موضوع : پژوهش | مقاله

جهان اسلام و رادیکالیزم افراطی

در این تحقیق، ضمن اشاره به شاخص ها و روش های خشونت گرایان اسلامی، سعی شده است، به این پرسش که عملیات استشهادی با کدام معرفت و با کدامین فرجام خواهی صورت می گیرد، پاسخ داده شود. سپس به بررسی ریشه های خشونت گرایی در جهان اسلام و نمونه های خشونت گرایی و رادیکالیزم و در مقابل رفتارهای اتحاد گرایانه می پردازیم.


شهید در لغت، به معنی گواه، کشته در راه خدا و کسی که چیزی از اوپوشیده نیست، آمده است. 1
واژه های شهید، شاهد، شهادت و مشهود در انسان، بیانگر نوعی خاص از دیانت، رؤیت کردن، حضور و آگاهی یافتن است. 2 در اصطلاح، این واژه بر افرادی اطلاق می شود که در راه خدمت به دین و دفاع از آن، جان خود را فدا کنند؛3 اما واژه عملیات «استشهادی»، در واقع طلب شهادت وعملی آگاهانه در راه خدمت به دین و دفاع از آن است ؛ ولی طلب شهادت و طلب مرگ، براساس تعصب کور، دو مقوله کاملا متفاوت اند، زیرا درطلب شهادت به غیر از باور و اعتقاد شخصی، نصوص و متون دینی معتبر نیز باید عمل را تأیید کنند؛ ولی طلب مرگ براساس تعصب جرم اندیشانه، تنها باور و اعتقاد شخصی را به همراه دارد؛ ولی هیچ گونه تائیدی از قرآن و سیره و سنت رسول الله در آن یافت نمی شود؛ در واقع یکی شجاعت و دیگری حماقت است ؛ اما عمل به تعصب های جزم اندیشانه و کور، کینه نهفته و نادانی نفرت انگیز، جمود و تحجر و پیروی ازآباء و اجداد، بی پشتوانه عقلی و منطقی، خلاف نص صریح قرآن و سنت رسول الله است، زیرا در قرآن خطاب به پیامبر اکرم (ص ) آمده است: «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم». 4 ای اهل کتاب بیاییدسخنی را پیروی کنیم که میان ما و شما یکسان است. در حقیقت، فراخوانی و دعوت به سوی اصول مشترک، مانند اصل توحید در نظراست. هم چنین در قرآن آمده است: «ولا یجرمنکم شنئان قوم علی الاتعدلوا»5؛ در مقابل دشمن حتما باید عدالت را رعایت کنید؛ در غیراین صورت از عدالت ساقط می شوید. هم چنین در قرآن بر سنت نبوی ومسئله اخلاق و رفتار پیامبر(ص ) تاکید شده است ؛ مانند «انک لعلی خلق عظیم»6. در سیره اخلاقی سیاسی پیامبر(ص ) احترام به دیگران، هرچند در عقیده با او مخالف باشند، نکته ای مهم و با اهمیت است ؛ ولی متأسفانه تندروی و اتخاذ خط مشی رادیکالیزم افراطی در جهان اسلام، نوعی خروج از دستورات اسلام و گرایش به اندیشه های جاهلی و ترویج گرایش قبیله وارگی است.
در عملیات انتحاری مقبول در جامعه دینی، خدمت به دین و دفاع ازآن با آگاهی و معرفت ملاک است ؛ ولی چگونه افکار منجمد و متحجرانه کلمه حقی را می گویند و اراده باطل می کنند. 7 دعوت باطلی در دنیامعاصر است که بر آن لباس حق پوشانده اند. این همان دعوت خوارج است که حضرت علی (ع ) را تکفیر کرد و سرانجام به جنابت های متعدددست یازید. البته پس از ماجرای 11 سپتامبر 2001، به لحاظ رویا رویی با نیروهای استکباری، روش تندروی و رادیکالیزم افراطی محبوبیتی کاذبانه یافت و شاید هم یکی از اهداف و نقشه های استکبار جهانی، حمایت ظاهری از این رویکرد افراطی در میان مسلمین است، تا بتواندبه اهداف شوم خود در ایجاد تفرقه دست یابد. به هر حال تند روی ورادیکالیزم، چه مورد حمایت استکبار جهانی باشد و چه نباشد، در جهان اسلام منفور و مذموم است. شواهد تاریخی و تجربی دنیای معاصر نیزنشان دهنده مطرود بودن این رویکرد است.
پیدایش خوارج سیاسی در دوره حضرت علی (ع )، پیدایش فرقه وهابیت در دوره های جدید، القاعده و طالبان و نیروهای خود سر درایران، همگی حاکی از فراز و نشیب های این تفکر در جهان اسلام است. در بررسی ریشه های این جریان می توان گفت: تند روی و رادیکالیزم، محصول عوامل زیر است:
1. برداشت های شخصی فاقد معرفت و شناخت صحیح از اسلام.
2. عدم تأسی به اصول و قواعد مسلم قرآنی.
3. عدم تأسی به سیره و سنت رسول الله.
4. اهداف و نقشه های استکبار جهانی در ایجاد تفرقه.
5. به لحاظ روان شناختی و تیپ لوژی سخت عاطفی و احساساتی وفاقد تعامل با ایده های متفاوت و گوناگون.

