را برای آدمی مسئله  کرده اند و همواره فکر و ذهن او را به خود مشغول داشته است.مرگ  بر فهم آدمی نسبت به خود،زندگی و جهان پیرامون تاثیر اساسی دارد و به آن معنا و جهت میدهد.

در اینجا برای توضیح بیشتر چند نکته را یاداور میشوم:

یک:مرگ پژوهی، در سطح کلان،برخلاف دیگر کشورها، در کشور ما بسیار اندک به چشم میخورد و میتوان در این زمینه کتاب «تنهایی دم مرگ»نوربرت الیاس را که از انتشارات گام نو منتشر شده است نوعی منبع مقدماتی برای پژوهش ها به شمار اورد.به همین دلیل از پژوهش حاضر نمیتوان خیلی انتظاری جز تلاش برای مطالعات بعدی داشت.

دو:این پژوهش رویکرد اثباتی به کارکردهای مرگ نخواهد داشت.

سه:مراد از مرگ در این رساله کارکرد اجتماعی و فرهنگی مرگ خواهد بود.

اکنون به عنوان یک واژه کلیدی در این رساله به مفهوم مرگ از نوع جامعه شناسی آن خواهیم پرداخت.

مرگ از نظر جامعه شناختی،عبارت است از جدایی بیمار از اشخاص مهم زندگی اش،احساس تنهایی در زندگی و این حالت ممکن است بسیار پیش از مرگ جسمانی و حتی مرگ روانی رخ دهد.سرشت خاص مردن در جوامع صنعتی پیشرفته،همراه باانزوای عاطفی که جزو بارزترین ویژگی های احتضار است تجلی می یابد.(الیاس،102:1395).

     از نظر علوم انسانی مرگ معمولا در سه سطح:1)درون فردی،2)میان فردی و 3)مرگ غیر شخصی صورت بندی میشود(معتمدی،24:1386)

مرگ درون فردی اشاره به تجربه درونی افراد از مرگ و فنا ناپذیری خود دارد.تجربه ای که همه انسان ها از آن آگاهی دارند.مرگ میان فردی به تجربه ناخوشایند از دست دادن افراد اشاره دارد.در حقیقت آنچه او با آن مواجه است  مرگ دیگری و داغدیدگی خویش است.اما مرگ غیر شخصی،اشاره به مرگ کسانی دارد که انسان از فوتشان احساس سوگ نمی کند.

         مرگ مسئله ای نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت پس تجربه تفکر درباره مرگ(تصور ذهنی)،در طی فرایندهای عدیده  جامعه پذیری و یادگیری اجتماعی  حاصل میشود و عقاید مذهبی سهم به سزایی در شکل دادن به این تصورات دارند.از این رو،این تحقیق بر آن است تا به بررسی جامعه شناختی باورهای فرهنگی و جامعه پذیری  در تصورانسانها از مرگ بپردازد.

2- 3 اهمیت و ضرورت تحقیق:

مرگ و مسائل مربوط به آن از زمان پیدایش تمدن بشری از جمله موضوعات سرنوشت ساز،بحث انگیز حوزه اندیشه و گفتمان جامعه شناختی بوده اند.طی قرن ها دانشمندان بسیاری از حوزه ها تاملات خود را در خصوص موضوع مرگ مستند سازی کرده اند.اما جای یک چیز در این میان خالی بود و آن هم پژوهش های اکادمیک در حوزه روانشناسی و جامعه شناسی در خصوص مرگ بود،هر چند فروید پیش تر از موضوعاتی مانند سوگواری و مالیخولیا و روند پرداختن به مرگ سخن گفته بود.در حقیقت فروید بر این بود که ما نمی توانیم نگرانی در مورد مرگ خودمان را تجربه کنیم و اظهار داشت که مرگ خود ما در واقع بسیار غیر قابل تصور و باور نکردنی است؛در اصل،هیچ کس به مرگ خود باور ندارد و در حوزه ناخود اگاه،هر یک از ما به جاودانگی خود اعتقاد داریم.از جهت جامعه شناختی، دیدگاههای مختلفی در مورد مرگ و لحظه مردن وجود داردآیا مرگ و لحظه مردن قابل  مطالعه جامعه شناسی است؟آیا لحظه مردن یک امر اجتماعی است؟با نگاه دورکیمی مرگ و لحظه مردن یک امر اجتماعی است چون عارضی و بیرونی است و ثانیا الزامی بر فرد وارد می کند و شخص در انتخاب لحظه مردن اختیاری ندارد.اما لحظه مرگ را نمی توان با نگاه اثباتی شناخت باید آن را فهمید. انسان همواره با ترسی مبهم از مرگ به عنوان تاریکی که پس از روشنایی زندگی می آید زندگی می کنند. نحوه تفکر درباره مرگ به شدت بر روی رفتار انسان ها اثر دارد به طوری که در طول تاریخ نحوه تفکر مردمان اقوام مختلف بر روی فرهنگ و حتی سرنوشت شان اثر گذاشته است.

امیل دورکیم[1]،نخستین جامعه شناس فرانسوی،پژوهش  های مفصلی  در خصوص میزان خودکشی و این که چگونه این میزان میتوان با ابعاد مختلف ثبات اجتماعی در ارتباط باشد انجام داد.

