بررسی عوامل موثر بر طلاق عاطفی در دو گروه زنان شاغل و خانه دار در منطقه 2 شهر تهران در سال1395

دانلود فایلدانشگاه ازاد اسلامی

واحد تهران مرکز

عنوان:

بررسی عوامل موثر بر طلاق عاطفی در دو گروه زنان شاغل و خانه دار در منطقه2 شهر تهران در سال1395

نگارنده:

فرزانه معززی خنده روی یزدی

سال تحصیلی:

1396-1395

 

 

بیان مساله:

در بین تمامی نهادها،سازمان ها و تاسیسات اجتماعی،خانواده نقش و اهمیتی خاص و به سزا دارد.به درستی هیچ جامعه ای نمیتواند ادعای سلامت کند،چنان چه از خانواده هایی سالم برخوردار نباشد(ساروخانی،11:1390).بر این اساس از آنجا که خانواده مهم ترین نهاد جامعه است و منشا جامعه سالم،خانواده سالم است،ورود هر آفت و زوالی به این نهاد و کارکردهای آن،بسیار با اهمیت و شایسته کنکاش است.روابط مناسب در جامعه براساس روابط مناسب در خانواده شکل میگیرد و هر اندازه روابط درون خانواده مناسب تر باشد،خانواده و به تبع آن جامعه از ثبات و استحکام بیشتری برخوردار است(اعزازی،12:1387).یکی از مهم ترین آسیب های خانوادگی طلاق است،فرایندی که طلاق در اکثر مواقع طی میکند:اختلافات جزئی،تکرار اختلافات جزوی و جدی شدن آنها،جدایی یا بی میلی یکی از زوجین به طرف مقابل،قهر های طولانی و تکرار آن،خستگی زوجین از قهرها و درگیری ها،طلاق عاطفی و در نهایت طلاق قانونی(محمدی،111:1383)طلاق فروپاشی فردی،خانوادگی و اجتماعی را در پی داشته و برای زنان نسبت به مردان اثرات منفی بیشتری دارد(موسایی و همکاران،2011)اما آمار رسمی طلاق به طور کامل نشان دهنده میزان ناکامی همسران در زندگی زناشویی نیست،زیرا در کنار آن آمار بزرگتری به طلاق های عاطفی اختصاص دارد،زندگی های خاموش و خانواده های تو خالی که زن ومرد در کنار هم به سردی زندگی میکنند ولی هیچ گاه تقاضای طلاق قانونی نمی کنند(بخارایی،64:1386).کیفیت روابط درون خانواده،نقش بسزایی در شکل گیری نگرش ها و باز خوردهای اجتماعی اعضای خانواده دارد و پایه و اساس روابط درون خانواده بر محور زن و شوهر استوار است(افروز،2:1389).به دلیل ساختار فرهنگی جامعه،تاکید اسلام بر قبح طلاق و پیامدهای طلاق رسمی به خصوص با وجود فرزندان در خانواده،زوجین حاضر به جدایی نمی باشند و چه بسا برای سالهای زیادی به زندگی سرد و توام با فرسایش روحی،روانی و جسمی ادامه می دهند.از آنجایی که شرایط حاکم بر جامعه ایران امکان بدست آوردن آمار طلاق عاطفی به صورت رسمی را نمی دهد،با این وجود در کشور چند درصد نارضایتی ها به دادگاه کشیده می شود و تناسب بین تعداد طلاق با تعداد پرونده های خانوادگی،نشان میدهد که آمار طلاق عاطفی چندین برابر طلاق قانونی است(سالک،1385وجوشنی،1390).رسیدن به مرحله طلاق عاطفی میتواند علل مختلفی داشته باشد از جمله:اشتغال بیش از حد زنان،مشکلات اقتصادی و مالی،اختلاف در زمینه مسائل زناشویی،داشتن زمینه های متفاوت فرهنگی و تربیتی،داشتن سرگرمی های متفاوت و عدم توافق بر سر نحوه گذراندن اوقات فراغت و برخی ویژگی های شخصیتی مانند خودخواهی ها،زیاده خواهی ها،غرور و لجبازی ها،تنوع طلبی ها،اعتماد بهنفس و عزت نفس پایین(باس و شاکلفورد،2005)تغییر رویکرد اجتماعی به مسئله طلاق عاطفی در واقع برخواسته از شرایط اجتماعی است که در نیم قرن اخیر این شرایط بستری را فراهم نموده است که نگرش به آن در جامعه دچار تغییرات اساسی شده است.تغییر در الگوی مصرف در میان خانواده ها،ارتباطات گسترده و خصوصی سازی فضاها برای زوجین،الگوهای متنوع فکری،کاهش تعاملات در درون خانواده و کاهش سطح سازگاری میان زوجین میتواند از جمله عواملی باشد که باعث به وجود آمدن فاصله میان زوجین در خانواده ها باشد.

