موضوع : پژوهش | مقاله

سرداب مقدس سامراء و آداب زیارت آن

مجله  فرهنگ زیارت  دیماه 1393 شماره 24-25 

شیعیان دوازده امامی، حضرت حجت بن الحسن (عج) را پیشوای دوازدهم خود می دانند که از نظرها پنهان است و آنان به برقراری ارتباط روحی و عاطفی با آن حضرت موظف اند. یکی از راه های ارتباط روحی با امام زمان (عج)، حضور در مکان های منسوب به ایشان است که بسیاری از این مکان های منسوب به حضرت، در سرزمین عراق قرار دارد. برخی از این مکان ها نیز زیارتگاه هایی مستقل و دارای ساختمان مخصوص هستند و حضور در آنها موجب پیوند بیشتر و عمیق تر با حضرت صاحب الزمان (عج) است. سرداب سامرا که به آن سرداب غیبت نیز می گویند، یکی این مکان هاست که شیعیان معتقدند غیبت کبرای امام زمان (عج) از این مکان آغاز شده است. این سرداب که اکنون در نزدیکی بارگاه امامین عسکریین (علیهما السلام) واقع شده، در اصل، منزل امام هادی (ع) بوده که از سه بخش تشکیل شده و در گوشه ای از آن چاه واقع شده بود. در کتاب های دعا برای این سرداب مقدس، اعمال و دعاهای خاصی همچون اذن دخول، نماز زیارت و وداع ذکر شده که شیعیان با انجام این اعمال، برای سلامتی و ظهور امام زمان (عج) دعا می کنند. این مقاله دربردارنده تاریخچه، دلیل نام گذاری و آداب و اعمال مخصوص سرداب مقدس سامراست.
نویسنده : جواد جعفری صفحه : 37
مقدمه
دوران غیبت امام عصر (عج) که شیعیان از حضور ظاهری ایشان محرومند، دوران ارتباط روحی و عاطفی با امام است. راه کارهای مختلفی برای این ارتباط وجود دارد. یکی از این راه ها حضور در اماکن منسوب به ایشان است. سرداب مقدس سامراء که منزل سه امام شیعیان بوده است، یکی از این اماکن است.

شیعیان دوازده امامی، به پیروی از مذهب اهل بیت (علیهم السلام) معتقدند که فرزند امام حسن عسکری (ع) یعنی حضرت حجت بن الحسن (عج) اینک امام زمان مردم است و به صورت ناشناس در میان آنان زندگی می کند، تا زمانی که خداوند اجازه ظهور او را بدهد. [2] شیعیان در دوران غیبت امام، از محضر ایشان محرومند و حضور ظاهری ایشان را درک نمی کنند و اجازه ندارند به دنبال یافتن مکان امام باشند؛ [3] اما مکلف به ارتباط با امام خویش هستند. ندیدن امام نباید باعث قطع رابطه و فراموشی یاد امام شود؛ زیرا امام در این دوران هیچ گاه از حال شیعیان غافل نیست. [4] حال که ارتباط حضوری و دیدار در ایام غیبت ممکن نیست، باید رابطه روحی و عاطفی با امام حفظ شود. راه کارهای گوناگونی برای حفظ این ارتباط روحی وجود دارد؛ مانند زیارت نامه خواندن، [5] دعا برای سلامتی [6] و تعجیل در ظهور ایشان. [7] یکی از راه های ارتباط روحی با امام زمان (عج) نیز حضور در مکان های منسوب به ایشان است.

در کشور عراق چندین مکان منسوب به حضرت ولی عصر (عج) وجود دارد[8] که بسیاری از آنها زیارتگاه های مستقل و دارای بنای مخصوص هستند؛ اما برخی از این مقام ها داخل مکان های مقدس دیگر قرار دارند. یکی از مشهورترین مکان های منسوب به امام مهدی (عج) در عراق، سرداب مقدس شهر سامراء است. در این نوشته برآنیم تا ضمن معرفی سرداب مقدس سامراء آداب حضور در این مکان مقدس از منابع دست اول شیعه بیان شود. امید است شناخت این مکان مقدس و حضور در آن و عمل به آداب زیارت آن، موجب پیوند بیشتر و عمیق تر با مولای غایبمان حضرت صاحب الامر (عج) گردد، ان شاءالله.

سامراء
سامراء دومین شهر در دوره خلفای عباسی بود و هشت تن از آنان در این شهر خلافت کردند. اما از زمان مستعین (248 ه) سیزدهمین خلیفه عباسی، با تسلط ترکان بر دولت عباسی، سامراء به تدریج کم فروغ شد تا این که معتضد در اول خلافت خود (279 ه) سامراء را به قصد بغداد ترک کرد. [9] پس از آن، شهر ویران شد و تنها محله عسکر که مزار مطهر دو امام بزرگوار شیعه، امام دهم، امام علی بن محمد النقی الهادی و امام یازدهم فرزند بزرگوار ایشان امام حسن بن علی العسکری (علیهما السلام) آباد ماند. به همین دلیل به این دو امام بزرگوار «عسکریین» می گویند. [10] سرداب مقدس سامراء که به آن «سرداب غیبت» نیز گفته می شود، در مجاورت آستان مقدس این دو امام همام و در ضلع غربی صحن مطهّر واقع است.

سرداب
واژه «سِرداب» به کسره سین [11] معرَّب است. اصل آن فارسی و از ترکیب دو واژه «سرد» و «آب» ساخته شده است؛ [12] یعنی جایی که آب در آن خنک می شود. [13] منظور از سرداب، مکانی است که در زیر زمین ساخته می شود تا در تابستان محل سکونت قرار گیرد. [14] در مناطق گرمسیر به دلیل نبود وسایل خنک کننده، معمولًا در منازل، زیرزمینی ساخته می شد که دمای آن نسبت به اتاق های خانه خنک تر بود و در تابستان، به خصوص در ساعات گرم روز اهل خانه در آن جای می گرفتند. در شهر سامراء نیز ساخت سرداب مرسوم بوده است.

کرانه چپ رود دجله- که در امتداد سامرّاء قرار دارد- از کرانه راست آن چند متر بالاتر است. در زیر لایه خاکی این زمین مرتفع، یک لایه سنگی وجود دارد که در میان دانشمندان زمین شناس به نام شفته طبیعی (conglomerate)

معروف است. این لایه سنگی، از ریگ هایی در اندازه های متفاوت شکل گرفته که یک مادّه چسبنده آنها را به یکدیگر چسبانده است. ارتفاع زمین از سطح آب به صورتی که گفته شد، از یک سو و وجود لایه سنگی در عمق نسبتا اندک از جانب دیگر، کندن سرداب های گود و عمیق را در زیرساختمان ها آسان می کند. به همین جهت سرداب های فراوانی، چه در زیر بقایای کاخ ها و خانه های باستانی و چه در زیر طبقات بناهای کنونی سامراء به چشم می خورد. [15]

سرداب منزل امام هادی (ع)
در منزل امام هادی (ع) نیز به رسم دیگر منازل، سردابی برای در امان ماندن از گرمای شدید وجود داشت. وقتی امام هادی (ع) به شهادت رسید، پیکر مطهر ایشان در منزل خودشان دفن شد و امام حسن عسکری (ع) که فرزند و وارث ایشان بود، در منزل پدر سکنا گزید. پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) ایشان را نیز در کنار پدر دفن کردند و منزل به تنها وارث و فرزند ایشان یعنی امام مهدی (عج) به ارث رسید. نرجس خاتون مادر ایشان و حکیمه خاتون عمه پدر ایشان نیز در آن جا دفن گردیدند و به این صورت، منزل دو امام به مزار و حرم ایشان تبدیل شد و سرداب نیز در آن منزل به حال خود باقی بود. [16] البته علامه سید مرتضی عسکری در مورد سرداب منزل امام هادی (ع) نظر دیگری دارند و می نویسند:

حضرت امام علی النقی و امام حسن عسکری (علیهما السلام) مکانی را برای عبادت خویش قرار داده بودند؛ همین جایی که الآن به آن سرداب می گویند. آن وقت سرداب نبود؛ حجره ای بود که این دو بزرگوار آن جا عبادت می کردند. وقتی متوکل مأموران را شبانه به منزل امام علی النقی (ع) فرستاد، مأموران ایشان را از همین جا بردند؛ از جای عبادتشان. این جا راهی داشته از محل زندگی حضرت که الآن جای قبر آن حضرت است. الآن اطراف آن بالا آمده و آن جا مانند سرداب شده است. [17]