     مرگ یک انسان هم برای خود او کانونی است از معنا و هم برای جامعه ای که او به آن تعلق دارد؛ واز سوی دیگر هم برای خود او بحران است و هم برای جامعه ای که او در آن زندگی می کند.به همین دلیل است که همه شواهد تاریخی و ادبی،از آغاز آفرینش تاکنون بر این مطلب صحه می دهند که مرگ همواره،دغدغه انسان بوده است و با زندگی او آمیخته بوده و به آن معنا داده است.(kublerrans.1999.p.4).

بر طبق مطالعات نگارنده متوجه وضعیت نامناسب این حوزه پژوهشی شدیم و این که در ایران هنوز هم مرگ تابو است و کسی علاقه ای به این کار ندارد.بستر خالی پژوهش درباره مرگ  و هم چنین فقدان استفاده از روش های کیفی و انجام مکرر تحقیقات کمی در همه سطوح علمی ،مدام بر نا آگاهی  افراد در استفاده از این روش ها می افزاید؛در صورتی که این نوع روش تحقیق هم ،بخشی از علم جامعه شناسی است.این موارد ما را برآن ساخت که در قالب یک رساله دکترا به این ضرورت مهم پرداخته شود.

2-4 پرسش های اصلی و فرعی

در تحقیقات علوم اجتماعی،پرسش های پژوهش ،معمولا در 3دسته قابل بخش بندی هستند:

1.پرسش از چیستی،2.پرسش از چرایی،3.پرسش از چگونگی(بلیکی،21:1389)

پرسش از «چیست» در پژوهش هاییکه با هدف توصیف[2] و یا کشف[3] انجام میشوند ،کاربرد دارند.در حقیقت مستلزم یک پاسخ توصیفی هستند. در این تحقیقات ،محقق به دنبال کشف رابطه ایعلت و معلولی پدید ههای اجتماعی نیست،بلکه تنها انگیزه او حس کنجکاوی و شناخت موقعیت و وضعیت یک پدیده است.به عبارت دیگر در تحقیقات اکتشافی،محقق هیچ فرضیه ای  ندارد،بلکه در خصوص رخداد یک پدیده اجتماعی سوال و یا سوال هایی دارد که سعی می کند پاسخ آنها را پیدا کند(کامران،90:1388).پرسش های «چرا» جویای دلایل و علل پدیده های اجتماعی هستند.در تحقیقات تحلیلی،محقق به شناخت تاثیر و میزان تاثیر گذاری یک متغیر بر یک پدیده  اجتماعی می پردازد(همان،91) اما پرسش های از چگونگی به ایجاد تغییر در پدیده های اجتماعی معطوف اند و با نتایج عملی و مداخله ای سر و کار دارند.

پرسش های ما در این تحقیق  از نوع چیستی هستند.هر گاه قرار است درباره موضوعی تحقیق شود که جنبه فراموش شده  دارد،پرسش ها لزوما معطوف به کشف و توصیف هستند نه تبیین یا تغییر و چگونگی.بر این اساس،پرسش اصلی این تحقیق را می توان این گونه گفت« بررسی جامعه شناختی باورهای فرهنگی و جامعه پذیری در تصور انسانها از مرگ».

اما این پرسش اصلی در دل خود پرسش های دیگری دارد

چه پیوندی میان مرگ و زندگی برقرار است؟

مرگ چه معنایی به زندگی افراد می دهد؟

فرایند تاثیرات باورهای فرهنگی بر مرگ چگونه است؟

فرایند کارکرد اجتماعی درتصور انسانها از مرگ چگونه است؟

گونه های متفاوت معانی و تصورات از مرگ در بین شهروندان  شهرتهران چگونه است؟

آنچه لازم است بر آن تاکید کنم آن است که ،پرسش های اکتشافی ماهیتی انعطاف پذیر دارند و ممکن است محقق در هنگام تحقیق به پرسش های متعدد دیگری برخورد که شاید دقیقتر از پرسش های آغازینی باشدکه در ابتدا در ذهن او وجود داشتند.

2-5اهداف تحقیق

هر طرح پژوهش باید هدف داشته باشد.هدف روشن،زیر بنای طرح پژوهش و پایه و اساس گزینش بوده و مناسب ترین روش پژوهش و مدیریت طرح از همان آغاز کار است.اهداف طرح تحقیق بر حسب دستاوردهای تحقیق متفاوت است.بابی[4] برای هر طرح تحقیق سه هدف کلی قایل است.هدف بسیاری از مطالعات میدانی عمدتا کشف و بازنمایی  عرصه های ناشناخته  است.برخی از طرح های تحقیقاتی عمدتا به دنبال عرصه های ناشناخته می باشند.بنابراین هدف این گونه تحقیقات اکتشاف[5] است و بالاخره برخی از طرح ها که در پی آزمون نظر خاصی در مورد علت رویدادها و شرایط فزونی یا کاهش پدیده ها هستند،هدفشان تببین[6] است(ازکیا،168:1382)

هدف کلی

با توجه به آنچه گذشت،اکنون بر این نکته تاکید می کنم که هدف اصلی این تحقیق،نخست کشف و در گام بعدی توصیف است.بنابراین هدف اصلی:بررسی جامعه شناختی تاثیر باورهای فرهنگی و جامعه پذیری در تصور انسانها از مرگ خواهد بود؛جا دارد که دونکته را به طور مشخص برای این تحقیق بر شمارم:

نکته اول:

این پژوهش در ابتدا تلاش خواهد کرد تا زوایای مختلف را ببیند  و اندکی بر موضوع مرگ که در کشورمان مطالعات اندکی به صورت علمی  انجام شده تمرکز کرده  تا بر دانسته های مرگ بیافزاید.