هدف ازاین طرح مقایسه طلاق عاطفی زنان شاغل و خانه دار میباشد زیرا ارتقای پایگاه زنان از طریق اشتغال یکی از مهم ترین عواملی است که باعث افزایش استقلال زنان در مورد مسئله طلاق عاطفی و به دنبال آن طلاق رسمی شده است.

اهمیت و ضرورت تحقیق:

به طور طبیعی رابطه ضعیف عاطفی در ارتباطات زوجین سبب سردی روابط زن و شوهر می شود؛ گاه بر اثر شدت این مشکلات زوجین به طلاق روی می آورند و گاه در صورت خفیف تر بودن این مشکلات و وجود مسایل دیگر مانند شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرزندان این طلاق ها شکل نمی گیرد و زوجین تنها به صورت همخانه باقی می مانند و با سردی شدید عاطفی و عدم تحمل یکدیگر به زندگی به ظاهر مشترک خود ادامه می دهند؛ به این پدیده طلاق عاطفی می گویند. متاسفانه هیچ آمار دقیقی از میزان وجود طلاق عاطفی در دست نیست ولی می‌توان به جرات گفت آمار طلاق عاطفی در کشورما از طلاق قانونی بیشتر است.طلاق عاطفی فشار های روحی و عصبی فراوانی را به زوجین تحمیل می کند و موجب سستی بنیاد خانواده، بی اعتمادی طرفین و احتمال خیانت به همسر را در زوجین افزایش می دهد؛ و زوجین علاوه بر دلسردی و بی توجهی به زندگی خود به زندگی سایر افراد خانواده خود نیز بی تفاوت می شوند،عدم مهارت لازم برای زندگی دو نفره، ازدواج دیر هنگام، دخالت اطرافیان در زندگی مشترک، ویژگی نامطلوب اخلاقی، مشکلات زناشویی، درک نکردن گفتار و رفتار یکدیگر، تنها بخشی از دلایل بروز و تشدید طلاق های عاطفی در زوجین را سبب می شود،زندگی در شرایط طلاق عاطفی افراد را به طرف مشکلات روحی و روانی سوق می دهد و  آنان را مجبور به زندگی اجباری فاقد تفاهم در زیر یک سقف می کند؛ که اگر راه حلی برای این مشکلات در نظر گرفته نشود سرانجام طلاق عاطفی به طلاق قانونی منجر می شود.

به این ترتیب عواملی که بر طلاق عاطفی تاثیر گذار است از ضرورت های این پژوهش خواهد بود.

سوالات پژوهش

1.آیا بین تغییر ساختار قدرت خانواده و طلاق عاطفی رابطه وجود دارد؟

2.آیا بین همسان همسری و طلاق عاطفی رابطه وجود دارد؟

3.آیا بین رضایت مسائل زناشویی و طلاق عاطفی رابطه وجود دارد؟

4.آیا طلاق عاطفی بین دوگروه زنان شاغل و خانه دار تفاوت دارد؟

5.آیا عوامل اقتصادی و طلاق عاطفی بین دوگروه زنان متاعل شاغل و خانه دار تاثیر دارد؟

6.آیا تفاوت انتظارات بین دو گروه زنان متاعل شاغل و خانه دار تفاوت دارد؟

چارچوب نظری:

در رویکرد کارکرد گرایی،هنگامی که در کارکردهای خانواده اختلال ایجاد شود،نظام خانواده دچار کژکارکردی میشود.این وضعیت به خانواده هایی اطلاق میشود که در ایجاد و تثبیت ارزش ها و باورهای فرهنگی و رفتارهای اجتماعی در محیط خانوادگی شکست خورده اند،خانواده کژکارکرد حالتی از بی سامانی را در قالب خانواده های به هم ریخته و آشفته نشان میدهد که در آن بی توجهی به یکدیگر ،برخورد و درگیری،رفتار ناشایست و خشونت و بد رفتاری رواج دارد.(مک کارتی و ادواردز،569:1390).

بر طبق نظر کالینز برای پاسخ دادن به این که چرا تضاد و خشونت در ازدواج های امروزی روی میدهد،چهار تبیین اصلی جامعه شناختی وجود دارد که عبارت اند از حق مالکیت جنسی،انتقال بین نسلی تعارضات ،کنترل اجتماعی.

حق مالکیت جنسی:

نگرش سنتی پدر سالاری مبتنی بر این ایده است که زنان ازدواج کرده از لحاظ اقتصادی،جنسی و احساسی بخشی از دارایی شوهران خود به شمار می روند.

فشارهای اقتصادی:

به نظر کالینز میزان تعارضات خانواده در هنگام فشارهای اقتصادی افزایش پیدا میکند به ویژه در میان طبقات پایین جامعه این عامل نقشی عمده ایفا میکند.

انتقال بین نسلی تعارضات :شواهدی وجود دارد مبنی بر این که تعارضات خانواده به ویژه خشونت علیه زنان از نسل های قبلی به نسل بعد منتقل میشود.

کنترل اجتماعی:

به نظرکالینز ازدواج امری است که طی یک فرایند معامله و مذاکره حتی در سطح نمادی و احساسی به وجود میآید.به نظر وی تمام خانواده ها در شرایطی دچار تعارض می شوند.این تعارضات گاهی منجر به خشونت میشود(کالینز،1998).

ساختار قدرت در خانواده در مورد الگوهای روابط حاکم بر خانواده و تصمیم گیری زوجین در مسائل مختلف اجتماعی،اقتصادی،عاطفی و…خانواده بحث میکند

نظریه همسان همسری و ناهمسان همسری:

در نظریه همسان همسری ازدواج را در بین کسانی که از تمام لحاظ اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،با یکدیگر همسان هستند توصیه میکند،یعنی همسان کامل بین تحصیلات،وضع اقتصادی،اخلاقی و دیگر جنبه زندگی که برای زندگی لازم است،و الا آن ازدواج موفقیتی نخواهد داشت.نظریه ناهمسانی در اخلاق و منش افراد یعنی زن و شوهر در اخلاق بایستی مکمل یکدیگر باشند مردی که عصبانی مزاج و عجول است باید با زنی خونسرد و صبور ازدواج نماید و الا مرد عجول و عصبانی با یک زن عجول و عصبانی منجر به تنش های فراوانی در خانواده میشود(ساروخانی،46:1385)

نظریه شبکه ای:

نظریه شبکه ای در مقابل نظریه هنجاری وجود دارد.به این ترتیب که از نقطه نظر نظریه پردازان شبکه ای دیدگاه هنجاری بر فرهنگ و فرایندهای اجتماعی شدن تاکید میکند و این که هنجارها و ارزش ها در رد درونی میشود در دیدگاه هنجاری چیزی که مردم را کنار هم نگاه میدارد الگوی اعلی که افراد جامعه را به هم متصل نگاه داشته است را مطالعه کرد.تحلیل شبکه ای قصد دارد به مطالعه قواعدی بپردازد که درباره اعتقادات آنها و این که باید انجام دهند متمرکز شود.