این سخن علامه، ادعایی عجیب است که مدرکی نیز برای آن ارائه نکرده اند تا قابل پی گیری باشد؛ اما در گزارشی که قدمتی هشتادساله دارد، در مورد سرداب چنین آمده است: این سرداب از سه قسمت عمده تشکیل شده که عبارت است از یک غرفه شش ضلعی، یک غرفه مستطیل کوچک و یک غرفه مستطیل بزرگ. غرفه مستطیل شکل بزرگ در میان مردم به «مصلای مردان» و غرفه مستطیل شکل کوچک به «مصلای زنان» معروف است. این بخش ها با دو راهرو بلند و طولانی به یکدیگر مربوط می شوند؛ یعنی یک راهرو طولانی، مصلای مردان و مصلّای زنان را به هم وصل می کند و یک راهرو طولانی دیگر بین مصلای مردان و غرفه شش ضلعی وجود دارد. . . پلکانی که راه ورود و خروج سرداب است، به غرفه شش ضلعی منتهی می شود و دارای بیست پلّه است. ورودی این پلکان و سرداب در داخل ساختمان مسجد و بر دیواری قرار گرفته که ورودی نمازخانه نیز در آن واقع است. [18]

بر روی سرداب غیبت مسجدی وجود دارد که به «مسجد صاحب (عج)» مشهور است. بر فراز آن نیز گنبد مرتفعی با کاشی های هفت رنگ وجود دارد. در گذشته (تا حدود 1202 قمری) راه رسیدن به سرداب از طریق راهروی طولانی و تاریکی بود که ورودی آن در پشت سر قبر نرجس خاتون در داخل حرم مطهّر قرار داشت؛ اما اینک صحنی مستقل و دهلیز و راه پله ای جداگانه دارد و راه پله و دالان قبلی مسدود گشته است. [19] بنابراین حالت اصلی سرداب تنها همان قسمت بزرگ (نمازخانه مردانه) بوده که با دالانی طولانی به روضه فعلی متصل می شده و دو بخش بعدی یعنی غرفه یا دهلیز شش ضلعی و نمازخانه زنانه حدود دویست سال است که احداث شده است. [20] پس از سقوط رژیم بعثی، فضای مجاور سرداب غیبت در زیرزمین را گسترش داده اند و شبستان وسیعی در مجاورت آن ساخته اند که نمازهای جماعت در آن برگزار می شود.

محل غیبت
چنان که بیان شد، سرداب مقدس منزل امام هادی (ع) سه بخش دارد که یکی از آنها بزرگ تر است. قسمت انتهایی این بخش بزرگ با دری جدا شده و اتاقک کوچکی را تشکیل داده است و درواقع بخش مکمّل غرفه مستطیل شکل بزرگ است. به این قسمت کوچک، محل غیبت امام عصر (عج) گفته می شود.

در انتهای غرفه مستطیل شکل بزرگ، یعنی در انتهای مصلای مردان، در چوبی (باب غیبت) واقع شده است. در پشت این در، اتاق کوچکی قرار دارد که طول آن یک متر و هشتاد سانتیمتر و عرض آن یک متر و پنجاه سانتیمتر است. این اتاق به نام «محل غیبت» شهرت دارد. . . دیوارهای محّل غیبت با کاشی های رنگی و مزین به گلبوته آراسته شده است. در میان این کاشی ها، یک نوار چوبین در طول دیوارهای سه گانه این محّل امتداد یافته است. در این نوار چوبی با خط کوفی نام پیامبر (ص) و دوازده امام (علیهم السلام) نوشته شده است. [21]

باب غیبت
درِ مشبکی که محل غیبت را از بخش بزرگ سرداب مقدس جدا می کند «باب غیبت» خوانده می شود که در سال 606 هجری قمری ساخته شده است. (تصویر ضمیمه شماره یک) قسمت های مختلف این در، که سمت پیشین اتاق غیبت قرار دارد، مشبّک است؛ ولی بخش هایی که دیوار نمازخانه را پوشش داده، غیر مشبّک هستند. قسمت های مشبّک در از پیوستن قطعه های چوبی با اشکال هندسی به یکدیگر ساخته شده که در چشم بیننده به سه گونه جلوه می کند: الف) دو قسمت مشبّک که به عنوان دو لنگه در محسوب می گردد؛ ب) دو قسمت مشبّک که در دو طرف در واقع شده است؛ ج) یک قسمت مشبّک که کتیبه تزئین شده سردر را تشکیل می هد. فراهم آمدن این قسمت های سه گانه مشبّک هندسی و زیبا، جلوه هندسی دلپذیری به این در بخشیده است. روی قطعه های چوبی هم که چهارچوب های این شبکه ها را شکل داده، نقش و نگارهای واقعاً ظریف و دقیقی کنده کاری شده است. [22]

متأسفانه این اثر تاریخی نفیس و ارزشمند، در جریان یکی از انفجارهای تروریستی در آستان مقدّس سامراء، آسیب جدی دید و بخش اصلی آن از بین رفت و امروزه تنها حاشیه آن باقی مانده است. (تصویر ضمیمه شماره دو) اکنون به جای آن در چوبی، حفاظ مشبک فلزی قرار دارد. (تصویر ضمیمه شماره سه)

چاه غیبت
در گزارشی که قدمتی نزدیک به هشتاد سال دارد، آمده است که در گوشه محل غیبت، چاهی به نام «چاه غیبت» وجود دارد: «چاه معروف به چاه غیبت هم در گوشه همین اتاق قرار دارد. »[23] این چاه اکنون موجود نیست؛ اما مرحوم محدث قمی که معاصر این گزارش بوده، در این باره می نویسد:

آنچه از مشایخ دست به دست رسیده، این است که این صفّه محلّ حوضی بود به جهت وضو گرفتن آن بزرگواران در آن سرداب. پس از آن بزرگواران، شیعیان عرایض و رقاع حاجات که به حضرت صاحب الامر- صلوات الله علیه- می نوشتند به آن جا می گذاشته اند. . . و آن محل در میان همه آن سرداب امتیازی پیدا کرد در تبرّک و شرافت و احترام و بوسیدن و استشفاء به تربت آن، تا آن که صحن و راه سرداب مقدّس از آن صحن مطهّر جدا شد و از غیر جنس برای آن خدمه ظاهر شد و دیدند حرص و رغبت شیعه را به آن محلّ شریف و غلبه و استیلای خود را بر آن غربا و زائران بی معین. لهذا آن را برای کسب غیر طیب خود سرمایه کردند و برای جلب منافع از ایشان، آن را شبکه قرار داده اند و به اقسام حیل از آنها فایده بردند و کم کم به دادن ریگ و خاک آن جا را به آن بیچارگان و گرفتن چیزی، مقداری از آن جا گود شد. تا زمانی که عالم جلیل شیخ العراقین مرحوم شیخ عبدالحسین طهرانی- طاب ثراه- به جهت تذهیب گنبد مطهّر و اصلاح صحن منوّر به آنجا مشرّف شد. پس از مشاهده آن خرابی و زیاد شدن آن در هر روز و خوف صدمه رسیدن به اساس عمارت، مقرّر فرمودند آن جا را پر کردند تا مقدار دو پله به بالا مانده و آن را به آجر و گچ محکم نمودند. پس از وفات آن مرحوم چون در سرمایه آن جماعت به جهت بنّائی خللی پیدا شد، دوباره آن بنا را خراب کردند و به دادن ریگ و سنگ آن جا به جهّالِ زوّار و بردن عوام را در آن جا به اسم تبرّک، بازار کسب خود را رونقی دادند و کم کم به منزله چاهی شد و اسم آن را چاه صاحب الزمان (عج) گذاشته اند، و جزو مناسک زوّار شد که چون به آن جا روند، از چاه صاحب الزمان (عج) سؤال کنند و به انواع بی ادبی و جسارت، خود را در میان چاه افکنند و مقداری ریگ بردارند. تمام این حرکات بی اصل و بی پا و خلافِ ادب و احترام بلکه در بعضی از مواضع شبهه حرمت دارد؛ ولکن درد مزمن جهل را دوایی جز پرسش از عالم یا تنبیه و نهی عالم نیست و هر دو از میان رفته. [24]

از بیان مرحوم شیخ عباس قمی به روشنی دانسته می شود که چاهی در سرداب سامراء وجود نداشته، بلکه عده ای سودجو چنین محلی را ساخته اند و شایع کرده اند تا زائران بی خبر را چپاول کنند.