شاخص ها و دیدگاه های خشونت گرایان اسلامی

1. گرایش به اسلام گرایی سلفی و سنت های وهابی
بیشتر طرفداران خشونت در جهان اسلام، از یک رگه بنیادگرایانه سلفی و خود ستیزی برخوردارند.
آنان در تحلیل مسائل اجتماعی ـ سیاسی، قشری نگر و متحجر بوده وخشونت را دارای بار ذاتی و مطلق می دانند و از یک سیستم کاملا بسته، به قضاوت در مسائل می نشینند. معمولا پیروان این نظام جزم اندیشانه، گیرنده های فکری و عقیدتی خود را بر سایر سیگنال های دانش سیاسی اسلام بسته نگه داشته و از تفسیرهای شخصی و سلیقه ای بهره می برند. خشونت گرایان اسلامی سنت های وهابیت جمود گرایی منحرف رااتخاذ کرده اند تا در تبارشناسی خود به سابقه تاریخی استناد کنند و نیز ازتهمت بی هویتی رهایی یابند. غافل از اینکه خود ستیزی آنان، علت ازبین رفتن خودشان خواهد بود و همین دلیلی بر بی هویتی آنان است، زیرا تجویز مطلق خشونت به معنای جایز دانستن خشونت در جهت نفی خشونت نیز هست و چیزی که نافی خود باشد، اساسا باطل و نادرست است. 8

2. رویکرد به منطق رادیکالی و افراطی جریان جهادی
علیرغم اینکه در اسلام، جماد امری پسندیده و مقبول است ؛ ولی خروج از اعتدال و روی آوردن به افراط و تفریط، امری مذموم است. خشونت باید مطابق با عدالت باشد و از مرزهای آن تجاوز نکند. 9
اسلام شدت عمل را تنها به میزان ضرورت مجاز دانسته است. در فقه اسلامی قاعده «الاسهل فالاسهل» به ما می گوید: زمانی که مراحل ساده و آرای ساز و کار و کار سازتر است، نباید به سراغ مراحل شدیدتررفت ؛ یعنی اسلام شدت عمل را تنها به میزان ضرورت مجاز می داند10در حالی که یکی از ویژگی های خشونت گرایان اسلامی، شدت عمل به عنوان یک هدف و ارزش است.