نظریه مبادله ای:

در این نظریه افراد گروههای اجتماعی را فقط به خاطر نفع شخصی شان شکل میدهند.اساسی ترین پیش فرض های نظریه مبادله این است که گروهها صرقا مجموعه هایی از افراد هستند که پیش بینی و تبیین رفتار آنها براساس مطالعه انگیزه هایشان صورت میگیرد و افراد به وسیله نفع شخصی برانگیخته می شود و نیز محاسبه گران عقلانی در مورد سود و هزینه میباشد.هم چنین نظریه مبادله بر این پیش فرض پایه ریزی شده است که افراد آرزوها و هدف های شخصی روشنی برای خود دارند.این فرض پذیرفته شده است که افراد براساس خودخواهی به کنش میپردازد تا به لذت یا رضایت مطلوب برسند اما کنش فرد در خلا صورت نمیگیرد،هر کس در ازای آنچه میگیرد چیزی باید بدهد،باید چنین باشد زیرا بی توجهی به دیگری یعنی محروم کردن وی از پاداش.اگر رضایت متقابل وجود نداشته باشد هیچ تعامل اجتماعی صورت نخواهد گرفت.نظریه پردازان مبادله معتقدند به علت بده و بستان همیشه دریافت پاداش متضمن هزینه است(اسکیدمور،154:1372)

نظریه فاصله نقش ها:

گافمن اعتقاد داشت جامعه انسان ها را به ارائه تصویر معینی از خودشان وا می دارد زیرا جامعه وادارمان میسازد که میان بسیاری از نقش های پیچیده نوسان کنیم و باعث میشود که همیشه تا اندازه ای دچار فاصله نقش ها شویم.گافمن چنین میپنداشت که افراد در هنگام کنش متقابل میکوشند جنبه ای از خود را نمایش دهند که مورد پذیرش دیگران باشند.فاصله نقش به درجه کناره گیری افراد از نقش محولشان اطلاق میشود،یکی از بینش های اساسی گافمن این است که میگوید فاصله نقش بستگی به منزلت اجتماعی یک فرد دارد.(ریتزر،297:1382)

نظریات پارسونز:

براساس نظریه نظام اجتماعی و کارکرد گرایی پارسونز عوامل تاثیرگذار و زمینه ساز در طلاق عاطفی را در فقدان هر یک از چهار کارکرد میتوان تبیین کرد:

1.وقتی که کارکرد سازگاری و انطباق خانواده با محیط اجتماعی با چالش مواجهه شود:این مورد را میتوان هم در زمینه مادی و هم هنجاری نظام خانواده بررسی کرد از طرفی سختی معیشت میتواند افراد خانواده را مجبور به فعالیت بیشتری کند و این امر میتواند روابط عاطفی خانواده را با چالش مواجه کند.

2.زمانی که خانواده در کارکرد دستیابی به هدف با مشکل مواجههشود و خانواده نتواند به اهداف مطلوب دست یابد؛این امر زمانی محقق می شود که خانواده تنواند توانایی ها و نیروهایش را در رسیدن به اهداف تعیین شده برای آن بسیج کندومواردی مانند نبود سلامت جسمی-روانی زوجین می تواند خانواده را از رسیدن به اهداف مورد نظر دور کند.

3.وقتی کارکرد یگانگی و انسجام خانواده دچار اختلال شود در این صورت بایستی منتظر اختلاف در خانواده و افزایش احتمال طلاق عاطفی و سپس طلاق واقعی بود.

4.هنگامی که نظام الگوهای فرهنگی خانواده آسیب میبیند و از ایجاد الگوها و انگیزه های لازم برای حفظ و بقای نظام خانواه باز می ماند،در این صورت زن ومرد انگیزه ای برای بقا و استحکام نظام خانواده نمی شناسندو لذا با به وجود آمدن کمترین اختلافی آمادن برای گسستن این پیوند میگردند.