سرداب غیبت
1- دلیل نام گذاری
دلیل نامیدن سرداب سامراء به «سرداب غیبت» چیست؟ چنان که محدث قمی نیز نوشته، دلیل روشنی برای نام گذاری این مکان به سرداب غیبت یافت نشده، [25] اما دو احتمال را می توان بیان کرد.
الف) گزارش دشمنان از دیدن امام مهدی (عج) در سرداب: یکی از احتمال هایی که برای نامیدن سرداب سامراء به «سرداب غیبت» می توان بیان کرد، رویدادهای پس از نماز امام مهدی (عج) بر جنازه مطهر پدر بزرگوارشان است. مرحوم شیخ صدوق نقل می کند: هنگامی که مردم برای خواندن نماز بر پیکر مطهر امام حسن عسکری (ع) گرد آمده بودند، جعفر کذّاب، برادر امام حسن عسکری (ع)، جلو ایستاد و خواست نماز را بخواند که کودکی عبای او را کشید و فرمود: «عقب بایست که من شایسته تر به نماز گزاردن بر پدرم هستم. » جعفر نتوانست مقاومت کند و بسیار عصبانی شد. پس از دفن امام (ع) نزد معتمد خلیفه عباسی رفت و خبر این واقعه را داد. این گزارش موجب شد تا خلیفه بارها افرادی را مأمور کند تا به منزل امام (ع) یورش برند. یکی از این یورش ها را خود شیخ صدوق در ادامه همین جریان نقل می کند و این که چگونه بانویی مأموران خلیفه را فریب داد. [26]

پس از ناامیدی از حمله آشکار، تصمیم به حمله مخفیانه به منزل امام (ع) گرفتند. مرحوم شیخ طوسی یکی از این حمله های مخفیانه شبانه را که به دستور معتضد[27] (معتمد) انجام گرفت، چنین گزارش می کند: پس از تفتیش منزل امام مهدی (عج) او را در درون خانه ای که با پرده ای به صورت زیرکانه پوشانده شده بود، می یابند که مشغول نماز و عبادت است. [28] بنا بر این سخن شیخ طوسی که در قرن پنجم نوشته شده، نامی از سرداب نیست؛ بلکه واژه های «دار» و «بیت» به کار رفته است. اما همین گزارش را قطب الدین راوندی در قرن ششم در دو جای کتاب خود با واژه «سرداب» نقل کرده است. [29] راوندی غیر از این جریان، دو جریان دیگر را نیز نقل کرده است که در هر دو به سرداب اشاره شده است. [30] علّامه مرحوم سید محسن امین در قصیده ای می گوید:

و قد کان فی السرداب اعظم آیة

من الحجة المهدی حار بها الفکر

أرادوا به سوءا فخیب سعیهم

و عاقبة البغی الندامة و الثبر[31]

نقل گزارش هایی از این دست، این تصور را در افراد ایجاد می کند که امام در سرداب غایب (پنهان) شده است؛ زیرا معنای لغوی غیبت به معنای مخفی و پنهان شدن است. [32]

ب) گزارش شیعیان از ملاقات با امام مهدی (عج) در سرداب: احتمال دیگر برای نام «سرداب غیبت» جریان هایی است که در ارتباط شیعیان با امام عصر (عج) در این مکان مقدس نقل شده است. ذبیح الله محلاتی می نویسد:

شهرت یافتن این سرداب به سرداب غیبت، به خاطر آن نیست که حضرت حجّت (عج) در آن غایب شده است، چنان که ناآشنایان به تاریخ پنداشته اند؛ بلکه به این دلیل است که برخی از اولیا در این مکان به ملاقات ایشان مشرف شده اند. [33]

البته در منابع مکتوب، ارتباط صریح دیدار با امام زمان (عج) در سرداب ثبت نشده است. یکی از بزرگان شیعه که نام ایشان در این موضوع بسیار تکرار می شود، مرحوم سید بن طاووس (متوفای 664 ق) است. آنچه ایشان در کتاب خود نوشته است، اشاره ای به سرداب ندارد. وی در کتاب «مهج الدعوات» می آورد:

در شب چهارشنبه 13 ذی القعده 638 من در شهر سامراء بودم. پس سحرگاه دعایش (عج) را شنیدم و از دعا این مقدار در خاطرم ماند که برای کسی از زندگان و مردگان که یاد کرد، فرمود: باقی بدارشان یا فرمود زنده بدارشان در عزّت ما، ملک ما و قدرت ما و دولت ما. [34] بنابراین ایشان نامی از سرداب نمی برد. مرحوم محدث نوری در داستان پنجاه وپنجم «جنةالماوی» می نویسد: من در ملحقات کتاب دعای «انیس العابدین» دیدم که نوشته بود: از ابن طاووس نقل شده که سحرگاه در سرداب از صاحب الامر (عج) شنیده است که می فرمود: «اللهم إن شیعتنا خلقت من شعاع أنوارنا. . . » در دیگر نوشته های معاصر ما یا معاصر این حکایت، عبارت دعای امام (عج) مختلف نقل شده است. . . و من تاکنون هیچ کس را نیافته ام که حکایت را مستند به کسی کرده باشد که از سید نقل نماید. . . . [35]

بنابراین در آنچه خود ایشان بیان فرموده، واژه «سرداب» وجود ندارد و در آنچه از ایشان نقل کرده اند، واژه «سرداب» وجود دارد، اما سند متصلی به سید بن طاووس ندارد. مرحوم سید بحرالعلوم (متوفی 1212 ق) نیز ازجمله بزرگانی است که محدث نوری جریان ایشان را نقل می کند، اما در این جریان نیز راوی جریان سرداب به این نتیجه رسیده که سید با امام عصر (عج) سخن می گفته؛ وگرنه تصریحی به این مطلب وجود ندارد. [36]

مرحوم محدث نوری در داستان های بیست وهفتم [37] و سی ودوم [38] و سی وسوم کتاب «جنةالماوی» نیز جریان هایی از سرداب مقدس سامراء نقل می کند، اما در هیچ کدام ملاقاتی گزارش نکرده است. یکی از نویسندگان معاصر نیز از فردی به نام «شیخ حسین سامرائی» نقل می کند که کلام امام عصر (عج) را در سرداب سامراء شنیده است، اما سخنی از دیدن وجود مبارک امام (عج) نیست. [39] ایشان جریان آیت الله مرعشی نجفی را نیز در کتاب خود آورده است [40] که امام خود را آشکارا معرفی نکرده است.

درمجموع، دیدار قابل اثباتی در سرداب مقدس سامراء گزارش نشده است؛ بنابراین بعید به نظر می رسد این موضوع موجب نامیدن سرداب مقدس سامراء به «سرداب غیبت» شده باشد؛ به ویژه که جریان های نقل شده، اکثراّ مربوط به دوران متأخر است.

2- اعمال سرداب مقدس
کتاب های دعا برای سرداب مقدس سامراء، اعمال و ادعیه خاصی را بیان کرده اند. قدیمی ترین کتابی که به اعمال سرداب مقدس پرداخته، کتاب «المزار الکبیر» مرحوم ابن مشهدی (متوفای 610 ق) است. در کتاب های پیش از ایشان به زیارت و اعمال سرداب مقدس اشاره ای نشده است. مرحوم ابن مشهدی عنوان باب نهم از قسمت پنجم کتابش را «زیارة مولانا الخلف الصالح صاحب الزمان علیه و علی آبائه السلام» نهاده و اعمال سرداب مقدس را بیان کرده است. همچنین در باب دوم، قسمت هشتم، پس از بیان زیارت امامین عسکریین (علیهما السلام) به اعمال سرداب پرداخته است.