3. پیرو کنش های اجتماعی عاطفی ـ ارزشی
اگر براساس یک تقسیم بندی، کنش های اجتماعی را به کنش های سنتی، کنش های عاطفی و کنش های عقلانی تقسیم کنیم ؛11 درگروهک های خشونت گرای اسلامی، کنش های عاطفی نمود بیشتری دارد. کنش های عاطفی کنش هایی هستند که بر ارادت شخصی به رهبرانی چون اسامه بن لادن و نخبگان آنان استوار است و سلطه ای کاریزمایی در گروه های تروریستی و خشونت گرا ایجاد کرده است. که درتمامی رده های گروهک های خشونت گرا مشاهده می شود. رهبران کاریزمای القاعده و سایر گروه های تروریستی، در پاسخ به «مسئله معنایابی»، در تقابل بین فرهنگ اسلامی و غرب در دنیای مدرن، رشد ونمو یافتند و در نتیجه کنش های طرفداران خشونت گرایی اسلامی، خالی از وجه معنا، ارزش و جهت گیری نیست. عقاید میلیشیای القاعده، به هر صورت دارای برداشت، نیرو و تاریخ درونی خاص خویش است ؛ دراین میان نخبگان القاعده و گروه های خشونت گرا، چون تعاریف جعلی جدیدی از جهان معاصر و انسان عرضه می کنند، هرگاه پیروانی بیابندکه به تعریف عرضه شده، متعهد باشند یک جنبش اجتماعی و لومنحرف پدید می آید که به نظام اعتقادی واحدی معتقد بوده و معمولا درشرایط تهی شدن زندگی از معنا، در زمینه ای از نارضایتی نسبت به محیط پیرامون پدید می آید و این نخبگان، دست به بسیج پیروان می زنند. میان پیروان و نخبگان خشونت گرا ارادت از نوع کنش عاطفی ـارزشی است. وجه مهم اندیشه کاریزما در آثار و بر تجدید سنت است 12که در القاعده، و سایر گروه های خشونت گرا، اسلام گرایی سلفی، با بارارزشی منفی در ضمیر آنان پنهان است.

4. پیرو اصالت پراگماتیسم اسلامی و عمل گرایی شتاب زده
طرفداران رادیکال افراطی، عمل را شرط لازم هدف می دانند و ازمشرب تجربه گرایی بهره می گیرند. 13 نخبگان گروه های خشونت گرامعتقدند که فکر و اندیشه، باید با مقاصد سود و نفع همراه باشد، تانتایجی که مورد نظر است، تحقق یابد؛ به این وسیله حقیقت را از راه عمل مورد کاوش شناخت قرار می دهند. با عنایت به اینکه عنصراصلی حقیقت برای آنان «فایده» است. به این ترتیب، روشن می شود که چگونه حل مشکلات اجتماعی سیاسی، جانشین دستیابی به حقیقت می شود. نخبگان القاعده مانند تفکر ماکیاول، برای رسیدن به مقصود وهدف، تمام راه های غیر مشروع را پیشنهاد می کنند و در این رابطه، ازتاریخ دلیل و شاهد می آورند؛ ولی هیچ گونه دلیل موجهی برای مشروع بودن عقاید و اندرزهای خود ندارند.

5. ایجاد یک غیریت سیاسی ستیزه جو، با بهره وری از حربه تکفیر
خشونت گرایان اسلامی رادیکال، به دلیل پیروی از قشری گری وسطحی نگری در مسائل اجتماعی ـ سیاسی، دائما در باز تولید تعریف خود غیریت سازی می کنند و پس از غیریت سازی خصمانه وجه سیاسی برای آن می تراشند و از رابطه تضاد و تقابل که نوعی بینش و منش حذف فیزیکی است، استفاده می برند. برای آنان فرقی نمی کند که درغیریت سازی نیروهای اشغالگر، بیگانه باشد یا مردم مسلمان شیعه عراق یا اهل سنت مخالف خشونت گرایی. در قوه مخیله آنان، حربه تکفیر با بهانه ای واهی، تنها ابزاری کاربردی برای حذف رقیب است. حریف عقیدتی، فرهنگی خود را به یک حریف سیاسی ستیزه جو تبدیل می کند تا بتوانند در حفظ آرمانها و ارزش های منفی خود که پنداری بیش نیست، جان و حیثیت خود را فدا کنند.