نظریه مثلث عشق استرنبرگ:

رابرت استرنبرگ جوانب مختلف عشق را با مثلثی که دارای سه مولفه تعهد،صمیمیت وشور و اشتیاق است،نشان میدهد.سه مولفه عشق به طرق گوناگون با هم ترکیب میشوند که بر این اساس استرنبرگ هشت نوع رابطه را مشخص کرده است.یکی از انواع رابطه ،عشق تهی است که تنها شامل تعهد و فاقد صمیمیت و شور و اشتیاق است.نوع دیگر عشق ابلهانه است که شامل تعهد و شور و اشتیاق و فاقد صمیمیت است(استرنبرگ و بارنس،1998،به  نقل از اولسن و دفراین،248-246).با در نظر گرفتن سه مولفه مثلث عشق استرنبرگ،از آن جا که طلاق عاطفی رابطه ای فاقد صمیمیت است،می توان دو نوع رابطه تعریف شده توسط استرنبرگ،یعنی عشق تهی و عشق ابلهانه را طلاق عاطفی خواند.

پیشینه تحقیق

داخلی:

-کوهسار قادری نیا در سال 1392 تحقیقی با عنوان بررسی عوامل موثر بر گرایش زوجین به طلاق و علل آن در شهر تهران انجام داد که نتایج یافته ها حاکی از آن است که در نمونه مورد بررسی مهم ترین علل طلاق در مردان به ترتیب مشکلات شخصیتی،ناهماهنگی های روحی،عدم تفاهم و بلوغ فکری و عاطفی و دخالت اطرافیان بیان شده است این در حالی است که زنان به ترتیب دخالت اطرافیان،مشکلات شخصیتی،ناهماهنگی های روحی و اعتیاد را به عنوان دلایل طلاق خود عنوان کردند.

-عباس یزدانی و همکاران در سال1392 تحقیقی با عنوان تحلیلی بر کیفیت زندگی زنان دچار طلاق عاطفی در شهر کردستان انجام دادند.نتیجه حاصل شده حکایت از آ« دارد که کیفیت زندگی زنان دچار طلاق عاطفی براساس طیف لیکرت در حد پایین و کیفیت زندگی زنان عادی در حد بالایی است.

-نرگس سلطانیان در سال 1392 به بررسی عوامل موثر بر طلاق عاطفی در بین مراجعه کنندگان به اورزانس اجتماعی شهرستان شیروان پرداختند که نتایج نشان داد که متغیر های میزان دخالت اطرافیان،تفاوت های فرهنگی،تنفر و کراهت،خشونت و مشکلات روانی در رابطه با طلاق عاطفی اقدام زنان به جدایی از همسران خود رابطه معنی دار است.

-میثم حدادی برزگی در سال1389 به بررسی جامعه شناختی طلاق عاطفی در زنان شهر تهران پرداختند که یافته ها حاکی از تغییر نگرش زنان به خود و به فلسفه زندگی میباشد و همچنین نوعی مبادله نابرابر…

-زهرا قهرمانی در پاییزی 1389 به بررسی عوامل اجتماعی موثر بر طلاق سرد در میان پزشگان شهرستان گچساران پرداخت و نتایج بدست آ»ده دربردارنده این است که متغیرهای اختلاف سن زوجین،اختلاف تحصیلات زوجین،چگونگی نحوه انتخاب همسر،اثر شکست های عاطفی قبل ازدواج،ظاهر همسو،تعداد فرزندان،رسیدگی یکی از زوجین به فرزندان،تعلق داشتن زوجین،اثر شغل،ساعات کاری زوجین،فیلم سکس و شبکه ماهواره ای،اطلاعات جنسی زوجین،ویژگی های اخلاقی شخصیتی زوجین،قومیت زوجین می توانند رابطه متقابلی با طلاق سرد در نمونه مورد نظر دارند.

روش تحقیق:

در این تحقیق روش تحقیق از نوع کمی و پیمایشی است و به دو صورت توصیفی و تبیینی به تحلیل داده های جمع آوری شده خواهد پرداخت.

جامعه آماری:

جامعه آماری مورد مطالعه این پژوهش کلیه زنان متاهل منطقه2 شهر تهران میباشد.براساس آمار ارائه شده از مرکز آمار ایران تعداد کل زنان متاهل شهر تهران1969012 نفر میباشدکه کل زنان متاهل منطقه دو تهران 153372 نفر میباشد.