پس از ابن مشهدی، سید بن طاووس در کتاب «مصباح الزائر» عنوان فصل هفدهم کتابش را «فی زیارة مولانا صاحب الأمر صلوات الله علیه و ما یلحق بذلک» قرار داده و اعمال سرداب مقدس را آورده است. پس از سید بن طاووس، شهید اول (متوفای 786 ق) در تتمه کتاب «المزار» خود، در ذیل «تتمّة فی زیارة سیدنا و مولانا حجّة الله الخلف الصالح أبی القاسم محمد المهدی صاحب الزّمان صلوات الله علیه و علی آبائه بسرّمن رأی» به اعمال سرداب مقدس پرداخته است. پس از شهید اول، مرحوم کفعمی (متوفای 905 ق) در کتاب «البلد الأمین و الدرع الحصین» در اعمال ماه شعبان به اعمال سراب مقدس پرداخته است و در کتاب دیگر خود با عنوان «المصباح» که نام دیگر آن «جنة الأمان الواقیة» است، فصل چهل ویکم را به زیارات اختصاص داده و در «زیارة المهدی» اعمال سرداب را آورده است. اما در هیچ یک سندی ارائه نمی کند و معلوم نیست این آداب و زیارت نامه ها از انشائات خود ایشان است یا از نویسنده دیگری نقل شده است. کتاب های بعدی مانند «بحارالانوار» از کتاب های پیشین نقل می کنند و کتاب دست اول شمرده نمی شوند. اینک در سه بخش، آنچه آورده اند، بیان می شود.

الف) اذن دخول

سه اذن دخول برای سراب مقدس نقل شده است. اولی را مرحوم ابن مشهدی، دومی را سید بن طاووس و سومی را علامه مجلسی از کتابی قدیمی نقل کرده اند. ابن مشهدی سرداب مقدس را با عنوان حرم حضرت ولی عصر (عج) نام می برد و می نویسد: وقتی به حرم ایشان در سرّمن رأی رسیدی، غسل کن و پاک ترین لباست را بپوش و پیش از آن که به سرداب بروی، بر در حرمش بایست و زیارت کن با این زیارت و بگو: «السَّلَامُ عَلَیک یا خَلِیفَةَ اللَهِ وَ خَلِیفَةَ آبَائِهِ الْمَهْدِیینَ، السَّلَامُ

عَلَیک یا وَصِی الْأَوْصِیاءِ الْمَاضِینَ. . . السَّلَامُ عَلَیک یا وَلِی اللهِ، ائْذَنْ لِوَلِیک فِی الدُّخُولِ إِلَی حَرَمِک، صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیک وَ عَلَی آبَائِک الطَّاهِرِینَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُه. »[41] (ضمیمه چهارم)

در برخی کتاب ها[42] آمده است که این زیارت نامه را شیخ مفید در کتاب «المزار» یا «مناسک المزار» خود آورده است. ولی در مزار چاپ شده از شیخ مفید[43] وجود ندارد و چنان که گفته شد، قدیمی ترین منبع کتاب ابن مشهدی است. سید بن طاووس نیز با برخی اختلافات این زیارت را آورده است، ولی می گوید:

چون اذن دخول را خواندی و وارد سرداب شدی، بگو: «السَّلَامُ عَلَیک یا خَلِیفَةَ اللهِ فِی أَرْضِهِ، وَ خَلِیفَةَ رَسُولِهِ وَ آبَائِهِ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِینَ الْمَهْدِیینَ. . . وَ بَلِّغْهُ أَفْضَلَ أَمَلِهِ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ، إِنَّک عَلَی کلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ». [44]

یعنی این متن را به عنوان زیارت نامه نقل کرده، نه اذن دخول. شهید اول نیز اذن دخول ابن مشهدی را نقل کرده است. [45] مرحوم کفعمی این اذن دخول را هم در کتاب «البلد الأمین»[46] و هم در کتاب «المصباح»[47] آورده است. البته ایشان می نویسد پیش از خواندن، صدبار تکبیر بگوید. سید بن طاووس می نویسد:

پس از زیارت امامین عسکریین (علیهما السلام) به سرداب مقدس برو و بر در آن بایست و بگو: «إِلَهِی إِنِّی قَدْ وَقَفْتُ عَلَی بَابِ بَیتٍ مِنْ بُیوتِ نَبِیک مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُک عَلَیهِ وَ آلِهِ. . . وَ أَدْعُوَ اللهَ بِفُنُونِ الدَّعَوَاتِ، وَ أَعْتَرِفَ لِلهِ بِالْعُبُودِیةِ، وَ لِهَذَا الْإِمَامِ وَ آبَائِهِ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیهِمْ بِالطَّاعَةِ» (ضمیمه پنجم) سپس ابتدا پای راستت را بگذار و پایین برو، در حالی که می گویی: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ، وَ فِی سَبِیلِ اللهِ، وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیک لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ» و تسبیحات اربعه را بگو.

علامه مجلسی می آورد: در نسخه ای قدیمی از نوشته های امامیه چنین آمده است: اجازه بگیر برای وارد شدن به سرداب مقدس و حرم امامان، به این شکل: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذِهِ بُقْعَةٌ طَهَّرْتَهَا وَ شَرَّفْتَهَا وَ مَعَالِمُ زَکیتَهَا حَیثُ أَظْهَرْتَ فِیهَا أَدِلَّةَ التَّوْحِیدِ وَ أَشْبَاحَ الْعَرْشِ الْمَجِید. . . وَ الْحَمْدُ لِلهِ وَ سَلامٌ عَلی عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ. »[48] (ضمیمه ششم) سپس عتبه را ببوس و با فروتنی و حالت گریه وارد شو؛ زیرا نشان اجازه از طرف امامان (علیهم السلام) است.

ب) زیارت و نماز زیارت

پنج زیارت برای سرداب مقدس نقل شده است که پس از زیارت نیز نماز زیارت و ادعیه و اعمال دیگر که در سرداب مقدس انجام می شود، بیان شده است. مرحوم ابن مشهدی می آورد:

کلام هنگام پایین رفتن به سرداب: «السَّلَامُ عَلَی مَهْدِی الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْکلِمِ، السَّلَامُ عَلَی خَلَفِ السَّلَفِ وَ صَاحِبِ الشَّرَفِ. . . أَسْأَلُک یا مَوْلَای أَنْ تَسْأَلَ اللهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی فِی صَلَاحِ شَأْنِی، وَ قَضَاءِ حَوَائِجِی، وَ غُفْرَانِ ذُنُوبِی، وَ الْأَخْذِ بِیدِی فِی دِینِی وَ دُنْیای وَ آخِرَتِی، لِی وَ لِکافَّةِ إِخْوَانِی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ إِنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ، وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیدِنَا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللهِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّاهِرِینَ. »[49] (ضمیمه هفتم) سپس دوازده رکعت نماز زیارت بخوان و مستحب است بعد از نماز زیارت خواندن این دعا که از خود امام عصر (عج) روایت شده است [50]: «اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاءُ، وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ. . . الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، أَدْرِکنِی أَدْرِکنِی أَدْرِکنِی». [51]

سید ابن طاووس می نویسد این زیارت نامه نیکویی است که با آن زیارت می شود. می گویی: «السَّلَامُ عَلَی الْحَقِّ الْجَدِیدِ، وَ الْعَامِلِ الَّذِی لَا یبِیدُ، السَّلَامُ عَلَی مُحْیی الْمُؤْمِنِینَ، وَ مُبِیرِ الْکافِرِینَ، السَّلَامُ عَلَی مَهْدِی الْأُمَمِ، وَ جَامِعِ الْکلِمِ، السَّلَامُ عَلَی خَلَفِ السَّلَفِ، وَ صَاحِبِ الشَّرَفِ. . . وَ الْأَخْذِ بِیدِی فِی دِینِی وَ دُنْیای وَ آخِرَتِی، لِی وَ لِإِخْوَانِی وَ إِخْوَتِی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ کافَّةً، إِنَّک غَفُورٌ رَحِیمٌ». [52]

چنان که ملاحظه می شود، در نقل سید ابن طاووس در اول زیارت دو سلام اضافه است. برخی اختلافات جزئی دیگر هم دارد. ایشان نیز می گوید: بعد از این زیارت، نماز زیارت را به گونه ای که در پیش بیان شد بخوان؛ [53] اما مانند ابن المشهدی پس از نماز، دعای فرج [54] را نیاورده است، بلکه می نویسد:

بعد از نماز بگو: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی حُجَّتِک فِی أَرْضِک، وَ خَلِیفَتِک فِی بِلَادِک، الدَّاعِی إِلَی سَبِیلِک، وَ الْقَائِمِ الصَّادِعِ بِالْحِکمَةِ، وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ الصِّدْقِ، وَ کلِمَتِک وَ عَیبَتِک وَ عَینِک فِی أَرْضِک، الْمُتَرَقِّب الْخَائِفِ، الْوَلِی النَّاصِحِ، سَفِینَةِ النَّجَاةِ، وَ عَلَمِ الْهُدَی، وَ نُورِ أَبْصَارِ الْوَرَی، وَ خَیرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدَی، وَ الْوَتْرِ الْمَوْتُورِ، وَ مُفَرِّجِ الْکرْبِ، وَ مُزِیلِ الْهَمِّ، وَ کاشِفِ الْبَلْوَی، صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیهِ وَ عَلَی آبَائِهِ الْأَئِمَّةِ الْهَادِینَ، وَ الْقَادَةِ الْمَیامِینِ، مَا طَلَعَتْ کوَاکبُ الْأَسْحَارِ، وَ أَوْرَقَتِ الْأَشْجَارُ، وَ أَینَعَتِ الْأَثْمَارُ، وَ اخْتَلَفَ اللَّیلُ وَ النَّهَارُ، وَ غَرَّدَتِ الْأَطْیارُ. اللَّهُمَّ انْفَعْنَا بِحُبِّهِ، وَ احْشُرْنَا فِی زُمْرَتِهِ وَ تَحْتَ لِوَائِهِ، إِلَهَ الْحَقِّ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ». [55]

مرحوم سید ابن طاوس پس از این صلوات، صلوات دیگری را به این مضمون نقل کرده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیتِهِ، وَ صَلِّ عَلَی وَلِی الْحَسَنِ وَ وَصِیهِ وَ وَارِثِهِ. . . وَ لَا کنْزاً إِلَّا أَخْرَجَهُ، بِرَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ». [56] (ضمیمه نهم) شهید اول نیز این زیارت نامه را مانند سید ابن طاوس با همان دو سلام اضافه در اول زیارت نامه نقل کرده، اما پس از دوازده رکعت نماز زیارت، مانند ابن مشهدی خواندن دعای فرج را توصیه کرده است. [57]

مرحوم کفعمی نیز در «البلد الأمین» با همان دو سلام اضافی در اول زیارت نامه آن را نقل کرده است. [58] ایشان نیز می نویسد که پس از این زیارت، دوازده رکعت نماز بگذارد، اما پس از هر دو رکعت، تسبیحات حضرت زهرا (علیها السلام) را بگوید. وی اشاره ای به دعای فرج نکرده اند و می گوید که پس از نماز، دعای بعد از نماز زیارت عاشورا خوانده شود، [59] سپس صلوات روایت شده از امام عصر (عج) را بخواند: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ سَیدِ الْمُرْسَلِینَ وَ خَاتَمِ النَّبِیینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ. . . وَ بَلِّغْهُمْ أَقْصَی آمَالِهِمْ دِیناً وَ دُنْیا وَ آخِرَةً إِنَّک عَلی کلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ. » (ضمیمه دهم) و بعد دعای [60] «اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیک وَ خَلِیفَتِک، وَ حُجَّتِک عَلَی خَلْقِک. . . بَلِّغْهُمْ أَقْصَی آمَالِهِمْ، دِیناً وَ دُنْیا وَ آخِرَةً، إِنَّک عَلَی کلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ» را بخواند (ضمیمه بیست ودوم) سپس دعای «اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ وَ رَبَّ الْکرْسِی الرَّفِیعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ. . . إِنَّهُمْ یرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَراهُ قَرِیباً بِرَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ، ثُمَّ تَضْرِبُ عَلَی فَخِذِک الْأَیمَنِ بِیدِک ثَلَاثاً وَ تَقُولُ: الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا مَوْلَای یا صَاحِبَ الزَّمَانِ. » را بخواند. (ضمیمه یازدهم)

این دعا نیز معروف به «دعای عهد» است که ابن مشهدی به صورت مرسل [61] و علامه مجلسی به گونه مسند نقل کرده است. [62] مرحوم کفعمی می گوید: پس از آن، دعاهایی که در اعمال شب نیمه شعبان بیان شد را بخواند. [63] وی سه دعا برای نیمه شعبان نقل کرده است. دعای اول: «اللَّهُمَّ بِحَقِّ لَیلَتِنَا وَ مَوْلُودِهَا وَ حُجَّتِک. . . وَ احْکمْ بَینَنَا وَ بَینَهُمْ یا أَحْکمَ الْحَاکمِینَ. » (ضمیمه دوازدهم)؛ دعای دوم به نقل از امام صادق (ع): «اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَی الْقَیومُ الْعَلِی الْعَظِیمُ. . . فَارْحَمْنِی یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. » (ضمیمه سیزدهم)؛ دعای سوم از امیر المؤمنین (ع) نقل شده است که در حال سجده آن را می خواندند و همان دعای معروف کمیل است (ضمیمه چهاردهم). مرحوم کفعمی در کتاب دیگر خود «المصباح» که نام دیگر آن «جنة الأمان الواقیة» است این زیارت را آورده است. [64]

ابن مشهدی پس از بیان زیارت نامه امامین عسکریین (علیهما السلام) می نویسد: سپس به پشت خارج می شوی، درحالی که رو به ضریح داری و می آیی به سرداب غیبت؛ بعد میان دو در می ایستی درحالی که یک طرف در را با دست گرفته ای، تنحنح (سرفه) می کنی، مانند کسی که اجازه می خواهد؛ بسم الله بگو و باوقار و آرامش پایین برو و دو رکعت نماز در محوطه سرداب بخوان و بگو: «اللهُ أَکبَرُ اللهُ أَکبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ اللهُ أَکبَرُ وَ لِلهِ الْحَمْدُ، الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَ عَرَّفْنَا أَوْلِیاءَهُ وَ أَعْدَاءَهُ، وَ وَفَّقَنَا لِزِیارَةِ أَئِمَّتِنَا. . . إِنَّک حَمِیدٌ مَجِیدٌ، وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ» (ضمیمه پانزدهم). سپس وارد صفه (محل غیبت) شو و دو رکعت نماز بخوان و بگو: «اللَّهُمَّ عَبْدُک الزَّائِرُ فِی فِنَاءِ وَلِیک الْمَزُورِ. . . اللَّهُمَّ اکتُبْ هَذِهِ الشَّهَادَةَ وَ الزِّیارَةَ لِی عِنْدَک فِی عِلِّیینَ، وَ بَلِّغْنِی بَلَاغَ الصَّالِحِینَ، وَ انْفَعْنِی بِحُبِّهِمْ یا رَبَّ الْعَالَمِین. »[65] (ضمیمه شانزدهم). سید بن طاووس نیز این زیارت را نقل کرده است. [66]

سید بن طاووس می نویسد: وقتی به داخل سراب رسیدی، روبه قبله بایست و بگو: «سَلَامُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ وَ تَحِیاتُهُ وَ صَلَوَاتُهُ عَلَی مَوْلَای صَاحِبِ الزَّمَانِ. . . وَ نَحْنُ نَقُولُ: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ. » (ضمیمه هفدهم) بعد دست هایت را بلند کن و بگو: «اللَّهُمَّ أَنْتَ کاشِفُ الْکرَبِ وَ الْبَلْوَی، وَ إِلَیک نَشْکو غَیبَةَ إِمَامِنَا وَ ابْنِ بِنْتِ نَبِینَا. . . إِنَّک ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ، وَ الْمَنِّ الْقَدِیمِ، وَ الْإِحْسَانِ الْکرِیمِ. » (ضمیمه هجدهم) بعد دوازده رکعت نماز بخوان و به امام (عج) هدیه کن. بعد از هر دو رکعت تسبیحات حضرت زهرا (علیها السلام) را بگو و بعد از تسبیحات بگو: «اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْک السَّلَامُ، وَ إِلَیک یعُودُ السَّلَامُ، حَینَا رَبَّنَا مِنْک بِالسَّلَامِ. اللَّهُمَّ إِنَّ هَذِهِ الرَّکعَاتِ هَدِیةٌ مِنِّی إِلَی وَلِیک وَ ابْنِ وَلِیک وَ ابْنِ أَوْلِیائِک، الْإِمَامِ ابْنِ الْأَئِمَّةِ، الْخَلَفِ الصَّالِحِ الْحُجَّةِ صَاحِبِ الزَّمَانِ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ بَلِّغْهُ إِیاهَا، وَ أَعْطِنِی أَفْضَلَ أَمَلِی وَ رَجَائِی فِیک، وَ فِی رَسُولِک صَلَوَاتُک عَلَیهِ وَ عَلَی آلِهِ أَجْمَعِینَ وَ فِیهِ» چون نمازها تمام شد، این دعا را بخوان که دعای مشهور دوران غیبت است: [67] «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَک لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَک. . . وَ اجْعَلْنِی بِهِمْ عِنْدَک فَائِزاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ، آمِینَ یا رَبَّ الْعَالَمِینَ». [68] (ضمیمه نوزدهم)