6. پردازنده و تئوریزه کننده گفتان خشونت
خشونت گرایان اسلامی با توجه به اینکه از هیچ عقبه فکری معقولی برخوردار نیستند و فاقد تئوری زیست اجتماعی ـ سیاسی منسجم هستند، اخیرا در ترورهای کور خود، برای توجیه اهداف و ارزش های منفی خود، اقدام به تئوری سازی 14 بر مبنای فکری سطحی و بی عمق کرده اند؛ آنان با الهام از شخصیت کاریزماتیک نخبگان خود و نقش عنصر احساسات و عواطف روحی ـ روانی و تحصیلات اکادمیک وحوزه ای، در مدارجی بالاتر پشتیبان خود، تئوری ترور و خشونت را درچار چوب پراگماتیسم اسلامی، رویکرهای داروینیسم اجتماعی یعنی «الحق لمن علب» که از خصم خودفرهنگ غربی گزینش کرده اند، بالعاب و روکش اسلام گرای سلفی در کاربرد واژه های شهید، جهاد با کفارو مشرکین به صورت گفتمان خشونت در میان جوانانی که اکثرااحساساتی و عاطفه گرا هستند، کاربردی کرده اند.

ـ روش و شیوه های خشونت گرایان اسلامی
با اذعان به این مطلب که ماهیت و اهداف خشونت و ترور، از گذشته تاکنون، تفاوت چندانی نکرده است، باید گفت که روش و تاکتیک های حوزه عملکرد آنان پیچیده و گسترده تر شده است. 15 خشونت گرایی وتروریسم، در گذشته، واکنشی محلی و ملی بود، اما امروز شکلی پیشرفته و بین المللی به خود گرفته و با توجه به فرایند جهانی شدن و در کنارعوارض ناشی از جهانی شدن، از حوزه قدرت های ملی فرا رفته و به صورت یک معضل بین المللی درآمده است. 16 اکنون لازم است برای شناخت بهتر آنان، به شیوه ها و روش های خشونت گرای آنان به صورت مختصر اشاره شود.

1. شیوه تداوم حملات فرسایشی و جنگ روانی 17
نیروهای خشونت گرا، امیدوارند که استمرار و گسترش حملات مسلحانه به نیروهای اشغالگر، آنان را به لحاظ روحی و روانی، گرفتار یک جنگ فرسایشی کند و به نوعی حضور امریکا در ویتنام را در اذهان تداعی سازد تا هم مردم امریکا دست به اعتراض شدید بزنند و هم مردم عراق، خشم و نارضایتی خود را نشان دهند؛ در حالی که اعتراضات مردم امریکا محدود و نارضایتی عراق از حضور امریکایی ها، هنوز به یک مبارزه عمومی تبدیل نشده است، بلکه به عکس، مردم از نیروهای خشونت گرا بیزار شده اند، زیرا این جنگ روانی و شایعه پراکنی رانیروهای خشونت گرا در مراسم عزاداری مردم عراق در حرم شریف امام موسی کاظم (ع ) به کار بردند که به کشته شدن عده بیشماری از مردم عراق در کاظمین منجر شد.