نکته دوم:

با توجه به این که این پژوهش در زمره تحقیق اکتشافی قرار میگیرد پس نگارنده در این رساله به دنبال اثبات نخواهد بود و با توجه به پیشینه ضعیف در این موضوع سعی خواهد شد که پژوهش حاضر بستری مناسب برای پژوهش های آتی قرار بگیرد.

اهداف جزئی

– بررسی رابطه مرگ با زندگی افراد

– بررسی  نوع پیوند میان مرگ و زندگی

– بررسی فرایند کارکرد مرگ به زندگی افراد

– بررسی الگوهای فرهنگی مرگ

– بررسی گونه های متفاوت معانی و تصورات از مرگ در بین شهروندان

2-6 جنبه نوآوری و جدید بودن در تحقیق در چیست؟ (تایید استاد راهنما و استاد مشاور مبنی بر تکراری نبودن تحقیق الزامی می باشد).

مرگ هم برای انسان و هم برای جامعه واقعه ای معنادار است.انسانهادارای فهم اند و مرگ دارای معنا؛ارتباطات ها،خانواده ها، انجمن ها،موسسات،جامعه ها و ملت ها همه توسط مردمی شکل گرفته اند که به مرگ می اندیشند و از این سرنوشت گریز ناپذیر آگاه هستند،نتیجه آن که این باور همه رفتار افراد جامعه را تحت تاثیر خود درآورده و کنترل میکند.از طرفی ادبیات مرگ پژوهی بالاخص جامعه شناسی مرگ بسیار ضعیف است.به اشتباه نرفته ایم اگر تنها اثر موجود در این زمینه را کتاب «تنهایی دم مرگ» نوربرت الیاس بدانیم.به همین دلیل هر نوع پژوهشی در این زمینه،صمن آن که می تواند مغتنم باشد،احتمالا نوعی کار مقدماتی برای سایر پژوهش ها به شمار خواهد آمد.

2-7پیشینه پژوهش

2-7-1پژوهش های داخلی

سعیده گروسی،روح ا… خواجه و بهشید گروسی در بررسی خود با عنوان«درک افراد سوگوار از پدیده مرگ» در سال 1393 به ادراک از مرگ  در بین افراد مختلف با توجه به زمینه فرهنگی و اجتماعی زندگی شان،زمان و مکان رخداد مرگ،ارزش های فردی،فلسفه و شیوه عملکردشان در زندگی با توجه به پذیرش و باورداشت مرگ به عنوان یکیاز مقولات زندگی بشری پرداختند.:هدف اصلی این مطالعه با اتخاذ رویکرد تفسیری و راهبرد نظریه زمینه ای آن است که با نگاهی از درون به موضوع مرگ و مردن در جامعه بپردازد.مشارکت کنندگان این مطالعه متشکل از هجده تن از افرادی می باشند که به تازگی فردی از اعضای نزدیک خانواده خویش را از دست داده و در غم وی سوگوار بوده اند.جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق بوده است.مصاحبه کیفی عمیق به طور خاصی با شیوه های نظریه زمینه ای تناسب دارد.در این پژوهش چهار مقوله اصلی تحت عنوان:«ارزش گذاری فرایند مرگ»،«مدیریت احساسات»،«انتخاب شیوه برون رفت» و «جهتگیری ذهنی نسبت به مرگ» تعیین گردید و در نهایت مقوله بنیانی تحت عنوان«جایابی مفهوم مرگ در نظام معنایی» استخراج گردید.در نتیجه گیری عنوان شد که تجربه فرد از مواجهه با واقعه مرگ یکی ازعزیزان از طریق عناصر کلیدی ارزش گذاری مرگ،مدیریت احساسات،انتخاب شیوه برون رفت و جهت گیری ذهنی نسبت به مرگ می تواند به تجدید ساختار معنای ذهنی فرد در خصوص مرگ منجر شود و این مفهوم بازسازی شده در نظام معنایی فرد در کنار سایر عناصر قرار گیرد.

     بهمن توانا،فرزانه جهانی و داود حکمت پو در بررسی خود با عنوان« مفهوم مرگ از دیدگاه دانشگاهیان» در سال 1392 به بررسی مفهوم مرگ پرداخته اند که بدون تردید مرگ و زندگی پس از مرگ و نگرش انسان به آن یکی از موضوعات اساسی مورد بحث در همه ادیان الهی به شمار آورده اند.از این رو مطالعه با هدف تبیین دیدگاه دانشجویان نسبت به مرگ با رویکردی کیفی طراحی شد.این مطالعه به روش کیفی و رویکرد آنالیز محتوا انجام شد جهت جمع آوری اطلاعات ،از مصاحبه استفاده گردی و شیوه نمونه گیری هم به صورت هدفمند صورت گرفت.تعداد 21 نفر به مدت 2 ماه مورد مصاحبه قرار گرفتند.برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تجزیه و تحلیل مداوم مقایسه ای استفاده گردید.6 کد شامل حقیقت قطعی،معنا،ضرورت،تشویش،یاد مرگ ونوع مرگ مفاهیم اصلی مطالعه را تشکیل دادند.درون مایه اصلی که تمامی مشارکت کنندگان به آن اذعان داشتند،مفهوم«مرگ دیدگاهی مثبت و معنوی و برگرفته از اعتقادات مشارکت کنندگان به معاد» بود که از داده ها استخراج گردید.در این پژوهش،دیدگاه افراد در مورد مرگ دیدکاهی مثبت و معنوی و برگرفته از اعتقادات آنان به معاد بود.از دیدگاه آنان،مرگ مرحله ای از تکامل حیات بشر است و توجه و اندیشیدن به مرگ و جهان آخرت،انسان ها را از گناهان و خواهش های نفسانی دور ساخته و نقش به سزایی در سازندگی آنان دارد.