نمونه آماری:

براساس عنوان کار پژوهش که مقایسه ای است بر سطح طلاق عاطفی بین زنان خانه دار و شاغل متاهل نمونه آماری را زنان متاهل شاغل و خانه دار که در منطقه دو تهران زندگی میکنند شامل میشود.

تعیین اندازه نمونه:

با توجه به نتایج بدست آمده از فرمول کوکران و بارگذاری تعداد جامعه آماری تعداد نمونه بدست آمده برای انجام مطالعه در این پژوهش حدود 400 نفر میباشد که 200 نفر زن متاهل شاغل و 200 نفر زنان متاهل خانه دار تشکیل میدهند.

روش نمونه گیری:

در پژوهش حاضر از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده خواهد شد.

فرضیات تحقیق:

بین تغییر ساختار قدرت خانواده و طلاق عاطفی رابطه وجود دارد

بین همسان همسری و طلاق عاطفی رابطه وجود دارد

بین رضایت مسائل زناشویی و طلاق عاطفی رابطه وجود دارد

طلاق عاطفی بین دوگروه زنان شاغل و خانه دار تفاوت دارد

عوامل اقتصادی و طلاق عاطفی بین دوگروه زنان متاعل شاغل و خانه دار تاثیر دارد

تفاوت انتظارات بین دو گروه زنان متاعل شاغل و خانه دار تفاوت دارد

منابع و ماخذ:

استربرگ و یارنس(1998)،به نقل از اولسن و دفراین،2006.

اسکیدمور،ویلیام(1372)،تفکر نظری در جامعه شناسی،ترجمه:علی محمد حاضری و دیگران،تهران:نشر سفید.

اعزازی،شهلا(1387)،جامعه شناسی خانواده،تهران:نشر روشنگران مطالعات زنان.

افروز،غلامعلی(1389)،روانشناسی رابطه ها،تهران:انتشارات دانشگاه تهران.

بخارایی،احمد(1386)،جامعه شناسی زندگی های خاموش در ایران(طلاق عاطفی)،تهران:پژواک جامعه

حدادی برزگی،میثم(1389)،بررسی جامعه شناسی طلاق عاطفی(مطالعه یا رویکرد بر ساختارگرایی اجتماعی در زنان شهر تهران)

ریتزر،جورج(1382)،نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر ترجمه محسن ثلاثی،تهران:نشر علمی،چاپ هفتم.

ساروخانی،باقر(1390)،مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده،تهران:نشر سروش

سالک،ناصر(1385)،نزدیک ،اما خیلی دور(طلاق عاطفی).فصلنامه بهورز.

سلطانیان،نرگس(1392)،بررسی عوامل موثر بر طلاق عاطفی در بین مراجعه کنندگان به اورژانس اجتماعی شهرستان شیروان چرداول،رساله ارشد،استاد راهنما:دکتر حسین آقاجانی،استاد مشاور:دکتر محمد ثقفی.

قدری نیا،کوهسار(1392)،بررسی عوامل موثر بر گرایش زوجین به طلاق و علل آن در شهر تهران.

قهرمانی،زهرا(1389)،بررسی عوامل اجتماعی موثر بر طلاق سرد در میان پزشکان شهرستان گچساران.

محمدی اصل،عباس(1383)،جنسیت و دیدگاههای نئوفمنیستی،تهران:علم.

مک کارتی،جین ربنز و روزالیند ادواردز(1390)،مفاهیم کلیدی در مطالعات خانواده،ترجمه:محمد مهدی لبیبی،تهران:انتشارات علم.

یزدانی،عباس و همکاران(1392)،تحلیلی بر کیفیت زندگی زنان دچار طلاق عاطفی مطالعه موردی شهرکرد.

Buss,D.M.g Shackelford,T.D.(2005),How To Save A Marriage:Different Gender Strategies To save Relationship,Journal of Personality and Social Psychology,Vol.72,No.2

DavidCollins.(1998),Organizational change:sociological perspectives,pp(19-24),publisher,Routledge.

Mousai,Maysams g et al(2011).The Relationship between Divorce and Economic

مطالب مرتبط