2. انفجارهای خیابانی و حملات خمپاره ای و گسترش نا امنی شهری
نیروهای خشونت گرا تاکنون موجب کشته و زخمی شدن صدها هزارنفر در شهرهای مختلف عراق شده اند. این روش برای نا امن نشان دادن شهرها و زیر سؤال بردن توان امنیتی دولت عراق است. از جمله به چند نقطه در بغداد و زائران امام موسی کاظم (ع ) که در این مورد، القاعده عراق رسما مسئولیت را به عهده گرفت. 18

3. شیوه عملیات انتحاری در میان مردم و نیروهای اشغالگر
شیوه عملیات انتحاری، را زمانی به کار می برند که در عملیات از راه دوریا عملیات اقدام و گریز، به استیصال رسیده باشند. مانند عملیات 11سپتامبر 2001 که سه فروند هواپیمای مسافربری امریکایی را باسرنشینان بی گناه، به برج های دو قلوی مرکز تجارت جهانی و مقرپنتاگون زدند یا حمله به پایگاه نیروهای امریکایی در ظهران عربستان، حمله به پایگاه های امنیتی وابسته به حکومت عربستان، حمله به صفوف مردم و جوانانی که برای ثبت نام در نیروی انتطامی و ارتش عراق در بغداد اجتماع کرده بودند و نیز عملیات انتحاری به سفارتخانه مصر در پاکستان 20.

4. حمله به تأسیسات زیر بنایی و حیاتی عراق
شاید این روش را بتوان ارعاب سیستماتیک نام نهاد که گروهک خشونت گرا، وجود یک پیام سیاسی مشخصی را مفروض می انگارد. 21انجام انفجار در تأسیسات زیر بنایی عراق، به ویژه در خطوط انتقال نفت، گاز و بنزین، با دو منظور اخلال در خطوط، به این علت که سوخت به نیروگاه های برق و سایر مؤسسات زیر بنایی نرسد و از سوی دیگرمردم عراق با کمبود برق و خاموشی های مکرر روبرو شوند. پیامد این حوادث، یکی کاهش صادرات نفت عراق و در نتیجه کاهش سطح درآمددولت جدید و بروز مشکلات اجتماعی اقتصادی در جامعه خواهد بود ودیگری تشدید نا رضایتی مردم و بی کفایتی دولت جدید. البته سلسله عملیات انفجاری از خطوط اصلی نفت عراق، یعنی خط شمالی «کرکوک» به سوی «جیحان» ترکیه، در دریای مدیترانه و خط جنوبی بصره به سوی دو اسکله مهم الامیه و البکر را شامل می شود.

5. گروگان گیری و گروگان کشی به شیوه ذبح گروگان ها
این روش برای تحت فشار قرار دادن دولت های اشغالگر، از طریق اعتراض مردم آن کشورها اتخاذ شده است ؛ شاید هم منظور دیگری درپی داشته باشد و آن اینکه خشونت گرایان قاطعیت داشته و حاضر به هیچ گونه تساهل و تسامح در قبال اشغالگران نیستند.
در این روش، از بین اتباع امریکا، ایتالیا، کره جنوبی، ژاپن و... تاکنون انتخاب شده اند؛ به این منظور که از این طریق، مردم این کشورهادولت هایشان را تحت فشار سیاسی قرار دهند تا از حضور در عراق منصرف شوند؛ البته افراط خشونت گرایان به حدی رسیده است که گروگان ها را در برخی موارد ذبح کرده اند22. بازتاب منفی این عامل زمانی به اوج خود می رسد که این عمل زشت و زننده از طریق شبکه های ماهواره ای جهان به نمایش در می آید.

6. ترور مقامات، مسئولان و حامیان دولت عراق
خشونت گرایان برای رسیدن به اهداف خود، به ترور شخصیت های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی حامی دولت اقدام می کنند. افرادی چون عزالدین سلیم، رئیس پیشین شورای حکومتی عراق، عقیله هاشمی عضو این شورا و معاون وزیر خارجه دولت انتقالی جعفری، ترور آیت الله حکیم و بخش دیگر ترورها متوجه نیروهای درجه دوم، به ویژه نیروهای پلیس، روحانیون سرشناس شیعه و سنی، برخی اساتید دانشگاه بغداد، برخی اعضای کابینه دولت عراق به نخست وزیری نوری المالکی تجار وبازرگانان حامی دولت عراق و....
این اقدامات بیشتر به منظور پشیمان کردن و منصرف ساختن حامیان و مسئولان دولتی از پذیرش سمت در دولت عراق است تا از این طریق، دولت از خلاقیت و توانایی افراد کارآمد و مؤثر محروم شده، با شکست تدریجی روبرو شود. 23