    خدیجه ابوالمعالی و مهدی گودرزی در بررسی خود با عنوان«تبیین معنای زندگی براساس تصور از خدا و اضطراب مرگ در دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن» با دیدگاهی دیگر به مرگ نگاه انداختند.هدف اساسی این پژوهش تبیین معنای زندگی براساس تصور از خدا واضطراب مرگ در دانشجویان است.به این منظور 400 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی واحد رودهن که درسال 93-92 مشغول به تحصیل بودند با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و تصادفی طبقه ای انتخاب شدند.شرکت کنندگان در این پژوهش به پرسش نامه های هدفمندی زندگی،وضعیتمذهبی ومقیاس اضطراب پاسخ دادند.نتایج  تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که معنای زندگی براساس تصور از خدا و اضطراب مرگ در زنان ومردان پیش بینی پذیر است و این امر در زنان پیش بینی پذیر تر از مردان است.

     مرجانه یزدانی در پایان نامه ارشد خود با عنوان«بررسی نگرش به مرگ و عوامل اجتماعی مرتبط با آن در بین سالمندان شهر تهران» در سال 1391 متغیرهایی همچون دینداری،اعتماد به پزشکی،تجربه مرگ،دغدغه مرگ،رضایت از زندگی،حمایت اجتماعی و عوامل اعتقادی و تاثیر آن ها بر نگرش به مرگ را مورد بررسی قرارداد.در تحقیق حاضر روش پیمایش مورد استفاده قرار گرفته و از تکنیک پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است.جمعیت مورد مطالعه سالمندان 60 سال به بالا شهر تهران است،که 390 نفر به عنوات نمونه انتخاب شدند.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون،آزمون تی و رگرسیون چند متغیره استفاده شد.در نهایت مشخص شد که بین هر یک از عوامل اجتماعی ذکر شده و نگرش به مرگ رابطه معنادار وجود دارد.همچنین نتایج تحقیق حاضر از برازش بالای نظریات با یافته های تجربی مشاهده شده حکایت دارد.

   فاطمه خاکساری  در پایان نامه خود با عنوان«نگرش کودکان نسبت به مرگ» در سال1387 به بررسی مسئله مرگ پرداخته است.روش مورد استفاده کیفی و تکنیک مورد استفاده مطالعه موردی میباشد و ابزار به کار گرفته شده مصاحبه نیمه ساختمند و عمیق بوده است.گروه در نظر گرفته شده 12-5 سال است،نمونه گیری از نوع اشباع شده و موارد مصاحبه شده 10 مورد میباشد.مکان مصاحبه نیز به اقتضای شرایط انتخاب شد.با توجه به یافته های تحقیق می توان گفت نگرش کودکان به مرگ تحت تاثیر چند عامل است:سن کودک،نوع جامعه پذیری،و تاثیر فرهنگ و ارزشی های جامعه بر او که این امر با تغییر سن کودک تکامل می یابد.کودکانی که در سنین پایین قرار داشتند نگرششان به مرگ عینی و مادی است.مشاهده شد که کودکانی که جامعه پذیری قوی داشته اند و تحت عوامل مختلف اجتماعی شدن قرار گرفته اند بسیار بیشتر از فرایندمرگ آگاهی دارند تا کودکانی که غیر مستقیم آن را در رسانه ها دیده اند

     مریم زارع دربررسی خود با عنوان «بررسی نگرش نسبت به مرگ مطالعه موردی منطقه یک و بیست ودو تهران »در سال 90-89 اشاره میکند که مرگ موضوعی تنش اور است.وی برای درک صحیح این مسئله بر آن شد تا با استفاده از نظریات جامعه شناسان و فیلسوفان نظریاتی ارائه دهد که در آن پنج عامل نیازهای فردی،تعلق گروهی،منابع کسب اطلاع،اعتقادات و ویژگی های فردی را به عنوان عوامل اصلی شکل گیری نگرش نسبت به معنای مرگ مطرح کند و در دل آن عناصر مهم دیگری چون جنسیت،تحصیلات،منطقه مسکونی و …مورد بررسی قرار گرفت.تعداد 365 نفر از منطقه یک و 380 نفر از منطقه بیست ودو به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند.ابزارگرداوری دادهها از طریق پرسش نامه و برای توصیف دادهها از امار توصیفی استفاده گردید.