زیارت ندبه (زیارت آل یاسین)؛ مرحوم سید بن طاووس می آورد: این زیارت نامه معروف به «ندبه» است و از ناحیه مقدسه برای محمد بن عبدالله حمیری صادرشده است و امر کرد که در سرداب مقدس خوانده شود:

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ لَا لِأَمْرِ اللهِ تَعْقِلُونَ، وَ لَا مِنْ أَوْلِیائِهِ، تَقْبَلُونَ. . . أَعْتَصِمُ بِک، مَعَک مَعَک مَعَک سَمْعِی وَ رِضَای یا کرِیمُ». [69] (ضمیمه بیستم)

این زیارت نامه اکنون به زیارت «آل یاسین» معروف است، نه ندبه و در هیچ منبع متقدم [70] یا متأخر[71] که این زیارت نامه را از مرحوم حمیری نقل کرده اند، نیامده است که امر به خواندن آن در سرداب مقدس شده باشد. مشخص نیست منبع مرحوم سید ابن طاووس بر این مطلب کدام کتاب بوده است. سید ابن طاووس آورده است:

دو رکعت نماز می خوانی و می گویی: «سَلَامُ اللهِ الْکامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ، وَ صَلَوَاتُهُ وَ بَرَکاتُهُ الدَّائِمَةُ. . . یا مَوْلَای حَاجَتِی کذَا وَ کذَا فَاشْفَعْ لِی إِلَی رَبِّک فِی نَجَاحِهَا. »[72] (ضمیمه بیست ویکم) و به آنچه دوست داری، دعا می کنی و برمی گردی و صورتت را برنگردان تا از در خارج شوی.

ابن مشهدی این متن را برای استغاثه به امام زمان (عج) آورده است. [73] مرحوم کفعمی نیز برای استغاثه آورده و نوشته است:

بعد از غسل، زیر آسمان دو رکعت نماز می خوانی؛ در رکعت اول بعد از حمد سوره فتح و در رکعت دوم بعد از حمد سوره نصر را می خوانی. وقتی سلام نماز را دادی، برمی خیزی و این را می خوانی. [74]

ج) وداع

دو وداع نیز در کتاب های دعا برای سرداب مقدس نقل شده است. مرحوم سید ابن طاووس می نویسد:و اگر خواستی وداع کنی، هرچه می خواهی نماز بخوان؛ بعد روبه قبله بایست و بگو: [75] «اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیک وَ خَلِیفَتِک، وَ حُجَّتِک عَلَی خَلْقِک. . . بَلِّغْهُمْ أَقْصَی آمَالِهِمْ، دِیناً وَ دُنْیا وَ آخِرَةً، إِنَّک عَلَی کلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ». [76] (ضمیمه بیست ودوم)

مرحوم کفعمی این دعا را بعد از خواندن زیارت اول نقل کرده و آخر دعا نیز با نقل مرحوم سید ابن طاووس تفاوت دارد. سید ابن طاووس ادامه می دهد سپس بسیار دعا کن و برگرد. مرحوم کفعمی آورده است:

هنگام وداع نیز وداع امام رضا (ع) را بخواند: [77] «لَا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ تَسْلِیمِی عَلَیک» و اگر خواست بگوید: «السَّلَامُ عَلَیک یا وَلِی اللهِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتِی ابْنَ نَبِیک وَ حُجَّتَک عَلَی خَلْقِک وَ اجْمَعْنِی وَ إِیاهُ فِی جَنَّتِک وَ احْشُرْنِی مَعَهُ وَ فِی حِزْبِهِ مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِک رَفِیقاً وَ أَسْتَوْدِعُک اللهَ وَ أَسْتَرْعِیک وَ أَقْرَأُ عَلَیک السَّلَامَ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ بِمَا جِئْتَ بِهِ وَ دَلَلْتَ عَلَیهِ فَاکتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِینَ». [78]

ایشان در خاتمه کتاب تصریح می کند که زیارت امام مهدی (عج) در سرداب مستحب مؤکد است. [79]

نتیجه

ازآنچه بیان شد، آشکار می گردد که سرداب مقدس سامراء قسمتی از منزل سه امام معصوم (علیهم السلام) است و از این جهت مورداحترام فراوان شیعیان قرار دارد؛ چون این سرداب اکنون از پدر بزرگوار امام عصر (عج) به ایشان به ارث رسیده و قسمتی از ملک شخصی ایشان و حرمی برای امام شمرده می شود؛ بنابراین شیعیان ضمن اجازه گرفتن از ایشان، به این مکان مقدس وارد می شوند و با زیارت نامه خواندن متوجه امام می گردند و با عرض ارادت به محضر ایشان، از خداوند جلب توجهات امام عصر (عج) را می خواهند و هرگز معتقد به حضور فعلی امام در سرداب نیستند؛ بلکه به وسیله نماز و دعا، برای سلامتی امام دعا کرده و دل تنگی خود را از غیبت امام ابراز می دارند.

پی نوشت:
[1] . عضو هیئت علمى و مدیر گروه کلام و معارف پژوهشکده حج و زیارت..

[2] . ابن‏بابویه قمى، کمال‏الدین و تمام النعمة، ج 1، ص 144، حدیث 11:

« عَنْ سَدِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ( ع) یَقُولُ: ... یَسِیرُ فِیمَا بَیْنَهُمْ وَ یَمْشِی فِی أَسْوَاقِهِمْ وَ یَطَأُ بُسُطَهُمْ وَ هُمْ لَا یَعْرِفُونَهُ حَتَّى یَأْذَنَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ أَنْ یُعَرِّفَهُمْ نَفْسَه».

[3] . نعمانى، الغیبة، ص 160:

« و محظور علیهم الفحص والکشف عن صاحب الغیبة و المطالبة باسمه أو موضعه أو غیابه أو الإشادة بذکره فضلا عن المطالبة بمعاینته».

[4] . احمد بن على طبرسى، الإحتجاج على أهل اللّجاج، ج 2، ص 497:

« إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ».

[5] . ابن‏مشهدى، المزار الکبیر، ص 585:

« فَإِنَّ أَیَّامَ الْغَیْبَةِ تَشْتَاقُ إِلَیْهِ، وَ لَا تَسْأَلِ الِاجْتِمَاعَ مَعَهُ إِنَّهَا عَزَائِمُ اللهِ وَ التَّسْلِیمُ لَهَا أَوْلَى، وَ لَکِنْ تَوَجَّهْ إِلَیْهِ بِالزِّیَارَةِ».

[6] . محمد بن یعقوب کلینى، کافى، ج 4، ص 162، حدیث 4:

« وَ کَیْفَ أَمْکَنَکَ وَ مَتَى حَضَرَکَ مِنْ دَهْرِکَ تَقُولُ بَعْدَ تَحْمِیدِ اللهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِیِّ( ص) اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ قَائِداً وَ عَوْناً وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلا».

[7] . کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 483، حدیث 4:

« فِی التَّوْقِیعِ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَان( عج) ... وَ أَکْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِکَ فَرَجُکُم».

[8] . مانند: مقام امام زمان( عج) در مسجد سهله، قبرستان وادى‏السلام، حلّه، نعمانیه و کربلا. البته مقام‏هاى دیگرى نیز در عراق براى امام عصر( عج) گزارش شده است..

[9] . ابن‏کثیر، البدایة و النهایة، ج 11، ص 78..