نمونه هایی از خشونت گرایی گروه های افراطی
از حرکت های افراطی «وهابیت» در اقصی نقاط جهان اسلام می توان به «القاعده» در عراق، افغانستان و سومالی اشاره کرد که با ایجادخشونت، سعی در ایجاد تفرقه در صفوف مسلمین کرده، از سویی درراستای اهداف استکبار جهانی قرار گرفته است. گروه دیگر «جندالله» درمنطقه سیستان و بلوچستان ایران است که فاجعه کشتار تاسوکی را به وجود آورد که ظاهرا این گروه نیز تابع وهابیت و القاعده بوده 24، حتی دربرخی مناطق پاکستان هم به ترور عملیات انتحاری دست می یازد وبرخی قرائن نشان می دهد که کمک های مالی خود را از عمال استکبارجهانی دریافت می کند.
گروه انحرافی و افراطی دیگر «سپاه صحابه» است که به فرقه اهل حدیث پاکستان وابسته بوده و فاجعه کشتار شهر کلگیت پاکستان و به شهادت رساندن شهید عارف الحسینی از جنایات آنان است. 25 این گروه به شدت عاطفی و احساساتی بوده و فاقد تعامل با ایده های متفاوت از خود است. این گروه در برخی زمان ها به تحریک دولت پاکستان (دوره ضیاء الحق ) و اخیرا به تحریک استکبار جهانی، به عملیات تروریستی روی می آورد. 26
گروه انحرافی دیگر «جماعت مسلح اسلامی» الجزایر است که ازجبهه نجات اسلامی جدا شده و در کشتارهای مسلمین الجزایر شرکت می کند. این گروه عمدتا کسانی هستند که در جنگ علیه شوروی سابق در افغانستان شرکت کرده بودند و در دوره طالبان نیز حضور داشتند و به افغان های عرب مشهورند و چون از گروه عباس مدنی و علی بلحاج جداشده اند، گروهی را با نام گردان های وحشت یا «کتیبه الاهوال» درالجزایر تشکیل داده اند و زمینه تزاید کشتار مسلمین را فراهم می کنند. 27 هم چنین گروه های جیش شعبی وابسته به حزب بعث والقاعده عراق که از تند روهای اهل سنت عراق به شمار می آیند که درجبهه ای مشترک، علیه صفوف مسلمین، به ترور و بمب گذاری در اماکن مقدس و معابر عمومی اقدام می کنند. در واقع این گروه ها، به جای مبارزه با استکبار جهانی، در راستای اهداف مستکبران امریکایی و اسرائیلی، سلاح های خود را به روی مسلمین می گشایند و با ایجاد تفرقه در عراق، یکی از بازوان نظامی امریکا در این کشور به حساب می آیند در ایران نیزنیروهای خود سر، طی سال های گذشته، به عملیات تروریستی روی آوردند که توسط دولت جمهوری اسلامی ایران به سزای اعمال خودرسیدند.