نتایج این پژوهش نشان داد که عناصر مختلف در شکل گیری معنای مرگ تاثیر دارند همچون رسانه ارتباط جمعی،اعتقاد به تناسخ،وضعیت سلامت جسمی و روانی فرد،فکر کردن مداوم به مرگ و… اما تاثیر این متغیر ها چشمگیر و قوی نیست و ارتباط بسیار ضعیفی وجود دارد.در این میان تنها عاملی که تاثیر بر این شکل گیری دارد اعتقاد به زندگی  بعد از مرگ دارد که این خود نشان از تاثیر آموزههای دینی در جامعه هایی همچون ایران دارد.

  محمد امین قانعی راد و مرتضی کریمی در بررسی خود با عنوان «نمایشنامه های فرهنگی مرگ و مردن»در سال 1385 که به بررسی الگوهای تفکر درباره مرگ پرداخته اند؛اشاره می کنند:هر چند در فرهنگ روزمره جامعه مدرن رخداد مرگ به حاشیه رانده میشود،ولی همه جوامع به ناچار در عین حال الگوهایی برای اندیشیدن در مورد مرگ را در اختیار مشارکت کنندگان در فرایند های بیماری و  مرگ قرار می دهد.این پژوهش با کاربرد نظریه میدانی به بررسی الگوهای فرهنگی مرگ و مردن در بین بیماران سرطانی در بیمارستان امام خمینی می پردازد.این مطالعه برای پاسخگویی به این پرسش طراحی شده است که بیماران مبتلا به سرطان در وضعیت جامعه ای با الزامات دوگانه اهمیت دیدگاههای مذهبی و وجود نهادهای مردن بیمارستانی،چگونه فرایند مردن را معنا دار میسازند و در این راه،متناسب با وضعیت دو گانه خویش با چه چالش ها و دوراهی هایی روبه رو میشوند.

     کتاب خاطرات دفن نشده:سیاست های بدن و فرهنگ مادی شهدای دفاع مقدس ایران،کوشش دیگری از پدرام خسرو نژاد(2012) است که به بررسی تغییر و تحول معنای شهادت،به عنوان شکلی از مردن،می پردازد.مسئله ی این کتاب تاثیر جنگ بر نگرش های مربوط به مرگ،عزاداری و یادآوری است.خاطرات دفن نشده مجموعه مقالات گروهی از جامعه شناسان،مردم شناسان،مردم شناسان تصویری و مرخان هنر اسلامی است که با استفاده از روش های میدانی ،مصاحبه و تحلیل تصاویر به مطالعه شکل های جدید به یادآوردن جنگ در جامعه حال حاضر ایران می پردازند.کتاب از خلال شش مقاله بدست امده که فصل مشترک مقالات این مجموعه تمرکز بر شکل های جدید فرهنگ  مادی،با تاکیدبر تصاویر و اماکن به مثابه سازندگان حافظه جمعی،و چگونگی عملکرد این یادمان ها به عنوان نمودهای مدرن و عاری از خشونت حافظه ی جمعی است

2-7-2پژوهش های خارجی:

مرگ همواره موضوع بحث ومطالعات پزشکی،تاریخ،باستان شناسی ،فلسفه،ادبیات ومذهب بودهاست،ادبیات ومذهب بوده است؛اما تنها از نیمه دوم قرن بیستم بود که به دنبال کشتارهای جنگ جهانی دوم،این موضوع مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی قرار گرفت(برایانت:2007).

     وندرشتراتن(2014)در مقاله روشمند«دفن و یادآوری» با هدف کشف تحولات زیربنایی اجتماعی-فرهنگی،به مطالعه ی تغییرات نگرش های مربوط به مرگ از منظر جامعه شناسی و حافظه ی جمعی، می پردازد.این مقاله،با بهره گیری از آرای مورخ فرانسوی،فیلیپ آریس(1981)،تغییرات تدفین را نتیجه تغییرات مفاهیم مربوط به فردیت در اروپا می داند.روش مورد استفاده در این پژوهش روش تحقیق ترکیبی است[7]؛به این معنا که پژوهشگر نظریه را با داده های تجربی-که از طریق تحقیق میدانی در گورستان ها و مصاحبه عمیق با بازماندگان و متخصصین به دست آمده-تکمیل کرده استو نهایتااز یافته های کمی آخرین دوره مطالعات ارزش های اروپا نیز به عنوان شاهدی در جهت اثبات یافته های پژوهش خود بهره جسته است.مقاله موفق به کشف سه تغییر عمده اجتماعی،فرهنگی در نحوه یادگری از مردگان شده است:

1)سنگ قبر ها به بیان خاطرات شخصی بدل شده اند.سنگ قبرهای غیر متعارف،شخصی و غیر مذهبی در نتیجه روند سکولار شدن رو به رشد جامعه و اهمیت یافتن هویت فردی جایگزین سنگ قبرهایی با تعلقات مذهبی و هویت یابی های جمعی شده اند.

2)یادآوری،جسمیت یافته است.استفاده از عکس متوفی بیان آشکار این روند است.این تحول در اثر پیشرفت پزشکی،دور شدن مرگ و به تبع آن اهمیت یافتن زندگی رخ داده است.

3)تعهدات،روابط و وابستگی های داوطلبانهجایگزین تعهدات و روابط نهادی خصوصا خانوادگی  و مذهبی شده اند.این تحول در نتیجه تعییرات سبک زندگی و در اثر تصمیم گیری شخصی افراد در انتخاب شبکه های روابط اجتماعی در طول حیاتشان رخ داده است.