[10] .« و الباقى منها( سامرا) الآن موضع کان یسمى بالعسکر، کان‏[ منه‏] على بن محمد بن على ابن موسى بن جعفر وابنه الحسن بن على، و هما المعسکران یسکنان به فنسبا إلیه و به دفنا، و علیهما مشهد یزار فیه.» عبدالمؤمن بغدادى، مراصدالاطلاع على اسماء الامکنة و البقاع، ج 2، ص 685. البته ابن‏خلکان( متوفاى 681 ق) کل شهر را به نام عسکر معرفى کرده است:« و العسکری بفتح العین المهملة و سکون السین المهملة و فتح الکاف و بعدها راء هذه النسبة إلى سر من رأى. و لما بناها المعتصم و انتقل إلیها بعسکره قیل لها العسکر و إنما نسب الحسن المذکور إلیها لأن المتوکل أشخص أباه علیاً إلیها و أقام بها عشرین سنة و تسعة أشهر، فنسب هو و ولده إلیها.» وفیات الأعیان، ج 2، ص 94..

[11] . اسماعیل بن عباد، المحیط فى اللغة، ج 8، ص 429: السِّرْدَابُ( بالکَسْر). نویسنده این لغت‏نامه اسماعیل بن عباد صاحب( متوفاى 385 ق) است و نشان مى‏دهد از دیر زمان این واژه به‏کار مى‏رفته است..

[12] . زبیدى، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 2، ص 75:« و هو مُعَرَّب عَنْ سَرْدآب»..

[13] . غزالى، شفاء الغلیل، ص 175:« أى ما یبرد فیه الماء»..

[14] . سید على بن احمد معصوم، الطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول، ج 2، ص 128:

« السِّرْدَابُ، کسِرْبال: بَیْتٌ یبنى تحت الأَرضِ یُسْکَنُ فی الصَیْفِ».

[15] . وقف میراث جاویدان، فصلنامه سازمان اوقاف و امور خیریه، ش 5، بهار 1373. مقاله« تحقیق و پژوهش باب غیبت در سامراء»، ص 85. مقاله‏اى برگرفته و ترجمه شده از کتابى به نام« باب الغیبه» ترجمه مسلم صاحبى که در سال 1938 در بغداد چاپ شده است..

[16] . محل این سرداب بروى نقشه سایت گوگل: 34 درجه و 11 دقیقه و 57 ثانیه شمالى و 43 درجه و 52 دقیقه و 23 ثانیه شرقى قرار دارد..

[17] . علامه مرتضى عسکرى، گفتمان مهدویت( سخنرانى‏هاى گفتمان سوم)، مهدویت از دیدگاه مذاهب اسلامى، ص 26..

[18] . وقف میراث جاویدان، همان..

[19] . ذبیح‏الله محلاتى، مآثر الکبراء فى تاریخ سامراء، ج 1، ص 351 و محدث قمى، هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، ص 73..

[20] . شیخ عباس قمى، مفاتیح‏الجنان، ص 519، آداب سرداب مطهر:« در یکصد سال و چیزى قبل مؤید مسدد احمد خان دنبلى مبلغى خطیر اقدام کرد و صحن آن دو امام( علیهما السلام) را به نحوى که الآن موجود است، جدا نمود و براى آن روضه و رواق و قبه عالیه برپا نمود و براى سرداب مطهر صحنى على حده و ایوانى و راهى و پله‏اى جدا و دهلیزى و سردابى مستقل براى زنان ساخت چنانچه حال دیده مى‏شود و آن راه اول و پله‏ها و در سرداب بالمره مسدود شد و نشانى از آنها نیست، مگر آن مقدارى که فعلًا در خانه‏اى معروف به خانه اخبارى‏ها مشاهده مى‏شود و محلى براى به‏جا آوردن بعضى از آداب وارده نماند..

[21] . وقف میراث جاویدان، همان..

[22] . همان..

[23] . همان..

[24] . هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، ص 84..

[25] . همان، ص 73..

[26] . کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 475..

[27] . چنان‏که در گزارش شیخ صدوق آمده، این حاکم« معتمد» است، نه معتضد؛ زیرا معتضد 19 سال پس از شهادت امام حسن عسکرى( ع) به حکومت رسیده است. ممکن است کسى گمان کند چه اشکالى دارد در دوران معتضد نیز این حمله صورت گرفته باشد؟ باید گفت در آن دوران کسى آن‏جا زندگى نمى‏کرد تا براى دستگیرى امام به آن‏جا یورش برند. عبدالرحمن جامى، ملقب به خاتم الشعرا( متوفاى 898 ق) که حنفى و از اهل سنت و در تصوف بر طریقه نقشبندیه است در کتاب خود« شواهد النبوه»، ص 260 این جریان را نقل کرده است. وى تصریح مى‏کند:« معتضد گفت: حسن بن على در سرّمن‏رأى فوت شده است؛ زود بروید و خانه وى را فرو گیرید و هر که در خانه وى بینید، سر وى را به من آرید.» از جمله وى معلوم مى‏شود حمله در ایام شهادت امام حسن عسکرى( ع) بوده و حاکم آن زمان معتضد نبوده، بلکه معتمد بوده است..

[28] . الغیبة، کتاب الغیبة للحجة، ص 248..

[29] . قطب‏الدین راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 460:

« فَکَبَسْنَا الدَّارَ کَمَا أَمَرَنَا فَوَجَدْنَا دَاراً سَرِیَّةً کَأَنَّ الْأَیْدِیَ رُفِعَتْ عَنْهَا فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ فَرَفَعْنَا السِّتْرَ وَ إِذَا سِرْدَابٌ فِی الدَّارِ الْأُخْرَى فَدَخَلْنَاهُ وَ کَأَنَّ فِیهِ بَحْراً وَ فِی أَقْصَاهُ حَصِیرٌ قَدْ عَلِمْنَا أَنَّهُ عَلَى الْمَاءِ وَ فَوْقَهُ رَجُلٌ مِنْ أَحْسَنِ النَّاسِ هَیْئَةً قَائِمٌ یُصَلِّی.» و ج 2، ص 942:« فَلَمَّا دَخَلُوهَا وَجَدُوهُ( ع) فِی آخِرِ السَّرْدَابِ قَائِماً یُصَلِّی عَلَى حَصِیرٍ عَلَى الْمَاءِ وَ قُدَّامَهُمْ أَیْضاً کَأَنَّهُ بَحْرٌ لِکَثْرَةِ الْمَاءِ فِی السَّرْدَابِ».

[30] . همان:

« ثُمَّ بَعَثَ بَعْدَ ذَلِکَ عَسْکَراً أَکْثَرَ مِنَ الْأَوَّلِ فَلَمَّا دَخَلُوا الدَّارَ سَمِعُوا مِنَ السَّرْدَابِ قِرَاءَةَ الْقُرْآنِ فَاجْتَمَعُوا عَلَى بَابِهِ حَتَّى لَا یَصْعَدَ فَخَرَجَ مِنْ حَیْثُ الْآنَ عَلَیْهِ شَبَکَةٌ وَ خَرَجَ وَ أَمِیرُهُمْ قَائِمٌ فَلَمَّا غَابَ قَالَ انْزِلُوا وَ خُذُوهُ فَقَالُوا إِنَّهُ مَرَّ عَلَیْکَ وَ مَا أَمَرْتَ بِأَخْذِهِ فَقَالَ مَا رَأَیْتُهُ فَانْصَرَفُوا خَائِبِینَ. وَ خَرَجَ إِلَیْهِ الْعَسْکَرُ مَرَّةً أُخْرَى فَوَجَدُوهُ فِی آخِرِ السَّرْدَابِ فَوَضَعَ یَدَهُ( عج) عَلَى الْجِدَارِ وَ شَقَّهُ وَ خَرَجَ مِنْهُ وَ أَثَرُ الشِّقِّ بَعْدُ ظَاهِرٌ فِیه».

.

[31] . بهاءالدین نجفى، السلطان المفرج، ص 5..

[32] . ابن‏فارس، معجم مقاییس اللغه، ج 4، ص 403:

« الغین و الیاء و الباء أصلٌ صحیح یدلُّ على تستُّر الشى‏ء عن العُیون».

.

[33] . مآثر الکبراء فى تاریخ سامراء، ج 1، ص 350..

[34] . سید بن طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، ص 296:« و کنت أنا بسر من رأى فسمعت سحرا دعاءه( عج) فحفظت منه( عج) من الدعاء لمن ذکره من الأحیاء و الأموات و أبقهم أو قال و أحیهم فی عزنا ملکنا و سلطاننا و دولتنا و کان ذلک فی لیلة الأربعاء ثالث عشر ذی القعدة سنة ثمان و ثلاثین و ستمائة»..