نمونه هایی از گروه های وحدت طلب اسلامی
در میان شیعه و اهل سنت فهیم، گروه هایی بوده اند که برای اتحادمیان صفوف مسلمین تلاش کرده اند و انرژی و پتانسیل خود را در راه مبارزه با استکبار جهانی مصروف داشته اند. از جمله «انجمن مسلم متحده محاذ» در پاکستان و جمعیت علمای پاکستان 28 و نیز در لبنان، حزب الله و جنبش امل و برخی جمعیت های علمای اهل سنت این کشور29، در الجزایر جبهه نجات اسلامی، در فلسطین جنبش جهاداسلامی (هماس )، در عراق مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و حزب الدعوه، در تونس جنبش «نهدا» به رهبری راشد الغنوشی در مصر اخوان المسلمین، در افغانستان گروه های جهادی حامی شهید احمد شاه مسعود، در ایران اکثر مردم ایران و مسئولان سیاسی جمهوری اسلامی، خواستار وحدت اسلامی بوده اند. امام خمینی (ره ) در یکی از پیام های خود آورده است: «ما با مسلمین اهل سنت یکی هستیم، واحد هستیم که مسلمان و برادر هستیم، اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمان ها بشود، بدانید یا جاهل هستند یا از کسانی هستند که می خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند، ما همه با هم برادریم»30.


نتیجه
در این مقاله، با عنایت به اینکه موضوع اصلی، خشونت گرایانی بود که حقیقت را انحصاری پنداشته و از این زاویه خود را مکلف دانسته اند، برای اثبات ایده نابخردانه خود، همه مخالفان خود را از طریق فرهنگ تقابلی حذف کنند، به نظر می رسد مرور مختصر بر ایده های ناصواب آنان می تواند، مرهمی باشد بر تحمل بد اندیشان خشونت گرا، تا شایددر فرصتی مغتنم، چاره ای اندیشه شود و جهان اسلام از شر کژاندیشان خلاصی و رهایی یابد. گذشت که استناد به عملیات استشهادی زمانی معنا می یابد که عملی آگاهانه و از سر معرفت خواهی باشد؛ و گرنه تعصب کورکورانه و پی جویی فعالیت های کینه توزانه و نفرت انگیز، به جز تبعیت از هوای نفس و پیروی از امیال، هیچ ارمغانی برای انسانیت نخواهدداشت. چنین عملیات های انتحاری و شورش های بی پایه و اساس، چیزی بیش از شورش امیال نیست. شورش امیالی که در فرهنگ دین ونصوص وحیانی محکوم به شکست است.
در مرور اجمالی بر دیدگاه ها و ویژگی های خشونت گرایان، این امر بر ماآشکار شد که در کنش های اجتماعی معطوف به عاطفه، چون وابسته به هنجارها و ارزش هایی است که به اشتباه و انحراف، اعضای گروه های خشونت گرا ارزش پنداشته و به صورت اکتسابی آنها را اتخاذ کرده اند، این ارزش ها به یک باور از جنس سخت عقیدتی تبدیل شده است که درتنظیم رفتار و عملیات انتحاری آنان نقش تعیین کننده و سهم مهمی به خود اختصاص داده است. پس منشأ باورهای القاعده و گروه های خشونت گرا، برای ما مهم تر و کلیدی تر از خود گروه القاعده و خشونت گرایان است.
در واقع در نبرد فکری با آنان، باید بر آشکار کردن نیت های پنهان ونهان خشونت گرایان تاکید کرد. در واقع قوه و نیروی پنهانی که پیامدهای عملی آنچه خشک اندیشان در قالب گزاره های خبری مطرح می کنند و در مقدس جلوه دادن اعمال خود از طریق شکنجه، ترور وکشتار، چیرگی آیین خود را تضمین می کنند. در این مقاله نیز اشاره شدکه نوع الهام گیری از شخصیت های کاریزماتیک نخبگان، نقش عنصراحساسات و عواطف روحی ـ روانی، نقش استکبار جهانی در استفاده ابزاری از آنان، تحصیلات اکادمیک و حوزه ای آنان، رویکردهای داروینیسم اجتماعی و استفاده از مبانی بی پایه اسلام گرایی سلفی درکاربرد واژه های شهید و جهاد با کفار و مشرکین به صورت گفتمان خشونت گرایی کاربردی شده است. نبرد فکری ما تنها در حوزه فرهنگی نباید متوقف شود و باید همواره بر اتحاد گروه های اسلامی تکیه کنیم واز تفرقه و اعمال خشونت به شدت پرهیزکرد. دامنه فعالیت ما باید ازحوزه نظری به حوزه عملی سرایت کند و نه تنها نهادهای دولتی، بلکه بیشتر توسط نهادهای مدنی درجمهوری اسلامی اقدام به برگزاری نشست های علمی فرهنگی بین المللی در میان گروه های سیاسی، جهادی و فرهنگی مسلمانان بدون وقفه صورت پذیرد.