    سیل(2007) به «نسخه های فرهنگی» چندگانه برای مرگ اشاره میکند.منظور از این اصطلاح،بازنمایی های فرهنگی از مرگ است که در فراداستان ها و فرا روایت ها از احتضار بیان میشود.این پیامها درسطح جامعه ساخته میشوند و عواملی همچون گفتمان های اداری،نمایش های رسانه ای و تجربه های شخصی بر شکل گیری آنها اثر می گذارد.علاوه بر این،تعاملات اجتماعی و آیین های موجود در زندگی روزمره،در این میان نقش مهمی بر عهده دارند.(گروسی،171:1393)

     میلر و ریورا(2006) در مقاله ای با عنوان«زمین متبرک» از منظر مطالعات فرهنگی و مردم شناسی به مطالعه موردی قبرستان های شهر تیواورلئان در ایالت لوئیزیانادر آمریکا پرداختند.این مقاله با در نظر داشت اهمیت سنگ قبر به مثابه یادمان هایی کوچک که امروزه جایگزین بناهای عظیم یادبود شده اند و کارکرد سنگ قبر یعنی حمل  معنا برای خانواده و اهمیت فرهنگی  و بازتابنده الگوی محیط شهری پیرامون خود و شرایط و واقعیت های موجود،چه از نظر معماری و چه ازنظر فرهنگی، است.

   در میان مطالعات صورت گرفته در سالهای اخیر،مقاله درخشان سی.دی.کولیر(2003)با عنوان«سنت،مدرنیته و پست مدرنیته در سمبلیسم مرگ» بیش از هر پژوهش دیگری وامدار آرای وارتر(1959)  در باب ارزش تاریخی گورستان است.این مقاله،نخستین تلاش جدی در جهت  استفاده از گورستان به مثابه مجموعه ای تاریخی برای ارزیابی شیوه ها و الگوهای رفتارهای اجتماعی- فرهنگی جامعه معاصر است.

.     پژوهش وارتر(1959) به دلیل تلقی بدیع از گورستان ،ماهیت تاریخی و کارکردهای اجتماعی آن،به مبنای بسیاری از مطالعات امروز در باب مرگ و حافظه جمعی بدل شده است.وارتر و تیمش،از طریق نزدیک به یک دهه پیمایش و مصاحبه های کامل و بسیار جزئی،به تحقیق درباره زندگی اجتماعی مردم عادی  در تیواتگلند آمریکا پرداختند که در قالب پنج جلد کتاب با عنوان مجموعه شهر  یانگی ها[8]منتشر شد.جلد پنجم این مجموعه تحت عنوان زندگان و مردگان(1959)به مطالعه رفتار نمادین آمریکایی ها در حوزه مرگ می پردازد و با تمرکز برروابط نژادی،ساختار طبقاتی و رفتار نمادین می کوشد فرهنگ معاصر آمریکایی را فهم کند

     آریس (1392)دراثر مستند خود،تاریخ مرگ،با بهره گیری از ادبیات،هنر،وصیت نامه ها و دیگر منابع دست اول،تصویری زنده از «روند تجربه شدن مرگ توسط مردم عادی در غرب« ارائه می کند.آریس در تاریخ مرگ با بررسی یک بازه هزار ساله،نشان میدهد که تنها در دوره مدرن است که مرگ تبدیل به مفهوم شخصی و خصوصی شدها ست.هدف پژوهش آریس،اثبات این فرض است که مرگ تدریجا با زندگان غریبه شده است و از این رو به بررسی تحولات مفهوم مرگ را از آنچه که «مرگ رام  شده» در جهان باستان و اوایل قرون وسطی می خواند آغاز می کند و با مرگ ممنوعه در دنیای مدرن به پایان میبرد.آریس در هر فصل کتاب، پس از شرح کامل مفهوم مرگ و توصیف چگونه مردن در هر دوره تاریخی به توصیف تغییرات گورها،شیوه ها و مراسم خاکسپاری ،سنگ نوشتها و کتیبه ها به مثابه شاهد گزاره ها و ادعاهای خود می پردازد.

     الیاس(1385) در کتاب تنهایی دم مرگ اثری متفاوت در حوزه جامعه شناسی پزشکی است که بر جنبه های ذهنی مرگ تمرکز می کند.نوربرت الیاس،هم تجربه مرگ و هم پاسخ به این پرسش که ماهیت مرگ چیست را از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت،قابل تغییر،وابسته به گروه و در زمره امور اکتسابی می داند.بر این مبنا،رویه ها و نگرش های شایع مرتبط با مرگ را در جوامعی که مراحل پیشین تمدن را پشت سر نهاده اند،با رویه ها و نگرش های رایج در کشورهای کمتر توسعه یافته مقایسه میکند.با این حساب ،تنهایی محتضران را می توان ضمیمه ای بر فرایند متمدن شده(الیاس2000)تلقی کرد.الیاس تحولات حالات ذهنی افراد در استانه مرگ را در پیوند با فرایند های بزرگ مقیاس تری چون شکل گیری دولت،گسترش تمدن و شهر نشینی،فرد گرایی،توسعه اقتصادی و پیشرفت پزشکی قرار میدهد.