[35] . طبرسى، جنة الماوى، چاپ شده در بحار الأنوار، ج 53، ص 302..

[36] . همان، ص 238..

[37] . همان، ص 257..

[38] . همان، ص 265..

[39] . احمد قاضى زاهدى، شیفتگان حضرت مهدى( عج)، ج 1، ص 251:« ایشان یکى از اتقیاى اهل منبر در عراق بودند که نقل مى‏کردند در ایّامى که در سامراء مشرّف بودم، روز جمعه‏اى طرف عصر در سرداب مقدّس رفتم و دیدم غیر از من احدى نیست. حالى پیدا کرده و متوجّه مقام صاحب الامر( عج) شدم؛ ناگهان صدایى از پشت سر شنیدم که به فارسى سلیس فرمود: به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را به حقّ عمه‏ام حضرت زینب( علیها السلام) قسم دهند تا فرج مرا نزدیک گرداند»..

[40] . همان، ص 139:« مرحوم آیت‏الله مرعشى نجفى گوید: در اقامتم در سامراء، شب‏هایى را در سرداب مقدس بیتوته مى‏کردم؛ آن هم شب‏هاى زمستانى. در آخر یکى از شب‏ها صداى پایى شنیدم. با این‏که درب سرداب قفل بود. ترسیدم؛ زیرا عده‏اى از دشمنان اهل‏بیت( علیهم السلام) به دنبال کشتن من بودند. شمعى که همراه داشتم، نیز خاموش شده بود. ناگاه صداى دلربایى شنیدم که سلام داد به این نحو: سلام علیکم یا سید و نام مرا برد. جواب داده، گفتم: شما کیستید؟ فرمودند: یکى از بنى‏اعمام تو. گفتم: درب بسته بود، از کجا آمدید؟! فرمودند: خداوند بر هر چیزى قدرت دارد. پرسیدم: اهل کجایید؟ فرمودند: حجاز. سپس سید حجازى فرمودند: به چه جهت آمده‏اى این‏جا در این وقت شب؟ گفتم: به جهت حاجت‏هایى. فرمودند: برآورده شد. سپس سفارش فرمودند: بر نماز جماعت و مطالعه در فقه و حدیث و تفسیر و تأکید فرمودند در صله رحم و رعایت حقوق استاد و معلمین و نیز سفارش فرمودند به مطالعه و حفظ نهج البلاغه و حفظ دعاهاى صحیفه سجادیه. از ایشان خواستم درباره من دعا فرمایند. پس دست بلند کرده به این نحو دعایم کردند: خدایا به حق پیغمبر و آل او، موفق کن این سید را براى خدمت شرع و بچشان بر او شیرینى مناجاتت را، و قرار بده دوستى او را در دل‏هاى مردم و حفظ کن او را از شرّ و کید شیاطین، مخصوصا حسد. در بین گفتارشان فرمودند: با من تربت سیدالشهدا علیه‏السلام است؛ تربت اصل که با چیزى مخلوط نشده. پس چند مثقالى کرامت فرمودند و همیشه مقدارى از آن نزد من بود؛ چنان‏که انگشترى عقیق نیز عطا فرمودند که همیشه با من هست و آثار بزرگى را از اینها مشاهده کردم. سپس از نظرم غایب شدند»..

[41] . المزار الکبیر، ص 586..

[42] . محمدباقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 99، ص 116..

[43] . شیخ مفید، کتاب المزار، مناسک المزار، مصحح: ابطحى، محمدباقر، ناشر: کنگره جهانى هزاره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413 ق..

[44] . مصباح الزائر، ص 437..

[45] . المزار، ص 203..

[46] . ابراهیم عاملى کفعمى، البلد الأمین و الدرع الحصین، ص 284:« تقول فى زیارة القائم( عج) بعد الإذن و التکبیر مائة قبل أن تنزل فى السرداب إن کانت الزیارة من قرب« السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللهِ وَ خَلِیفَةَ آبَائِهِ الْمَهْدِیِّین ...»..

[47] . المصباح( جنة الأمان الواقیة)، ص 495..

[48] . بحار الأنوار، ج 99، ص 115..

[49] . المزار الکبیر، ص 589..

[50] . طبرسى، کنوز النجاح، به نقل از جنة المأوى، حکایت چهلم. این دعا همان دعاى فرجى است که صاحب‏الزمان( عج) آن را به محمد بن احمد بن ابى‏لیث در شهر بغداد در گورستان قریش آموخت. محمد بن احمد به گورستان قریش گریخته بود و از ترس کشته شدن بدان‏جا پناه برده بود و به برکت این دعا از آن نجات یافت. محمد بن احمد مى‏گوید:« امام به من آموخت که این دعا بگویم و ایشان هنگام گفتن« یا صاحب الزّمان» به سینه شریفشان اشاره مى‏کردند»..

[51] . المزار الکبیر، ص 591..

[52] . مصباح الزائر، ص 441..

[53] . دوازده رکعت بعد از هر دو رکعت تسبیحات حضرت زهرا( علیها السلام) و دعاى« اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْکَ السَّلَامُ ...»..

[54] . اللهم عظم البلاء و برح الخفاء .....

[55] . مصباح الزائر، ص 442..

[56] . همان..

[57] . المزار، ص 208..

[58] . البلد الأمین و الدرع الحصین، ص 286..

[59] . همان، ص 271:« اللَّهُمَّ إِنِّی لَکَ صَلَّیْتُ وَ لَکَ رَکَعْتُ وَ لَکَ سَجَدْتُ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لِأَنَّهُ لَا یَجُوزُ الصَّلَاةُ وَ الرُّکُوعُ إِلَّا لَکَ لِأَنَّکَ أَنْتَ اللهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّی أَفْضَلَ السَّلَامِ وَ التَّحِیَّةِ وَ ارْدُدْ عَلَیَّ مِنْهُمُ السَّلَامَ وَ التَّحِیَّةَ اللَّهُمَّ وَ هَاتَانِ الرَّکْعَتَانِ هَدِیَّةٌ مِنِّی إِلَى سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ( الحجة بن الحسن)[ به جای( الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ)] عَلَیْهِمَا السَّلَامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَقَبَّلْهُمَا مِنِّی وَ أْجُرْنِی عَلَیْهِمَا أَفْضَلَ أَمَلِی وَ رَجَائِی فِیکَ وَ فِی وَلِیِّکَ یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ»..

[60] . این دعایى است که شیخ طوسى در کتاب مصباح خود از یونس بن عبدالرحمن نقل کرده است. یونس مى‏گوید امام رضا( ع) دستور مى‏داد با این دعا براى صاحب این امر دعا شود.( مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج 1، ص 409)..

[61] . المزار الکبیر، ص 663..

[62] . بحار الأنوار، ج 91، ص 41، حدیث 25..

[63] . البلد الأمین و الدرع الحصین، ص 287..

[64] . المصباح( جنة الأمان الواقیة)، ص 497..

[65] . المزار الکبیر، ص 657..

[66] . مصباح الزائر، ص 444..

[67] . این دعا را شیخ صدوق با سند خویش از نایب خاص امام عصر( عج) نقل کرده است.( کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 512، حدیث 43)..

[68] . مصباح الزائر، ص 418..

[69] . همان، ص 430..

[70] . الإحتجاج على أهل اللّجاج، ج 2، ص 492؛ المزار الکبیر، ص 566..

[71] . بحار الأنوار، ج 91، ص 36.( از شیخ اجل شمس‏الدین محمد بن على جُبَعِى جد شیخ بهائى( رحمه الله) نقل مى‏کند)..

[72] . مصباح الزائر، ص 435..

[73] . المزار الکبیر، ص: 670.

[74] . البلد الأمین و الدرع الحصین، ص 158..

[75] . این دعایى است که شیخ طوسى در کتاب مصباح خود از یونس بن عبد الرحمن نقل کرده است. یونس مى‏گوید امام رضا( ع) دستور مى‏داد با این دعا براى صاحب این امر دعا شود.( مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج 1، ص 409).

[76] . مصباح الزائر، ص 457..

[77] . البلد الأمین و الدرع الحصین، ص 287..

[78] . همان، ص 283..

[79] . همان، ص 309.« خاتمة: یستحب زیارة المهدی فی کل مکان و زمان و الدعاء بتعجیل فرجه صلوات الله علیه عند زیارته و تتأکد زیارته فی السرداب بسرّمن‏رأى»..

نظر شما