پی نوشت ها:
1ـ ر. ک. محمد بن فیروز آبادی، القاموس المحیط، ج 1، ص 588.
2ـ فصلنامه علمی پژوهشی بنیاد شهید انقلاب اسلامی، سال اول، پاییز 1378، ص 83. و ر. ک. مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، ج 3، ص 1517.
3ـ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 4، ص 87. و ر. ک. سید محمدکاظم طباطبائی یزدی، العروه الوثقی، ج 2، ص 39.
4ـ سوره ال عمران، آیه 64.
5ـ سوره مائده، آیه 8.
6ـ سوره قلم، آیه 4.
7ـ نهج البلاغه، خطبه 40.
8ـ حمید رضا شاکرین، خشونت، تهران: کانون اندیشه جوان، 1383، ص 14.
9ـ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 1، تهران: صدرا، 1381، ص 231.
10ـ آیت الله ناصر مکارم شیرازی، روزنامه رسالت، ش 2954؛ سال 1378، ص 2.
11ـ مقالاتی از ماکس وبر، ترجمه یدالله موقن، تهران: نشر هرمس، 1379، ص 9.
12ـ حسین بشیریه، جامعه شناسی سیاسی، تهران، نشر نی، 1381، صص 64 ـ 60.
13ـ ملک یحیی صلاحی، اندیشه های سیاسی غرب در قرن بیستم، تهران: نشر قومس، 1381، ص 49.
14ـ محمد علی زکریایی، گفتان تئوریزه کردن خشونت، تهران: جامعه ایرانیان، 1369، صص 220 ـ 215.
15ـ علیرضا طیب، تروریسم، تهران: نشر نی، 1382، ص 13.
16ـ ر. ک علی بیگدلی، ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران، تهران: سروش، 1377.
17ـ ر. ک، کتاب انتخاب نو، تهران: طرح نو، 1381، ص 88.
18ـ ر. ک سایت: www. akarabiya. net
19ـ اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، دوم آبان، 1377، ص 25.
20ـ ر. ک. سایت: www. akmotomar. net
21ـ ر. ک. ماهنامه زمانه، سال پنجم، شماره 51، سال 1385.
22ـ ر. ک. سایت: www. Palestine. info
23ـ ر. ک. روزنامه ایران، 83/4/9.
24ـ فصلنامه علوم سیاسی دانشگاه باقر العلوم (ع )، خاطرات رضالک زایی، سال نهم، شماره سی و چهار و پنج، 1380.
25ـ ر. ک. فصلنامه خاور میانه، مقاله عوامل و موانع همکاری روابطمیان پاکستان و ایران، 1380.
26ـ ر. ک. بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، منوچهر محمدی، تهران: نشر فرهنگ و اندیشه، 1385.
27ـ ر. ک. بحران الجزایر، دیدگاه ها بولتن ماهنامه دفتر مطالعات سیاسی، بین المللی، شماره 116.
28ـ ر. ک. بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، پیشین منوچهر محمدی.
29ـ جنبش حزب الله لبنان، گذشته و حال، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1382.
30ـ امام خمینی، تبیان، دفتر پانزدهم، وحدت از دیدگاه امام خمینی (ره )، تهران: موسسه نشر آثار امام خمینی (ره ) 1376، ص 210.


منبع: هفته نامه پگاه حوزه 1386  شماره 210، تیر ۱۳۸۶/۰۱/۰۰

نظر شما