2-8 روش تحقیق

2-8-1 پارادایم تحقیق:

روش های تحقیق معمولا تابع پارادایم حاکم بر آنهاست.پارادایم را می توان جهان بینی و یا یک چارچوب سازمان بخش عام در نظریه و پژوهش به حساب آورد.هم چنین،پارادایم تحقیق برای یک محقق تعریف می کند که به دنبال چه چیزی است و در درون و برون محدوده های مشروع آن پارادایم چه چیزی رخ میدهد(محمدپور،29:1380)

   این پژوهش در زمره روش شناسی تفسیری قرار میگیرد.[9]روش شناسی تفسیری در علوم اجتماعی به نحوی مربوط به نظریات ماکس وبر می باشد که بی تاثیر از اندیشه های دیلتای و شیلایر ماخر نبوده است.ماکس وبر به تمایز بین علوم اجتماعی و علوم طبیعی و مطالعه کنش اعتقاد داشت.تفسیر گرایان معتقدند انسان و جامعه را نمی توان مانند سایر پدیده های مادی مطالعه کرد؛زیرا انسان و جامعه انسانی پدیده هایی آگاه و فعال می باشند.(ازکیا،98:1382)

    تفسیر گرایان معتقدند که علم به معنای اثباتی نمی تواند اساس و بنیان زندگی اجتماعی انسانها باشد.چیزی که اهمیت دارد شناخت و درک نحوه زندگی انسانهاست که براساس شعور عامیانه هدایت میشود.بنابراین هدف تحقیقات درک یا فهم زندگی اجتماعی  از دیدگاه مردم خواهد بود در نتیجه محورتحقیقات علمی به جای رفتارهای خارجی و قابل مشاهده،معنای ذهنی مردم که به کنش های آنها الصاق شده، میباشد.(همان،99)

انتخاب این پارادایم بر این منطق استوار است که انسان موجودی خلاق،معناساز،بازاندیش و عامل که جهان اجتماعی خود را پیوسته تولید و باز تولید میکند(محمدپور،56:1392).مرگ نیز در این چرخه قر ار داردو فهم میشود.مرگ دارای معنایی است که توسط کنش های متقابل تولید میشود و از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت است.

2-8-2رویکرد تحقیق:

پژوهش حاضر با روش کیفی و با رویکرد نظم دهی مفهومی انجام گرفته است.این رویکرد می تواند تا رسیدن به نظریه زمینه ای ادامه یابد.نظریه زمینه ای یک نظریه مسئله محور است و بر ارتباط دادن مراحل و گام هایی استوار است که به تعیین ساختار نظری مسئله کمک می کند.در فرایند ساخت این نظریه،داده های گرداوری شده در سه مرحله کدبندی شده و به هم متصل میشوند(محمدپور،77:1392)

2-8-3 روش گرداوری اطلاعات(میدانی، کتابخانه ای و غیره):

تحقیق کیفی مبتنی بر روش شناسی تفسیری است و علت اصلی حدوث آن اعتقاد طرفداران  آن به ضعف روشهای اثباتی در بررسی پدیده های اجتماعی می باشد.تحقیقات کیفی،توصیفی است که در آن محقق عملا به سوی مردم میرود،وضعیت ها،مکانها و یا موسسات را مشاهده کرده و یا رفتارهای مردم را در حد شرایط طبیعی ثبت میکند.این تحقیقات عمدتا با فرایند ارتباط دارند تا این که روی روشها و نتایج به معنی توجه دارند،این که چگونه مردم احساساتشان را نسبت به زندگی،تجارب و ساختار فکریشان را در مورد جهان می سازند.محققان کیفی از ابزار اولیه جهت گرداوری و تجزیه و تحلیل داده ها سود می برند تا این که از لیست سیاهه،پرسش نامه و …. استفاده کنند

2-8-4 ابزار گرد آوری اطلاعات:

یکی از با ارزش ترین و پر استفاده ترین تکنیک های گرداوری داده های پژوهش های علوم اجتماعی مصاحبه است.برای دریافت معنایی که مرگ به زندگی میدهد احتمالا مناسب ترین روش انجام مصاحبه است. در این تحقیق تلاش خواهد شد تا از دو شیوه مصاحبه ساخت نیافته و نیمه ساخت یافته بهره گرفته شود.

2-8-5 روش نمونه گیری

از آنجا که مفاهیم در این تحقیق نقش محوری دارند،نمونه گیری ما در این تحقیق،نمونه گیری نظری خواهد بود.نمونه گیری نظری از قاعده انتخاب تدریجی پیروی می کند.این نوع نمونه گیری،راهبردی است که در نظریه زمینه ای استفاده شده و به عنوان نمونه گیری براساس مفاهیم در حال ظهور با هدف واکاوی دامنه ی بعدی شرایط متفاوت که در امتداد با آن ویژگیهای مفاهیم نیز تفاوت می کند،تعریف میشود(محمدپور،41:1392)

2-8-6 جمعیت مصاحبه شوندگان

روشن است که تعداد مصاحبه شوندگان به سطح اشباع نظری تحقیق بستگی دارد.اشباع نظری زمانی اتفاق می افتد که محقق به این نتیجه برسد که پاسخ ها در روندیکسانی قرار میگیرند.

2-8-7 روش توصیف و تجزیه و تحلیل اطلاعات

نظریه زمینه ای یک نظریه مسئله محور است و بر ارتباط دادن مراحل و گام هایی استوار است که به تعیین ساختار نظری مسئله کمک می کند.در فرایند ساخت این نظریه،داده های گرداوری شده در سه مرحله کدبندی

شده و به هم متصل می شوند که عبارتند از کدبندی باز،کدبندی محوری و کدبندی گزینشی.در مرحله اول ،محقق به بررسی متن می پردازد.کد بندی محوری به تنظیم تحلیلی و منطقی داده هاکمک کرده و زمینه را برای کد گذاری گزینشی فراهم می سازد . در مرحله اخر،محقق یک مدل نظری میسازد که روابط متقابل بین مقوله هایمحوری را نشان میدهد

2-8-8 قابلیت اعتماد

برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد،از سه تکنیک استفاده میشود؛یکی اعتبار یابی توسط اعضا که از مشارکت کنندگان خواسته میشود تا یافته های کلی را ارزیابی کرده و در مورد صحت آن نظر دهند.در روش دوم،یعنی مقایسه تحلیلی،به داده های خام رجوع  تا ساخت بندی نظریه با داده های خام مقایسه و ارزیابی گردد و سوم با استفاده از تکنیک ممیزی،چند متخصص در کار نظریه زمینه ای،در مراحل مختلف کد گذاری،مفهوم سازی و استخراج مقولات نظارت داشته باشند.

2-9منابع

الیاس،نوربرت.(1395).تنهایی دم مرگ،ترجمه امید مهرگان و صالح نجفی.تهران:گام نو

الیاس،نوربرت(1385).تنهایی دم مرگ،ترجمه امید مهرگان و صالح نجفی.تهران:گام نو

ازکیا مصطفی،دربان آستانه علیرضا.(1382).روش های کاربردی تحقیق.جلد 1.تهران:کیهان

ابوالمعالی خدیجه،گودرزی مهدی.تبیین معنای زندگی براساس تصور از خدا و اضطراب مرگ در دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن.فصل نامه پژوهشی علوم تربیتی از دیدگاه اسلام.سال دوم.پاییز و زمستان93،شماره3.صص 25-5

آریس،فلیپ.(1392).تاریخ مرگ:نگرش های غربی در باب مرگ از قرون وسطی تاکنون،ترجمه محمد جواد عبدالهی.تهران:نشر علم

بلیکی،نورمن.(1389).استراتژی های پژوهش اجتماعی،ترجمه هاشم آقابیک پوری.تهران:جامعه شناسان

توانابهمن،جهانی فرزانه،حکمت پو داود.مفهوم مرگ از دیدگاه دانشگاهیان:یک مطالعه کیفی.مجله تحقیقات کیفی در علوم سعادت 1392.صص 365-358

خاکساری،فاطمه.(1387).نگرش کودکان نسبت به مرگ.پایان نامه کارشناسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانیدکتر علی شریعتی دانشگاه فردوسی مشهد

زارع،مریم.(1389).بررسی نگرش نسبت به مرگ(مطالعه موردی منطقه1 و 22 تهران).پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه پیام نور

صنعتی،محمد.(1384).درامدی به مرگ در اندیشه غرب.فصلنامه ارغنون شماره27-26

قانعی راد محمد امین،کریمی مرتضی.(1385).نمایشنامه های مرگ و مردن.فصل نامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات.شماره 5

کامران،فریدون.(1388).روش تدوین طرح های پژوهشی.تهران:استادیار

گروسی سعید،خواجه روح الله،گروسی بهشید.درک افراد سوگوار از پدیده مرگ.فصل نامه اخلاق زیستی.سال چهارم.شماره14.زمستان93.صص 191-167

محمد پور،احمد.(1380).ضد روش.تهران:جامعه شناسان

محمد پور،احمد.(1390).ضد روش،ج 2.تهران:جامعه شناسان

معتمدی،غلامحسین.(1386)انسان ومرگ.تهران:مرکز

یزدانی،مرجانه.(1391).بررسی نگرش به مرگ و عوامل اجتماعی مرتبط به آن در بین سالمندان شهر تهران.پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی

Brayant,C.D.(2007).the sociology of death and dying,inc.D.Brayant g D.L.peck(Eds),21 century sociology:A Reference Hand book.156-166.Alabama.sage

Collier,C.D.A(2003).Modernity and postmodernity in symbolism of death,The sociological Quarterly.vol.44,no.4,727-729

Kublerrans(1999).A.Death:The last stage of the growth.Tehran:Peyk-E-Bahar

Khosronejad,p.(ed).(2012).Unburied memories:the politics of bodies,and the material culture of sacred defense martyrs in iran.Routledge,u.k

Miller,D.S.g Jason D.R.(2006).Hallowed ground,place and calture:the cemetery and creation of place,space and culture.vol9,No.4,334-335

Vanderstraeten,R.(2014).Buring and remembering the dead,Memory studies.vol 7,No.4,1-15

Warner,W.L.(1959).the living and the dead:A study of the symbolic life of Americans[Yankee city series:vol:5],New Haven,CT:yale university press

 

  1. Emile Durkheim

1.description

2.exploration

 

1.Babie

2.exploration

3.explanation

1.Mixed methods analysis

1.Yankee City Series

 

1.Hermenutic

مطالب مرتبط